دیجیاتو نویسنده استخدام می‌کند

بررسی بازی Quantum Break؛ خبری از یک شاهکار نیست

یکی از کم کار ترین شرکت هایی که بازی های بزرگ می سازد، بدون شک Remedy Entertainment است. این کمپانی که تنها نزدیک به 20 سال عمر و کمتر از 150 نفر پرسنل دارد، تاکنون دو تا از برترین و خاطره انگیزترین عناوینی که تجربه کرده ایم را ساخته است: Max Payne و Alan Wake.

اولین قسمت مکس پین در سال 2001 با فضایی جنایی و اکشنی خاص منتشر شد و توانست توجه و علاقه بسیاری از مردم دنیا را به خود جلب کند. مکانیزم های سینمایی و صحنه آهسته بازی، نسبت به تکنولوژی روز برای اولین بار در بهترین سطح ممکن ساخته شده بود و در کنار داستانی جذاب و چالش برانگیز، به یکی از خواستنی ترین عناوین آن دوران تبدیل گشت.

مکس پین در ابتدا تنها برای کامپیوتر عرضه شد؛ اما بعد از مواجهه با اقبال عمومی، شرکت راکستار گیمز وظیفه نشر و پورت این بازی روی کنسول های پلی استیشن 2 و اکس باکس را بر عهده گرفت. رمدی پس از آن نسخه دوم را در سال 2003 عرضه کرد.

عنوان موفق دیگری که توسط این شرکت فنلاندی ساخته و منتشر شد، الن ویک نام داشت. این بازی انحصاری کنسول اکس باکس 360 در سال 2010 توانست نظر مثبت اکثر منتقدین را به خود جذب کرده و محبوبیت خاصی بین انحصاری بازهای مایکروسافت پیدا کند. اگرچه این عنوان بعد از دو سال برای سیستم عامل ویندوز هم منتشر شد، ولی حسرت قسمت دوم بازی همچنان به دل طرفداران باقی مانده است.

هردوی این عناوین به فروش و محبوبیتی دست یافتند که به راحتی می توان آن را موفقیت نامید. خصوصا نام مکس پین که برای گیمرهای بزرگتر یک نوستالژی محشر محسوب می شود. اگر کمی دقت کنیم می بینیم که المان های مشترک متعددی بین این بازی ها وجود دارد. از جمله نورپردازی های خاص و اکشن صحنه آهسته. رمدی علاقه خاصی به این المان ها دارد که محبوبیت خودشان را نیز پیدا کرده اند.

پشت همه این موفقیت ها و محبوبیت ها، یک مغز متفکر و نویسنده ای عالی وجود دارد. سم لیک 45 ساله هم دقیقا مثل رمدی، کم کار به نظر می رسد. او زمانی که داستان مکس پین را نوشت 30 سال سن داشت، اما با گذشت 15 سال از آن زمان، تنها دو روایت دیگر از مکس پین و داستان الن ویک را نوشته است.

این نویسنده فنلاندی که چهره اش را در نقش اولین مکس پین دیده ایم، حالا یک داستان و فرنچایز کاملا جدید نوشته که تفاوت ها و شباهت های خاص خودش را دارد. دست پخت جدید رمدی و لیک، با فضایی آشنا و منحصر به فرد، چند روزی است که برای اکس باکس وان و ویندوز 10 منتشر شده است.

qb6

Quantum Break در دسته بازی های اکشن ماجراجویی تیراندازی سوم شخص قرار می گیرد که به المان های مورد علاقه رمدی، یعنی اختلالات زمانی و صحنات آهسته مزین شده است. البته در نگاه اول شاید تصور کنید که سبک تیراندازی سوم شخص برای این بازی کافی باشد، اما وجود صحنه های اکشن متفاوت، ماجراجویی هایی که باید در مناطق جانبی انجام بدهیم و همینطور پازل های فکری موجود در نقاط مختلف باعث می شود کوانتوم بریک را در چند دسته قرار بدهیم.

ماجرای کوانتوم بریک در شهری به نام Riverport دنبال می شود که مرکز تحقیقاتی و فیزیولوژی Monarch در آن قرار گرفته. Paul Serene موسس و مدیرعامل شرکت مانارک شخصیتی جاه طلب و پلندپرواز است که با هوش بالا و خلاقیتی خود، سعی کرده تا رویای دیرینه انسان یعنی دستگاه سفر در زمان را خلق کند. آزمایشات و تلاش های پاول برای این مهم نزدیک به 17 سال طول می کشد؛ تا جایی که فعالیت های فیزیکی و اختلالی انجام شده توسط مانارک، از دیدگاه مردم غیرانسانی به نظر رسیده و کمپین و تظاهراتی علیه آنها برپا می شود.

دانشمند و مهندس فیزیکی این ماجرا، Will Joyce نام دارد که بعد از تلاش های ناموفق و آگاهی از خطر این عملیات، از کار دست کشیده و پاول جاه طلب را تنها می گذارد. در اکتبر 2016، پاول تصمیم می گیرد آزمایش نهایی سفر در زمان را روی خودش پیاده کند. اما برای این کار به کمک یک نفر دیگر و قابل اعتماد احتیاج دارد. او از دوست قدیمی اش Jack Joyce (برادر دانشمند مانارک) خواهش می کند تا به مرکز تحقیقاتی رفته و در به ثمر رسیدن اتفاق قرن سهیم باشد. جک هم با توجه به دوستی دیرینه اش با پاول قبول زحمت کرده و وی را در آزمایش همراه می کند.

به هنگام آزمایش هیچ چیز به شکل پیش بینی شده عمل نمی کند و اتفاقات بدی رخ می دهد. دستگاه سفر در زمان تقریبا منفجر شده و همه چیز بهم ریخته و زمان، دست خوش اختلالات شدیدی قرار می گیرد. در پی این اتفاق، گذر زمان دچار مشکل شده و رو به اتمام می رود؛ به این معنا که با اختلالات پیش آمده، جایی ساعت ها از حرکت باز خواهند ایستاد و زمان به کلی متوقف می شود. یعنی پایان زندگی. در طول این زمان هم مشکلات فراوانی مثل توقف موقتی یا جابجایی زمانی رخ می دهد.

qb3

پاول و جک که در این حادثه حضور داشته و دخیل بودند، تحت تاثیر تشعشعات دستگاه قرار گرفته و نیروهای خاصی کسب می کنند که در حقیقت آغاز کننده خط داستانی کوانتوم بریک محسوب می شود. در اینجا متوجه خواهیم شد که پاول از سرانجام این آزمایش آگاه بوده و ویل جویس بارها در این مورد هشدار داده بوده است. اما این قضیه در کت پاول نرفته و با برنامه ریزی برای آینده زمان (پایان زندگی) تلاش می کند جهان را تحت سلطه خود درآورد. مشکل جایی در سر راه پاول قرار می گیرد که جک نیز توانایی های فرا انسانی کسب کرده و در مقابل برنامه های او می ایستد.

جک می تواند زمان را در نقاط کوچکی متوقف کرده، با سرعت زیاد در زمانی حرکت کند و گاهی نیز اتفاقات پیرامونش در گذشته را ببیند. پاول هم علاوه بر این توانایی ها، از قابلیت مشاهده آینده برخوردار می شود. اما حضور در قلب حادثه ماشین زمان و تشعشعات سنگین زمانی باعث شده دچار بیماری اختلالات روانی بشود. مشکلی که او را برای رسیدن به هدفش مصمم تر می سازد.

محوریت اصلی گیم پلی کوانتوم بریک، مبارزات تیراندازی سوم شخص است. مکانیزم کنترلی بازی کاملا مشابه با الن ویک بوده و قابلیت خاص و تازه ای در این زمینه نمی بینیم. اما طیف وسیع و متنوعی از اسلحه های مختلف، تجربه متفاوت تری ایجاد می کند. البته اصلی ترین المانی که کوانتوم بریک برآن تمرکز دارد، توانایی های دستکاری در زمان و نیروهای فرازمینی جک جویس است.

جک در ابتدای ماجرا تنها از توانایی مشاهده دشمن و اجسام مفید در پشت موانع با نام Vision (کاملا مشابه با قابلیت ویژن در بازی های Tombraider) برخوردار است. اما به مرور زمان این قابلیت ها به 6 نوع رسیده که هر کدام ویژگی های منحصر به فرد خودشان را به ارمغان می آورند.

مهم ترین و مفیدترین قابلیت، امکان متوقف کردن (یا همان فریز کردن) همه چیز در یک نقطه خاص است. جک با نشانه گرفتن و فشردن یک دکمه به نام Time Freeze می تواند هرچیزی که بخواهد را برای چند ثانیه ثابت نگه دارد. اصلی ترین کاربرد این قابلیت، فریز کردن دشمنان و شلیک گلوله به سمت آنهاست. هنگامی که زمان در آن نقطه به حالت معمولی برگردد، تمام گلوله های شلیک شده به صورت همزمان به سمت هدف حرکت می کنند. جک همچنین از این امکان برای رفع برخی از پازل های محیط بازی و یا اختلالات حرکتی اجسام استفاده می کند.

qb5

نوع پیشرفته تری از همین قابلیت Time Blast نام دارد که با کمک آن محیط کروی شکلی پیرامون دشمنان ایجاد شده و در کنار متوقف کردن زمان انفجاری نیز رخ می دهد که می تواند چندین سرباز دشمن را همزمان از سر راه بردارد. دیگر ویژگی خاصی که جک از آن برای حمله و دفاع استفاده می کند Time Dodge است. این قابلیت امکان حرکت سریع آنی در فواصل کوتاه را برای جویس فراهم می کند که میتوان از آن برای حرکت به پشت دشمنان یا فرار از موج انفجار نارنجک ها استفاده نمود.

توانایی مفیدتری از آن نیز در بازی با نام Time Rush وجود داشته که بعد از حرکت سریع آنی، با مواجهه با دشمن می توانید حرکات Melee دیدنی را برای کشتن دشمن انجام بدهید. آخرین و کم کاربردترین قابلیت هم ایجاد کره محافظ شیشه ای به دور بازیکن است. Time Shield همانند یک دیوار نامرئی عمل کرده و برای چند ثانیه جک را از برخورد گلوله های دشمن مصون نگه می دارد.

هرکدام از این قابلیت ها قابل ارتقا نیز هستند. در محیط های مختلف مراحل بازی، نقاطی نورانی به نام Chronon Source وجود دارد که با جمع آوری آن ها می توانید بخش های مختلف نیروهای جک جویس را ارتقا ببخشید. متاسفانه یا خوشبختانه، پیدا کردن این کرونون سورس ها بسیار سخت است و اگر بخواهید تا پایان خط داستانی تمامی قابلیت هایتان را ارتقا داده باشید، باید گوشه و کنار هر مرحله را مدت ها با کمک ویژن کنکاش کنید.

شاید تعداد کم این امکانات دلسرد کننده به نظر برسد، اما ترکیبی از آنها در طی نبردهای سریع و هیجان انگیز بازی بدون شک لحظات مفرح و لذت بخشی را برای بازیکن به ارمغان میاورد. مدل های متنوع و مختلفی از دشمن و همینطور باس فایت ها، نیز هر از چندگاهی به این تنوع کمک می کنند. با این همه، هوش مصنوعی کوانتوم بریک کم و کاستی های زیادی دارد.

qb4

از مهم ترین اشکالاتی که به گیم پلی کوانتوم بریک وارد است، عدم حضور قابلیت Stealth یا مخفی کاری است. تقریبا محال است که بتوانید منطقه ای از بازی را بدون آشوب و چند انفجار بگذرانید. انگار سربازان مانارک به حد مرگ به حضور شما هوشیار هستند و کوچکترین حرکتی در لا به لای ماشین ها را متوجه شده و بر سرتان خراب می شوند. عدم تعادل هوش مصنوعی بازی یکی از نقاط ضعف آن محسوب می شود. طوری که گاهی از جلویشان می دوید و متوجه نمی شوند، و در مقابل گاهی حرکتی بسیار آرام پشت سرشان زنگ خطر را به صدا در میاورد.

ترکیب کلی گیم پلی کوانتوم بریک، تلفیق تیراندازی سوم شخص با توانایی های زمانی و پازل های فکری به نوبه خودش جذاب، مفرح و منحصر به فرد است و در طول بازی تکراری نخواهد شد. اما کاستی های نسبی در موارد مختلف از لذت تمام و کمال آن می کاهد.

پیشروی داستان همچون الن ویک از چند قسمت یا اپیزود مختلف تشکیل شده و در پایان هر Act، تیتراژ و موسیقی متفاوتی تماشا خواهیم کرد. هر قسمت نیز شامل سه بخش اصلی است. خط داستانی جک، روایت کوتاه پاول به نام Junction و یک قسمت از سریال سینمایی کوانتوم بریک.

همانطور که می دانید در بخش اصلی بازیکن کنترل شخصیت جک را بر عهده می گیرد؛ اما در جانکشن ها، کنترل پاول سرین در اختیار گیمر قرار داده می شود. اپیزودهای پاول دارای گیم پلی اکشن و تیراندازی نیست اما ماجراجویی و مهم تر از همه تصمیمات دشواری را در پی دارد. هر یک از تصمیماتی که بازیکن در این بخش می گیرد بروی خط داستانی بازی و همینطور نمایش سریال تاثیر مستقیم می گذارد؛ هرچند که پایان اصلی و سرنوشت جک جویس از پیش تعیین شده و تغییری نخواهد کرد.

qb2

بعد از اتمام گیم پلی هر بخش، یک اپیزود از سریال کوانتوم بریک (با توجه به تصمیمات شما) پخش خواهد شد. متاسفانه هر قسمت این سریال که تقریبا 24 دقیقه طول دارد، درون خود بازی گنجانده نشده و به صورت کاملا آنلاین از شبکه اینترنت روی کنسول شما استریم خواهد شد. البته امکان پیش دانلود تمام آن نیز وجود داشته که البته با حجمی نزدیک به 75 گیگابایت کاری عاقلانه به نظر نمی رسد. ضمن اینکه در صورت استریم مستقیم تنها قسمت های مربوط به داستان شما پخش خواهد شد و طبیعتا حجم بسیار کمتری دانلود می شود.

حالا که حرف از سریال شد لازم است بدانید (با توجه به علاقه شدید رمدی به ترکیب بازی با سینما) تمامی شخصیت های کوانتوم بریک به طور کامل از روی بازیگران واقعی سینمای جهان ساخته شده و در سریال آن نیز نقش بازی کرده اند. Shawn Ashmore بازیگر مشهور سری اکس من در نقش کاراکتر اصلی بازی قرار گرفته و Aidan Gillen بازیگر محبوب نقش پیتر بیلیش در سریال Game of Thrones عهده دار نقش پاول سرین است. سریال کوانتوم بریک بسیار خوش ساخت بوده و عنصری مهم برای روایت داستان بازی به شمار می رود. در نتیجه پیشنهاد می کنیم که هرگز اپیزودهای آن را Skip نکنید!

کوانتوم بریک از منظر بصری نقاط قوت و ضعف بزرگی دارد. المان اصلی گرافیک بازی نورپردازی های خارق العاده آن است که نمای کلی هر مرحله را تحت تاثیر قرار داده است. طراحی کاراکترها و حرکات بدن صورت بازیگران در بهترین سطح ممکن قرار دارد (و تماشای لیپ سینک و صورت پیتر بیلیش برای طرفداران سریال بازی تاج و تخت بسیار لذت بخش است!) اما در سوی مقابل کیفیت طراحی موها اصلا خوب نیست و وجود باگ های مختلف و کیفیت پایین بافت ها بسیار آزار دهنده به نظر می رسد. در اینجا از تحلیل مفصل و فنی کوانتوم بریک در این زمینه گذر می کنیم.

جمع بندی

qb7

انحصاری جدید مایکروسافت از چند جهت به عنوان بهترین بازی تک نفره کنسول اکس باکس وان محسوب خواهد شد. از روایت عمیق و جذاب، شخصیت پردازی مناسب گرفته تا گیم پلی درگیرکننده، گرافیک بصری و نورپردازی چشم نواز و سریال تماشایی و خوش ساخت آن. اما اشکالات فنی و کم و کاستی های طراحی کوانتوم بریک طوری به نظر می رسد که گویی سازندگان وقت زیادی صرف جزئیات آن نکرده اند.

درست است که کوانتوم بریک سال ها در حال ساخت بوده و به طور کلی تجربه ای به یاد ماندنی به ارمغان میاورد، اما می توانست بسیار بهتر از این حرف ها باشد. انجام این بازی برای بار اول بسیار جذاب خواهد بود اما به نظر نمی رسد رغبت زیادی برای انجام چندباره آن در بازیکن ایجاد کند. مگر برای موارد جانبی یا تکمیل کردن اچیومنت های آن.

کوانتوم بریک عنوان جدیدی است که باید روی کنسول اکس باکس وان تجربه اش کنید؛ اما انتظار مواجهه با یک شاهکار را نداشته باشید.

مطالب مرتبط

مایکروسافت چه برنامه ای برای سلطنت بر بازار کنسول های بازی در سر دارد؟

چندی پیش مایکروسافت کاری را انجام داد که برای سال ها هیچ تولید کننده کنسولی به سراغش نرفته بود. ردموندی ها از مشخصات فنی پروژه آینده خود - نسخه بهبود یافته اکس باکس وان - سخن به میان آوردند. آن ها این کار را در دوره ای انجام دادند که حفاظت از اطلاعات، خصوصا در مورد... ادامه مطلب

فیل اسپنسر اعتراف می کند: اکس باکس وان گزینه مناسبی برای پی سی گیمرها نیست

تقریبا غیرممکن است که یک پی سی گیمر را به ترک میز کامپیوتر کنید و یک کنترلر بازی به دست او بدهید و بگویید حالا با کنسول سرگرم شو. مقرون به صرفه بودن و تجربه های جذاب دنیای کنسول ها در برابر آزادی عملی که پی سی گیمرها تجربه می کنند قابل مقایسه نیست و... ادامه مطلب

تحلیل: اکس باکس وان برنده جمعه سیاه بود

بر اساس تحلیل و گزارش های InfoScout، کنسول بازی اکس باکس وان با اختلاف فراوان، برنده ی معاملات روز جمعه سیاه در بازار آمریکای شمالی شده است. در وبلاگ اینفو اسکات آمده که اکس باکس وان با 53 درصد و پلی استیشن 4 با 31 درصد، بیشترین سهم کنسول فروخته شده در این روز را کسب... ادامه مطلب

بررسی بازی Persona 5؛ نیروی اهریمنی اش

پرسونا 5 از همان دقایق ابتدایی به شما می فهماند که تفاوت هایی اساسی با بازی های ویدیویی معمولی دارد و قرار است تجربه ای منحصر به فرد در اختیارتان قرار دهد که احتمالاً از زمان عرضه نسخه قبلی مشابه اش را ندیده اید و تا عرضه نسخه بعدی هم نخواهید دید. پرسونا 5 بازی... ادامه مطلب

بررسی بازی Starbound؛ اکتشافی بی انتها

«دسترسی زودهنگام» (یا Early Access) را شاید بتوان یکی از جدیدترین روش های انتشار بازی های ویدیویی روی پلتفرم های مختلف تلقی کرد که فواید و ضررهای خاص خود را به همراه داشته است. در این سبک انتشار، سازندگان بازی، عنوان خود را به شکلی ناقص عرضه کرده و ضمن به روز رسانی دائمی آن،... ادامه مطلب

اجرای Red Dead Redemption روی اکس باکس وان بالاخره میسر شد

مایکروسافت به سرعت در حال افزودن بازی های بیشتر به برنامه ی Backward Compatibility است که به کاربران اکس باکس وان اجازه می دهد تا بازی های اکس باکس 360 را روی دستگاه جدید خود اجرا کنند. طی آخرین گزارش، حالا Red Dead Redemption، عنوانی که در صدر لیست مورد انتظارترین بازی های برنامه قرار... ادامه مطلب

نظرات ۶

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود