Google+

وبلاگ دیجیاتو

واقعیتی تلخ که شاید به کام هواداران اپل خوش نیاید

امیر مستکین

همین چند روز پیش بود که اپل، پرچم دزدان دریایی را بر مقر اصلی اش افراشت و تولد چهل سالگی اش را جشن گرفت. اپل ارزشی بالاتر از ششصد میلیارد دلار دارد که حدود ۲۱۰ میلیارد دلار آن پول نقد است؛ اما در سال ۲۰۱۶، در چهل سالگی و با داشتن۲۱۰ میلیارد دلار پول نقد که بیشترش در ایرلند و به دور از پرداختهای مالیاتی آرام گرفته، میتوانم بگویم که شرایط شرکتی که در موردش می گویم، از هر زمان دیگری بدتر است.

شرایط نامطلوبی که البته حالا مانند آتشی زیر خاکستر است و تا دو الی سه سال آینده خود را نمایان می کند، چندان ربطی به کاهش فروش آیفون، آیپد یا حتی اپل واچ ندارد. وضعیتی که در آینده نه چندان دور اپل با آن دست به گریبان خواهد بود، ارتباط مستقیمی با عدم وجود نوآوری از سوی مدیران و طراحان ارشد این شرکت دارد.

کافیست به شرکت های برتر حوزه تکنولوژی در سیلیکون ولی یا هر جای دیگر جهان نگاهی انداخته تا به راحتی ببینید که بیشترشان، با نقشه راهی که برای خود و سرمایه گذاران ترسیم کرده اند، مصمم برای خلق آینده ای روشن هستند. حال سرتان را به سوی کوپرتینو بچرخانید و نگاهی داشته باشید به با ارزش ترین شرکت جهان. چه می کند؟

apple (3)

پاسخ به این پرسش البته ساده است. آیفون -یا به شکل ساده تر، سخت افزار- می فروشد. محصولاتی که بسیار با کیفیت اند و شخصا از کار کردن با آنها لذت می برم و به همین دلیل، از اکوسیستم اپل با مک بوک پرو، آیفون و اپل واچ استفاده می کنم. هماهنگی که نمی توانید در سایر محصولات پیدا کنید اکنون در دستگاه های اپل وجود دارد و کیفیت بالای آنها به گونه ای است که پنداری ساخته شده اند تا افراد، کمال را تجربه کنند.

اما در دنیایی زندگی نمی کنیم که همه چیز ربط مستقیمی به سخت افزار و زیبایی آن داشته باشد؛ اگر به خاطر داشته باشید، مایکروسافت -بخوانید بالمر- آمد و بخش موبایل نوکیا را با قیمت حدود ۷ میلیارد دلار خرید. فیسبوک برای خرید واتس اپ چقدر خرج کرد؟ ۱۹میلیارد دلار، آن هم برای یک اپلیکیشن! می توان گفت حق با بیل گیتس بود: «هیچ وقت به قدرت نرم افزار شک نکنید!».

از نظر من چهار شرکت برتر کنونی در حوزه تکنولوژی، آلفابت، فیسبوک، مایکروسافت و در نهایت اپل هستند. به تلاش های گوناگون سه شرکتی که نام شان در ابتدای لیست آمد دقت کنید و ببینید چه برنامه های بزرگی در پیش روی خود دارند. لری پیج، مدیر عامل وقت گوگل، متوجه شد که شرکتش به نهایت ظرفیت خود رسیده و آن را تبدیل به چندین بخش مختلف کرد؛ گوگل که تا پیش از تولد آلفابت، حدود ۳۰۰ میلیارد دلار ارزش گذاری می شد، پس از تولد آلفابت و در عرض چند ماه ارزشی دو برابر پیدا کرد و حتی برای مقطعی کوتاه، اپل را هم پشت سر گذاشت و تبدیل شد به با ارزش ترین برند جهان. این صرفا یک اقدام بود. به برنامه های هر یک از زیربخش های آلفابت نگاه کنید؛ بیشترشان وعده ی آینده ای بهتر می دهند در حالی که لری پیج شخصا پیگیر از میان برداشتن مقوله ای به نام «مرگ» است.

فیسبوک از طرف دیگر می گوید که انقلاب بعدی دنیای دیجیتال را یافته و سرمایه گذاری های کلانی بر بهبود تکنولوژی واقعیت مجازی و فراگیر کردنش انجام می دهد. مارک زاکربرگ از ثبت ویدیوهای ۳۶۰ درجه می گوید و می خواهد به هر شکلی که ممکن باشد، این پلتفرم پردازشی را در زندگی عده زیادی از کاربران جای دهد.

مایکروسافت هم که نیازی به تعریف ندارد؛ تنها دو سال است که ساتیا نادلا بر صندلی ریاست نشسته و در همین مدت کوتاه، ابزارها و محصولاتی از سوی مایکروسافت رونمایی شده اند که گویی این شرکت به یک باره از خواب غفلت برخواسته. از سیاست ارائه رایگان ویندوز ۱۰ و حذف منبع اصلی درآمد گرفته تا سرویس های رایانش ابری و اپلیکیشن های گوناگونی که برای اندروید و iOS عرضه می شوند و به راحتی می توان گفت در نوع خود، بهترین هستند.

اما اگر بخواهم سراغ نوآوری را در اپل بگیرم، باید عرض کنم که در چند هفته آینده آقای کوک احتمالا می خواهد رنگ های متنوع تری را به مک بوک ها اضافه کند. شاید رنگ رزگلد به لپ تاپ ها هم بیاید. شاید هم یک مک بوک پروی خاکستری معرفی شود. بله؛ نوآوری در اپل تبدیل شده است به اضافه شدن رنگ های جدید به سخت افزارها، که البته در نوع خود بهترین هستند.

همانطور که در ابتدای مطلب ذکر کردم، اپل حالا هیچ مشکلی ندارد و به خوبی با فروش سخت افزار پیش می رود، اما گفته ی بیل گیتس را نباید فراموش کرد. اپل قدرت نرم افزاری بالایی دارد، اما در حد پلتفرم های خودش. این شرکت به آینده آن طور که باید، نگاه نمی کند. هوش مصنوعی اپل کجاست؟ چه بر سر چت بات هایش آمده؟ از نظر اپل پلتفرم بعدی پردازش کامپیوتری چیست؟ و لطفا نگویید آیپد پرو.

کسب درآمد عالیست، اما نمی توان همه چیز را فدای کسب درآمد فعلی کرد. باید در فکر آینده هم بود. در مقام مقایسه، درآمد گوگل در سه ماهه پایانی سال ۲۰۱۵ برابر با ۲۱.۳۲ میلیارد دلار بوده است در حالی که اپل تنها در همان مقطع زمانی، درآمدی ۷۴.۹ میلیارد دلاری کسب کرده. اما من باور دارم که تا چند سال آینده، این ورق برمیگردد و اهالی مانتین ویو بر اهالی کوپرتینو پیشی می گیرند. علت این موضوع در چند جمله خلاصه می شود: شرکت های تکنولوژیک برای حضور همیشگی خود در صحنه، همواره نیاز به نوآوری دارند؛ آلفابت سرشار از نوآوریست در حالی که اپل، چیز جدیدی برای عرضه ندارد.

نمی خواهم بگویم تیم کوک، مدیر عامل بدی است. اگر چنین بود، اپل اینچنین تبدیل به با ارزش ترین شرکت جهان نمی شد. ولی شاید بهتر باشد بگوییم او می تواند کسب و کاری که بنا شده را به بهترین شکل مدیریت کند و قدرت ترسیم سیاست های پیش رو را ندارد.

steve jobs original iphone-w800

به یاد دارید زمانی که استیو جابز روی صحنه می آمد، چه شور و هیجانی حضار را در بر می گرفت؟ چه می شد وقتی که از محصولی تازه پرده بر می داشت؟ معرفی اولین آیفون را دیده اید؟ آن جملاتش که می گفت «متوجه هستید؟ این سه دستگاه در یک دستگاه است! تلفن، پخش کننده موسیقی و دستگاهی برای مرور وب!» را به یاد دارید؟ اپل دیگر چنین شخصیتی را ندارد. مدیر عاملی بسیار محافظه کار در راس امور قرار گرفته که فرهنگ رازدارانه را بیشتر از گذشته در میان کارمندان خود جای داده، و همین موضوع به رشد نوآوری در این شرکت ضربه زده است؛ ضربه ای که البته در سال های پیش رو می توان بیشتر تاثیر آن را دید.

من، و همه طرفداران اپل، استیو جابز را دوست داشتیم. نه به خاطر شخصیت و رهبری کاریزماتیکش، بلکه به این دلیل که می دانستیم او زمانی که یک محصول را معرفی می کند، پیگیر توسعه محصول عالی بعدی در آزمایشگاه های مرموز شرکت خود است. و واقعا هم چنین بود. اندکی پس از آیپاد تصور او از آیفون شکل گرفت. پیش از اینکه آیفون معرفی شود، در پی ساخت آیپد بود. تیم کوک ولی چهار سال مدیر عامل اپل بود تا در نهایت اپل واچ رونمایی شد و احتمالا چند سال دیگر طول خواهد کشید تا محصول به اصطلاح انقلابی بعدی از راه برسد. حال دو شایعه وجود دارد که شاید هر دو هم به حقیقت بدل شوند، اما نوع آنها به گونه ای نیست که قابلیت فراگیر شدن داشته باشند: خودروی هوشمند و هدست واقعیت مجازی/افزوده.

apple (1)

اپل از همان ابتدای تولد، تلاش داشته تا به شکل سخت افزاری کاربران را به خود جلب کند. این سیاست تا کنون پاسخگو بوده و تا چند سال دیگر هم دوام خواهد داشت. اما پس از آن، قدرت نرم افزار به واسطه یادگیری ماشینی، هوش مصنوعی و رایانش ابری به گونه ای خواهد بود که دیگر سخت افزاز چندان اهمیتی نخواهد داشت. و این برای اپل، با ارزش ترین شرکت جهان، بیش از اندازه وحشتناک است. همین طور که پیش می رود، این شرکت در بهترین حالت یک سخت افزار ساز عالی باقی می ماند در حالی که دیگر شرکت های سیلیکون ولی، در حال فتح قله های دیگر تکنولوژی هستند.

پیشتر اپل را بیشتر دوست داشتم. قبلا همه چیز پول و اضافه شدن رنگ های جدید به سخت افزارها نبود. در گذشته محصولات سخت افزاری اپل با نرم افزاری فوق العاده ارائه می شدند که نیازی به شک کردن به کارکرد صحیح آنها وجود نداشت.

9 پاسخ به “واقعیتی تلخ که شاید به کام هواداران اپل خوش نیاید”

  1. samir1374 گفت:

    چی شد اعترافات تلخ هوادار تبدیل شد به واقعیت تلخی که شاید خوش

  2. محمد نظري گفت:

    ناله های یک فن:واقعیتی تلخ که شاید به کام هواداران اپل خوش نیاید
    اقای امیر مستکین اگر شما به اپل واچ میگین «محصول انقلابی» دیگه کل اعتبار این مقاله رو زیر سوال میبرین.بهتره یک بار دیگه بی طرفانه و بدون تعصب (هرچند برای افرادی مثل شما سخته) مقالتونو بخونین تا بفهمین چی میگین.

    • امیر مستکین گفت:

      چیزی که من نوشتم: «تیم کوک ولی چهار سال مدیر عامل اپل بود تا در نهایت اپل واچ رونمایی شد و احتمالا چند سال دیگر طول خواهد کشید تا محصول به اصطلاح انقلابی بعدی از راه برسد.»
      فکر می کنم به اون بخشی که نوشته شده «به اصطلاح انقلابی» دقت نکردید.
      لذت می برم از اینکه امکانی فراهم بشه تا بتونیم نظرات مون رو به سادگی با هم به اشتراک بگذاریم و «صحبت کنیم»، ولی واقعا دلیلی نداره توی این پروسه اگر قراره همدیگه رو نقد کنیم، یکم توهین رو هم چاشنی نقدمون بکنیم!
      با این حال از نظرتون سپاسگزارم.

  3. Rivekan گفت:

    به شخصه دوست دارم اپل سردمدار دنیای تکنولوژی باشه تا الفابت! شاید با بعضی سیاست های اپل مثل گرانفروشی یا آیفون 16 گیگ یا عرضه اپل موزیک مخالف باشم ولی در کل از رفتار اپل در طی سالهایی که اپل بزرگ ترین شرکت دنیا بوده راضی بودم، اپل فقط به فکر کسب و کار خودش بوده با مرز های مشخص آیفون آیپد واچ و مک فقط به دنبال ایده‌آل کردن تجربه کاربری محصولاتش بوده! در مقابل الفابت دوست داره به تمامی زمینه ها سرک بکشه! مدتی اونو امتحان کنه و اگر پولساز نبود رهاش کنه به حریم و کسب و کار و ایده سایر شرکت ها و استارت اپ ها تعرض کنه، کار اونها رو با سرمایه عظیمش کپی کنه و حتی با این کار اون ها رو نابود کنه! با درصد کاربرانی که آندروید داره به شدت ترسناک شده و این وحشت زمانی بیشتر میشه که سیستم عاملی متن باز توسط گوگل احاطه شده و گوگل با سوء استفاده تبدیل به یکی از انحصارطلب ترین شرکت های دنیا شده! حداقل اگر اندروید ارائه شده توسط گوگل پیشرو تر از اندروید سیانوژن بود قابل تحمل تر بود ولی اندروید گوگل چاق تنبل و کپی کار شده! اندروید گوگل فقط در حال کپی کردن قابلیت های سیانوژن سامسونگ و اپل هست و به هیچ وجه لیاقت این جامعه اماری رو نداره! وضعیت از این بدتر میشه اگر در کنفرانس توسعه‌دهنده های اندروید، گوگل رسما از قابلیتی مشابه تاچ سه بعدی بدون نیاز به سخت افزار رو نمایی کنه یا حتی اونو نادیده بگیره! این موضوع این که تلاشی که اپل برای توسعه این فناوری نه بگه و اونو بی مصرف بدونه درواقع تاچ پادشاهی رو از سر اپل بر میداره! روزی که اندروید از اپل کپی نکنه و حکم به پیشتاز بودن اپل نده اون روز روز سختی برای اپل خواهد بود! امیدوارم اون روز هرگز اتفاق نیوفته! در عین حال اندروید n با پشتیبانی از حالت پنجره مانند داره به قلمرو مایکروسافت و اپل در بحث رایانه های شخصی وارد میشه در این بخش اپل گویا هیچ ایده ای نداره البته ژست های حرکتی با تاچ سه بعدی از نوآوری های خوب اپل در این بخش بوده ولی به قول شما نوآوری اپل تبدیل شده به تغییر رنگ مکبوک ها! از طرف دیگه مایکروسافت به نظر من با چشم های بسته در حال تیشه زدن به ریشه خودش هست و داره با تضعیف ویندوز به قدرت گوگل اضافه می کنه، تلاش های مایکروسافت در ویندوز به نظرم به هیچ وجه برای مواجهه احتمالی با اندروید کافی نیست! در حالی که مایکروسافت داره برای اندروید برنامه مینویسه گوگل داره برای نابودی ویندوز نقشه می کشه! به نظرم مایکروسافت تا چند سال اینده از گود اصلی دنیای تکنولوژی کنار میره و تبدیل به یه شرکت خدماتی برای اپلیکیشن ها و کسب و کار ها تبدیل میشه و این برای من خیلی ناراحت کننده هست! البته گوگل هم نقطه ضعفی داره به نام سیانوژن، فایر اوس و یا تایزن امیدوارم تا الفابت بیشتر از این رشد نکرده اتحاد سامسونگ امازون فیسبوک و چند شرکت دیگه انحصار اندروید رو از دست گوگل بیرون بکشه!

    • امیر مستکین گفت:

      ممنونم از اینکه دیدگاهت رو کامل و جامع بیان کردی و با قسمت های خیلی زیادیش موافق هستم.
      نکته خیلی مهمی که بهش اشاره کردی و خیلی های دیگه رو هم دیدم که بیانش می کنن، ترسناک شدن گوگل/ آلفابت هست. گوگل در ظاهر خیلی متن-باز گونه (!) فعالیت هاش رو دنبال می کنه در صورتی که در حقیقت، انحصارطلبی در ذاتش هست! خیلی از شرکت های دیگه-از جمله اپل- هم همینطور هستند، ولی دیگه ادعای باز بودن شون به این حد نیست!
      گوگل ترسناکه و این انحصار طلبیش، اون رو خیلی ترسناک تر می کنه.

  4. رضا گفت:

    عالی بود
    ولی امیر چرا این رو اینجا منتشر کردید؟ اصلا اینجا کجاست؟
    یهویی بلاگتون از کجا اومد؟

    • امیر مستکین گفت:

      مرسی؛
      اینجا وبلاگ دیجیاتو هست! خوش اومدید!
      اسم وبلاگ رو براش انتخاب کردیم چرا که قراره نظرات شخصی خودمون رو به کاربرامون منتقل کنیم و بعد همینجا، راحت با اون ها گفتگو کنیم.
      یکم از فضای رسمی سایت فاصله داره و قرار هم نیست صرفا در مورد تکنولوژی باشه. سر فرصت در مورد مسائل مختلف می نویسیم.
      این مطلب هم رو هم به این دلیل اینجا منتشر کردم که خب، خودم نوشته بودمش و دربرگیرنده ی نظرات شخصی خودم بود. بعدا بیشتر از دست مطالب می نویسم و اینجا قرار میدم. خوشحال میشم دنبال کنید.

  5. سوتابایت گفت:

    مشکل اینجاس که اپل سال ها روی یک تکنولوژی کار می کنه و بعد عرضه می کنه! اون هم محدود! و با کلی اشوه و اقوا و…! ولی ماکروسافت!تکنولوژی که هنوز 5 سال با بیشتر باعرضه فاصله داره رو مانور تبلیغاتی می ده و ….!
    گوگل هم امپراطوری خودش رو تشکیل داده! ولش کنیم تا ببینیم بعد یک سال چی می شه!
    مثلا برای تاچ آی دی اپل از سال 2007 شروع کرده بود به ثبت پتنت و برای 3D تاچ از سال 2012 یه سری پتنت به شدت زیاده و پیچیده ثبت کرد!هنوزم از اون پتنت ها یه سری چیزها هست اجرا نشده!
    خیلی از ابداعات اپل تو خود شرکت ساخته و بعد خفه می شن! ولی گوگل و ماکروسافت! عرضه می کنن و شکست می خورن یا پیروز می شن! و یعد چند سال پروژهای شکست خورده رو بی سر و صدا جمع می کنن!
    اپل شده یه لاک پشت غول آسا ! یا یه شیر خسته! یا کوالایی که شده حاکم جنگل! در هر صورت به شدت مخافظه کار(میراث استیو)!

  6. مهدی گفت:

    یک نکته در مدل کسب و کار اپل هست که اون رو متمایز می کنه و به نظر من تا سال های آینده هم توسط رقبا قابل پیاده سازی نیست و اون کمال گرایی در طراحی است! با وجود اینکه از نظر اکثر برنامه نویسان و مدیران آنها این کار اتلاف منابع به حساب میاد ولی اپل تا اونجایی که بتونه پول و منابع برای رسیدن به حداکثر کمال رو هزینه می کنه و به عقیده من این یک دلیل ساده داره: برای یک مصرف کننده اصلا مهم نیست که از چه نوآوری ها (که عمدتا نیمه کامل هستند) یا چه تکنولوژی های پیچیده ای در ساخت یک محصول استفاده شده باشه. برای یک مصرف کننده فقط مهمه که دستگاه یا نرم افزاری که از اون استفاده می کنند بدون وقفه و خصوصا در زمان هایی که به اون احتیاج داره کار کنه و این انتظار رو فقط محصولات اپل برآورده می کنه. بنابراین فقط اپل می تونه دوبرابر هزینه ساخت (100% سود) روی محصولش قیمت بذاره و تازه همه با خوشحالی تمام برای خریدش صف ببندند!!
    در حال حاضر اپل یک برند معتبر و قوی داره که روی هر محصولی درج بشه مردم برای خریدش صف می بندند. ضمنا یک اکوسیستم بسیار پر قدرت داره که هزینه های زیادی رو براش صرف کرده تا به این درجه از کمال رسیده (همه ما می دونیم که حرکت از 90 به 100 گاهی تا چندین برابر 80 به 90 درصد تکامل هزینه داره. البته اکوسیستم اپل 100 درصد بدون نقص نیست فقط تکاملش از رقبا بالاتره) و حالا وقت بهره برداریه.
    فقط یک مشکل وجود داره و اون بودجه خرید مصرف کنندگان است. در حال حاضر به نظر می رسه تمام کسانی (در سطح کره زمین) که می تونستند از پس هزینه اپل بر بیایند به نحوه محصولات این شرکت رو خریده اند. حالا نوبت Tier بعدی درآمدی است. فقط کافیه برند و روحیه کمال گرایی اپل و البته اکوسیستم گران قیمت این شرکت به محصولات میان رده هم راه پیدا کنه. به نظر میاد اپل با ارائه آیفون SE این راه رو شروع کرده باشه. قطعا در سال های آینده باید منتظر اپل واچ ها و مک بوک های ارزان تر باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید