چرا نباید استارتاپ ها را برای کار کردن انتخاب کنیم؟

در سال های اخیر، استارتاپ ها رشد چشمیگری داشتند و تعداد آنها به شکلی قارچ گونه بالا رفته است. حوزه فعالیت شرکت های نوپا یا همان استارتاپ ها هم متنوع است و از نرم افزار گرفته تا مواد خوراکی و شکار همه را در بر می گیرد.

شکل گیری این بنگاه های کاری کوچک باعث شده که آمار و ارقام مربوط به استخدام و فرصت های شغلی دستخوش تحولی قابل ملاحظه گردد و معمولا هم اینطور است که صلاحیت ها و مهارت های شما بیشتر از میزان مورد نیاز برای تصدی یکی از مشاغل ارائه شده در آنهاست.

از طرفی بر همگان روشن است که کار کردن در چنین بنگاه هایی نه مانند سازمان های بزرگ تر سخت است و نه چالش برانگیز و در عوض پتانسل هایی که به واسطه کار کردن در چنین شرکت هایی پیش رویتان قرار دارد قابل توجه هستند.

تصمیم گیری برای آغاز به کار در این شرکت ها تقریبا بی هیچگونه درنگ و تاملی صورت می گیرد و فردی که این مسیر را انتخاب کرده مطمئن است که با این انتخاب می تواند زندگی شخصی و حرفه ای اش را برای همیشه متحول نماید.

اما آیا پیوستن به یک استارتاپ کاری عقلانی محسوب می شود؟ درست است که کار کردن در این شرکت ها پتانسل های فراوانی را با خود برای شما به همراه خواهد داشت اما این کار خطرات و ریسک هایی را هم در پی دارد که در ادامه توجه تان ا را به برخی از مهم ترین آنها جلب می کنیم.

با دیجیاتو همراه باشید.

1- ممکن است حقوق نگیرید

برخی از کارکنان استارتاپ ها با این تصور در آنها مشغول به کار می شوند که در ازای کم شدن درآمد ماهیانه شان می توانند سهمی در آن کسب و کار داشته باشند. باور این افراد آن است که دوسالی را در شرکت متبوعشان کار می کنند و سپس از محل سود کلی آن سهمی را دریافت می کنند.

اما این دیدگاه دو ایراد اساسی دارد: نخست اینکه شاید آن استارتاپ هیچگاه به موفقیت نرسد که اگر اینطور شود، سود حاصل از یک کسب و کار شکست خورده اصلا ارزش صرف زمان را ندارد.

دوم آنکه استارتاپ ها در ابتدا که بودجه اولیه برای راه اندازی شان را صرف می کنند، بسیار صرفه جو هستند و باید برای مدتی نامعلوم با آن سرمایه اموراتشان را بگذرانند.

بنابراین اگر با این تصور که عاقبت مالکان یک استارتاپ به خاطر خدمات خوبتان حقوق مناسب و قابل قبولی را به شما می دهند یا سهمی را برایتان قائل می گردند وارد چنین شرکت هایی می شوید، باید بگوییم که سخت در اشتباهید.

به بیان دیگر اگر از جایگاه فعلی تان راضی هستید یا فرصت شغلی بهتری به شما پیشنهاد شده بهتر است در تصمیم خود برای پیوستن به آن استارتاپ بازنگری نمایید.

2- ممکن است در تیم مدیریتی جایگاهی نداشته باشید

یکی از دلایلی که افراد به کار کردن در استارتاپ ها تمایل دارند این است که احتمالا راحت تر می توانند یک پست مدیریتی در آن داشته باشند. اما چند استارتاپ را می شناسید که مدیران عالی رتبه اش در زمره بنیانگذارانش نباشند؟

و این را هم باید در نظر داشته باشید که وعده ترفیع رتبه و رسیدن به جایگاه های شغلی مدیریتی می تواند حربه ای باشد برای متقاعد نمودن شما به منظور دریافت حقوق کمتر.

در نتیجه ممکن است تصمیم بگیرید در ازای دریافت حقوق کمتر جایگاه شغلی بهتری به شما داده شود. جالب است بدانید که چنین پست هایی معمولا در مراحل اولیه استخدامی به افراد پیشنهاد می شوند. چون مالکان استارتاپ در مورد پول خود بیش از اندازه محتاط عمل می کنند این عناوین شغلی معمولا به عنوان حقه ای برای چانه زنی بر سر حقوق شما مورد استفاده قرار می گیرند.

3- استارتاپ ها معمولا محکوم به شکست هستند

زمانی که به یک استارتاپ ملحق می شوید همواره شانس شکست خوردن آن برای شما وجود دارد. منظور از گفتن این جمله ناامید کردن بنیانگذاران شرکت های نوپا نیست و در عوض مرادمان شناساندن ماهیت این بنگاه هاست.

براساس گزارش وال استریت ژورنال، در سال 2012 میلادی از هر چهار استارتاپی که بین سال های 2004 تا 2010 میلادی راه اندازی شده بودند سه تای آنها با شکست روبرو شدند که برای ارائه این گزارش مجموعا 2000 شرکت با بودجه ای بالغ بر 1 میلیون دلار مورد بررسی قرار گرفتند.

4- باید سخت کار کنید

روشن است که هر فردی دوست دارد در هر موقعیت شغلی توانمندی هایش را به بهترین نحو ممکن به نمایش بگذارد و در همین راستا لازم است که سخت کار کند، اما موضوع استارتاپ ها کاملا فرق می کند.

در چنین شرکت هایی ممکن است مجبور شوید به شکلی دیوانه وار و برای ساعت های متمادی کار کنید چون شرکت شما در تلاش است که سریع تر به بازدهی برسد و هر چه زودتر کالا یا خدماتی را تولید کند و قبل از آنکه بودجه اش تمام شود بازاری را برای آن دست و پا کند.

اگر اینگونه فشارها برای شما عادی است و مشکلی با آن ندارید پس، درنگ نکنید و زودتر فرصت شغلی پیشنهادی را قبول کنید (این را در نظر داشته باشید که اغلب افراد دوست دارند ضربان قلب و فشار خونشان در سطح مناسب و سالم باشد).

از این رو اگر دوست دارید بیشتر از 12 ساعت در روز آن هم برای مبلغی ناچیز کار کنید، آنگاه کار کردن در یک استارتاپ می تواند ایده خوبی برای شما باشد.

5- لیست وظایفتان ممکن است بیش از اندازه طولانی باشد

Portrait of overworked businesswoman looking at pile of documents

استرس بالا، ساعت های کاری طولانی و درآمد پایین را باید به لیست طولانی وظایفی که به شما محول خواهد شد اضافه نمایید. در استارتاپ ها ممکن است از شما کارهای زیادی خواسته شود. البته برخی از افراد از اینکه در موقعیت های مختلف به ایفای نقش بپردازند لذت می برند اما بسیاری هم دوست دارند بدانند که در پست شغلی جدید دقیقا چه کاری را باید انجام دهند.

اما آن روی سکه را هم نباید نادیده گرفت. پست های شغلی در بنگاه های کاری نوپا، همان مسئولیت هایی را بر دوش افرد می گذارند که در شرکت های بزرگ وجود دارد. بنابراین اگر انتظار دارید که در جایگاه شغلی جدید دست به کارهای تازه ای بزنید و استعدادها و مهارت هایتان را در آن به بوته آزمایش بگذارید باید بگوییم که سخت در اشتباه هستید.

6- هر چیزی می تواند متغیر باشد

ممکن است تصورتان این باشد که اگر وظایفتان را به درستی انجام دهید و شرکت به موفقیت برسد، توجه بسیاری را به خود جلب خواهید کرد اما این مساله در استارتاپ ها به ندرت دیده می شود.

در واقع باید احتمالات زیادی را در نظر بگیرید. اگر سرمایه گذاران پول خود را بیرون بیاورند چه اتفاقی برای آن استارتاپ خواهد افتاد؟ اگر شرکت شما به خاطر رقابت از صحنه حذف گردد چه می شود؟ اگر کمپانی های بزرگ تر وارد عرصه فعالیت شما شوند چه؟ در صورت بروز رکود چه اتفاقی می افتد؟

همانطور که مشاهده کردید، فاکتورهای متعددی بر موفقیت یا شکست یک استارتاپ اثر می گذارند و با تغییر شرایط، همه چیز متحول می شود. یک روز برای استارتاپی کار می کنید که چشم انداز روشنی برای موفقیت و آینده اش دارد و روز دیگر از آن اخراج می شوید.

7- استارتاپ ها بی نظم اند

untidy_office_1

استیو بلنک از اساتید دانشگاه استنفورد، بنیانگذار شرکت های مختلفی است که از افراد علاقمند به کار در استارتاپ ها می پرسد: «چقدر با بی نظمی راحت هستید؟» اگر به یک استارتاپ کوچک پیوسته اید که کمتر از 10 کارمند دارد، هر روز که به سر کار می روید باید انتظار داشته باشید که با بی نظمی تازه ای در آن روبرو شوید.

8- همچنان رئیس یا رؤسایی خواهید داشت

یکی از هیجان انگیزترین بخش های پیوستن به یک استارتاپ این است که احساس خواهید کرد دیگر برای یک مدیر کار نمی کنید.

اما حتی استارتاپ ها هم مدیر عامل و سرمایه گذاران خود را دارند. اگر شانس بیاورید و یک مدیر خوب نصیبتان شود، این موضوع به هیچ وجه بد نخواهد بود چراکه آن شخص تیم را دور هم نگه می دارد و به انجام کارها کمک می کند.

از طرفی، استارتاپ هایی که سرمایه شان توسط شرکت های سرمایه گذار تامین می شود موظفند نتایج عملکردشان را در مهلتی که احتمالا از سوی سرمایه گذار مقرر شده، ارائه نمایند چراکه در نهایت بودجه شرکت از طریق آنها تامین می شود.

بنابراین اگر به خاطر ناکامی استارتاپ در رسیدن به نتیجه مطلوب تغییراتی در فضای شرکت به وجود آمد یا اینکه شاهد بحث و جدال مدیران استارتاپ و شرکت سرمایه گذار بودید، تعجب نکنید.

9- باید یک شرکت را بسازید

تصور کنید که شما یک مهندس یا توسعه دهنده هستید که مورد توجه یک استارتاپ قرار گرفته. اما اگر تصمیم بگیرید که به دعوت آن شرکت نوپا پاسخ مثبت دهید لازم است در نظر داشته باشید که این بار به جای پذیرش شغل و فعالیت در یک زمینه مشخص باید یک شرکت را بسازید.

این مساله ممکن است چالش بر انگیز به نظر بیاید، اما کاری که در آن شرکت انجام خواهید داد همانی نیست که برایش درخواست داده اید.

دیوید بلام کارفرمای موفقی است که می گوید: «همه افرادی که در استارتاپ ها مشغول می شوند باید «سازندگان کسب و کار باشند» و نظم بخشیدن به فرایندهای شغلی را از جمله نقش های اصلی پست خود در نظر داشته باشند.

10- ممکن است مجبور به پرداخت هزینه ها شوید

empty-pocket

در استارتاپ ها باید تنخواه و مواردی مانند این را فراموش کنید چراکه این شرکت ها در ابتدای امر اصلا پولی در نمی آورند. حتما می پرسید پس چه کسی قرار است که هزینه های لازم برای جلب توجه رسانه ها، سرمایه گذاران و مشتریان را بپردازد؟ بله، احتمالا شما نیز در این هزینه ها سهم خواهید داشت.

از تامین مواد و وسایل مورد نیاز دفتر گرفته تا خدمات نظافتی هزینه هایی هستند که به خاطر نداشتن بودجه کافی در استارتاپ ها احتمالا از جیب کارمندان دریافت خواهند شد. ممکن است بگویید که استخدام نظافت چی را برای مدتی به تعویق می اندازید، اما بعد از یک ماه، چه کسی حاضر است قدم به داخل شرکت نامرتب و به هم ریخته شما بگذارد.

علیرغم تمامی اینها، باید یادآور شویم که کار کردن در استارتاپ ها مزایا و شیرینی های خودش را دارد که گاهی به یک دنیا می ارزند و تنها افرادی می توانند آن را درک کنند که هم در شرکت های بزرگ کار کرده اند و هم در بنگاه های نوپا و تازه تاسیس.

مطالب مرتبط

چرا زنان کمتر از مردان حقوق می گیرند؟

با اینکه برای همسطح کردن میزان حقوق دریافتی زنان و مردان ظرف دهه های گذشته تلاش هایی صورت گرفته است، به نظر می رسد این تقاوت هنوز در جای خود پابرجاست. فرانسیس دی بلو و لارنس ام کان، نویسندگان پژوهش تازه ی اداره ی ملی پژوهش های اقتصادی آمریکا، برای پیدا کردن علت این مسئله به... ادامه مطلب

6 درس از زندگی مارک کوبان برای کارآفرینان

مارک کوبان یک کارآفرین بی نهایت موفق است که حضور هوشمندانه ای در رسانه ها دارد و در زمینه های رهبری و کارآفرینی می توان درس هایی زیادی از او فرا گرفت. یکی از کارآفرینان دیگری که همین حالت را دارد، اد ریوز، مؤسس و رئیس MoneyPenny است. شرکت وی یکی از مؤسسات پیشرو در زمینه ی... ادامه مطلب

7 عادت ظریف سخنوران حرفه ای در مکالمه

همیشه در نظر داشته باشید که قدرت زیادی در مکالمات ما نهفته است. آنها نیات ما را به وضوح بیان می کنند، میان ما و دیگران پلی ارتباطی برقرار می کنند و هنگام ملاقات با افراد جدید، تا حد زیادی وظیفه ی انتقال «تأثیر اولین برخورد» را بر عهده دارند. کلماتی که برای استفاده انتخاب... ادامه مطلب

۵ نقطه تمرکز رهبران برای رسیدن به موفقیت

وقتی در حال پروراندن شرکتی باشید، خیلی چیز ها هستند که به توجه شما نیاز خواهند داشت. اگر در حالت رشد سریع قرار داشته باشید، تصمیم گیری های متعدد مثل رگبار گلوله به سمت شما خواهند آمد. رهبران موفق این را درک می کنند که نمی توانند شخصاً به رفع و رجوع تک تک مسائل... ادامه مطلب

چرا هانس زیمر یک آهنگساز موفق است

هانس زیمر یکی از بهترین آهنگسازان دوران ما محسوب می شود. او تا به حال جوایز ارزشمندی از جمله اسکار، گلدن گلوب و گرَمی دریافت کرده است. از جمله کارهای شاخص او می توان به موسیقی متن شیر شاه، گلادیاتور، سه گانه بتمن، Inception، Interstellar، Man of Steel، Call of Duty Modern Warfare 2 و... ادامه مطلب

5 نکته ضروری برای تقویت زبان بدن

گاهی احتمال دارد به دلیل تضاد میان لغات به کار برده شده توسط شما و زبان بدنتان، مفاهیم گیج کننده ای را به شنونده انتقال دهید که در نتیجه، او نیز نتواند درک صحیحی از منظور اصلی پیغامتان به دست آورد. این در حالیست که گاهی قبل از اولین مذاکره با افراد جدید، وقت زیادی را برای تمرین... ادامه مطلب

نظرات ۱۱

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود