چرا بازاریابی ربایشی بر بازاریابی برون سوی ارجحیت پیدا کرده است؟

بسیاری از شرکت ها علیرغم روند های موجود، هنوز هم از بازاریابی ربایشی استفاده ی لازم را نمی برند. آنها هنوز به شدت به تماس های تلفنی، ایمیل، نامه های تبلیغاتی، و دیگر شیوه های بازاریابی برون سوی (رو به بیرون) وابسته اند. موقعیت های بسیاری وجود دارد که در آنها بازاریابی برون سوی یک دارایی ارزشمند محسوب می شود، اما بازاریابی ربایشی یکی از روند های برجسته ی چند سال اخیر بوده است. حتی با وجود موفقیت گسترده ای که بازاریابی ربایشی در صنایع مختلف برای شرکت های گوناگون به ارمغان آورده است، هنوز سازمان های متعددی وجود دارند که برای تغییر شیوه ی بازاریابی خود به بازاریابی ربایشی رغبتی نشان نمی دهند. برخی از سازمان ها احساس می کنند با بازاریابی برون سوی، کنترل بیشتری روی فعالیت های خود خواهند داشت و یا اینکه این نوع بازاریابی قابل پیش بینی تر و قابل اتکا تر است.

اما بازاریابی ربایشی، در صورت استفاده از شیوه های مناسب، می تواند به با ارزش ترین دارایی شرکت شما بدل شود. در ادامه با ذکر ۵ دلیل مهم و قانع کننده خواهیم گفت چرا ظرف سال های اخیر در اکثر مواقع بازاریابی ربایشی بر بازاریابی برون سوی ارجحیت پیدا کرده است.

۱- مشتریان فروشنده ها را می شناسند

سال ها پیش می توانستید فهرست شماره های مشترکان تلفن را بردارید و به طور اتفاقی به یکی از آنها زنگ بزنید و شانس خوبی برای موفقیت در فروش داشته باشید؛ البته با حجم کافی تماس تلفنی. اما امروزه، تماس های کورکورانه اثربخشی بسیار کمتری دارند. چرا؟ چون مشتریان نسبت به برخورد فروشندگان تلفنی آگاهی بسیار بیشتری پیدا کرده اند. این نوع فروش برای مردم عادی شده است. در واقع، آنقدر عادی که برای اجتناب از قرار گرفتن در معرض استراتژی های فروش و بازاریابی برون سوی، دست به اقدامات عملی می زنند.

اکثر مردم این روز ها ایمیل ها و تماس های تبلیغاتی را مسدود می کنند، تا مطمئن شوند هیچ پیام یا مزاحمت تبلیغاتی از جانب بازاریابان دریافت نمی کنند. دیگر همه متوجه می شوند کِی در معرض تبلیغ یا بازاریابی قرار می گیرند. بنابراین، تلاش های برون سوی برای آنکه اثری داشته باشند باید ابتدا از چندین لایه شک و بدبینی مشتری عبور کنند.

۲- توجه مردم به حوزه های دیگری است

هیچ کس دیگر نامه نمی خواند. سال ها پیش، خیلی ها وقت زیادی برای باز کردن بسته های پستی، ورق زدن مجله های چاپی و زیر و رو کردن محتوای فیزیکی صرف می کردند. به همین دلیل، بازاریابان این فرصت را داشتند که پیام خود را در مجلات یا نامه های فیزیکی بگنجانند؛ به این امید که گیرنده آن را بخواند. اما با ظهور رسانه های دیجیتال، رسانه های چاپی تا حد زیادی از دور خارج شده اند. وقتی کسی بروشور تبلیغاتی دریافت می کند بلافاصله آن را شناسایی می کند و دور می اندازد. مردم این روز ها بیشتر وقت خود را صرف رسانه های آنلاین می کنند. اگر توجه مردم به رسانه های آنلاین است، باید تبلیغات و بازاریابی را نیز همان جا انجام داد.

۳- اطلاعات به راحتی به صورت آنلاین در دسترس است

پیش از آنکه اینترنت به منبع قابل اعتماد و متداولی برای کسب اطلاعات تبدیل شود، مردم برای دسترسی به داده های مورد نظر خود باید متحمل زحمت بیشتری می شدند. مثلاً اگر می خواستید یک جاروبرقی جدید خریداری کنید، باید به شرکت سازنده اش زنگ می زدید و یا در صورت مراجعه ی بازاریابان آن شرکت به شما، باید آنها را بیشتر جدی می گرفتید. اما امروزه، هر کسی می تواند به صورت آنلاین به نقد و بررسی های انجام شده توسط مصرف کنندگان هر کالایی دسترسی پیدا کند. بنابراین، شیوه های برون سوی امروزه اثربخشی کمتری خواهند داشت، چون زمانی به سراغ مشتری می روند که مشتری خودش قبلاً بررسی و داوری لازم درباره ی آن محصول را انجام داده است و جایی برای تأثیر اولین برخورد با آن باقی نمانده است.

۴- مردم به دنبال ارزش هستند

با وجود اینهمه شرکت های بازاریابی برون سویی که وجود دارند، مردم به جایی رسیده اند که از شما انتظار محتوا و ارزش دارند. اگر محتوا و ارزش در اختیار مشتریان خود نمی گذارید، از دیگر شرکت ها عقب خواهید ماند، که این می تواند برندتان را خدشه دار کند.

۵- بازاریابی برون سوی، تیری است در تاریکی

بازاریابی برون سوی مثل تیر انداختن در تاریکی است. هیچ ابزار حقیقی و موثقی برای سنجش میزان موفقیت این نوع بازاریابی در اختیارتان نیست و به همین دلیل نمی توانید منابع خود را درست تخصیص دهید. اما بازاریابی ربایشی به شما اجازه می دهد با تجزیه و تحلیل نتایج کمپین های خود، بازاریابی دقیق و حساب شده ای انجام دهید.

مطالب مرتبط

داستان رشد واتس اپ؛ اپلیکیشنی با 50 کارمند و 900 میلیون کاربر

زمانی که فیسبوک در ماه فوریه ی سال گذشته 19 میلیارد دلار ناقابل برای خرید واتس اپ هزینه کرد، خیلی ها در امریکا حتی نام این استارتاپ کوچک ساکن سیلیکون ولی را هم نشنیده بودند. این حرکت، حتی روزنامه نگاران مقیم صحنه ی فناوری ناحیه ی خلیج سانفرانسیسکو را نیز تعجب زده کرد. علت این... ادامه مطلب

۳ قدم برای سوق دادن مغز به سمت ایده های بزرگ تر و خلاقانه تر

سازمان ها و کارآفرینان به دنبال راه هایی برای تشویق بیشتر افراد به تفکر نوآورانه هستند. اما، به گفته ی جان آساراف از مجموعه ی راز، مشکل خود تفکر است. او اعتقاد دارد فرایند تفکر به خودی خود فرایند عصبی لازم برای بروز خلاقیت را کنار می گذارد و نوآوری را از بین می برد.... ادامه مطلب

۷ توصیه مفید به درونگرا ها برای شرکت در رویداد های شبکه سازی

احتمالاً اکثر شما با مفهوم شبکه سازی آشنایی دارید. با این حال تصورات نادرستی درباره ی این رسم کسب و کاری وجود دارد که زدودن آنها خالی از لطف نیست. اول از همه اینکه تصور می شود فرد باید در شبکه سازی مهارت داشته باشد تا در چنین رویداد هایی شرکت کند، وگرنه به جایی... ادامه مطلب

تجربه سوئدی ها در اجرای طرح کاهش ساعات کاری به 6 ساعت در روز

این تناقضی است که همیشه در دل بهره وری وجود داشته است: با اینکه ساعتهای کاری بیشتر برای آنان که به دنبال انجام کار بیشتری هستند همیشه واضح ترین راه حل بوده است، کمتر کار کردن اغلب مواقع کار انجام شده ی بیشتری به دنبال دارد. باور نمی کنید؟ شهری در سوئد اخیراً تجربه ای عینی... ادامه مطلب

۹ عادتی که پیش از رسیدن به سی سالگی باید در وجود خود نهادینه کرده باشید

از بیست سالگی تا سی سالگی برای هر کسی دوران اکتشاف است. ما در این دوران کشف می کنیم که هستیم، چه می خواهیم و چگونه خواسته هایمان را تحقق می بخشیم. عاداتی که در این دوره ی زمانی پیدا می کنیم معمولاً تا آخر عمر همراهمان خواهند بود و اساس زندگی ما به عنوان... ادامه مطلب

فاصله شما با سحرخیزی تنها همین 5 قدم است

اینکه روز خود را چگونه آغاز می کنید، بافتار و چارچوب ذهنی باقی روزتان را رقم می زند. با این حال اغلب افراد روز خود را با تعلل و فشردن دکمه ی Snooze شروع می کنند و با این کار به ناخودآگاه خود این پیام را می فرستند که حتی آنقدر نظم شخصی ندارند که... ادامه مطلب

نظرات ۲

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود
x