۵ باوری که انسان های موفق اعتقادی به آنها ندارند

بسیاری از چیزهایی که انسان های موفق، فارغ از حرفه یا صنعت فعالیت خود به آنها فکر می کنند شبیه به هم است. اما از آن مهم تر، چیزهایی است که هیچ یک از آنها اعتقادی به صحتشان ندارند.

شما نیز می توانید مثل انسان های موفق باشید. هر یک از ما می توانیم تصمیم بگیریم متفاوت از اکثریت فکر کنیم و باورهای متفاوتی داشته باشیم و در این فرایند، به شیوه های متفاوتی به خواسته های خود برسیم. فرایند مذکور با اجتناب از اتخاذ چارچوب های ذهنی خاصی شروع می شود. تعدادی از باور ها و تصوراتی که انسان های موفق هیچ گاه به ذهن و مغز خود راه نمی دهند را در ادامه خواهید خواند.

۱- «همیشه کسی هست که مانع پیشرفت من شود»

این امکان وجود دارد که یک نفر فرصت یا ایده ای را از شما گرفته و یا چیزی را از چنگتان بیرون آورده باشد. شاید تأمین کننده ای به قول و قرار هایش پایبند نبوده، یا شریکتان به تعهداتش عمل نکرده باشد. شاید هم مشتریان بالقوه تان آنقدر باهوش نبوده اند که ارزشی که برایشان فراهم کرده بودید را درک کنند.

اما هیچ یک از اینها مهم نیست، چون شما نمی توانید دیگران را کنترل کنید. شما تنها مسئول رفتار خودتان هستید.

هر گاه با شکستی مواجه شدید، تصمیم بگیرید آن را نتیجه ی کوتاهی های خودتان بدانید. این، نه تنها شیوه ای هوشمندانه برای فکر کردن به موضوع است، بلکه می توان گفت معمولاً صحت دارد. موارد نادری هستند که علت شکست شما چیزی کاملاً خارج از کنترل شما باشد، اما اکثر مواقع علت ریشه ای موضوع خودتان هستید که این هم قابل قبول است. هر انسان موفقی بار ها و بار ها طعم شکست را چشیده است. در واقع اکثر انسان های موفق بسیار بیشتر از شما طعم شکست را تجربه کرده اند؛ و به همین دلیل است که امروز تا این حد موفق هستند.

بنابراین تک تک شکست هایتان را پذیرا باشید. مسئولیتشان را بپذیرید، از آنها درس بگیرید، و با خودتان عهد ببندید که بار بعد، هر کاری از دستتان بر می آید انجام می دهید تا این بار نتیجه ی متفاوتی بگیرید.

هیچگاه شکست های خود را به گردن دیگران نیاندازید؛ با این کار تنها مسبب تکرار آنها می شوید.

۲- «هیچ وقت فرصت مناسبی عاید من نمی شود»

AAEAAQAAAAAAAAEBAAAAJGJhNzVlZWUzLWUzMzItNDBkZi05NDM1LTcyMGE4ZWNlNmFjMg

بر خلاف آنچه که از بیرون ممکن است به نظر برسد، هیچ فرصتی بی دلیل در اختیار کسی قرار نمی گیرد. فرصت ها پیدا نمی شوند؛ بلکه کسب می شوند. حتی اگر کسی فرصتی را از چنگ شما در آورد، فکر کردن به آن چیزی را عوض نمی کند.

شاید سال ها پیش، مجبور بودید برای همه چیز صبر کنید: برای پذیرفته شدن، ترفیع گرفتن، انتخاب شدن، یا به نوعی «کشف شدن».

این مسئله زمانی صدق می کرد، اما دیگر نه. دسترسی ما به فرصت ها امروز تقریباً نامحدود است. شما امروز می توانید از طریق شبکه های اجتماعی با هر کسی که می خواهید ارتباط برقرار کنید. می توانید محصول خودتان را تولید کنید و بفروشید، برای خودتان اپلیکیشن توسعه دهید و توزیع کنید، یا برای خودتان سرمایه گذار بیابید.

لازم نیست منتظر شوید کس دیگری فرصتی در اختیار شما قرار دهد. خودتان می توانید این فرصت را برای خودتان خلق کنید؛ در واقع این همان کاری است که افراد موفق قرن هاست انجام می دهند. تنها کسی که ممکن است مانع از دست یافتن شما به فرصتی شود خودتان هستید.

به فرصت هایی که دیگران باید در اختیار شما قرار دهند فکر نکنید، به فرصت هایی بیاندیشید که خودتان باید برای خودتان فراهم کنید.

۳- «اگر بدانم ارزشش را دارد قطعاً بیشتر تلاش می کنم»

تا به حال شنیده اید کسی بگوید «اگر بدانم قرار است ترفیع بگیرم، قطعاً حاضر هستم بیشتر تلاش کنم»؟ یا مثلاً «اگر بدانم استارتاپم موفق می شود قطعاً زمان بیشتری برایش صرف می کنم»؟

کارمندان موفق ابتدا سخت تلاش می کنند و سپس به واسطه ی تلاش های خود ترفیع یا حقوق بالا تری می گیرند. به بیان دیگر، آنها موفقیتشان را خودشان به دست می آورند. کسب و کار های موفق با فراهم کردن ارزش بیشتر در وهله ی اول، موفقیت خود را خودشان رقم می زنند.

انسان های موفق، در تمام حوزه های زندگی، با سخت کوشی فوق العاده زیاد خود پیش از فکر کردن به منافع آن، نتایج بزرگ تری عاید خود می کنند. آنها موفقیت خود را با تلاش و از خود گذشتگی به دست می آورند. این در حالی است که اکثر افراد انتظار دارند پیش از آنکه حتی تلاش بیشتر را مد نظر قرار دهند، نفع بیشتری عایدشان شود.

اول در این مورد تصمیم بگیرید که موفقیت را چگونه می خواهید تعریف کنید. سپس ببینید در ازای آن چه می خواهید؛ نه به عنوان انگیزه بلکه به عنوان پاداش تلاشی که کرده اید.

۴- «ای کاش زمانش را داشتم»

Clock face and calendar composite

قطعاً دارید. شما هم همان میزان زمانی را در اختیار دارید که موفق ترین انسان های روی زمین دارند. مسئله این است که تصمیم بگیرید وقت خود را چگونه صرف کنید.

برای مثال، همه می توانند برنامه ریزی کنند. اما خیلی ها به این توجه نمی کنند که به هر کاری به اندازه ای که لازم است زمان اختصاص دهند. اکثراً زمان خالی خود را صرفاً با این دید پر می کنند که آن را پر کرده باشند.

هیچگاه برنامه های خود را صرفاً با این نگاه که زمان خود را پر کرده باشید تنظیم نکنید. در عوض، هر کاری را به سریع ترین و اثربخش ترین شکلی که می توانید انجام دهید. سپس از زمان خالی خود نیز به همان اندازه سریع و اثربخش برای انجام کارهای دیگر استفاده کنید.

اگر این کار را انجام دهید، متوجه خواهید شد که بسیار بیش از آنچه فکرش را می کرده اید زمان در اختیار دارید.

۵- «ای کاش استعداد خاصی داشتم»

بسیار ساده لوحانه و در عین حال وسوسه برانگیز است که فکر کنیم انسان های موفق استعداد، ایده، انگیزه، مهارت، خلاقیت یا ویژگی خاص دیگری دارند که شما ندارید. اما در واقعیت به ندرت پیش می آید که حقیقت اینگونه باشد. موفقیت هیچگاه مسلم نیست، تنها پس از رسیدن به آن است که اینطور به نظر می رسد.

قطعاً دیگران ممکن است مهارت هایی داشته باشند که شما هنوز ندارید. اما شما هم مهارت هایی دارید که دیگران ممکن است نداشته باشند. لازم نیست از موهبت خاصی بهره مند باشید. تنها کافی است اراده ی خود را به کار بگیرید و تلاش و پشتکار زیادی از خود نشان دهید؛ استعداد از همین جا زاده می شود.

هیچ وقت به چیزهایی که ندارید فکر نکنید. در عوض روی چیزهایی متمرکز شوید که دارید. مهم تر اینکه، ببینید حاضرید چه کارهایی انجام دهید که دیگران حاضر به انجامش نیستند. این آن موهبت واقعی شماست؛ موهبتی که به همه ی ما داده شده است. فقط باید از آن استفاده کنید.

مطالب مرتبط

مهارت هایی که هر نوجوانی برای قدم گذاشتن به دوران جوانی به آنها نیاز دارد

سن قانونی برای به رسمیت شناخته شدن بلوغ در کشور ما و بسیاری کشور های دیگر ۱۸ سال است. اما مشخص است که بلوغی که قانون مد نظر دارد با بلوغ فکری که یک فرد بالغ را از یک فرد نابالغ متمایز می کند متفاوت است. انتظاراتی که از یک فرد ۱۸ ساله می رود... ادامه مطلب

چگونه با پرسیدن تنها ۵ سؤال هر مشکلی را حل کنیم؟

این یکی از ترفند های حل مسئله ای است که از فرط سادگی غلط انداز است و می تواند باعث شود کارایی اش را زیر سؤال ببرید؛ مگر آنکه واقعاً آن را به کار بگیرید و عملکردش را ببینید. این شیوه ریشه در رویه های مدیریتی تویوتا دارد، و در کتاب تازه ی چارلز داهیگ به... ادامه مطلب

با یک رئیس خودشیفته چگونه باید رفتار کرد؟

کار کردن برای فردی خودشیفته قطعاً چندان راحت نخواهد بود. این گونه افراد به واسطه ی خود بزرگ بینی، اعتماد به نفس و مهارت بالا در ترغیب دیگران به پیروی از خود، اغلب در دنیای کسب و کار به رهبران بزرگی بدل می شوند؛ گرچه این ویژگی ها می تواند برای اطرافیانشان آزاردهنده باشد. اما کار کردن مستمر... ادامه مطلب

۲۵ درس کوتاه برای فروش

در هر کسب و کاری که باشید، فروش بخشی از زندگی شما خواهد بود. این فروش می تواند به سادگی معرفی خودتان به یک غریبه باشد، و یا به پیچیدگی قرارداد های فروش چند میلیون دلاری. به هر صورت هیچ کس نمی تواند از زیر بار فروش در برود. فروش مسئله ای حیاتی است، نه تنها... ادامه مطلب

۵ توصیه ساده برای بهبود تعادل زندگی شخصی و شغلی

هر کارآفرینی به خوبی می داند با وجود حجم سنگین کاری که مسئولیت یک کسب و کار با خود به همراه می آورد، برقراری تعادل میان زندگی شغلی و شخصی تا چه حد می تواند دشوار باشد. با اینکه تقریباً تمام کارآفرینان از داشتن این تعادل رؤیایی خوشحال می شوند، تعداد انگشت شماری از بین آنان... ادامه مطلب

چه زمان باید پروژه ای را مختومه کرد و آن را کنار گذاشت؟

هیچ فرمول علمی وجود ندارد که بتواند پاسخگوی این سؤال برای همه ی شما به صورت یکجا باشد. اما ممکن است فرمولی وجود داشته باشد که برای هر یک شما به تنهایی نتیجه بدهد؛ علتش هم این است که خودتان آن فرمول را خلق می کنید. شما با تعیین معیارهای سنجش برای خود، راهی برای ارزیابی پیشرفتتان... ادامه مطلب

نظرات ۳

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود