بررسی بازی Volume؛ رویای رابین هود مجازی

Mike Bithell با عرضه ی بازی Thomas Was Alone، نبوغ خود را در روایت داستانی پیچیده در قالب بازی بسیار ساده ای به معرض نمایش گذاشت. Thomas Was Alone در مورد یک مکعب کوچک بود که به تنهایی قادر نبود از مسیرهای سخت و پر پیچ و خم گذر کند.

به مرور و با پیشروی در بازی، توماس می فهمد که چندان هم تنها نیست. دیالوگ های محشر و درجه یکی که از زبان معکب و مستطیل و دیگر اشکال هندسی شنیده می شد برای ساعاتی متوالی روی صندلی میخکوب تان می کرد. از شدت جذابیت، Thomas Was Alone را می شد در یک ماراتون ۳-۴ ساعته به پایان رساند و Volume نیز اگرچه به مراتب طولانی تر است، اما پا جای پای عنوان پیشین Mike Bithell گذاشته.

Volume تمام و کمال در محیطی مجازی روایت می شود، جایی که Robert Locksley، رابین هود داستان، به سرقت از متمولین و هنرمندان می پردازد. Volume را می توان به نوعی برداشتی نو از داستان رابین هود دانست و Bithell اگرچه در روایت داستان این بار عالی عمل نکرده اما توانسته با نهایت توان خود گیم پلی بی نظیری برای بازی پدید آورد.

در ادامه با بررسی بازی Volume همراه باشید.

Robert Locksley یک سارق است، نه از آن هایی که با اسلحه اخاذی می کند و نه از آن هایی که بالا رفتن از دیوار خانه ی کسی را می پسندد؛ حداقل پس از پیدا کردن Volume دیگر ترجیح می دهد سیاقی برای خود برگزیند.

Volume کلید ورود او به دنیایی مجازی است، جایی که یک هوش مصنوعی با نام Alan در انتظارش مانده. رابرت پس از یافتن گجت جدید اش به طور کلی متحول می شود و در سطحی سازمانی شروع به سرقت می کند تا مایملک ثروتمندان را به دست نیازمندان برساند.

2015-08-30_00001

قایم باشک بازی به سبک Metal Gear Solid در تک تک مراحل بازی جریان دارد و اگر تجربه ای کوتاه از ورژن های قدیمی تر متال گیر داشته باشید قطعا می دانید که در مورد چه چیزی صحبت می کنیم. سربازها که در بازی تحت عنوان Pawn شناخته می شوند و کاملا مکانیزه عمل می کنند، مسیری را مرتبا گشت می زنند و باید توجه داشته باشید که هیچگاه در دیدرس شان قرار نگیرید و یا اگر دیده شدید، سریعا فرار کنید.

پاون ها از آنچه که فکر می کنید احمق ترند و صرفا همانند یک دوربین امنیتی عمل می کنند و اگر محیط باز باشد قطعا به شما رحمی نمی کنند. تا انتهای بازی این روند ثابت باقی می ماند و رابرت نمی تواند پاون ها را به کوچک ترین چالشی دعوت کند، مگر اینکه محیط اندکی پیچ در پیچ باشد؛ در حقیقت گاهی اوقات لازم می شود تا از حماقت آن ها برای پیشروی استفاده کنید.

در نگاه اول به Volume احتمالا به یاد Hotline Miami می افتید، عنوانی خشونت بار که آن هم به نوعی دوربین مشابهی برای روایت داستان و گیم پلی خود انتخاب کرده. اما شباهت این دو بازی در همین نقطه تمام می شود. Volume به غایت ساکت و آرام است و تنها زمانی آرامش در آن به هم می ریزد که گاردها شما را ببینند و خدمت تان برسند. در غیر این صورت اگر راهی برای بی سر و صدا پایان دادن بازی نداشته باشید، کارتان تمام است.

گجت هایی که در هر مرحله به شما داده می شود صرفا برای همان مرحله کاربرد دارد. در واقع هر بار که نیازمند چیزی باشید، آلن آن را در اختیارتان قرار می دهد و ساز و کارش را توضیح می دهد. متاسفانه یا خوشبختانه، عمده ی مراحل تنها به یک شیوه تمام می شوند و باید از گجت هایی که در اختیارتان قرار گرفته استفاده کنید؛ هیچ آیتم بی هدفی در محیط وجود ندارد و همین مسئله Volume را بیش از حد ساده نگه داشته.

2015-08-30_00002

مشکل اصلی ۱۰۰ مرحله ی اصلی Volume و حتی مراحل دست ساخت این است که هیچ کدام ابدا سخت نیستند. کافی است دو-سه بار اشتباه کنید تا متوجه تمامی الگوهای طبیعی درون بازی شوید. هیچ کدام قرار نیست شما را تا سر حد دیوانگی ببرند و خیلی ساده می توانید یکی پس از دیگری جلو بروید. Volume به نوعی نقطه ی مقابل Hotline Miami محسوب می شود، چه از لحاظ سختی و آسانی گیم پلی و چه از لحاظ نوع پیشروی در مراحل.

قرار نیست بتمن بازی کنیم و هر موقعیتی را بسنجیم و ببینیم چه گجتی لازم است، اما آلن، هوش مصنوعی Volume، کار را بیش از حد برای ما و رابرت ساده کرده. حقیقت اش را بخواهید، اگر آلن صرفا یک دستیار صوتی حراف می بود و بیشتر شبیه Claptrap اطلاعات مهمل در اختیارمان قرار می داد، لذت بردن از بازی راحت تر می شد. سکوت آلن و رابرت در برخی مراحل واقعا دیوانه کننده است.

البته، در اواخر بازی، زمانی که گجت های متنوع درون محیط مجازی بازی قرار می گیرند، باید با ذکاوت بیشتری مراحل را طی نمود. تمام کردن مرحله باز هم ساده است، اما به مراتب چالش برانگیزتر.

اگر از بازی لذت بردید و حس کردید که می توانید از Mike Bithell خلاق تر باشید، ادیتور بازی به رایگان در دسترس همه است. در منوی اصلی با مراجعه به بخش Edit Simulator می شود هر مرحله ای که در ذهن دارید را بسازید و با دیگران به اشتراک بگذارید. علاوه بر این، مراحل به اشتراک گذاشته شده ی دیگران نیز قابل دانلود و استفاده است.

ترکیب تک تک المان های بصری و شنیداری بازی در کنار هم شدیدا دیدنی و شنیدنی است. کمتر قسمتی در بازی پیدا می شود که از طراحی بخش های هنری بازی ناراضی باشید اما با این حال مکان روایت داستان ممکن است برای بسیاری، خشک و بی روح باشد.

تجربه کلی Volume به شما ثابت می کند که بازی های ایندی قابلیتی دارند که شاید اغلب بازی های بزرگ ندارند و آن هم میخکوب کردن مخاطب برای چندین ساعت پیاپی است. اگر چه Volume نسبت به دیگر بازی های مستقل عرضه شده امسال یک سر و گردن بالاتر است اما ای کاش می توانستیم بگوییم رابرت و آلن از توماس و رفقایش جذاب تر و دوست داشتنی تر اند.

جمع بندی

2015-08-31_00001

Volume ابدا در حد و اندازه ی Thomas Was Alone به یادماندنی و تاثیر گذار نیست، گیم پلی گیرایی دارد، داستان آن چندان روند جالبی طی نمی کند و همه چیز کند و آهسته پیش می رود. در Volume، داستان و دیالوگ های جذاب، قربانی گیم پلی پیچیده تر و البته طولانی تر شده اند.

راوی، سعی دارد تا داستان کوتاه و محدودش را در تار و پود بازی به مخاطب بفهماند و اگرچه با به انتها رساندن بازی همه چیز را در می یابید اما کجاست آن روایت ساده و پوست کنده ای که در Thomas Was Alone دیدیم؟ کجاست آن گیم پلی ای که آمیخته با داستان بود و تک تک مراحل مفهوم خاصی به همراه داشتند؟

Volume یک بازی مستقل درجه یک به حساب می آید که تجربه آن بی شک برای علاقه مندان به بازی های مستقل واجب است اما بگذارید بی آلایش بگوییم که حقیقتا Thomas Was Alone در هر بعدی (به جز تعداد مراحل!) به مراتب از Volume بهتر است.

اگر تا به حال اولین ساخته ی Mike Bithell را تجربه نکرده اید، چند ساعت از یک روز زیبای تان را به Thomas Was Alone اختصاص دهید. مهم نیست گیمر هستید یا نه، می دانید گیم پلی پلتفرمر یا سکو بازی چگونه است یا خیر، آنچه اهمیت دارد، گوش فرادادن به دیالوگ ها و درک حسی است که از یک مشت مربع و مستطیل دریافت می کنید؛ حسی جادویی که سحر بازی های ویدیویی را به شما اثبات خواهد کرد.

نظرات ۳

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟