۴ مؤلفه ضروری یک استراتژی محتوایی موفق

بازاریابی محتوایی اهمیت دارد. هر کسی که تصمیم به راه اندازی کسب و کاری گرفته باشد به خوبی از این موضوع آگاه است (یا حداقل باید باشد). با این حال، آخرین آمار ها نشان می دهند تنها ۳۰ درصد از کسب و کار های B2B اعتقاد دارند استراتژی محتوایی شان اثربخش است و این نا امیدی زیادی در میان آنان به بار می آورد.

دلیل این نا امیدی این نیست که بازاریابی محتوایی به یکباره کارایی خود را از دست داده باشد؛ مشکل نداشتن استراتژی است. همیشه به شرکت ها توصیه شده است که در حوزه ی بازاریابی محتوایی فعال باشند، اما کمتر کسی به آنها می گوید دقیقاً چگونه باید بیشترین بهره را از این حوزه ببرند.

چهار مؤلفه ی زیر به شما نشان می دهند چگونه باید استراتژی محتوایی مناسبی برای خود تدوین کنید.

۱- هدف گذاری صحیح

کمپین بازاریابی محتوایی شما اول از همه به یک جهت گیری نیاز دارد. این جهت گیری خود را در قالب هدفی مشخص و قابل اندازه گیری نشان می دهد. «افزایش نرخ تبدیل بازدید کننده به مشتری» نیز از لحاظ فنی یک هدف محسوب می شود، اما هدفی نیست که به درد شما یا شرکت تان بخورد.

جنبه های اصلی یک هدف از این قرار اند:

  • باید قابل اندازه گیری باشد. هدف شما باید معیاری داشته باشد که بتوانید آن را زیر نظر بگیرید و دنبال کنید.
  • باید زمان خاصی برای آن در نظر بگیرید. این تنها راهی است که می توانید مشخص کنید به موفقیت دست پیدا کرده اید یا شکست خورده اید.
  • آن را واقع گرایانه انتخاب کنید. اهداف غیر واقع گرایانه تنها به تضعیف روحیه ی تمام افراد دخیل در این موضوع منجر می شود و این، احتمال پیشرفت را کاهش می دهد.

به عنوان نمونه، یک هدف خوب می تواند چیزی شبیه به این باشد: «شرکت A قصد دارد ظرف شش ماه آینده از طریق تبلیغات فیسبوکی نرخ تبدیل بازدید کننده به مشتری خود را ۲۰ درصد افزایش دهد».

این هدف شفاف است، چرا که از افزایش نرخ تبدیل به میزان مشخص ۲۰ درصد یاد می کند. زمان مشخصی هم دارد چون ظرف شش ماه می خواهد تحقق پیدا کند. قابل اندازه گیری هم هست چون می توان ترافیکی که به طور اخص از تبلیغات فیسبوکی روانه ی سایت می شود را دقیقاً اندازه گرفت و زیر نظر داشت.

۲- پیامی مشترک برای تمام پلتفرم ها

پیام اصلی شما، شعار تبلیغاتی نیمه جان شرکت تان که هر از گاهی در جلسات شرکتی خود از آن یاد می کنید نیست. این پیام، قلب استراتژی بازاریابی محتوایی شما را شکل خواهد داد.

یکی از دلایل عدم موفقیت بسیاری از شرکت ها در بهره مندی از مزایای بازاریابی محتوایی این است که به مشتریان خود پیام های متناقضی می فرستند. در یک محتوا یک چیز می گویند، و در محتوای دیگر یک چیز کاملاً متفاوت.

پیام اصلی شما باید آن چیزی باشد که تمام محتوای تولید شده توسط شرکت شما را به یکدیگر پیوند می زند و لازم است تمام اعضای تیم محتوایی شما نسبت به آن آگاهی داشته باشند.

۳- خلق شخصیتی منحصر به فرد

پیام شما باید یکدست، اما لحن محتوای شما باید کاملاً متقاوت باشد. لحن خسته کننده ی رسمی و شرکتی به تاریخ پیوسته است. مشتری به این لحن واکنش نشان نمی دهد چون احساس نمی کند مخاطب آن است. در عوض باید شخصیت سیالی برای شرکت خود خلق کنید که حس مخاطب قرار گرفتن به صورت رو در رو و در یک اتاق را به مشتری القا کند.

لازم نیست لحن تان به شدت محاوره ای و غیر رسمی باشد، اما رسمیت بیش از حد نیز به هیچ وجه خوب نیست. به علاوه، باید بلافاصله بتوان فهمید کدام عضو تیم کدام مطلب را نوشته است. این را باید بدون نام و تنها از روی لحن و سبک نگارش نیز بتوان فهمید. این شخصیت منحصر به فرد در ذهن مخاطب می ماند.

۴- بازتاب نیاز های کاربران

محتوا دیگر صرفاً استفاده از بک لینک نیست، بلکه نیاز های کاربر باید در آن بازتاب داشته باشد. محتوای شما باید روز بهتری برای کاربر رقم بزند و ارزشی واقعی برایش به ارمغان بیاورد.

شاید هیچ کس بهتر از اندرو راسو این را نداند. او می گوید «یک استراتژی محتوایی خوب شامل فرایند تولید محتوای بدون تاریخ مصرفی است که بلادرنگ بازتاب دهنده ی نیاز های کاربر باشد».

برای اینکه بفهمید نیاز های کاربرانتان کدام اند، باید دست به تحقیق بزنید. این تحقیق باید به شما نشان دهد کاربران به دنبال چه هستند و به چه چیزی واکنش نشان می دهند. نیاز های کاربران هیچ فهرست از پیش تعیین شده ای ندارد و در هر صنعت و بازاری متفاوت است. تنها از طریق رصد آمار و ارقام می توانید به درستی بفهمید مردم به دنبال چه هستند.

همه چیز را بیازمایید

برای اینکه بهترین نتیجه را بگیرید لازم است همه چیز را به مرحله ی آزمون بگذارید. این یعنی آزمون های A/B به بخش بزرگی از کسب و کار شما بدل خواهند شد. به چک کردن نتایج به صورت روزانه و تصمیم گیری بر اساس آنها عادت کنید.

پشت سر گذاشتن کمپین آزمون و خطا نیازمند تزریق سرمایه و بردباری است.

اگر بتوانید این کار را درست انجام دهید، کم کم استراتژی بازاریابی محتوایی خود را پالایش خواهید کرد تا اینکه بالاخره نتایج دلخواه خود را به دست بیاورید. اما این فرایند زمان می برد. انتظار نداشته باشید ظرف چند هفته ی اول کمپین، نتایج خارق العاده ای به دست بیاورید.

مطالب مرتبط

با شرکتی آشنا شوید که اپل، گوگل و فیسبوک برای برگزاری جلسات خود از آن کمک می گیرند

همه می دانند جلساتِ بی بازده، بزرگ ترین دشمن یک شرکت هستند. این در حالی است که اگر از این جلسات استفاده ی مؤثری به عمل بیاید، می توانند ایده های خارق العاده و فرصت های بیشماری برای جلب بازخورهای حیاتی و آنی خلق کنند. برگزاری جلسات پر بازده به صورت مستمر ممکن است برای خیلی... ادامه مطلب

تأثیر شخصیت مدیران روی بازگشت مالی شرکت ها

تا به حال شده از خودتان بپرسید سازمانها تا چه اندازه تحت تأثیر شخصیت رهبران خود قرار می گیرند؟ وقتی پای فرهنگ به میان می آید، تأثیرپذیری سازمان از رهبران خود اجتناب ناپذیر است. حتما برای شما هم پیش آمده که در کافه ای خاص، احساس راحتی خوبی به شما دست داده است، کافه ای که باریستاهای آن... ادامه مطلب

فرمانده ی بازنشسته ای که هنوز ساعت چهار و نیم بامداد از خواب بر می خیزد

تکاور بازنشسته ی نیروی دریایی آمریکا، یوکو ویلینک عادت دارد صبح ها وقتی از خواب بیدار می شود، عکسی از ساعت خود توئیت کند. ساعت داخل عکس همیشه زمانی حدود چهار و نیم صبح را نشان می دهد. ویلینک دیگر به ساعت زنگ دار نیاز چندانی ندارد اما در صورت نیاز، نه یکی، بلکه سه... ادامه مطلب

9 اشتباهی که هیچگاه در برخورد با کارمند خاطی نباید مرتکب شوید

شما هنگام برخورد با کارمند خود درباره ی یک مشکل مهم، روی مرز تصحیح این رفتار و صرفاً بدتر کردن اوضاع قرار دارید. اگر کنترل خود را به دست چنین موقعیتی بسپارید، ممکن است در آینده وجهه و حسن شهرت خود به عنوان رهبری معقول را قربانی رفتاری کنید که می توانست به شکل بهتری... ادامه مطلب

۳ نمونه از بزرگ ترین موانعی که نمی گذارند به اهدافتان برسید

شکست، در زندگی ما حضوری مستمر دارد. هر یک از ما هر روز در انجام کاری شکست می خوریم، چه امور روزمره، چه برگزاری یک جلسه ی پر بازده و چه هر کار دیگر. ناگزیز بودن شکست ناخوشایند به نظر می رسد، اما از طرف دیگر به آن معناست که باید از نگرانی بیش از حد... ادامه مطلب

گریه کردن در محل کار درست است یا نادرست؟

همه ی ما این حس را تجربه کرده ایم. لرزش پلک ها بر اثر جاری شدن اشک، نیاز مبرم به بالا کشیدن آب بینی، و این فکر غیر قابل توقفی که در سرمان می گوید «وای خدای من، باورم نمی شود دارم گریه می کنم». اغلب ما گریه کردن در محل کار را مایه ی شرمساری،... ادامه مطلب

نظرات ۰

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود