وقتی که "هویت رسانه ای" جای خود را به "منش بازاری" می دهد

وقتی که

مشکل از آنجایی شروع می شود که حرمت قلم از بین می رود. رسانه به عنوان یک ابزار قدرتمند، رسالتی حرفه ای با خود به همراه می آورد که درستی و راستی از جمله مهمترین اجزای آن است. اما وقتی این ابزار در دست آدم های نوکیسه ای قرار گرفت که رسانه را صرفا فرصتی برای کسب درآمد می بینند، آن وبسایت تبدیل به یک "دکان تبلیغات و سخن پراکنی" می شود و کارکردی دیگر می یابد.

زمانی که "هویت رسانه ای" جای خود را به "منش بازاری" داد، معیارها هم تغییر می کنند. آن زمان است که چنین تریبونی به جای نشر محتواهای آموزنده یا سرگرم کننده، مصاحبه هایی سفارشی، عکس هایی دو قرانی و نوشته هایی دو پاراگرافی ارائه می کند؛ حرمت قلم زیر پا می رود و تمرکز روی چیزهای دیگر قرار می گیرد.

اسکناس های سبز که ارزش بیشتری در مقایسه با مُرکب آبی قلم پیدا کردند، با صفر های خود مرگ یک رسانه را اعلام می دارند. مرگ رسانه، امری تدریجی است و لزوما به معنای تعطیلی آن نیست؛ مخاطب نیاز به زمان دارد تا متوجه آلت دست بودن محتوا و خودش شود و در یابد مجموعه ای که شاید زمانی برای اش موجه بوده، اکنون در حال غرق شدن در باتلاق "منش بازاری" است. البته بنگاه های اقتصادی با شبکه هایی که در اختیار دارند تلاش می کنند تا حد امکان مرگ تدریجی خود را مخفی کنند.

حباب محافظی که به دور مجموعه های بی هویت ایجاد می شود، از فرمول ساده ای پیروی می کند: هدایت ترافیک در بین بنگاه هایی با اهداف اقتصادی مشترک. این عاملی است که ریزش مخاطب را جبران می کند و رسانه خود باخته را در ظاهر سر پا نشان می دهد. به همین علت است که ناگهان سایتی با محوریت ورزش، تبدیل می شود به یکی از منابع ترافیکی سایتی با تمرکز بر حوزه تکنولوژی.

و چه خنده دار می شود حال چنین رسانه بیماری در موقع روبرو شدن با رسانه ای که کیفیت محتوا را اولویت قرار داده تا از این طریق موفقیت گذشته را تکرار کند. اشاره به روش های آشنایی دادن به مخاطبین تصادفی (که هر کسی می داند اگر کیفیت محتوا نباشد خیلی زود اثرشان از بین می رود) دست و پا زدنی غم انگیز در مرداب تن آسایی است. بهره گیری از فرصت های بادآورده، ذکاوت و حرفه ای گری می خواهد ولی تا الگویی برای تقلید نباشد (که چندی بود نبود)، چیزی هم در چنته بعضی ها نیست.

وبسایت های موفق، در مدت زمان کوتاهی که از زمان تولدشان می گذرد، روح همراهی را در مخاطبین بیدار می کنند و این باعث رشک ورزی است. بدون قلم و بدون ذوق، چنگ زدن به سخن پراکنی های بی ارزش، خود تاکیدی است بر هویت برخی وبسایت های اقتصادی که گاف های خبری شان دستمایه طنز مخاطبین است. مردم خود بهترین داورند و به خوبی قلم عالی و علاقه قلبی را می شناسند و تفاوت آن با پست های دو پاراگرافی -که آگهی ها درست در وسط شان جا خوش کرده اند- را درک می کنند.

ویجیاتو

نظرات ۸۵

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

Digiato

رمزتان را گم کرده‌اید؟

Digiato