سونی چه بر سر پلی استیشن ویتا آورد؟

سونی چه بر سر پلی استیشن ویتا آورد؟

سونی چه بر سر پلی استیشن ویتا آورد؟

«درباره ی ویتا شنیده ای؟ نابود شده است.» این اولین جمله ای بود که دوستم در یک مهمانی شب جمعه به من گفت.

به نظرم، دلایلی که دوستم مطرح می کند خیلی منطقی است. ماسایاسو ایتو، مدیر اجرایی بخش سرگرمی های کامپیوتری سونی به تازگی گفته که ساخت تمام بازی های انحصاری کنسول ویتا به پایان رسیده؛ چرا که «توسعه دهندگان شخص ثالث به سختی مشغول کار روی بازی های پلی استیشن ویتا هستند، و تمرکز سرگرمی های کامپیوتری سونی، روی کنسول پلی استیشن ۴ معطوف شده است.»

صادقانه بگویم، چنین چیزی چندان دور از ذهن نبود. مدیر استودیوهای جهانی سونی، یعنی شوهی یوشیدا هم حرف های مشابهی در همایش E3 امسال زد و گفت که شرایط بازار برای عرضه ی ورژن جدیدی از کنسول دستی ویتا مساعد نیست. با این همه، روند رو به رشد ویتا حرف های دیگری می زند.

اگر چنین سخنانی یک دهه ی پیش مطرح می شد، خیلی نگران تر از الان می شدم. من عاشق ویتا ام و احتمالا یکی از دلایل این علاقه، آن است که ویتا به سختی توانست خود را در دنیای امروزی جای دهد. دقیقا به خاطر همین دشواری است که باید بازی های انحصاری بیش تری برای ویتا عرضه شده و این کنسول دستی از یاد نرود.

در ادامه با دیجیاتو همراه باشید تا ادامه ی مقاله را به قلم کریستین دانلان از وب سایت یوروگیمر بخوانیم.

Lumines

از همان لحظه ی نخستی که ویتا را در دست گرفتم، عاشق اش شدم. سونی همیشه عادت داشته که سخت افزارهای خود را با روش های تبلیغاتی مختلف و به صورت لوکس معرفی کند؛ اما عملکرد آن ها در قبال ویتا، مثل معرفی یک ادکلن یا یک ماشین اسپورت جدید بود. از همان ابتدا می شد فهمید که ویتا چیزی جدید و نسبتا متفاوت است، اما تا زمانی که آن را در دست گرفتم به این تفاوت ها پی نبرده بودم.

سونی حساب چندانی روی آینده ی ویتا باز نکرد و طبیعتا امروز هم می گوید که شرایط برای عرضه ی ورژنی جدیدتر مساعد نیست. ویتا قرار بود امکاناتی جدید برای کاربران به ارمغان آورد و هدف دیگری نداشت. امکاناتی از قبیل آنالوگ، صفحه ی لمسی، صفحه ی لمسی پشتی، کنترل حرکتی و چیزهایی از این دست.

گزینه های مختلفی که ویتا در اختیار مخاطب می گذارد، شانس های زیادی برای پلتفرم به ارمغان می آورد و نوعی اتمسفر منحصر به فرد به آن می بخشد که حتی با صفحه های نمایش OLED هم قابل قیاس نیست. حتی نرم افزار ابتدایی کنسول هم به گونه ای طراحی شده بود که کاربر می توانست به هر روش ممکن با آن تعامل داشته باشد.

بازی Gravity Rush را به یاد دارید؟ اگر درست به خاطرم مانده باشد، در همان لحظه ی نخست بازی می توانید با تکان دادن دستگاه، کاری کنید که سیبی از روی یک درخت به زمین بیفتد. ویتا بسیاری از امکانات این چنینی اسمارت فون ها را در خود جای داده و اگرچه امروز به مرز بحران رسیده، تفاوتی بزرگ با موبایل های هوشمند دارد: ویتا دستگاهی است که برای بازی ساخته شده.

سوالی که همواره و از شروع عرضه ی ویتا مطرح بوده، این است که باید چه بازی ای را روی آن تجربه کرد؟ تکلیف آنچارتد که روشن است. این بازی که به عنوان یکی از نخستین بازی های ویتا عرضه شد، نتوانست به موفقیت خاصی برسد؛ چرا که سازندگان سعی کرده بودند همان آنچارتد سینماتیک را روی کنسولی پیاده سازی کنند که شما احتمالا در اتوبوس با آن بازی خواهید کرد. در همین حال، پرداخت بسیاری از المان های حیاتی ناتی داگ در قبال آنچارتد، روی صفحه ای با آن اندازه، کار سختی تلقی می شود.

Tearaway

بازی Resistance را هم کنار بگذارید؛ البته قبول دارم که استفاده از تبر آتش نشانی به عنوان یکی از سلاح های اصلی، کار جالبی بود و می توانستید وزن آن را احساس کنید. اما به جز این مسئله، Resistance: Burning Skies را هم باید کنار گذاشت.

Gravity Rush در این میان کمی بهتر بود؛ با این حال بازی نام برده همانند کنسولی که روی آن اجرا می شد، عجیب و غریب بود و داستان سوپرقهرمانی را روایت می کرد که در دنیای باز و بی در و پیکر بازی، به گشت و گذار می پرداخت.

دوست داشتم که به گذشته نگاه می کردم و می گفتم که عناوین انحصاری ویتا موفق بودند، اما چنین اتفاقی قرار نیست بیفتد. اما در این میان اتفاقی جالب رخ داد که هنوز خارق العاده به نظر می رسد: از جایی به بعد، سونی کاری را کرد که کمپانی های زیادی قادر به آن نیستند. سونی غرور خود را کنار و ویتا را در اختیار بازیسازان مستقل گذاشت.

تصمیمی که سونی گرفت خیلی ساده بود. به نظر می رسد که بازی های AAA دیگر جایی روی پلتفرم ویتا ندارند و این موضوع تا آینده ی نزدیک تغییر نخواهد کرد. با این حال، کاری که سونی کرد بسیار سخاوت مندانه بود و جواب هم داد، حداقل از لحاظ فلسفی. امکانات متفاوت ویتا، کاملا با ماهیت کار بازی سازان مستقل هم خوانی داشت و آن ها ناگهان به پلتفرمی جدید دسترسی یافتند که می توانست امکانات فوق العاده ای برایشان به همراه داشته باشد.

حتی با وجود آن که بسیاری از بازی سازان از امکانات ورودی (Input) ویتا استفاده نکردند، در نهایت عناوین مختلفی ساخته شد که ماهیت ویتا را شکل دادند. بازی Hohokum شاید از قابلیت هایی مانند صفحه ی لمسی یا سنسور حرکتی بهره نبرد اما بازی های استودیوی Honeyslug همواره نوعی حس و حال نشاط آور با خود به همراه داشته اند و بقیه ی سازندگان قادر به چنین کاری نیستند.

با تجربه ی بازی Hohokum این احساس را خواهید داشت که دنیایی بزرگ و زیبا در دستان تان قرار گرفته و می توانید هر کاری که دوست دارید، با آن انجام دهید. بازی های دیجیتالی در کنسول های دستی به اجسامی فیزیکی تبدیل می شوند و همه چیز به گونه ای اسرارآمیز و متفاوت دنبال می شود.

vitaindie

من خاطرات زیادی با ویتا دارم و در اماکن مختلفی این کنسول دستی را با خود به همراه داشتم. به نظرم بهترین بازی ویتا تا به امروز، CounterSpy است و من ترجیح می دهم که آن را روی ویتا بازی کنم تا روی تلویزیون بزرگ اتاق نشیمن خانه ام. ایده ی CounterSpy روی ویتا بهتر جواب می دهد. گیمر در نقش یکی از جاسوسان جنگ سرد ظاهر می شود و می تواند ماموریت های بازی را روی دستگاهی شبیه به یکی از دستگاه های جیمز باند، به انجام برساند.

دوران ویتا شاید از لحاظ سنتی به پایان رسیده باشد، اما هنوز می توان ذره های جان را مانند یک زامبی در آن مشاهده کرد و از این بابت خوشحالم. کنسول دستی جذاب سونی شاید به آرامی به تاریخ بپیوندد اما هنوز احساس کردن دکمه های آن زیر انگشتان و تجربه ی Hohokum، نوعی حس شگوهمند به من منتقل می کند. و این احساس چیزی است که به آینده تعلق دارد.

نظرات ۱۲

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

Digiato

رمزتان را گم کرده‌اید؟ ورود با گوگل

Digiato

ورود با گوگل