وقتی بزرگان فناوری دنیا آستین ها را برای حل مشکلاتی یکسان بالا می زنند

در میان برندهای مطرح دنیا، اپل، گوگل و مایکروسافت سه شرکتی هستند که دستور کار و شرح فعالیت های آتی صنعت محصولات الکترونیکی را مشخص می کنند و به ترسیم خط مشی برای آن می پردازند. آنها شمار زیادی از باهوش ترین و خلاق ترین افراد در حوزه تکنولوژی را به خدمت گرفته اند و تاثیرگذارترین کالاها را تولید می کنند.

محصول کارشان ویندوز باشد، یا آیفون و یا قدرتمندترین موتور جستجوی دنیا، در هر صورت، تلاش های این سه غول آمریکایی پس زمینه اجتماعی، اقتصادی و همچنین تکنولوژی امروزمان را ساخته است.

این نام ها وعده آینده ای را می دهند که همچون گذشته آنها متفاوت و متمایز است هرچند محصولات و خدمات فعلی شان حکایت از آن دارد که بیش از هر زمان دیگری نزدیک به یکدیگر حرکت می کنند و همه آنها ظاهرا تلاش دارند که مشکلاتی یکسان را حل کنند.

تنها کافی است که به وجوه مشترک میان استراتژی های اتخاذ شده از سوی این سه کمپانی پیشرفته آمریکایی نگاهی بیاندازید تا موضوع برای شما روشن تر شود.

سرویس های CarPlay اپل و Android Auto گوگل در حال راه یافتن به کسب و کار ماشین های هوشمندی هستند که مایکروسافت از سال ها پیش به آن ورود پیدا کرده، در حالی که دستیار صوتی اهالی ردموند بازتابی از تلاش های انجام شده توسط رقبایش (Google Now و Siri) در این حوزه است.

در ادامه این مطلب با دیجیاتو همراه باشید تا وجوه مشترک فعالیت های این سه رقیب دیرینه را با یکدیگر از نظر بگذرانیم.

اپل برای آنکه از سرگیری فعالیت ها روی دستگاه های مختلف را برای کاربرانش امکان پذیر نماید، Continuity را به آنها عرضه کرد، مایکروسافت از Continuum پرده برداشت و گوگل نیز مرورگر فراگیر کروم و طیف گسترده اپلیکیشن های تحت وب خود را در اختیارشان قرار داد.

این سه شرکت در کنار ماشین ها و محصولات هوشمند خود، از طریق AirPlay، Chromecast و آداپتور بیسیم نمایشگر (محصول مایکروسافت) به صنعت تلویزیون های هوشمند روی آوردند و در کنار آن توسعه اپلیکیشن، پلتفرم های بازی نظیر اکس باکس وان، کنسول های اندرویدی و اپل تی وی را نیز به لیست فعالیت هایشان در این حوزه افزودند.

تردیدی نیست که این سه برند، رویکردها و الگوهای اقتصادی متفاوتی را برای خود برگزیده اند، با این همه، آینده نزدیکی که اپل، گوگل و مایکروسافت در ذهن خود تداعی کرده اند، کاملا شبیه به یکدیگر است.

کافیست از هر کدامشان در مورد تلفن های هوشمند آتی سوال کنید تا با شبکه ای از آیکون ها، یک اپ استور، دوربین و نمایشگرهای  فوق العاده و همچنین طراحی و خصوصیات صنعتی مشابه در پاسخ هایشان روبرو شوید.

اما این پدیده صرفا به دستگاه های الکترونیکی محدود نمی شود و ارائه سرویس هایی نظیر اپل موزیک، گوگل موزیک و مایکروسافت Groove نیز این مساله را اثبات می کند.

دیگر نام های بزرگ نظیر توئیتر و فیسبوک هم که زمانی کار خود را به عنوان شبکه های اجتماعی اساسا متفاوت آغاز کردند تلاش دارند که به تدریج تفاوت ها میان یکدیگر را از میان بردارند و مشترکاتشان را بیش از هر زمان دیگری افزایش دهند.

sony-tablet-p-1-600x490

بخش اعظمی از انگیزه این شرکت ها برای تدوین یک استراتژی همگن در حوزه تولید محصول از فرایندهای تکاملی ساده شان ریشه می گیرد. مایکروسافت هرآنچه در توان داشت انجام داد تا با ارائه ویندوز فون ۷ و ویندوز ۸ تغییر آفرین شود اما عدم پذیرش مخاطبان، این شرکت را به عقب راند و آن را در تلاش هایش ناکام گذاشت و نسخه نهایی ویندوز هم تلاش دیگری است از سوی این شرکت برای ایجاد تحول.

سامسونگ اما با قرار دادن دوربین در داخل یک ساعت سعی کرد که آغازگر تحولی دیگر باشد و گوگل تصمیم گرفت که همان دوربین را در داخل یک عینک کار بگذارد، الجی به تولید فبلت های مربعی شکل روی آورد و سونی، Kyocera و NEC همگی در محبوب ساختن دستگاه های تاشوی مجهز به دو نمایشگر ناکام ماندند. در واقع این بازار است که مشخص می کند چه کالایی بیشتر با استقبال روبرو شود و در نتیجه تولید کنندگان را در حرکت شان به سمت جلو هدایت و راهنمایی می کند.

آیا اپل هنوز هم متفاوت می اندیشد؟

همه اینها مطلوب و پسندیده هستند اما همانطور که استیو جابز مرحوم در زمان معرفی آی مک در سال ۱۹۹۸ میلادی اظهار داشت «در اغلب موارد تا زمانی که کالای جدیدی به مردم نشان داده نشده نمی دانند که چه می خواهند.»

اما جمله بعدی او که کمتر شهرت دارد نیز حرف های زیادی برای گفتن دارد: «به همین دلیل است که شمار زیادی از کارکنان اپل پول زیادی می گیرند چراکه از آنها انتظار می رود در راس همه امور باشند.»

تقریبا دو دهه بعد از آن مراسم، آنچه فقدانش بیش از همه چیز احساس می شود همان رویکرد تهاجمی سابق اپل است که به خصوص در میان بزرگ ترین شرکت های دنیا دیده نمی شود.

آیپد پروی امسال و ساعت هوشمند اپل مهم ترین محصولات تازه اهالی کوپرتینو هستند که بعد از مدت های طولانی معرفی شدند اما سرفس پروی مایکروسافت و نسل های مختلف ساعت های مبتنی بر Android Wear گوگل مدت ها قبل از آنها ارائه گردیدند، پس می توان گفت که اپل به هیچ وجه صاحب نوآوری نبوده است.

اگر اپل واقعا آنطور که می گفت متفاوت می اندیشد باید بگوییم که این تفاوت بیشتر در جزئیات و ریزترین خصوصیات محصولات آن مشهود است نه در چیستی و کلیت دستگاه های ارائه شده از سوی این شرکت.

IMG_3531-660x495

البته این را هم نباید فراموش کرد که شرکت مورد بحث به همان میزان که از دیگران تقلید کرده به الگویی برای رقبایش بدل گردیده و شاید اندروید گوگل بهترین مثال در این رابطه باشد.

اگر خاطرتان باشد، قرار بر این بود که نخستین تلفن اندرویدی ترکیبی از طرح های ارائه شده از سوی نوکیا و بلک بری باشد تا اینکه آیفون معرفی گردید و گوگلی ها مجبور شدند که برنامه ریزی های خود را مجددا از نو انجام دهند.

دنیای تکنولوژی عموما مملو است از وام گرفتن آزادانه ایده های مختلف از یکدیگر اما پیشرفت های حاصله در این صنعت در مواردی که دست به تولید نوآوری های تازه زده است به مراتب سریع تر و بیشتر از زمان هایی بوده که صرفا نسخه های مختلفی از دستگاه های پیشتر ابداع شده را به کاربرانش عرضه نموده.

تامین رضایت سرمایه گذاران بخشی از وظیفه اصلی شرکت هاست

نوآوری حقیقی نیازمند متحمل شدن خطرات بزرگی است و هرچه یک شرکت بزرگ تر شود ضروری است که با احتیاط بیشتری قدم بردارد. اپل حالا ارزشمندترین شرکت دنیاست و مساله تامین رضایت سهام داران و برآورده ساختن توقعاتشان اصلی ترین اولویت آن محسوب می گردد.

ماه گذشته، مدیر عامل اپل دست به اقدامی غیر منتظره زد و با ارسال ایمیلی به جیم کرمر مجری تلویزیونی اعلام داشت که رکود اخیر ایجاد شده در بازار بورس چین تاثیری بر رشد این شرکت ندارد.

حدودا دو هفته قبل نیز گوگل ساختار شرکتی خود را اصلاح کرد تا همه پروژه های سرمایه گذاری و فعالیت های نوآورانه خود را به زیر چتر مدیریتی یک شرکت مادر تخصصی به نام آلفابت انتقال دهد تا محصولات مصرفی اش که هم اکنون میلیاردها استفاده کننده دارند همچنان تحت نام گوگل در اختیار کاربرانش قرار بگیرند.

همه این اصلاحات و تغییرات دقیقا همان اتفاقاتی هستند که مایکل دل دو سال پیش با خصوصی کردن کسب و کارش از آنها فرار کرد. لذا هر شرکتی که تلاش کند عطش سیری ناپذیر بازار را آرام نماید، ناچار باید دست به اقدامی مشابه آنچه گفته شد بزند.

nextbits-cloud-first-robin-smartphone

بسیاری از ذهن های خلاقی که هم اکنون در گوگل، اپل و مایکروسافت کار می کنند دریافته اند که برای مطرح نمودن هرچه بیشتر ابداعات خود و همچنین کم کردن ریسک ذاتی ارائه یک محصول جدید، مجبور به ترک مشاغل خود شده اند تا آرزوهایشان را در جای دیگری دنبال کنند.

برای نمونه ترموستات هوشمند نست که شاید نخستین لوزام خانگی هوشمند کاربرپسند باشد محصول کار گروهی از مهندسان سابق آیپاد و آیفون بود. ابزارهای طراحی Paper و Pencil نیز که برای آیپد (و حالا آیفون) ارائه شدند توسط شرکتی به نام FiftyThree طراحی گردیدند؛ تیمی که پیشتر روی تبلت فراموش شده مایکروسافت به نام Courier کار می کرد.

و گروه Nextbit هم که در حال توسعه «نخستین تلفن هوشمند مبتنی بر کلاود» دنیاست توسط اعضای سابق بخش اندروید گوگل هدایت می گردد.

مهندسین اپل، گوگل و مایکروسافت پس از ترک مشاغل خود دست به ابداع می زنند

از همین رو، استارتاپ های کوچک بدون وجود فشارهای وارده از سوی مشتریان و بازار بورس و البته بدون اینکه نگران از دست رفتن اعتبار چندین و چند ساله خود باشند حالا بهترین منبع برای ارائه نوآوری های جدید و مبتکرانه به شمار می روند.

اوبر و AIRBNB دو شرکتی هستند که اقتصاد اجاره کالاهای مختلف را به شکلی بنیادین تغییر داده و در حال متحول نمودن این حوزه هستند، در حالی که طراحان سخت افزاری نظیر Pebble و Oculus دست به ابداع تکنولوژی های جدیدی زده اند که محدود به اکوسیستم اختصاصی شرکت معینی نیست.

با در نظر داشتن همین مساله استارتاپ ها طیف وسیع تری از مشکلات را پیش روی خود خواهند داشت چراکه نیازی نیست همان شاخص های اقتصادی شرکت های تثبیت شده و یکپارچه را داشته باشند.

as1rmpx2totxx0yiclqv

خوشبختانه می توان آزادی عمل یک استارتاپ مستقل را با توان اقتصادی و تولیدی شرکت های بزرگ تر، آشتی داد و این همان کاری است که گوگل اکس، آزمایشگاه های تحقیقاتی مایکروسافت و دیگر طرح های مبتکرانه نظیر فرست فلایت سونی انجام داده اند.

البته تلاش سونی در این رابطه از همه کاربردی تر بوده است چراکه توانسته به یک پلتفرم پولساز و نوعی تجارت الکترونیکی برای استارتاپ هایی بدل گردد که توسط کارکنان سابقش راه اندازی شده اند.

این پروژه به آنها امکان می دهد که محصولات کاملا واقعی نظیر FES Watch با طراحی ساده اش را بسازند و بلافاصله موفقیت و یا شکستش را در بازار مورد آزمایش قرار دهند و در نتیجه فاصله و اختلاف قابل توجهی که میان ایده های بلند پروازانه و دستگاه های تثبیت شده و قابل فروش وجود دارد را از میان برداند.

در مقابل تلفن ماژولار گوگل موسوم به پروژه آرا و هدست واقعیت افزوده مایکروسافت به نام هولولنز همان معادل ماشین های مفهومی هستند که در صنعت تکنولوژی اتفاق افتاده اند: بی نهایت بلند پروازانه اما ناپخته برای ورود آنی به بازار.

صنعت تکنولوژی دنیا عاملی برای تغییر است و همواره نیز همینطور بوده. همانگونه که لری پیج در زمان اعلام موجودیت آلفابت اعلام کرد این صنعت به مثابه دنیایی است که در آن «ایده های مبتکرانه حوزه های آتی رشد را تعریف می کنند و برای آنکه همچنان به حیات خود در آن ادامه دهید لازم است که کمی به دردسر بیافتید.»

گوگل موارد متعددی شبیه به این پروژه را در اختیار دارد اما حالا همه آنها را از برند اصلی اش یعنی گوگل تفکیک نموده. پولی که ظرف یک یا دو دهه اخیر در صنعت فناوری دنیا جریان داشته ظاهرا ترس از خطر کردن را بیش از هر زمان دیگری برای این شرکت بالا برده؛ در نتیجه اهالی مانتین ویو بر آن شدند تا نوآوری های بزرگ خود را در یک بخش قرار داده و کسب و کار روزانه شان را در بخشی دیگر. اما آیا شرکت های فعال در حوزه تکنولوژی نمی توانند از ابتکارات خود پول در بیاورند؟

همین تجزیه الگوی سنتی کسب و کارهای صنعت فناوری (که در آن خطر پذیری و درآمد زایی همگام با یکدیگر قرار داشتند) باعث شده تا نوعی یکپارچگی در میان محصولات و خدمات ارائه شده از سوی بزرگ ترین و قدرتمندترین شرکت های دنیا مشاهده شود.

هر کدام از این شرکت ها سعی دارد تا نقاط اصلی کسب سود خود را شناسایی نماید. اما سوال اینجاست: تلویزیون خانگی شما به چه تعداد تکنولوژی مبتکرانه نیاز دارد؟ چند عدد دستیار صوتی، کلاینت پیام رسان و سرویس پشتیبان گیری تصویری برای تلفن هوشمند خود می خواهید؟

اپل، گوگل و مایکروسافت هر سه روی یک مسیر قدم گذاشته اند و در تلاشند تا مشکلاتی یکسان را حل کنند. تردیدی نیست که رقابت باعث بهتر شدن محصولات و خدمات آنها می شود اما قرض گرفتن برخی ایده های آنها در مورد آینده و پیاده سازی آن در حال، نمی تواند مساله چندان بدی باشد.

نظرات ۸

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟