استراحت بدون احساس گناه حتی برای معتادان به کار هم ضروری است
اغلب کارآفرینان عاشق کار کردن هستند. اگر شما مشغول انجام کارهایی هستید که فکر می کنید به آنها علاقه زیادی دارید و برای شما تغییر مثبت ایجاد می کنند، ساختن، بخشی از زندگی شماست و ...
اغلب کارآفرینان عاشق کار کردن هستند. اگر شما مشغول انجام کارهایی هستید که فکر می کنید به آنها علاقه زیادی دارید و برای شما تغییر مثبت ایجاد می کنند، ساختن، بخشی از زندگی شماست و کار و تفریح شما را هم شامل می شود.
اما اگر شما واقعا از کارتان لذت می برید ممکن است تبدیل به یک Workaholic (معتاد به کار) شوید. کسی که معتاد به کار است، در اوقاتی که در هر شرایطی مشغول انجام کاری نیست، احساس گناه می کند.
اگر شما در زمان تماشای تلویزیون به تلفن هوشمند، تبلت یا حتی لپ تاپ خود احساس نیاز می کنید و یا در زمان صرف شام یا ملاقات سایرین، سرتان در گوشیتان است. و همچنین اگر شب ها و آخر هفته ها خود را درگیر ایمیل ها و پروژه ها می بینید و تصور می کنید برای استفاده از تعطیلات یا سفر کردن وقت کافی ندارید، بد نیست بدانید که در در تله افتاده اید!
در صورت صدق کردن تنها یکی از موارد فوق هم، شما می توانید به 'اعتیاد به کار' متهم شوید. و اگر جوابتان به تمام سوالات بالا مثبت است شما به طور قطع یک Workaholic هستید. به هر حال حتی اگر واقعا مجذوب و شیفته کارتان باشید، به استراحت و تفریح هم نیازمندید.
در ادامه چند تشبیه و نکته کوتاه در مورد اهمیت استراحت برای افراد پرکار را مطالعه کنید.
به کامپیوتری فکر کنید که همیشه در حال کار است. چه اتفاقی برای این کامپیوتر می افتد؟ احتمالا بخاطر کار زیاد و مداوم، بسیاری از اطلاعات در آن به صورت نامنظم پخش شده و کارکرد آن کند و کمبازده می گردد. اما اگر آن را به صورت مرتب خاموش و مجددا راه اندازی کنیم، در طی مراحل راه اندازی مجدد بسیاری از فایل ها توسط سیستم عامل مجددا منظم شده و در دسترس قرار می گیرند. بدین ترتیب بازدهی در بالاترین حد ممکن خواهد بود.
تقریبا می توان گفت ما هم همینطور هستیم. به عنوان یک کارآفرین، شما باید چندین و چند مسیر و برنامه متفاوت را به در بازه های زمانی مشخصی در رابطه با کارتان پیش ببرید. اگر شما چندوظیفگی پیشه کنید مجبورید کارهای بسیاری را به صورت همزمان جلو ببرید که کاری بسیار مشکل خواهد بود. کار مداوم به مغز و بدن شما اجازه دریافت و پردازش صحیح اطلاعات را نمی دهد. به همین جهت بهتر است گاهی اوقات را در خارج از محیط و فضای فکری مربوط به کارتان سر کنید.
حتی بد نیست اوقاتی را به تماشای تلویزیون بپردازید. اما ورزش کردن و حتی بیکار نشستن و استراحت کردن می توانند حتی مفیدتر باشند. تنها لازم است که واقعا کاری نکنید. مغز شما در طی این مراحل، در پس زمینه مشغول مرتب سازی امور و حتی ایجاد جرقه های خلاق است. تا به حال شده که زیر دوش حمام فکر های خلاقانه به ذهنتان خطور کرده باشد؟ اگر جواب مثبت است دلیل این مساله، عدم وجود حواس پرتی یا تمرکز روی مسائل جانبیست.
بهترین کار تنظیم یک برنامه زمانی مدون و در نظر گرفتن اوقاتی برای فاصله گرفتن از کار است. سعی کنید در فواصل زمانی مشخص و منظم، استراحتی چند ساعته تا یکی دو روزه را برای خود در نظر بگیرید. بهترین بازه، یک یا دو روز استراحت هفتگی است.
بر خلاف تصور، کمکی که این بازه زمانی به بازدهی شما می کند بسیار بیشتر از زمان های اضافه ای است که برای کار کردن های مداوم و کم بازده است. به جای تلقین اشتباه حس گناه در این اوقات، سعی کنید بیشترین استفاده را از آنها ببرید تا خلاقیت و مدیریت امور را بیشتر و بهتر در روزهای کار تجربه کنید.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
برای بنده خیلی مطلب مفید و آموزنده ایی بود.
بنده نیز یک Workaholic در حال ترک هستم. :)
واقعا وای به حال اونایی که یه شبم نیتونن راحت بخوابن همش تو فکر
تا کاری رو تموم نکنی نمیشه استراحت زد
حتی اگه خسته باشی
کار کردن در هر شرایطی بهتر از تنبلی میباشد با تشکر .........
چون من تنبلی رو به تکامل رسوندم
درسته باید به ذهن و روحمون استراحت بدیم تا بازدش بیشتربشه اما واقعا معتقدم در ایران این طور نیس ینی اگر بخای هم مجبورت میکنن زیاد کار کنی.
عالی یعنی تکنولوژی
تکنولوژی یعنی دیجیاتو
تلاش در موقع غیر ضروری از تنبلی بدتر است
سقراط
ممنون آقای صادق پور
والا شرایط طوری هست که اگه معتاد کارم نباشیم ولی مجبوریم که بی وقفه کار کنیم تا مبادا نون خورامون گشنه بمونن
یه جمله هیتلر میگه : اشک های که زمان شکست میریزیم ، همان عرق هاییست که در زمان جنگ نریختیم... آدم تا زمانی که یه کاری رو به خوبی انجام نداده باشه ته دلش یه حس نامطلوب وجود داره یه احساس گناه که من میتونستم این کار رو بهتر انجام بدم... همیشه وقتی کتابی رو دست میگیرم بخونم واسه امتحان اگه خوب نخونم این حس درونم هست که من میتونستم اینو بهتر بخونم و نتیجشم میشه نمره بدم ، خلاصه اینکه بعضی وقت ها یه تلاش جانانه مساوی با یه تلاش طولانی مدت بدون بازده
اقای عامر واقعا با کامنتت موافقم این حس هروقتی که من کاری رو خوب انجام نمیدم درون من هست که حتی وقتی میرم استراحت کنم هم اون استراحت بهم نمیچسبه
عامر کامنتت خیلی خوب بود باید یه جا بنویسم اینو مخصوصا جمله ی هیتلر عالیی بود