چرا ایلان ماسک مدیر عامل متفاوتی است؟
Tesla و SpaceX برخی از متفاوت ترین و نوآور ترین کمپانی های آمریکایی هستند که گام های موثری در جهت ماشین های الکتریکی و پروازهای تجاری فضایی برداشته اند. سردمدار هر دو کمپانی نامبرده، ایلان ماسک، میلیاردری است ...
Tesla و SpaceX برخی از متفاوت ترین و نوآور ترین کمپانی های آمریکایی هستند که گام های موثری در جهت ماشین های الکتریکی و پروازهای تجاری فضایی برداشته اند. سردمدار هر دو کمپانی نامبرده، ایلان ماسک، میلیاردری است که در آفریقای جنوبی متولد شده.
ماسک بارها با تونی استارک یا Iron Man مقایسه شده و جلوتر متوجه خواهید شد چرا. وی می داند زمانی که در اوج قرار دارد چه کند و آنگاه که مورد نقد واقع می شود، چه برخوردی از خود نشان دهد.
او به طور قطع متفاوت ترین، عجیب ترین و در عین حال جذاب ترین مدیرعاملی است که تا به حال دیده اید. در ادامه مطلب به روایت تصویر مروری سریع بر زندگی وی خواهیم داشت.




























دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
واقعا ازش لذت بردم ، دنیا برای بهتر شدن به همچین ادمایی نیاز داره...
نه من که متوجه نشدم هنوز که کار خاصی ندیدم.
خوشتون میاد هر چند وقت یکبار دست به استوره سازی بزندید.
این رسانهها و منتقدین هستند که یک نفر را اینگونه پرستش میکنند.
جناب نویسنده شما دارای تفکر خاص خود هستید نیاز نیست اون را به خورد ما هم بدید ما خودمون متوجه خواهیم شد کی خوبه و کی خیلی خوب
حا لا ترجمه هم که باشد این مطالب که در ارتباط با الگو سازی است زیاد جالب نیست.
یاد نارنجی بخیر از مطالب علمیش آدم سرشار میشد از وقتی رفته کار افتاده دست دو، سه سایت که هنوز مسیر را پیدا نکردن
:|
اسطوره سازی ای رخ نداده. یه نگاه به زندگی ایلان ماسک بر اساس "واقعیت ها" بود.
زندگی ماسک انقدر پربار هست که لازم نباشه کسی اون رو بیش از حد بزرگ کنه.
تصورات متفاوته جنابه نویسنده.
تصمیم و نتیجه گیری هر کس متفاوته.
شما هم تنها چیزهایی را میدانید که رسانهها تصویر سازی کردهاند نه بیشتر از نظر من نو آوری و خلاقیت از آن فرد انگیسی است که با تمام مشکلات جنگیده و موتور جت هوا تنفسی را در دست تولید دارد
باید دید کی یا چی پشت این آقاست که اینطوری به قول شما به یک بازیگر تلوزیونی تبدیل شده است. (یادتون میاد خانه سبز را «خواب خوبی داشته باش با هوشیاری با ما باش»)
لطفاً مسخ تبلیغات نشوید.
حقیقت یک فیله که افراد نابینا آن را لمس میکنند هر فرد تصور میکند قسمتی را که لمس کرده فیل است یک خرطوم دیگری پا و دیگری دم و ...
دوستان من نه منفیهایتان که نا سزاهایتان را به جان میخرم اگر فقط گوشهای از ذهنتان را روشن کنم یا فقط اندکی شک کنید و تحقیق بیشتری کنید.
دوست من کامنت شما بوی ایدهء "برنده تنهاست" رو میده. این تفکر در نوع خودش هوشمندانه و قابل قبوله ولی در بطنش پر از مهملات بی اساسه. شما نه چیزی درمورد این آدم و نه درمورد اون بقول شما دانشمند انگلیسی میدونین که بخواین چنین قضاوتی کنین. بزارین داستانی براتون بگم. بچه ای رو تصور کنید که برای لجبازی با پدرش همیشه مخالف حرفهای اون عمل میکنه و همسنهاش رو به اطاعت محکوم میکنه در حالی که کسی که اطاعت میکنه خودشه. فقط تنها کار اضافی ای که انجام میده اینه که نظرات پدر رو میگیره و بدون توجه به خوب یا بد بودن اون کاری مخالفش رو انجام میده. تفکر مستقل نیاز به استفاده از همهء منابع داره و نه سرف مخالفت. این که یک نشریه یا خبرگذاری از کسی طرفداری یا بدگویی کنه دلیلی بر بد یا خوب بودنش نیست. حتی اگر سطح این تبلیغات فوق العاده وسیع باشه.
شما خوب یاد میگیرید اما ظاهراً عمل نمیکنید مگر شما من را میشناسید که به نقد میکشیدم اونهم فقط با یک کامنت!
در ضمن این ایده را نشنیدم و جالب هم نیست از نظر من برنده کسی است که از نیروی انسانی، منابع و امکاناتش کمال استفاده را میکند بنابراین نمیشود که تنها باشد. تنها یک هستی خداست و گرنه همه انسانها به یکدیگر نیاز دارند.
در ارتباط با ضرب المثل شما هم نتیجه میگیرم هر کس که دیدگاه متفاوتی دارد فقط لجباز است!!!
در جواب به حیف...
دوست من وقتی بحثی یا مجادله ای در چنین فضایی صورت میگیره هیچ اجباری بر هیچ یک از طرفین نیست که به قضاوت افراد نسبت به حرفهاش توجهی داشته باشه. من هم نیازی ندیدم که اول همه چیز رو در مورد شما بدونم و همونطور که میبینید من تو متن جوابم همه چیز رو به صورت احتمال مطرح کردم. در نتیجه من شما رو به نقد نکشیدم بلکه اون نقطه نظر خاص رو به نقد کشیدم که میتونه متعلق به شخص شما باشه یا نه که کوچکترین اهمیتی هم نداره.
درمورد "برنده تنهاست" لطفا سری به کتاب برنده تنهاست اثر پائلو کوئیلو بزنید.
در ضمن پاراگراف آخر شما من رو مجاب کرد که متنم رو 2 بار دیگه بخونم ولی هرچی سعی کردم نتونستم درک کنم که شما چطور چنین نتیجه گیری ای کردید.
ببینید درکل مهمترین دلیل اینکه من تو چنین فضایی که جای چنین بحث هایی نیست این بحث ها رو انجام میدم اینه که بقول هایزنبرگ ایجاد تغییرات کوچک همیشه در فضاهای صمیمی تر موفق تره و تنها راه پیروزی بر جهل ایجاد اینگونه تغییرات کوچیکه.
من هم دوباره متن شمار را خواندم اما بیش از گذشته تنها دو پهلو بودن مطلب دستگیرم شد. آخر چه کسی به واقع همه منابع را در اختیار دارد ما حاصل تفکرات خودمون هستیم.
شما هم زیاد تفکرات نویسندههای کتابها را بیان میکنید انگار که شما زبان نویسندگان کتابهایتان باشید و نه آنکه کتابها به سبک تصوراتتان افزوده باشند.(امیدوارم کلمات درستی انتخاب کرده باشم برای رساندن منظورم)
ایکاش بجای خواندن متن خودتون یکبار دیگه نظر من را هم میخواندید.
--«حقیقت یک فیله که افراد نابینا آن را لمس میکنند هر فرد تصور میکند قسمتی را که لمس کرده فیل است یک خرطوم دیگری پا و دیگری دم و …
دوستان من نه منفیهایتان که نا سزاهایتان را به جان میخرم اگر فقط گوشهای از ذهنتان را روشن کنم یا فقط اندکی شک کنید و تحقیق بیشتری کنید.»--
در هر حال از گفت و گو با اشخاصی که سطح علمی خوبی دارند همیشه لذت میبرم.
ممنونم از شما برای دنبال کردن این بحث
اما من چندان با نظران شما موافق نیستم
اولا درمورد دوپهلویی حرف زدید اما راهکار شما برای مقابله با دوپهلویی هر زبان یا هر متن چه چیزیه؟ اصلا راهی برای جلوگیری از دوپهلویی زبان هست؟ شما رو به مطالعه دربارهء مکتب پوزیتیویسم و عدم سازگاری اون با مکاتب جدید تفکر دعوت میکنم.
دوما شما گفتید ما حاصل تفکرات خودمونیم. چطور با اطمینان میشه چنین چیزی رو مطرح کرد؟ تا جایی که من میدونم بزرگترین بخش ذهن ما حاصل اون عنصریه که یونگ بهش میگه کهن الگو ها. در بخش کوچکتر ذهنمون هم اگر خیلی باهوش باشیم میتونیم با وسعت بخشیدن به داده های ورودی به نتیجه گیری های مفیدی برسیم که غالبا هیچ گونه استقلالی از همون کهن الگو ها ندارند.
سوما من متوجه نشدم منظور شما از اینکه من زبان نویسنده های اون کتابا هستم رو متوجه نشدم. فکر نمیکنم چنین برداشتی از شما چندان منطقی باشه.
در آخر چندان با ضرب المثل شما موافق نیستم. قوانین طبیعت غالبا سادگی غیر قابل انکاری دارند. اما قدرت درک ما وابسته به عناصر بصریمونه. بقول ماخ قضاوت همیشه بخش کوچکی از حقیقته که ما بهش نیاز داریم. در نتیجه تصور من اینه که چنین تفاوت هایی در برداشت وقتی بوجود میاد که ما به درک کافی از مشاهده نرسیده باشیم. در غیر اینصورت مشاهده جز در برخی پدیده ها میتونه خیلی دقیق باشه.
برادر من شما این مقاله رو دوست نداری کسی مجبورت نکرده بخونی
یادمه تو نارنجی هم یکی از موضوعات اصلی مقالات همین آقای ایلان ماسک بود
آقای دادگستر ایلان ماسک رو خیلی دوست داشت :(((
احسنت بر این آدم .
دوستان من یه مشکل با نکسوس پنجم دارم ممنون میشم اگه بتونین منو راهنمایی کنین. کلاً اینترنت سیم کارتم در مرورگر ها کار نمیکنه و حتماً باید از سایفون استفاده کنم حتی برای سایتای ایرانی. ولی با وای فای هیچ مشکلی ندارم و خیلی خوب کار میکنه. به نظرتون مشکل از چیه خیلی ممنون میشم اگه جواب بدین.
شاید تو settings برای دیتا ، محدودیت تعیین کردی
توی تنظیمات دیتا پروکسی و پورت رو حذف کن ، به احتمال زیاد مشکلت همینه
يادش بخير نيما دادگستر اين بشر رو خيلي دوس داش ...
.
.
100 ساعت كار در هفته!! نشون ميده تنها بااستعداد و باهوش نيس خيلي هم سخت كوشه!
عجب مدیر عاملیه؛
تو چند شاخه فعالیت کرده:
کامپیوتر،فضا، خودرو،انرژی خورشیدی، عمران، حالا هم میخواد بره تو کار روباتیک
در حالی که فقط 43 سالشه
ایول هوش و استعداد ;)
در يك كلام ميتونم بگم : شخصيت جان بر كفيه
مشخصاً ارزش هاش واسش از پولش مهمترن و ميخواد دنيا رو به جاى بهترى تبديل كنه
انسان از پيشرفت همچين ادمايى لذت ميبره
جذابيته شخصيتيش ريسك بالايى هستش كه انجام ميده .. واقعا فراتر از يك تفكره
واقعا هرچی در مورد پشت کار و استعداد این بشر بگم کم گفتم،یعنی یه نمونهٔ بارز از جنگندگی رو نشونمون دادی تو این مطلب،عالی بود
چقدم موفق هستش البته کاملا حقشه،واقعا جالبه این ادم