ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

کسب و کار

چرا من به استعفا دادن علاقه دارم؟

یک ضرب المثل قدیمی هست که می گوید: «برنده هرگز کارش را ترک نمی کند و ترک کننده هرگز برنده نمی شود». این جمله به ما می گوید وقتی کاری انجام نمی شود انقدر تلاش ...

سامه گل زاده
سامه گل زاده منتشر شده در 24 مهر 1393  |  11:30

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

یک ضرب المثل قدیمی هست که می گوید: «برنده هرگز کارش را ترک نمی کند و ترک کننده هرگز برنده نمی شود». این جمله به ما می گوید وقتی کاری انجام نمی شود انقدر تلاش کنیم تا بالاخره موفق شویم.

اما من یک انصراف دهنده حرفه ای هستم. من از دانشگاه انصراف دادم. از کارم استعفا دادم. بسیاری از استارت‌آپ هایی را که آغاز کرده بودم رها کردم. یوگا را ترک کردم و بعد سعی کردم که ترک کردن یوگا را ترک کنم. خوردن گوشت٬ لبنیات، گلوتن را ترک کردم. برخی از پروژه های طراحی وب را نیمه کاره رها کردم. من حتی از زندگی کردن در برخی شهر ها نیز نیمه کاره رها کرده، وسایلم را جمع و به جای دیگری نقل مکان کرده ام.

البته ما دوست نداریم به عنوان کسی شناخته شویم که نمی تواند هیچ کاری را درست انجام دهد و همه چیز را نیمه کاره رها می کند. برایمان ترک کردن و رها کردن مساوی با شکست است.

اما مانند بسیاری مسائل دیگر زندگی نباید به آن سیاه و سفید نگاه کرد. مثلا از نظر ما، کسی که اعتیاد به هروئین را ترک می کند شکسته نخورده است یا اگر از شغلی که رئیس نادرستی دارد استعفا دهد تصمیم اشتباهی نگرفته است. حتی اگر کسی ورزش را به دلیلی آسیب هایی که به سلامتی اش وارد می کند کنار گذارد، بازنده به حساب نمی آید.

البته این موارد مثال های بزرگ نمایی شده ای هستند اما به درک این مطلب که انصراف دادن همیشه هم به معنی ضعیف بودن و مایه خجالت نیست.

وقتی من از کاری انصراف می دهم یک حس خوبی در من جاری می شود: حس رهایی. حس شیرین رهایی. مثل این که غباری از ذهنم پاک شود و شانه هایم دوباره صاف شوند.

READ  بهترین راهکارها برای غلبه بر «تعویق»

در ادامه در مورد دلایلی که می توانند عوامل موثری در خروج از یک کار برای ما باشند پرداخته شده است.

حمایت از هزینه های غیرقابل برگشت

image00

انصراف دادن آنقدرها هم ساده نیست. برعکس تا حدودی هم دشوار است. روانشناسان آن را حمایت از هزینه های غیرقابل برگشت تعبیر می کنند.

همه ما ذاتا تمایل داریم که چیزی را که شروع کرده و برایش از وقت و انرژی و پولمان هزینه کرده ایم به پایان برسانیم. ما تصور می کنیم که باید از آنچه هزینه کرده ایم حتی بیشتر هزینه کنیم تا به نتیجه مطلوب برسیم حتی اگر به قیمت ته کشیدن همان منابع مان باشد.

نمی خواهیم این احساس را داشته باشیم که همه آنچه داشته ایم به هدر رفته پس سعی می کنیم که ادامه دهیم و باز هم هزینه کنیم. بعد از این همه هزینه کردن واقعا نمی توانیم آن را رها کنیم!

این روند مانند خرید بلیط یک نمایش است که قرار است بسیار مهیج باشد و اما در نهایت بسیار کسل کننده است. اما ما بابت بلیط پول داده ایم. یک ساعت رانندگی کرده ایم تا به سالن تئاتر رسیده ایم و نیمی از آن را هم که دیده ایم ..٬ پس احتمالا خودمان را قانع می کنیم که تا آخر نمایش در جای خودمان باقی بمانیم و وقت بیشتری برای آن تلف کنیم!

استفاده از منابع محدود

image01

برای همه کسانی که کارآفرین و یا خوداشتغال هستند٬ هزینه های غیرقابل برگشت بسیار مهم است؛ زیرا این افراد روی پای خودشان ایستاده اند. آنها خودشان رئیس اند و مسؤولیت همه چیز بر عهده خودشان است. اگر نتیجه خوبی حاصل نشود باید پاسخگو باشند.

READ  در هنگام اخراج شدن چگونه با شرایط کنار بیاییم؟

احتمالا بسیاری از ما پیش از این تجربه انصراف دادن از کار را داشته ایم. شغل هایی که حقوق ثابت و به نوعی امنیت شغلی داشته اند. اما از آن ناراضی بودیم پس فکر کرده و تصمیم گرفتیم که آن را رها کنیم.

اما وقتی که کار خود را شروع می کنیم شرایط کمی تغییر می کند. اگر همه چیز آن طور که می خواهیم پیش نرود و یا از آنچه به دست می آوریم رضایت کافی نداشته باشیم احساس گناه می کنیم. پس سعی می کنیم که تلاش خود را بیشتر کنیم و بیشتر هزینه کنیم تا تصمیم های درست تری بگیریم اما حقیقت اینجاست که ما هیچ کار مفیدی انجام نمی دهیم.

با "نه" نگفتن به رها کردن کار٬ در واقع بسیاری از موقعیت های دیگر "نه" می گوییم. به مسیرها و گزینه های دیگر٬ یا راهکارهای جدید "نه" می گوییم. به هزینه کردن پول و زمان و تلاش در جاهای دیگر "نه" می گوییم.

عدم قطعیت ترسناک است

ما همه این کارها و تلاش ها را انجام می دهیم زیرا با ترک کردن و رها کردن کار دچار عدم قطعیت می شویم. حداقل وقتی کار را رها نکرده باشیم ایده ای روشن تری از مسیر داریم. "نه" گفتن به معنی این است که ما مطمئن نیستیم که چه اتفاقی پیش خواهد آمد و این مساله عموما ترسناک تر از ادامه کار روی چیزی است که می دانیم به نتیجه نمی رسد!

اما من به این نتیجه رسیده ام که از هر ۱۰ بار ۹ بار باید کار را ترک کرد تا این که برای به نتیجه رساندن آن تلاش کرد.

READ  راهنمای گوگل برای شناسایی ویژگی های مدیریت موفق در سازمان شما

انصراف دادن یک عملکرد مستقیم است که به راه های مفیدی جهت استفاده از منابع محدومان می شود. در هر انتخابی ارزشی نهفته است٬ حتی در انصراف دادن.

از کجا بدانیم که چه زمانی برای انصراف دادن از کار زمان مناسبی است؟

این تصمیم با ترس و عدم اطمینان همراه است. صادقانه بگویم که هیچ الگویی برای این که به شما بگوید چه زمانی بهترین وقت برای انصراف دادن است وجود ندارد. اما در هر کاری نقطه ای هست که هر چه بیشتر تلاش می کنیم کمتر به نتیجه می رسیم٬ آنگاه زمان رها کردن فرا رسیده است و یا حداقل باید آن را به عنوان یکی از گزینه ها در نظر گرفت.

جنبه های مثبت چنین تصمیمی این است که شما به خودتان اجازه می دهید تا تصمیم خود را عوض کنید٬ قادر به "نه" گفتن باشید و قبول کنید که ما کامل نیستیم. واقعیت این است که در بیشتر مواقع برای هیچ کسی جز خودمان اهمیتی ندارد که کاری را ادامه دهیم یا آن را رها کنیم٬ همانطور که موفقیت ها و شکست هایمان نیز تاثیری در زندگی کسی ندارد.

البته همیشه تصمیم های نادرستی هم ممکن است گرفته شود و کار در زمان های نامناسبی رها شود. یادتان باشد که هیچ گاه پل های پشت سرتان را خراب نکنید.

ما باید در مورد تصمیم خود به خوبی فکر کنیم٬ از اشتباه های خود درس بگیریم و برای توانایی های خود ارزش قائل شویم.

شاید بهتر باشد که جمله اولیه را به این شکل تغییر دهیم که «برنده گاهی کارش را ترک می کند و ترک کننده گاهی برنده می شود».

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
نظرات ثبت شده (28 مورد)
  • پونه

    من پرستارم هم کار میکردم هم ارشد میخوندم کارو دانشگاه همزمان واقعا سخت بود مسیولم یکسال باهام همکاری کرد و اضافه کاری برام نمیذاشت تا وقت بیشتری برام بمونه ولی از ترم سه دیگه یا رعایت نمیکرد یا کلی منت میذاشت شیفتای زیاد کلافم کرده بود احساس میکردم هیچ آزادی ندارم کار دست و پامو بسته بود نه سفر ی نه تفریحی هیچی و فشار و استرس کا. هم بالا بود تو اوج مریضی هم باید شیفت رو میدادم بریدم و انصراف دادم الان دو روزه نگرانم آخه همه بهم میگن که اشتباه کردم

  • nader

    سلام دوستان

    من تا حالا 5 بار استعفا دادم فکر میکردم توی استعفا دادن رو دست ندارم. اما وقتی مطالب این سایت و اظهار نظر دوستان رو خوندم دیدم این مسئله برای خیلی ها اتفاق افتاده. از شرکت های بزرگی استعفا دادم رشتم حسابداریه, خیلی خسته و داغونم از هیچی لذت نمیبرم سر کار احساس میکنم که در زندانم و داره عمرم هدر میره بیشترین تایمی که توی یه شرکت بودم سه سال بود و بعد دیگه بیشتر از یک سال نتونستم توی یک شرکت بمونم و کار کنم, از کار حسابداری زده شدم, استرس زیاد و ساعت کار زیاد کلافم کرده, میخوام خودم یه کسب و کاری رو شروع کنم اما هر چه فکر میکنم میبینم که به هیچ چیز علاقه ای ندارم و کاری هم جز حسابداری بلد نیستم خلاصه اینکه خیلی کلافم, البته مدت حدودا سه سال میشه که زدم تو کار خرید و فروش سهام خیلی از کلافگیم به خاطر بروسه و اوضاع داغون این روزای بورس میخواستم بزنم تو کار پرورش بلدرچین و کبک و دامداری که اون هم خیلی سرمایه میخواد و این داستان هایی که توی تلویزیون تحت عنوان کارآفرین نشون میدن که طرف از صفر شروع کرده همش کشکه چرا که مجوز این کار خودش 140 الی 150 میلیون هزینه برداره چه میدونم برای مجوز باید یه هکتار زمین داشته باشی و یه حلقه چاه عمیق حفر کنی و از این کارا خلاصه اینکه خیلی کلافم و هر روز عصبی تر میشم و به آینده امیدی ندارم. چیکار میشه کرد باسرمایه محدود ؟

    • کیوان

      منم دقیقا مثل شمام سردر گم.

  • سالومه

    مدیر من عقده ی مدیریت داشت. فکر میکرد مدیر خوب یعنی اخم کردن و ترسوندن!
    من که استعفا دادم. لیاقت نداشت با من کار کنه.

  • مونا

    سلام
    من شش ماه پیش استعفا دادم . یه شغل عالی با درآمد نسبتا خوب رو از دست دادم .
    محیط کارم پر از تنش و استرس بود . مجبور بودم با یک رئیس بیسواد پرتوقع و البته بسیار خودخواه و پرمدعا کارکنم .هرروز توهین و تهدید و....
    به جایی رسیدم که دیدم دیگه نمیتونم ادامه بدم . ویه روز همه چیز رو تموم کردم . طوری ضربه خوردم و بیمار شدم که دیگه نتونستم خیلی جدی دنبال کار بگردم . با مدرک تحصیلی بالا و کلی سابقه کار بیکار شدم .
    هنوزهم نتونستم کارمناسبی پیدا کنم .
    ازاستعفام پشیمون نیستم .چیزی که منو عذاب میده اینه که چرا ما باید بخاطر یه عده انسان نما زندگی و آرامشون تخریب بشه . چرا عده ای به خودشون اجازه میدن هر رفتاری که دوس دارن با بقیه داشته باشن . چرا هیچ مرجعی برای حمایت از من و امثال من نیست .
    این نصیحت منو جدی بگیرید هرچقدر هم تحت فشار باشید حتما قبل از استعفا یه کار پیدا کنید و بعد استعفا بدید. اینطوری دیگه مثل من داغون نمیشید

    • کیوان

      سلام دوست عزیز دقیقا شرایط منم مثل شما بود الان دارم از بیکاری ذله میشم. کارم تو بانک بود ولی اینقد استرس اعصاب خوردی حجم کار زیاد توقع بالا و کلی مسولیت که هرروزم بیشتر میشد تصمیم به استعفا گرفتم.البته بیکاری خیلی بده ولی اگه به کارت علاقه نداشته باشی از اون بدتره.

  • رها

    من از تاریخ 9 بهمن از کارم استعفا دادم. خداییش یکی از تصمیمات مهم زندگی هستش. الان از شدت فکر و استرس مریض شدم. خداییش تو این بیکاری جرات میخواست. اطرافیان میگفتن حیفه دیگه کار گیرت نمیاد ولی من با اون کار رفیق نبودم.حجم کار فوق العاده زیاد بود حقوقی از اذر دریافت نکردم و توقعات ازم زیاد بود. رفتار شرکت هم توهین امیز بود. خدایا کمکم کن پشیمون نشم. من ماما بودم و به خاطر وقت کم مجبور بودم مادرا تو مرکز سریع ویزیت کنم شبا از وجدان درد نمیخوابیدم . گفتم بیکار باشم بهتره تا اینکه کم کاری کنم. برام دعا کنید . تصمیم انصرافم یکی از تصمیمات سرنوشت سازم تو زندگی بود.الان میگن چیزی که زیاده ماماس . سریع برات جایگزین پیدا میکنیم ولی هنوز خبری نیست . با دست پس میزنن و پا پس میزنن.

  • الهام

    سلام به همه دوستان
    به قول بعضی از دوستان ایکاش و ایکاش من هم جرات به خرج میدادم و کارمو همون موقع که در اوج زجر و ناراحتی بودم (میتونستم) رها کنم .
    خودم آدم ریسک پذیری بودم ولی اطرافیان و نظراتشون آدمو راحت نمیذاره .
    ترس به آدم میدن و میگن نکنه کارتو از دست بدی و دیگه موقعیتی گیر نیاد مخصوصا اینکه از نظر اونا دولتی و وجهه احتماعی خوبی داره . ولی امان از دل خودممممم ........
    واقعا همه کسایی که ناراضی هستن و نمیتونن رها کنن قطعا یا خرجی به گردن دارن یا شرایطی که قدرت ریسک رو پایین میاره .
    معضلات حرف و حدیث های اجتماعی که باید برای همه توضیح بدی چرا یه کار مخصوصا دولتی رو رها کردی بماند .
    من حدوده 9 ساله تمام زندگیمو از دست دادم و بدترین روزها و شرایط رو پشت سر گذاشتم . و به خاطر این کار لعنتی همه موقعیت های دیگه ام از دست رفت .
    اینقدر انرژی های من تضییع شد که در ساعات آزادم هم نمیتونستم کاری کنم .
    الان اوضاع تازه کمی بهتر شده ولی همون تنفر در دلم هست . و هیچوقت از روزهای تلخ جوانیم چیزی کم نمیشه .
    یچی از اوج جوانیم نفهمیدم غیر از تنش ها و زجرای مزخرف برای این درآمد جزیی .

  • dertapc

    به هر حال روند نیمه رها کردن در زندگی هرکسی ایجاد می شه اما فرد موفق کسیه که جلوی این قضیه رو زودتر بگیره....انسان ذاتا راحت طلبه

  • علی

    گاهی موندن یعنی خراب کردن همه پل ها، خیلی اوقات باید تصمیم گرفت و شجاع بود
    ممنون از مطلب خوبت

  • TROOL

    عالی بود مثه همیشه مرسی

  • محسن

    من اگه جرات میکردم و شهامت به خرج میدادم باید دوره کارشناسی ارشدو رها میکرم

  • hossein

    یه بار تصمیمی گرفتم که باعث اخراج شدنم از دانشگاه شد یه بار تصمیمی گرفتم که باعث انصراف از یه دانشگاه دیگه شد یه بار هم تصمیمی گرفتم که عملا دیگه راه برگشتی ندارم و باید دو سال از عمرم رو در راه خدمت سربازی حروم کنم و دارم حروم میکنم و تنها امیدم قبولی توی یه دانشگاه دیگه تو دوره سربازیه!
    نمیدونم تصمیام درست بوده یا نه؟! ولی هنوز به اینده خوشبینم و یک کور سوی امیدی دارم و هرچقدر هم طول بکشه به چیزهایی که میخوام میرسم!
    برای تصمیم گرفتن باید امید داشت هر چقدر امید کم باشه بازم امیده و میتونه شعله ور بشه فقط باید خواست!

    • محسن

      من بر عکس تو
      کاش از دوره ارشد انصراف داده بودم و رفته بودم سربازی.
      احتمالا تا الان یه کار درست داشتم

  • حسین

    خدا رو شکر که مدیر من خوبه :]

  • محمد کاظمی

    رییس بی سواد باعث میشه استفا داد

  • Sam Saman

    من ی حرف دیگه هم دارم ، بعضی موقع تعدادی کارها رو برای رسیدن به ی هدف مهم تر باید رها کرد ، رسیدن به یک چیز مشخص بهتر از نرسیدن به چند چیز هست اینو دوستان همیشه یادشون باشه - من از این الگو بارها استفاده کردم و نتیجه گرفتم ...

  • ErFUN KH

    به عنوان کسی که در 8 ماهه اخیر چهار بار استعفا داده و کلی پروژه شخصی نیمه کاره رها کرده میتونم بگم خوب درکِت میکنم

  • Mr. Android

    عوامل زیادی برای عدم رضایت از فضا و محیط کاری وجود داره یکیش میتونه علاقه باشه و دیگری جو محیط کاری ...
    متاسفانه توی مملکت ما پزشکی فقط شغل آدم حسابی هاست همینطور هستش که والدین پچه هاشون رو مجبور میکنن به رشته ای برن که دوست ندارن. اخرش چی میشه..؟ توی کنکور گند میزنن و میرن یه رشته ای که اصلا شناخت ندارن ازش و بعد هم اینطوری میزنن توی سرشون و زجر میکشن ...
    در صورتی که همین ادما اگه به رشته ای که علاقه داشتن میرفتن ممکن بود نابغه هایی در زمینه های کاریشون باشن
    این حکایت من و خیلی از افراد دیگست

  • bahram

    ولی فکر نمیکنم تو ایران اینجوری باشه.تو ایران باید سرت تو کار خودت باشه و سرت به کارت گرم باشه تا کارو از دست ندی.اگه بی کار بشی معلوم نیست بازم میتونی کار پیدا کنی یا نه
    مجبوری...

  • goli

    چرا من به استعفا دادن علاقه دارم؟
    چون اصلا کاری ندارم :((((((((((((((((

  • M7M

    فقط در صورتي يك مرد پيشرفت ميكند كه به كاري مشغول شود كه عاشق آن است
    از اول عشقي جلو ميرفتم الآن به همه چيز رسيده بودم
    خيلي وقتها نبايد عقلاني تصميم گرفت

    • حامد

      این دنیا مال کسانی است که مانند دیوانه ها هستند فقط اهل ریسکن به خودشون ایمان دارن خودشون ته دلشون میدونن که با بقیه فرق دارن خیلی باهوشن .ادمهای شجاع باهوش به هر شغلی برن موفق میشن چون خدا این طوری خلقشون کرده اونا به این دنیا اومدن که نشونه قدرته خدا باشن اونه محکوم به خوشبختی هستند اگه ادمی هستی که برای همه چیز یه راه حل خوب پیدا میکنی پس شک نکن زودباش لازم نیست ادمای خنگ اطرافت رو تحمل کن بلندشو برو دنبال ارزوهات خدا منتظرته

    • مهدی عابدی

      آره دقیقا :(((((((

  • M7M

    كه اينطور !
    خوب استعفاي من براي ترك ديجياتو را فعلا داشته باشيد !!
    واقعا استعفا از اينترنت رفتن بعدً١٥ سال شاخ غول شكستنه !
    خوب بديهيه كه استعفا از كارهاي بيخود و بيجهت دادن خيلي خوبه

نمایش نظرات بیشتر
مطالب پیشنهادی