بررسی Little Nightmares؛ غوطه ور در کابوس

بررسی Little Nightmares؛ غوطه ور در کابوس

پوریا دانشور شنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۹۶

قایم موشک از بازی های محبوب همه ما بود. لذت نهفته در آن، سر چشمه در ذوق دوران کودکی مان داشت. با این حال، کانسپت این بازی مدت ها است که در عناوین سبک هارور به کار می رود. گریختن و پنهان شدن از ترس و وحشت، امروزه به یکی از بدیهی ترین کلیشه ها در عناوین سبک هارور تبدیل شده.

Little Nightmares هم از عناوین هاروری است که از این کانسپت بهره می برد. تک تک المان های بازی دست به دست هم داده اند تا شما را مجبور به پنهان شدن در و پناه بردن به گوشه های تنگ و تاریک کنند، از فضای محزون و ترسناک بازی بگیرید، تا مخلوقات کریه المنظری که قصد شکار شما را دارند.

Little Nightmares روایتی است از ماجراهای دخترکی به نام سیکس که در سازه ای غریب به نام Maw گیر افتاده. گرسنگی، محرک اصلی سیکس است و این گرسنگی نا تمام باعث به وجود آمدن صحنه هایی رعب آور، اما در خور یک عنوان هارور شده.

Maw محیطی تاریک و محزون دارد، اما فقط فضاسازی تاریکش باعث القای حس وحشت نمی شود. بازی از دید دخترکی کوچک روایت می شود. سیکس در برابر محیطی که در آن قرار گرفته، قامت بسیار کوتاهی دارد. در واقع بزرگی محیط بازی و جزئیاتش نسبت به سیکس، باعث شده که فضای بازی، ترسناک تر از آن چه که باید باشد به نظر برسد.

صداگذاری بازی هم فضا سازی هارور Maw را تقویت کرده. اغلب سکوت مطلق بازی و یا موسیقی پس زمینه، با صدا های مختلفی شکسته می شود. صدای قدم های سیکس، برخورد وی با اشیا و صدای باران، اصوات ناهنجاری تولید می کنند که به حس تنهایی و ترس قوت می بخشند.

این عنوان به صورت نمادین، به مسائل مختلفی چون گرسنگی و مرگ می پردازد. Little Nightmares این مفاهیم را در قالب شخصیت ها نشان می دهد و با استفاده از اعمال و رفتاری که این شخصیت ها از خود نشان می دهند، یک داستان تاریک و تا حدی فلسفی را روایت می کند.

در شروع، سوالات بسیاری در ذهن بازیکن شکل می گیرد، اصلا هدف از Maw چیست؟ چرا سیکس در این سازه گیر افتاده؟ و سوالاتی از این قبیل. Little Nightmares از طریق فضا سازی و صحنه سازی، تا حدودی به این سوالات پاسخ می دهد، اما در نهایت، نتیجه گیری نهایی را بر دوش بازیکن قرار می دهد.

استودیو سازنده، هیچ واهمه ای از به تصویر کشیدن صحنه های رعب آور ندارد. اتفاقا با این ها توانسته داستان بازی را بهتر و قدرتمند تر روایت کند و دست به خلق عنوان هارور بهتری بزند. داستان بازی به واسطه همین صحنه ها روایت می شود و بازیکن وقتی این ها را می بیند، در واقع قطعات بیشتری از پازل را برای حل معمای نهفته در داستان بازی به دست میاورد.

سیکس باید از دست ساکنین عجیب و وحشت ناک Maw که اغلب به دنبال شکار دخترک هستند بگریزد. Little Nightmares از این جهت ترسناک است که می دانید در هر گوشه ای، کسی و یا چیزی منتظر شما است. می دانید که آن ها همواره پشت سر شما هستند و قدم به قدم به شما نزدیک تر می شوند.

Little Nightmares بازیکن را با تکنیک بی ارزش غافل گیر کردن نمی ترساند. المان اصلی ترس در این بازی، وحشت از فضای ناشناخته است، ترس از این که شاید در اتاق بعدی، کسی انتظار شما را می کشد. هیجان ناشی از این نوع ترس، زود گذر نیست و در تمام بازی همراه شما است.

این ترس در تمامی طول بازی همراه بازیکن است، اما متاسفانه مدت زمان گیم پلی Little nightmares بیش از حد کوتاه است و طی حدود 2 ساعت به پایان می رسد. با این حال بازی از این 2 ساعت، به بهترین شکل ممکن برای بازگو کردن داستان خود بهره می برد.

این عنوان فقط در فرار کردن و پنهان شدن خلاصه نشده. اصلی ترین المان در گیم پلی، پازل ها هستند. برای پیشروی در داستان بازی باید معما ها را حل کنید و برای پنهان شدن از دست دشمنان تان و یا فرار از آن ها، گاها ابتدا باید بر معما ها غلبه کنید.

پازل ها فیزیک محور و اغلب ساده اند، در در اولین تلاش حل می شوند و نیاز چندانی به تفکر ندارند. این پازل ها موجب شده اند که کوتاه بودن بازی بیش از پیش به چشم آید، زیرا که گیم پلی Little nightmares عملا چالشی ندارد که بازیکن را درگیر خود کند.

جمع بندی

Little Nightmares، به بهترین شکل ممکن از ایده پنهان شدن از ترس بهره می برد و با محیطی با ابهت، صداگذاری اثر گذار و داستانی مجذوب کننده، بازیکن را با خود همراه و حس هیجان را در او القا می کند. شاید در ظاهر تجربه رعب آور و ترسناکی به نظر برسد، اما جالب و منحصر به فرد است.


  • فضا سازی بسیار خوب
  • صداگذاری قوی
  • القای قوی حس ترس

  • مدت زمان کم گیم پلی
  • پازل های ساده

مطالب مرتبط

بررسی بازی Prey؛ پرسه در تباهی

بیراهه نیست که بگوییم بتسدا تقریباً به فرمول مشخصی در بازی های اول شخص خودش رسیده و اکثر بازی های یکی دو سال اخیر این کمپانی، از دیسآنرد گرفته تا دووم و حالا Prey، خط مشی نسبتاً یکسانی را دنبال می کنند؛ گیم پلی جمع و جور و خشونت آمیز، اتمسفر سیاه -که البته محصور... ادامه مطلب

زمان فراموش کردن متاکرتیک فرارسیده است

منتقدین بازی های ویدیویی نظرات متفاوتی دارند و این یک مسئله انکار نشدنی است. در حالی که من معتقدم To the Moon شاهکاری تکرار نشدنی است، ممکن است شما سرسختانه مقاومت کنید و بگویید این اصلا یک بازی نیست، چه برسد به اینکه شاهکار باشد. نظرات مختلف، بیانگر طرز تفکر و ایدئولوژی افراد مختلف است. هر... ادامه مطلب

بررسی بازی The Beginner's Guide؛ از خود بیگانه

چند سال پیش، Davey Wreden، با ساخت بازی The Stanley Parable، به یکی از مشهورترین چهره های دنیای بازیسازی تبدیل شد و پله های ترقی را به سرعت و زودتر از خیلی های دیگر، طی کرد. The Stanley Parable بازی استثنایی و منحصر به فردی بود که گیمر را در نقش کارمندی در یک اداره... ادامه مطلب

نظرات ۳

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود
x