۱۰ مورد از بزرگ ترین اشتباهات ماریسا میر در رهبری یاهو

یاهو با به کار گیری ماریسا مِیر در سال ۲۰۱۲ سعی داشت اوضاع درهم ریخته ی خود را سر و سامانی ببخشد. اما با گذشت چند سال از آغاز فعالیت او در این شرکت، امید ها به آینده ی بهتر این غول نام آشنای اینترنت به نا امیدی بدل شد. در این میان اولین کسی که طبیعتاً در مظن اتهام قرار می گیرد کسی نیست جز ماریسا میر که اقداماتش در این چند سال نه تنها کمکی به بهبود اوضاع یاهو نکرد، بلکه کار را از همیشه برای آن سخت تر کرد. ماریسا میر هم اعتماد به نفس کارکنانش را از بین برد و هم اعتماد به نفس سرمایه گذاران یاهو را.

۱۰ نمونه از بزرگ ترین اشتباهات او در سمت رهبری این شرکت بزرگ را در ادامه خواهید خواند. این ۱۰ مورد به طور قطع از حوزه ی فعالیت میر فراتر می روند و می توانند درس های بزرگی برای همه ی ما در بر داشته باشند.

۱- تبلیغ برند شخصی به جای پرداختن به مشکلات

به نظر می رسید بزرگ ترین دغدغه ی میر درست از زمانی که گوگل را ترک کرد، به جای پرداختن به مشکلات یاهو، ساختن برند شخصی خودش بود. این در حالی است که زمان مناسب برای به رخ کشیدن و دیده شدن او، باید به بعد از موفقتیش در نجات یاهو موکول می شد، نه زمانی که هنوز پیشرفتی در کار حاصل نشده است.

درس اول: برای اینکه بتوانید کاملاً روی کار خود متمرکز باشید باید از حواشی دوری کنید.

۲- سپر بلا کردن کارمندان دورکار

اولین تصمیم عمده ی میر در زمینه ی سیاست کاری یاهو، مجبور کردن کارکنان دورکار این شرکت به کار در محل شرکت بود. این اقدام به طور ضمنی این پیام را در بر داشت که آنها مسئول مشکلات یاهو بوده اند. این در حالی است که بسیاری از شرکت های دیگر، با موفقیت از نیرو های دورکار خود بهره می گیرند. سؤال اینجاست که چرا یاهو نمی تواند این کار را بکند؟

درس دوم: وقتی شرکتی با مشکل مواجه می شود، همیشه رهبران آن را در مظن اتهام قرار دهید، نه پیروان آنها را.

۳- تشویق به عدم وفاداری

میر برای آنکه کارکنان یاهو را به ترک نکردن این شرکت ترغیب کند برای آنها جوایز و تشویق هایی در نظر گرفت تا از این طریق موجبات ماندن آنها را فراهم کند. این کار او باعث ایجاد نارضایتی در میان کسانی شد که به یاهو وفادار مانده بودند و دلیلی شد برای اینکه کارکنان ارشد یاهو به فکر پیدا کردن جای دیگری برای خود باشند.

درس سوم: اگر قرار است برای ماندن کسی به او رشوه بدهید، همان بهتر که در شرکت شما نماند.

۴- تلاش برای مخفی نگه داشتن اخراج کارکنان

میر، ظاهراً در تلاش برای اجتناب از خراب شدن وجهه اش، بر اساس یک سری ارزیابی محرمانه دست به یک مجموعه اخراج پنهانی زد. هیچکس نمی دانست نفر بعدی که قرار است اخراج شود کیست و یا علت این اخراج ها چیست. همین مسئله باعث به وجود آمدن هراسی عظیم، فراگیر و بجا در میان کارکنان این شرکت شد.

درس چهارم: اخراج کارکنان باید مثل جراحی باشد. برش آن عمیق است، اجرای آن سریع انجام می شود، و سپس باید برای بهبود به آن زمان داد.

۵- طولانی کردن فرایند اخراج

میر به جای جراحی، کارایی این نوع تعدیل نیرو را با هزاران اخراجی که رقم زد از بین برد. او با اعلام عمومی پایان یافتن این اخراج ها در برابر کل شرکت و سپس نادیده گرفتن عهد خود و شروع دور تازه ای از اخراج کارکنان، اوضاع را از پیش هم بدتر کرد.

درس پنجم: کافی است در مورد اخراج کارکنان دروغ بگویید تا اعتبارتان برای همیشه از بین برود.

۶- تردید در قبال تغییرات استراتژیک

1119-marissa-mayer_1200x675-1200x675

ماریسا میر نتوانست بفهمد با سهم عظیم یاهو در علی بابا چه کار کند. بعد از اینکه فهمید چه کار باید بکند، نتوانست بفهمد چطور باید این کار را انجام دهد. نتیجه، برزخی استراتژیک و اقتصادی برای یاهو بود.

درس ششم: تعلل در تصمیم گیری، به مثابه تصمیم گیری برای شکست است.

۷- تنوع بخشی بی هدف

میر در تلاشی واضح برای تقلید از گوگل، سعی کرد یاهو را در جهات مختلفی پیش براند که تعداد کمی از آنها به نظر معنادار می رسید. در همین حین، تغییرات معناداری مثل بهبود سرویس ایمیل یاهو نیز در این آشفته بازار گم شدند.

درس هفتم: تقلید در کسب و کار، اصیل ترین شکل شکست محسوب می شود.

۸- زمانبندی های بی معنی

میر برای اینکه به خودش فرصت نفس کشیدن بدهد پیش بینی کرد «به بار نشستن تلاش ها برای احیای یاهو ۳ تا ۵ سال زمان می برد». این در حالی است که در شرکت های «های تِک» یا فناوری پیشرفته، ۳ سال معادل یک دوره ی کامل زمین شناسی، و ۵ سال تقریباً مدتی برابر با ابدیت محسوب می شود.

درس هشتم: اگر برنامه ای ندارید، آینده را پیش بینی نکنید.

۹- استخدام مدیران حراف و بی عمل

مقاله ای در روزنامه ی تایم حاوی این جملات از سوی یکی از مدیران یاهو بود: «همه ی ما می خواهیم تا جایی که می شود اثرگذار باشیم، و می توانیم از نقاط قوت فعلی یاهو نیز بهره بگیریم». ادامه ی استفاده از مدیرانی که می توانند کلماتی نظیر اثرگذاری و بهره گیری را در قالب جملاتی تکراری و فاقد باری عملی بگنجانند، حرف های زیادی در مورد مهارت های مدیریتی میر با خود دارد.

درس نهم: اگر چیزی برای گفتن ندارید، چیزی نگویید.

۱۰- انگیزه بخشی از طریق ایجاد ترس

به نظر می رسد چه تصمیم گیری ها و چه تعلل های میر، برای ایجاد حد اکثر هراس ممکن طراحی شده باشند. نتیجه، خروج قابل پیش بینی استعداد ها و در نتیجه فراهم شدن مسیر برای سقوط هرچه بیشتر یاهو بوده است.

درس دهم: اگر هیچ یک از درس های بالا را به کار نبندید، بهتر است با روز های اوج خود خداحافظی کنید.

منبع:
inc

از سراسر اینترنت

مطالب مرتبط

کارآفرینان موفق همیشه در دسترس هستند

تا به حال شده با رئیس یک شرکت کاری ضروری داشته باشید و با پیغام هایی مانند 'ایشان در دفتر نیستند' مواجه شوید؟ احتمالا حتی پیش آمده که پس از ارسال ایمیل به آنها با پیام های خودکاری مواجه شده باشید که می گوید: ببخشید؛ من در حال حاضر در مسافرت، خارج از محل کار،... ادامه مطلب

4 توصیه برای بالا بردن توانایی حل خلاقانه مسائل

خلاق ترین انسان های روی زمین مثل اینشتین، پیکاسو، و استیو جابز، برای رسیدن به ایده های خلاقانه ی خود منتظر معجزه ننشسته اند. افراد مختلف برای رسیدن به راه حل های خلاقانه، رویکرد های متفاوتی در پیش می گیرند. شما چگونه در مواقع لزوم، پدال خلاقیت خود را فشار می دهید؟ یک پژوهش رفتاری تازه... ادامه مطلب

پژوهش دانمارکی ها نشان می دهد ترک کردن شبکه های اجتماعی رضایت افراد از زندگی را بالا می برد

اگر تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که شبکه های اجتماعی نظیر فیسبوک روحیه تان را خراب می کنند، این را هم می دانید که این احساس فراتر از یک حدس و گمان است. تحقیقات متعددی وجود دارند که نشان می دهند شبکه های اجتماعی میزان رضایت افراد از زندگی را کاهش... ادامه مطلب

9 پرسش کلیدی افراد موفق از خود

شاید برای بعضی از افراد، رسیدن به موفقیت بسیار آسان به نظر برسد اما برای بعضی دیگر، مسیر رسیدن به پیروزی بسیار سخت و طولانی است. از طرفی، بسیاری از افراد گمان می کنند برای نائل آمدن به موفقیت، باید پاسخ همه سوالات را بدانند در حالیکه اصلاً اینطور نیست و افراد موفق با پرسیدن سوال های درست از خودشان، توانسته... ادامه مطلب

چرا نباید در برابر سختی ها تسلیم شد؟

آلبرت انیشتین، وینسنت ون گوگ، توماس ادیسون و بسیاری از مشاهیر عالم، همگی یک ویژگی مشترک داشتند؛ همه آنها پیش از رسیدن به موفقیت شکست های سختی را تجربه کردند. ادیسون در مورد شکست هایش اینطور می گفت: من شکست نخورده ام، بلکه ده ها هزار راه را یافتم که به نتیجه نمی رسند. ناامید نمی... ادامه مطلب

پاسخی به پرسش بزرگ: با زندگی ام چه کنم؟

وقتی جوانیم، جهان برایمان همچون صدفیست و موقعیت ها بی پایان به نظر می رسند؛ اما همچنان بسیاری از ما فشاری را بر روی دوش خود احساس می کنیم، فشار انتخاب میسر؛ اینکه در نهایت باید به کدام سو رفته و پیگیر کدام علاقه ی خود شویم. باید بدانیم به کدام طرف گام برداریم و چه... ادامه مطلب

نظرات ۷

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود