چگونه هدف زندگی خود را در عمل بیابیم؟

ما در جامعه ای زندگی می کنیم که روزانه ما را تحت بمباران محرک های گوناگون قرار می دهد. امروزه بیش از هر زمان دیگر به دنیای به هم پیوسته ای متصل هستیم که با شتاب در حال تغییر و تحول است. به نظر می رسد زنگ ها و آلارم های مختلفی که در طول روز از موبایل های هوشمندمان به گوش می رسند تنها زمانی خاموش می شوند که فراموش کنیم موبایلمان را شارژ کنیم.

اما در همین برهه های کوتاه سکوت فناوری، ندایی درونی به ما می گوید زندگی باید چیزی بیشتر از وسیله جمع کردن، دستیابی به موفقیت حرفه ای و لذت بردن از لحظه باشد. زندگی باید معنا یا هدف والاتری هم داشته باشد. اما چگونه می توان معنای زندگی را پیدا کرد؟ جستجو برای پر کردن این فضای خالی با یک هدف بزرگ تر لازم است. این موضوع باعث فروش کتاب های بی شماری می شود، سمینار های زیادی را پر طرفدار می کند و فیلم های زیادی بر اساس آن ساخته می شوند. این دغدغه، خیلی ها را بر آن می دارد که در صحنه ی زندگی خود، در تاریکی به دنبال کلیدی بگردند که فکر می کنند قفل رضایت از زندگی، هدف آن و کامیابی را می گشاید. اما گویا هیچ گاه موفق به پیدا کردن آن نمی شوند. چرا که جای اشتباهی را برای جستجوی آن برگزیده اند.

۱- به دنبال هدف زندگی گشتن را متوقف و زندگی کردن اهدافتان را شروع کنید

این شاید بر خلاف ایده ی اصلی این مطلب به نظر برسد، اما اگر می خواهید هدف خود را پیدا کنید اولین قدم این است که جستجو به دنبال آن را متوقف کنید. از جای خود برخیزید و فکر کردن بیش از اندازه به اینکه چرا اینجا هستید را متوقف کنید؛ شاید هیچگاه واقعاً این را نفهمید.

شاید در مورد جایگاهی که داریم چیزهایی دستگیرمان بشود، اما آگاهی کامل از چراییِ بودنمان در این فضا و مکان دست نیافتنی است. از آن مهم تر اینکه، تلاش برای پیدا کردن هدف در دل خود با یک خطر همراه است؛ خطر اینکه فکر کنید محور این هدف فقط خودتان هستید.

شما هم احتمالاً از خودتان می پرسید «آن هدفی که به من کمک می کند احساس رضایت عمیق تری پیدا کنم کدام است؟». اما مشکل این نوع تفکر این است که معنا و هدف زمانی به سراغ ما می آیند که روی دیگران تمرکز کنیم، نه خودمان. اگر واقعاً می خواهید به پتانسیل حقیقی خود دست پیدا کنید و زندگی معنادار تری داشته باشید، جستجوی ذهنی به دنبال هدف را متوقف و زندگی با هدف را شروع کنید. در ادامه خواهید فهمید چطور.

۲- از خودتان بپرسید «من به درد چه کاری می خورم؟»

به جای اینکه خودتان را درگیر نیاز ها و خواسته های خود کنید از خودتان بپرسید چه نیازی را می توانید از دیگران برطرف کنید.

اگر به واقع می خواهید تغییری در این دنیا به وجود بیاورید به این فکر کنید که چه چیزی به شما انگیزه ی این کار را می دهد. اگر صرفاً می خواهید قهرمان باشید، چیزی جز دردسر و بدبختی نصیبتان نخواهد شد. اگر تنها با هدف کسب احساسی بهتر و یا صرفاً پیشبرد منافع خودتان به دیگران کمک کنید معنای زندگی را در کمک به دیگران پیدا نخواهید کرد. مسئله این نیست که خودتان چه می خواهید. سؤال این است که چه نیازی را می توانید برطرف کنید.

اما خبر خوب این است که لازم نیست زیاد بگردید. فرصت ها درست پیش روی شما هستند. با دوستان، خانواده و جامعه ی اطرافیان خود شروع کنید. در میان همین افراد کسانی هستند که به شما نیاز دارند. از آنها بپرسید چه کار می توانید برایشان انجام دهید.

نکته ی ظریفی که اغلب مواقع خیلی ها را به اشتباه می اندازد اینجاست که شما نمی توانید مشکلاتی که برای حل کردنشان صلاحیت ندارید را حل کنید. در عوض، به این فکر کنید که به درد چه کاری می خورید. چه کمک منحصر به فردی می توانید انجام دهید که گره ای از کار کسی باز کند. استعداد ها و علایقی را در خود شناسایی کنید که بتواند برای دیگران مفید واقع شود و تأثیر گذار باشد.

۳- قدم های عملی بردارید

stepping-stones-e1431523530643

هدف شما با استعداد های شما مرتبط است، اما نمی توانید با فکر کردن به یک زندگی هدفمند به خواسته ی خود برسید. با گوش کردن به یک مجموعه سخنرانی انگیزشی یا تفکر فلسفی در یک مکان دورافتاده نیز نمی توان معنای زندگی را پیدا کرد. شما هدف خود را در عمل پیدا می کنید.

درست مثل ورزش کردن، باید از یک جایی شروع کنید. برای مشارکت، کمک داوطلبانه، به راه انداختن کسب و کار و یا بر عهده گرفتن مسئولیت بیشتر، یا فرصتی بیابید یا این فرصت را خلق کنید. انجام کار هایی که به نحوی منحصر به فرد نیازی از اطرافیانتان برطرف کند باید بخشی از زندگی روزمره ی شما باشد.

بدون یک برنامه ی عملی منسجم و پایدار، انگیزه ای که در حال حاضر دارید در نهایت کمرنگ خواهد شد و شما را یک بار دیگر با احساس پوچی و نارضایتی تنها می گذارد. لازم نیست شروع بزرگی داشته باشید، اما باید شروع کنید. راهی پیدا کنید تا بتوانید استعداد و زمان خود را به شکلی مداوم برای برطرف کردن نیاز های دیگران به کار بگیرید. پس چه یک بار در هفته، چه یک بار در ماه، شروع کنید.

۴- موقعیت خود را بازبینی کنید

شما بدون اینکه ارزیابی منظمی از موقعیت خود داشته باشید نمی توانید بفهمید کجای راه هستید. هر شب، کار های روزمره تان را مرور کنید و از خود بپرسید آیا بهترین راه استفاده از این زمان همین بود؟ آیا می توان کار بیشتری انجام داد؟ آیا بیش از اندازه کار کردم؟ آیا می توان این کار را به فرد دیگری واگذار کرد یا اینکه باید خودم وقت بیشتری برای آن صرف کنم؟ به این ترتیب در عمل یاد می گیرید چه باید بکنید. به این ترتیب است که فردی می تواند هدفمند زندگی کند.

در حقیقت، هیچ کس در زندگی خود صرفاً یک هدف ندارد؛ بلکه هدف های زیادی دارد. هرچه به سوی کمال حرکت کنید، اهداف شما نیز دستخوش تغییراتی خواهند شد. وقتی ۱۵ ساله بودید، هدف شما ممکن است به مدرسه، دوستان یا خانواده تان مربوط می شد. اما در ۳۵ سالگی این هدف می تواند به همسر یا فرزندانتان مرتبط باشد. وقتی با این سؤال زندگی کنید (به درد چه کاری می خورید؟)، تعدیل می شوید، تغییر می کنید و رشد می یابید و با گذشت زمان می توانید اهداف منحصر به فرد خود را بهتر بشناسید.

مطالب مرتبط

7 عادت همیشگی افراد همواره موفق

هر فردی در طول دوران حرفه ای خود دست کم یک یا دو موفقیت بسیار بزرگ را تجربه می کند اما برخی از افراد در هر حوزه ای که مشغول به کار می شوند دائما به موفقیت های پی در پی دست پیدا می کنند. البته این بدان معنا نیست که چنین اشخاصی از شکست دوری... ادامه مطلب

9 عادت مشترک مدیران حرفه ای

راههای زیادی برای گرداندن یک کسب و کار و تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق وجود دارد. با این وجود برخی از با تجربه ترین رهبران دنیای کسب و کار، در رویکرد خود نسبت به زندگی و کار عادات مشابهی دارند. 9 رازی که حرفه ای هایی از این دست در پرورش کسب و کار خود... ادامه مطلب

رؤیاپردازی را کنار بگذارید و دست به کار شوید؛ تنها کلید موفقیت همین است

آیا می دانید برای کسانی که تمام عمر خود را صرف رؤیاپردازی در مورد شهرت و موفقیت می کنند و داستان موفقیت ها و دستاورد های دیگران را می خوانند، و با این امید که شاید کمی از این موفقیت آنان نصیبشان شود تمام پایین و بالای زندگی انسان های موفق را زیر و رو می... ادامه مطلب

4 شیوه برقراری تعادل میان زندگی شخصی و شغلی توسط افراد موفق

آیا وقتی کسی در کار خود حقیقتاً به موفقیت می رسد، تعادل کار و زندگی هنوز برایش معنایی دارد؟ برخی از کسب و کار ها در فصول خاصی مجبور می شوند ساعات کاری خود را به میزان قابل توجهی افزایش دهند، اما پژوهش ها نشان می دهد افزایش ساعات کاری از یک میزان مشخص به... ادامه مطلب

۸ عبارتی که افراد باهوش از به کار بردن آنها در مکالمات خود اجتناب می کنند

برای همه ی ما پیش آمده است که چیزی بگوییم و دیگران برداشت کاملاً متفاوتی از آن بکنند. حرف های به ظاهر ساده و بی آزار می توانند به ایجاد احساس بدی در شنونده منجر شوند که شاید هیچگاه در ذهن گوینده نبوده است. خطاهای کلامی اغلب به این دلیل روی می دهند که ما... ادامه مطلب

۶ مورد از شایع ترین علائم ابتلا به کارآفرینی

شاید شما هم توجه کرده باشید ویژگی ها و علائم شخصیتی خاصی وجود دارد که بین اکثر کارآفرینان مشترک است. مهم نیست اهل چه کشوری باشید و یا به چه زبانی صحبت کنید، اگر خون کارآفرینی در رگ هایتان جاری باشد، اشتیاق و عطش وصف ناپذیری به در دست گرفتن کنترل زندگی خود خواهید داشت و شیوه... ادامه مطلب

نظرات ۳

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود
x