9 دلیل تنفر کارکنان از مدیرانشان

9 دلیل تنفر کارکنان از مدیرانشان

9 دلیل تنفر کارکنان از مدیرانشان

شاید تا به امروز تصور می کردید که رئیس خوش اخلاقی هستید و همه کارمندان نیز شما را دوست دارند، اما اگر چند قدم به عقب برگردید و رابطه خود را با کارمندان و زیردستان تان را باز هم چنین تصوری خواهید داشت؟

براساس پژوهشی که توسط شرکت Harris Interactive روی ۱۰۰۰ کارگر آمریکایی انجام شد، ۹۱ درصد از آنها، ضعف در برقراری ارتباط را مهمترین عامل در ضربه زدن به اثربخشی مدیران اعلام کردند.
لو سالمون بنیانگذار و مدیر عامل شرکت Interact که در زمینه ارائه خدمات مشاوره ای در حوزه ارتباطات فعالیت دارد اظهار داشت: اغلب کارمندان در این تحقیق اذعان داشته اند که کارفرمایان آنها، فاقد توانایی های لازم برای مدیریت کارآمد و موثر اعضای شرکت بوده اند.

آنها ضعف و بی کفایتی مدیریتی را ناشی از کمبود هوش حسی مدیران و همچنین داشتن ویژگی هایی مانند زورگویی، خودشیفتگی، سختگیری و بی تدبیری می دانستند.

این نویسنده، مهمترین مشکلات ارتباطی کارمندان را که سبب کاهش اثربخشی مدیران می شود، دسته بندی نمود که در ادامه توجه تان را به آنها جلب می کنیم. با دیجیاتو همراه باشید.

۶۳ درصد از آنها به پیشرفت کارمندان خود توجّهی نمی کنند.
۵۷ درصد از آنها دستورات واضح و روشنی را به کارمندان نمی دهند.
۵۲ درصد از آنها زمانی را به ملاقات و هم اندیشی با کارمندان خود اختصاص نمی دهند.
۵۱ درصد از مدیران از صحبت با زیردستان خود امتناع می کنند.
۴۷ درصد از آنها ایده های دیگران را به نام خودشان تمام می کنند.
۳۹ درصد از آنها به شکلی سازنده انتقاد نمی کنند.
۳۶ درصد از مدیران حتی نام کارمندان خود را بلد نیستند.
۳۴ درصد از آنها از صحبت مستقیم یا تلفنی با دیگران فرار می کنند.
۲۳ درصد از مدیران از زندگی کارمندان خود، کاملاً بی خبرند.
طبق گفته سالمون آمارها نشان می دهند که اکثریت قریب به اتفاق مدیران، در مواقع حساس از کارمندان خود به عنوان نیروهای قابل اعتماد شرکت استفاده نمی کنند.

شاید از نظر دیگران، باور کردن ویژگی های منفی مدیران که در بالا به آنها شد وحشتناک به نظر بیایند؛ اینکه مدیرانی ایده های کارکنان خود را می دزدند، اسم آنها را نمی دانند و از صحبت با کارمندان طفره می روند.

سالمون می گوید، رؤسا و مدیران کاربلد می دانند که داشتن ارتباط سالم با کارمندان مستلزم ارزش قائل شدن برای آنها، سیاست گذاری درست، تعاملات معنادار و بازخورد گرفتن از مجموعه است و همگی شان نیز به صرف انرژی نیاز دارند.

به یاد داشته باشید موفقیت در کسب و کار، فقط به چگونگی ارتباط بین مدیر و کارمندان بستگی ندارد و رهبر یک شرکت، الزاماً باهوش ترین فرد مجموعه نیست؛ او کسی است که شرکت تحت امرش را برای انجام کارهای بزرگ آماده و هدایت می کند.

در هر کسب و کاری، کارمندان تاثیر بسزایی در موفقیت مجموعه دارند؛ شکست زودهنگام اغلب کسب و کارها بخاطر این نیست که مدیران آنها چیزی بلد نیستند، بلکه علت عدم درک و فهم درست رئیس شرکت از کارمندانی است که با او کار می کنند.

آیا شما نیز تجربه ای از کار کردن با این مدیران داشته اید؟

نظرات ۱۰

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

Digiato

رمزتان را گم کرده‌اید؟ ورود با گوگل

Digiato

ورود با گوگل