داستان توسعه «سرفس بوک» در مایکروسافت از زبان سازندگانش
کسی از آمدنش خبر نداشت؛ سرفس بوک را می گوییم، اولین لپ تاپ توسعه یافته توسط مایکروسافت و سریع ترین نوت بوک ۱۳ اینچی جهان. پیش از مراسم معارفه ابزارهای مبتنی بر ویندوز ۱۰، هیچ ...
کسی از آمدنش خبر نداشت؛ سرفس بوک را می گوییم، اولین لپ تاپ توسعه یافته توسط مایکروسافت و سریع ترین نوت بوک ۱۳ اینچی جهان. پیش از مراسم معارفه ابزارهای مبتنی بر ویندوز ۱۰، هیچ کس حتی حدس آن را هم نمی زد که اهالی ردموند چنین محصولی را در منهتن نیویورک روی صحنه ببرند.
پانوس پانای که مدتی پیش به عنوان مدیر بخش ابزارهای مبتنی بر ویندوز منصوب شد، در ابتدا پس از معرفی سرفس بوک به راحتی تماشاچیان را قانع کرد که این محصول یک لپ تاپ است و اولین تجربه مایکروسافت در زمینه ساخت چنین دستگاهی. پس از دقایقی اما، وی آشکار ساخت که با یک لپ تاپ هیبریدی طرف هستیم که باز هم نمایشگر اش به عنوان یک تبلت مستقل قابل استفاده است.
انتظار ساختن نوت بوکی که بتواند MacBook Pro اپل را چنین به چالش بکشد، دست کم از مایکروسافت نمی رفت. دستگاهی که بخشی از سخت افزار آن در کیبورد و لایه پایینی آرام گرفته ولی با هم می تواند به شکل های مختلف مورد استفاده قرار گیرد؛ چه به عنوان یک PC قدرتمند و چه به عنوان یک تبلت مستقل. البته در این میان اهالی ردموند باید از ویندوز ۱۰ تشکر کنند که قابلیت توسعه چنین محصولی را فراهم آورده.
دستگاه را که در دستتان گرفته و نگاهی خریدارانه به سر تا پایش بیاندازید، با محصولی رو به رو می شوید که حس گران قیمت و مرغوب بودن را با تمام وجودش به شما القا می کند. مایکروسافت نوت بوکی ساخته که می تواند سال ها به آن افتخار کند؛ با دیجیاتو همراه باشید تا روایت ساخته شدن آن را از زبان توسعه دهندگانش بشنویم.
سرفس بوک یک نوت بوک است
مایکروسافت در چند سال اخیر مسیری طلایی را طی کرده؛ شرکتی که محصولی به نام سرفس را توسعه داد و از دل آن توانست به سرفس پرو ۳ برسد. ویندوز ۱۰ را هم نباید فراموش کرد که با توجه کامل این شرکت به نیاز کاربرانش توسعه پیدا کرد و به مرحله نهایی خود رسید.
در میان همه تلاش های مایکروسافت در سال های اخیر ولی سرفس بوک را می توان گجتی کاملا متفاوت دانست. محصولی که با توجه به کمالش، دستگاهی کاملا با ریشه است؛ همانی که ویندوز تا کنون کم داشته چرا که سرفس پرو به تنهایی قادر به مبارزه تن به تن با لپ تاپ های قدرتمند نبود، هر چقدر هم که سخت افزارش به آنها شباهت داشت.
پس از مراسم، پانای بیش از حد خسته به نظر می رسد، او حدود یک ساعت روی صحنه در حال معرفی محصولات مختلف شرکتش بوده و تمام انرژی اش را برای رونمایی از آنها صرف کرده.
پانای می گوید: «خبرنگاران از من می پرسند: "آیا این یک تبلت نیست؟" خیر نیست. این محصول یک دستگاه هیبریدی تمام و کمال است که هر کس می تواند مطابق با سلیقه اش از آن استفاده کند.»
پانای باور دارد سرفس بوک، وسلیه ای است که دست کم باید در ۸۰ درصد مواقع به عنوان یک لپ تاپ از آن استفاده نمود. مایکروسافت حتی در همان ابتدای کار اصلا رو نکرد که این دستگاه هیبریدی است و نمایشگرش هم قابل جدا شدن، چون واقعا تصمیم دارد ایده اش را به عنوان یک لپ تاپ به کاربران بقبولاند. اهالی ردموند می خواستند نوت بوکی ارائه دهند که به زیبایی هر چه تمام تر بتواند گاهی، صرفا گاهی جای یک تبلت را هم در موارد ضروری پر کند.
پانای از سرفس بوک به عنوان یک کلیپ بورد یاد می کند و می گوید «تیم ما، سرفس بوک را توسعه داده تا کاربران بتوانند با آن به نگارش بپردازند و مطالعه کنند؛ چگونه می خواهید بهره وری خود را بیشتر ببرید؟ هر آنچه می خواهید را برایتان مهیا کرده ایم.»
جوانه های دانه ای که مدت ها پیش کاشته شد
پانای سپس در مورد توسعه و شکل گیری ایده اصلی این محصول توضیح می دهد: «همواره دلم می خواست سرفس را به مراحل بالاتری هدایت کنم. تمایل داشتم این محصول به تکامل نهایی خودش نزدیک و نزدیک تر شود. تا اینکه یک روز رالف (Ralf Groene، طراح و ایده پرداز برند سرفس) آمد و گفت هی پانوس، بیا یک Book بسازیم.»
تیم تحت نظر رالف یک نمونه اولیه یا بهتر است بگوییم ماکت را ساختند که در واقع هیچ عملکردی نداشت؛ صرفا انعکاسی بود از محصول نهایی که در ذهن رالف جای داشت. ماکتی که می توانستید آن را ببندید و باز کنید. ایده ای که طرح اصلی و ریشه اش، تداعی کننده یک نوت بوک عادی بود.

پانای می گوید: «همواره دلم می خواست محصولی چنین نوین بسازم؛ دستگاهی که حس Book بودن به ما بدهد. بتوان آن را همانند یک دفتر گشود و بست. سپس با دیدن این طرح پیش خود گفتم زمانش رسیده تا به مرحله بعدی هجرت کنیم.»
ایده اولیه البته هنوز ایرادات بسیاری داشت. Groene می گوید: «پانای پس از دیدن این طرح، ساعاتی بعد به سراغم آمد و پیشنهادات مختلفی در مورد طراحی آن داد. می گفت بیا این قسمت بالایی (زرد رنگ) را حذف کنیم. پیشنهاداتی که در همان ابتدای کار اصلا از شنیدنشان خشنود نشدم.»
پانای و Groene سپس تعریف می کنند که به سراغ مهندسان خود رفته و درخواست ساخت بهترین لپ تاپ را داشته اند: «بهترین نمایشگر برای مطالعه را می خواهیم. بهترین ها را در آن جای دهید و اجازه دهید مردم از اختراع جدیدتان لذت ببرند.»
لحظه ای خودتان را جای مهندسان مایکروسافت بگذارید که هیجان پانای و Groene، به احتمال زیاد باعث شده رنگ و رو از صورت آنها رخت بربندد.
بعد از انتشار ویندوز ۸، سازندگان زیادی تلاش کردند محصولاتی هیبریدی توسعه دهند، محصولاتی که به بازار هم سرازیر شدند. دستگاه هایی که البته بیشترشان، به دلیل هویت قابل تبدیل خود، فداکاری هایی کرده و برخی ویژگی ها را از دست داده بودند.
پانای و Groene اما می خواستند دستگاهی بسازند که در بخش نمایشگر، DNA سرفس را به ارث برده باشد اما در بخش کیبورد هم بشود مانند یک نوت بوک معمولی آن را تا کرد و بست. پانای می گوید که مهندسان صرفا شش ماه درگیر ساخت نمونه های اولیه در کارگاه ها بودند: «در حالی که قرار بود صرفا یک لولا در این محصول به کار ببریم، آرزوی های بزرگی هم برایش داشتیم. چکار می توانستیم بکنیم؟ سرفس بوک قرار بود از چند بخش ساده تشکیل شود، مانند هر نوت بوک دیگری . سپس به این درک رسیدیم که همین دستگاه از دو بخش اصلی تشکیل شده؛ بخش بالایی باید بالانس دهنده قسمت پایین و مرکزیت دستگاه باشد. همچنین اینکه بخش پایینی دستگاه باید سنگین تر از قسمت بالایی (نمایشگر) شود.»
این مسئله بسیار روشن است و هر طراحی تازه کاری هم آن را می داند اما تفاوت وزن قسمت بالایی و پایینی سرفس بوک، بسیار اندک است. قسمت پایینی این دستگاه صرفا چند گرم از نمایشگر آن که بیشتر سخت افزار را در خود جای داده سنگین تر شده.
پانای در ادامه توضیحاتش برای طراحی دستگاه می گوید: «ایده ای به ذهنمان رسید که از لولای رول شونده (مانند یک فرش) استفاده کنیم؛ لولایی که بهره گیری از آن طول بخش پایینی دستگاه را افزایش می دهد و باعث با ثبات تر حس شدن تجربه کاربری آن می گردد.»
مدیر بخش ابزارهای مبتنی بر ویندوز خبر می دهد که این بالانس و ایجاد تعادل حتی در بخش نرم افزاری هم به وجود آمده است. این دستگاه، از دو پردازشگر گرافیکی استفاده می کند. یکی از آنها در پشت نمایشگر جای داده شده و دیگری در بخش پایینی دستگاه و زیر کیبورد. نمونه ای که در قسمت پایینی قرار گرفته از قدرت بسیار بیشتری برخوردار بوده و پانای ادعا می کند که استفاده از پردازشگرهای گرافیکی دوگانه به این شکل تا کنون، اینچنین انجام نشده بود.
تعادل در طراحی این دستگاه حرف اول را می زد. پانای می گوید: «بخش فوقانی، یعنی نمایشگر دستگاه وزنی برابر با ۷۱۲ گرم دارد و برای ساخت بقیه اجزا، همه چیز بر اساس حجم و وزن نمایشگر توسعه یافته. مخصوصا باتری که باعث می شود بتوانیم به هدف ۱۲ ساعت خود دست پیدا کنیم.»
باید اشاره کرد که این دستگاه همانند پردازشگر گرافیکی دو تکه اش، از دو باتری هم بهره می برد که شاید بتوان این بخش را تنها قسمت ناهماهنگ سرفس بوک دانست. اگر از آن به عنوان یک تبلت استفاده کنید، صرفا با عمر باتری ۴ ساعت رو به رو خواهید شد اما اگر کیبورد را به آن متصل ساخته و سرفس بوک را همانگونه که مایکروسافت می خواهد، مانند یک لپ تاپ مورد استفاده قرار دهید، شاهد عمر باتری ۱۲ ساعته اش خواهید بود.
ایده پرداز این دستگاه، آقای Groene می گوید: «تصور نکنید بخش های طراحی و مهندسی با یک همکاری ساده موفق به ساخت سرفس بوک شده اند. این دو بخش برای توسعه آن به شکل کامل هم نوا با یکدیگر جلو می رفتند.»
اگر از پانای یا Groene بپرسید که ایده استفاده از لولاها و سایر بخش های مهم از طرف چه کسی مطرح شده اند، پاسخی سر بالا خواهید شنید؛ پانای می گوید: «اگر به یک نفر اشاره کنیم و بگوییم او این بخش را طراحی کرده، هم کارمان اشتباه است و هم اندکی غیر منصفانه برای بقیه اعضای تیم. آنچه شما در برابرتان می بینید حاصل همکاری تنگاتنگ یک تیم بزرگ است اما قبول دارم که لولای رول شونده سرفس بوک یک شاهکار مهندسی به شمار می رود.»
یک دستگاه سخت جان که می توان دو بخشش کرد
سرفس بوک به چند شکل، با سایر کامپیوترهای هیبریدی متفاوت است. به راحتی می توانید آن را جدا کرده و یا برعکس، از بخش نمایشگر همانند یک لپ تاپ بلندش کنید. برای جدا سازی نمایشگر باید روی یک کلید اختصاصی فشار دهید و سپس با شنیدن صدای یک کلیک، نمایشگر قابل جدا شدن است. این قسمت نیز البته حاصل همکاری بخش مهندسی با قسمت نرم افزاریست که صدای یک کلیک زیبا را برایش انتخاب کرده اند.
پانای و تیم اش به خوبی می دانستند که سرفس بوک، محصولی فوق العاده خواهد بود و هواداران بسیاری خواهد یافت برای همین به جزییات بیش از حد توجه کردند. حتی همین لولا نیز به شکلی ویژه طراحی شده و در آن شیارهایی را می بینید که در زمان باز و بسته شدن، کوچک یا بزرگ تر می شوند.
Groene می گوید: «حس می کردیم باید نشانه ای به این دستگاه ببخشیم که به کاربر بقبولاند که ما، واقعا تمام تلاشمان را برای توسعه اش کرده ایم.» برخی از قسمت ها به شکلی نه چندان محسوس، براق تر هستند. وی ادامه می دهد: «نمی خواهم وقتتان را بگیرم و بگویم که تولید چنین قسمت هایی در پروسه ساخت تا چه حدی باعث دردسرمان شد.»
اهالی ردموند فقط برای همین قسمت های اندکی درخشان تر، ملاقات های بسیاری با هم ترتیب دادند اما در نهایت موفق شدند آنچه می خواستند را به دست بیاورند.
ما یک خانواده هستیم
سرفس بوک هم یک نوت بوک است و هم عضوی از خانواده تبلت های سرفس. پانای می گوید از زمانی که سرفس پرو ۳ را معرفی کرده اند در پی تولید محصولی همانند سرفس بوک بوده. سرفس ها اکنون از کانکتر (پورت اتصال) ویژه استفاده می کنند که بخش نمایشگر - تبلت را به کیبورد متصل می کند.
پانای می گوید: «کانکتری که در سرفس پرو ۳ معرفی شد به نوعی طراحی یافته بود که در نسل های آینده نیز هماهنگی لوازم جانبی نظیر تایپ کاور با تبلت های بعدی حفظ شود.» در حالی که پانای حاضر نیست بگوید که ایده لولای سرفس بوک، نظر یک شخص بوده و یا کاری تیمی، به راحتی اعتبار طراحی کانکتر سرفس بوک را به یکی از مهندسان می دهد و می گوید: «روزی یکی از مهندسان به سراغم آمد و گفت که من می توانم برای سرفس پورت اتصالی را بسازم که هرآنچه نیاز است را در خود جای دهد. بدون این کانکتر، سرفس بوک نمی توانست حالت امروزی اش را داشته باشد و به راحتی، نمایشگر از کیبورد جدا شده و سپس متصل گردد. توسط همین پورت اختصاصی است که ما همچنین می توانیم از تمام قدرت چیپ گرافیکی انویدیا که در زیر کیبورد قرار گرفته استفاده کنیم.»
سوءتفاهم
سرفس بوک را نمی توان با سایر محصولات در این دسته بندی مقایسه کرد و به راحتی هم با سرفس پرو اشتباه گرفته نمی شود. مایکروسافت و پانای از اشتباهات گذشته خود درس گرفته اند؛ صرفا به ارائه مایکروسافت توجه کنید و ببینید که چگونه این محصول را معرفی کرد. ابتدا به عنوان یک لپ تاپ کاملا حرفه ای و سپس به عنوان دستگاهی هیبریدی.
این ها همه درس هایی هستند که پانای در چند سال و پس از معرفی چند نسل از سرفس پرو آموخته. او در مراسم اخیر مایکروسافت به خوبی توانست محصول جدید این شرکت را با مک بوک پروی اپل مقایسه کرده و برتری هایش را به نمایش کشد.
وی می گوید پس از معرفی اولین نسل از سرفس پرو، رسانه ها برخوردی بسیار بد با این محصول داشتند چرا که با دستگاه های اپل، مخصوصا آیپد مقایسه می شد: «اصحاب رسانه رفتار نامناسبی با سرفس داشتند؛ مخصوصا در ابتدای کار. این محصول صرفا با آیپد مقایسه می شد و به دلیل چند میلیمتر ضخیم تر بودنش، آن را دست می انداختند. کسی ولی نگفت که سرفس از آیپد صدها بار سریع تر است. همه آن روزها یادآور یک رقابت نابرابر هستند.»
وی اما حالا از اشتباهاتش درس گرفته و خود را مقصر می داند که نسل های اول سرفس با چنین بازخوردی رو به رو شده اند. اکنون او یاد گرفته که چگونه این محصول را معرفی کند و بگوید که دستگاهی نظیر آیپد یا حتی آیپد پرو در حد و اندازه و کلاس سرفس پرو یا سرفس بوک نیستند؛ آن هم در برابر صدها روزنامه نگار: «منصفانه این است که سرفس پرو، با مک بوک ایر مقایسه شود و سرفس بوک هم با مک بوک پرو مورد قیاس قرار گیرد. این می شود دسته بندی صحیح محصولات.»
جاده پیش رو
مایکروسافت برای عرضه سرفس بوک به بازار سال ها تلاش کرده اما هفته پیش بالاخره آن را به برخی از معتمدین خود نشان داده تا نظرشان را جویا شود. پانای در همین رابطه می گوید: «یک هفته قبل از برگزاری مراسم، پس از اینکه طراحی تکمیل شده و همه کارهای این دستگاه را انجام دادیم، بالاخره آن را به برخی از کاربران نشان دادم و می توانم با اطمینان خاطر به شما بگویم که دیدن حس لذت بردن یک کاربر از دسترنجتان، یکی از بهترین حس هایی است که می توانید داشته باشید.»
پانای می گوید که اکنون خود سرفس بوک و سرفس پرو ۴ برای هم تبدیل به دو رقیب شده اند و این، اتفاق خوبیست.
در این میان باید خاطر نشان کرد که در سال اخیر، دستگاه هایی به بازار عرضه شده اند که می توان آنها را نمونه هایی مشابه با سرفس پرو ۳ دانست. آیا پانای با این موضوع مشکلی ندارد؟
وی در پاسخ به همین پرسش می گوید: «حقیقت این است که ما اینجاییم تا این دسته بندی را دوباره پایه گذاری کرده و الهام بخش دیگران باشیم. ما هدفمان گسترش ویندوز ۱۰ است و اگر بقیه به هر دلیلی احساس می کنند باید محصولاتی مشابه با سرفس تولید کنند، ما با خوشنودی...» او روی همین کلمه می ماند و دارد فکر می کند جمله اش را چگونه به پایان برساند؛ پس از مکثی طولانی، ادامه می دهد: «راستش اگر از دید یک تولید کننده به قضیه نگاه کنیم، خشنودی کلمه مناسبی برای به کار بردن نیست. صرفا می توانم بگویم که انتظار روی دادن همین اتفاقات را داشتیم. نمی توانم بگویم "خشنودیم که چنین شد".»
سرفس بوک سرسختانه ترین دستگاه مایکروسافت برای افزایش دامنه پذیرش ویندوز ۱۰ از سوی کاربران است. محصولی با طراحی کاملا تازه و ایده هایی قدرتمند پشت آن که به نظریه منسوخ شدن کامپیوترهای شخصی رومیزی در آینده دامن خواهد زد؛ نوت بوکی که مشخصا اهالی کوپرتینو را به فکر فرو برده است.
حال سوال اصلی این است که آیا کاربر یک مک بوک، به سراغ استفاده از سرفس بوک خواهد رفت؟ بله و خیر. طراحی، کارایی و توانایی های سرفس بوک بسیار عالی هستند و می توانند با یک مک بوک پرو مقایسه شوند اما مردم برای طراحی یک دستگاه، حاضر به عوض کردن پلتفرم های نرم افزاری خود نخواهند بود. کاربران زمانی به سیستم عاملی دیگر روی می آورند که بر حسب نیازشان و یا پروژه های کاری و دانشگاهی، مجبور به چنین اقدامی شوند. سوئیچ کردن بین سیستم عامل ها اقدامی چندان راحت نیست و بسیار کم رخ می دهد.
از طرف دیگر اما سرفس محصولی عالی برای کاربران ویندوز است. دستگاهی که باعث می شود هر کاربر در این اکوسیستم دلش بخواهد یکی از آنها را داشته باشد. لپ تاپ اول مایکروسافت، به هیچ عنوان دستگاهی نیست که بتوانید از آن اشکالی بگیرید؛ دست کم روی کاغذ. این محصول می آید تا پایه گذار نوعی جدید از نوت بوک ها در بازار شود. لپ تاپی که باعث می گردد به مایکروسافت، با دید دیگری بنگرید.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.








آخرين ملاقات جابز و گيتس در مورد رويكرد توسعه هم زمان يا جداگانه سخت افزار و نرم افزار صحبت كرده اند. به نظر ميرسه مايكروسافت هم پذيرفته كه با همكاري تيم هاي مهندسي و برنامه نويسها به طور هم زمان نرم افزار و سخت افزار ميتونه ابزارهاي بهينه تري توليد كنه.
اخرین ملاقاتشون توی بیمارستان بوده ، روزای اخر استیو / که می گن بیل گیتس یدونه نامه بهش می ده
جابز آخرین هفته هاشو توی خونه موند و همونجا هم فوت کرد. کتاب آیزاکسون رو بخون.
در حالي كه ساعات ملاقات به پايان نزديك ميشد، گيتس از “محصولات خارقالعادهاي” كه جابز
ساخته بود، و از نجات شركت از دست ابله هايي كه در دهه ي 1990 داشتند آن را ويران ميكردند، بسيار تعريف و تمجيد كرد. حتي يك امتياز ويژه برايش قائل شد. در طولِ دورانِ كاري، آنها به فلسفه هاي خود پيرامونِ يكي از بنياديترين مسائلِ دنياي ديجيتال پايبند مانده بودند: كه آيا سخت افزار و نرم افزار بايد به تمامي يكپارچه باشند، يا باز و آزاد. گيتس به جابز گفت: «از سابق به اين معتقد بودهام كه مدلِ “بازِ افقي” چيره خواهد شد، ولي تو اثبات كردي كه مدلِ “يكپارچهي عمودي” هم عالي است.» جابز هم اعترافي كرد: «مدل شما هم جواب داده.»
حق با هر دو بود. هر مدلي در قلمروي كامپيوترهاي شخصي جوابِ خودش را پس داده است؛ مكينتاش با دستگاههاي ويندوزيِ متعدد موجود در بازار همزيستي دارد، و اين، در قلمروي تلفنهاي همراه هم صدق ميكند. ولي بعد از يادآوريِ ديدارش با جابز، گيتس با احتياط به من گفت: «اين رويكرد يكپارچه، وقتي كه استيو روي عرشه بود عالي جواب داد. ولي به اين معني نيست كه در آينده هم پيروز خواهد بود.» جابز هم بعد از ذكرِ خيرِ آن ديدار، وادار شد يك نظرِ آگاهيبخش راجع به گيتس بدهد: «البته كه مدل گسستهي او جواب داده، ولي ماحصلش محصولات خوب كه نبوده هيچ، بعضيها واقعاً افتضاحند. اين هم در نوع خودش مشكلي است. يك مشكلِ بزرگ، لااقل در بلند مدت.»
يادآوري كردم كه گيتس بعد از بازگوييِ ديدارِ آخرش با او، به من گفته بود كه اپل نشان داده كه رويكرد يكپارچه جواب ميدهد ولي فقط «تا وقتي كه استيو روي عرشه باشد.» جابز گفت چرَند است: «نه فقط من، هر كسي با اين روش ميتواند محصولات بهتري بسازد.» از او خواستم يك شركت ديگر را نام ببرد كه با تكيه بر رويكرد يكپارچه، محصولاتي به خوبي اپل ميسازد. براي مدتي فكر كرد، سعي داشت يك مثال بيابد. دست آخر گفت: «شركتهاي اتومبيلسازي» و اضافه كرد: «لااقل قبلاً كه اينطور بودند.»
این جالب بود و تا حالا نشنیده بودم.
ماجرای بحثشون سر یکپارچگی نرم افزار و سخت افزار رو شنیده بودم ولی این تیکه رو نشنیده بودم.
پ.ن:صحبت های دو تا رقیب رو دارین؟
بیل گیتس:
"تا وقتی که استیو روی عرشه باشد."
استوی جابز:
"نه فقط من، هر کسی با این روش میتواند محصولات بهتری بسازد."
با اینکه رقیب هستن ولی حقایق رو میگن و نمیگن که فقط من خوبم.
بخشهایی از کتاب رو تو ۳ تا کامنت گذاشتم اینجا. در انتظار ادمین که تایید کنه. آخریش البته تایید ادمین نخواست.
این که بیل گیتس از بعضی از استراتژی های اپل خوب بگه چیز تازه ای نیست / اما اینکه یه کتاب رو مرجع قرار بدیم که صحت نوشته هاش و ... معلوم نباشه مسخره است / مثل فیلمی که ازش ساختن و حتی خود استیو وزنیاک گفت غیر واقعیه / در ضمن هماهنگی سخت افزار و نرم افزار از دوران استیو بالمر شروع شد نه بیل گیتس / توی کانال یوتیوب مایکروسافت ویدیو هایی هست که نشون می ده بالمر داره صحبت هایی می کنه برای تغییر سازمانی و یکپارچه شدن مهندس های نرم افرار و سخت افزار
@R3D: این کتاب رو تیم نارنجی ترجمه کردند. علاقمند بودی از اینجا میتونی داونلود کنی http://ketabnak.com/book/36525/%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88-%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B2
حالا توی خونه با هم ملاقات کردن / این جریان ملاقات و نامه رو زن استیو جابز می گه
اصلن من بحثم در مورد توسعه همزمان (موازی) یا متوالی (پشت سر هم) هست. خونه / بیمارستان / نامه ... مال سریالهای ترکیه است. خواهش میکنم به ازای هر ده خط کامنتی که مینویسی حداقل یک خط مطالعه کن.
یه چیز گفتم راجب به اخرین ملاقاتشون ، حالا مشکلش کجاست ؟؟ / شما که عزیز که داری کاملن داستان می گی، خوبه که من حداقل دارم مربوط به مراسم می نویسم شما که ماشالله فقط رفتی توی خط استیو جابز و اپل و .... / مطالعه کن مطلبو راجب به استیو جابز و تولیدات اپل و بیل گیتس و ... نیست / بعد به بقیه تیکه بنداز
تو کامنت اول دارم میگم مایکروسافت با رویکرد توسعه همزمانی که زمانی سیاست جابز بود میتونه موفق بشه. تو میای میگی تو بیمارستان بوده نه خونه. اینکه به سیب و اپل و جابز و ... آلرژی داری تقصیر من نیست. آنتی هیستامین استفاده کن.
دادا خیلی چرتو پرت میگی دقت کردی؟ متنو بخون درباره اپل و مکبوک هم نوشته بعد نخونده میای حرف مفت تلاوت میکنی بحث راه میندازی؟ نوبرشی به خدا. کم هم نمیاره جوگیر بیچاره
توی همون کامنتت نوشته بودی توی اخرین ملاقاتشون فلان شد ، منم گفتم اخرین ملاقاتشون اونجوری که می گی نیست / بعد خود درگیری پیدا کردی / عزیز من به چیزی الرژی ندارم می تونی خودت مصرف کنی که متوجه بشی هر مطلبی ربطی به اپل جونت نداره / طرف نوشته پولدارا فلانن تو می گی فلانن / انتی هیستامین مصرف کن تا متوجه بشی این مطلب اصلن ربطی به جابز و ... نداره / خدا رو شکر هر کامنتی می زاره اسم اپل توشه بعد می یایی به بقیه گیر می دی / عحب دور زمونه ای شده
اینکه میگی مطلب ربطی به اپل نداره یعنی فقط تیتر رو خوندی و پریدی تو بخش کامنتها دعوا راه بندازی. اگه حال مطالعه مطلب رو نداری Ctrl-F بزن و کلمات «اپل» و Macbook رو تو صفحه سرچ کن. در هر حال دارم میخوابم و به کامنت بعدیت جواب نمیدم.
خــــــــــــــــــــــــــــــــــارق العـــــــــــــــــــــــــــــــــاده است
:love:
پردازنده سرفس 4 و سرفس بوک از کدوم سری corei7
هستند؟
چون تو مراسم گفت دوبرابر مکبوک پرو 13 اینچی قدرت داره
با این حساب باید یه پردازنده 4 هسته ای از سری hq داخلش باشه
از طرفی هم بخش تبلت دستگاه فقط 7.7 میلیمتر ضخامت داره !
دوستان عزیز لینکی چیزی :smile: پیدا کردند لطف کنند
سرفیس پرو 4 از پردازندهای m3 با 4 گیگ رم تا i7 با 16 رم استفاده می کنه! بدون شک سری U ! با بهینه سازی هایی که انجام شده این طوری شده!
بعد از لفظ سریع تر استفاده کرد نه قوی تر!
.
ببخشید منظور از بهینه سازی ها چیه؟
اول اکانت های مختلفتون رو ساماندهی کنید بعد از بهینه سازی هم صحبت می کنیم! :))
چشم
اما این کار رو دوستان شما شروع کردند
mhdi7
ali (اواتار سیاه)
محمد حسن (عکس بچه)
ali-alaei
hm-royal
fatemeh-ahmadi
ahmed-deldar
.
خواستی لینک پروفایل هاشون رو بدم
http://digiato.com/user-profile/?uid=20912
http://digiato.com/user-profile/?uid=27770
http://digiato.com/user-profile/?uid=23165
http://digiato.com/user-profile/?uid=31434
http://digiato.com/user-profile/?uid=28146
http://digiato.com/user-profile/?uid=31433
والا رضا و تو دائم به دیوان گیر میدین و
ادا سولیه در میارین
چرا در مورد این _گمیر_ پارسا
این ادای دالای لاما بودنتون گل نمیکنه؟؟!!!
والا همینو بگو / البته برای دوستان اپلی این اکانت ها مشکلی نداره ، به من و بقیه منفی می دن به دوستان اپلی مثبت می دن / کلن وضع مسخره ای شده
نه این تو سایتش هست
منظورم اطلاعات دقیق اش هست چون تو همون سری u چند تا مدل از core i7 هست هست
i7 6500u
i7 6560u
i7 6600u
i7 6650u
با توجه به چنین رزولوشنی(6 میلیون پیکسل) احتمالا i7 6650u با گرافیک iris 540 هست
پردازنده هایه به کار رفته در سرفیسها از معماری نسله ششم پردازنده های اینتل برخوردارند که نسبت به نسله قبلی که در مک بوکها ارایه شده دارای بازده عملکرده بالاتریه
به احتماله زیادم سری u این پردازنده هاست که مختص تبلتها و لپ تاپهاست برای افزایش راندمان کاری باطری
مایکروسافت چرا کاری می کنی که افرادی که پول ندارن تو حسرتت بمونن و افرادی که پول دارن از کنار محصولاتت به سادگی عبور کنند....
واسه چی به سادگی عبور کنن؟مگه مشکلی داره؟
یعنی به سادگی تهیش کنن؟یا به سادگی نادیده بگیرن؟
فکر کنم منظورش اینه که پولدارها میرن چیزای دیگه میخرند (مثلن مک) و اونایی که پولدار نیستند هم قدرت خریدش رو ندارند. من البته فکر میکنم که وقتی محصولی بتونه به مردم بگه به من نیاز دارید و من کارتون رو به بهترین وجه انجام میدن مردم در هر صورت تهیه اش میکنند. خیلی ها هستند که ویندوز رو در کنار یک سخت افزار عالی و شیک بخواهند.
خداییش دم مایکی جدید گرم که بعد از چند سال یه مراسم درست و حسابی نشونمون داد
این محصولشم عالی بود فقط حیف که تو ایران اصلا به صرفه نیست خریدش فکر کنم بهترین مدلش نزدیکای 15 میلیون در بیاد و کمترین مدلش هم 10 تومن :|
خدا نگذره از این دلال جماعت که نمیزارن طعم تکنولوژی رو بچشیم :(
نه دیگه.. گرون ترینش ۲۷۰۰ .. خو به تومن میشه ۱۰ تومن.. که دلالِ بی انصاف هر چقدر هم ک... ... باشه ۵ میلیون نمیکشه روش!!! حالا شاید۱۱ تومن بدن...
من میگم اینجا ۱۱ تومن یا نهایت۱۲ تومن...
بحث میلیونیه! دو سه تاش هم خیلیه...
انصافا عجب هلوییه... :love:
کسی ولی نگفت که سرفس از آیپد صدها بار سریع تر است.
---
ماشالا بدجوری احساساتش بالا زده بوده!
صدها بار سریعتر؟؟!
مک پرو هم ۱۰۰ها بار سریعتر از آیپد نیست! حتی پاوراستیشنهای دل هم انقدر سریعتر نیستن!
خلاصه که: نه ببین یه چیزی بگو بگنجه...
شما اصل حرف طرف رو ول کردی چسبیدی به فرعش؟
منظورش اینه در اون زمان همه سرفیس رو با تبلت هایی نظیر آیپد مقایسه میکردن در حالی که سرفیس در واقع یک کلاس جدید بود.
.
و به علاوه در زمان معرفی سرفیس پرو،آیپد 4 تازه معرفی شده بود و هنوز از لحاظ پردازشی توان بالایی نداشتن و اپل با معرفی آیپد ایر یک سال بعد از آیپد 4 (به لطف معماری 64 بیتی)،توان پردازشی بالا رو به آیپد ها اوورد.و به علاوه جهش سخت افزاری تبلت ها چیپست های موبایل از جهش سخت افزاری چیپست های لپ تاپ ها و دسکتاپ طی این 3 سال گذشته خیلی خیلی بیشتر بوده و الان شاهد این هستیم که قدرت سخت افزاری آیپد ایر 2 دوشا دوش لپ تاپ های رده بالاست نه 3 سال پیش زمان اولین سرفیس پرو.منم به شما پیشنهاد میکنم که چیزی بگی که بگنجه.
و به علاوه در زمان معرفی سرفیس پرو،آیپد 4 تازه معرفی شده بود و هنوز از لحاظ پردازشی توان بالایی نداشتن و اپل با معرفی آیپد ایر یک سال بعد از آیپد 4 (به لطف معماری 64 بیتی)،توان پردازشی بالا رو به آیپد ها اوورد.
و به علاوه جهش سخت افزاری تبلت ها و چیپست های موبایل از جهش سخت افزاری چیپست های لپ تاپ ها و دسکتاپ طی این 3 سال گذشته خیلی خیلی بیشتر بوده و الان شاهد این هستیم که قدرت سخت افزاری آیپد ایر 2 دوشا دوش لپ تاپ های رده بالاست نه 3 سال پیش زمان اولین سرفیس پرو.منم به شما پیشنهاد میکنم که چیزی بگی که بگنجه.
اما مردم برای طراحی یک دستگاه، حاضر به عوض کردن پلتفرم های نرم افزاری خود نخواهند بود / منم با این جمله شدیدا موافقم ، اما متاسفانه امروز تنها بحث طرفدارای تکنولوژی شده ظاهر دستگاه ، نه رابط کاربری، نرم افزارهای خود سازنده و .... کلن به فراموشی سپرده شدن این بخش ها /
واقعا بی نظیر! بی نظیر!
البته کلی سوال ازش دارم که تو اولین فرصت باید بپرسم!
از 1500 تا 2700 دلار ! ارزشش رو داره! اگه به سولاتم جواب بوده!
و یه سری از گنگ های ذهنم درباره دیوایس های آینده برطرف بشه!
بهترین مراسم امسال از نظر CNET / به نظرم امسال روند معرفی خیلی خوب بود ، خیلی بهتر از سال های قبل معرفی می شدن محصولات و همچنین دمو ها، البته اگر بهتر روی surface pen tip kit می پرداختن شاید بهتر بود / در کل معرفی خیلی خوبی بود ، مخصوصن stage فوق العاده بود ، خیلی stage بزرگ و باحالی / کلن stage های خوبی امسال درست کردن ، مثلن مال e3 امسال هم خیلی خوب بود
واقعا عجیبه...
و نوآورانه...
این مایکروسافته باحال رو دوست دارم...
مایکروسافته نوآور و سوپرایز کننده..
( ... ساتیا قشنگ حرف میرنه :| ... )
...
یه چیزی نفهمیدم... دقیقا بگین داخلِ بخشِ صفحه و کیبرد چیه :|
درک نمیکنم که چطو یه لپ تاپ رو دقیقا به دو قسمت تبدیل میکنیم.. و اختلال تو کارش پیش نمیاد !
...
واقعا چرا با آیپد مقایسش میکنن :|
بعضی از این محصولات هستن الان توی بازارن که طرف باید یه کیلد سخت افزاری رو نگه داره روی بدنه تا صفحه نمایش رو جدا کنه / اما مایکروسافت یه کلید روی کییورد گذاشته که وقتی بزنیش اماده دراوردن صفحه نمایش می شه ، چون دو تا کارت گرافیک هم داخلش هست/ یکی توی کییورد یکی هم توی صفحه نمایش
مدل کارت گرافیک انویدیا چیه؟
GDDR5 که تیم ایکس باکس هم بهبودهایی روش انجام دادن
نه منظورم اینه که اسمش چیه.یعنی مثلا از gtx 950m قوی تره یا ضعیف تره؟
GDDR5
مدل گرافیکه ؟
جزو معدود محصولاتی بود که قبل از معرفی چیزی ازش نخونده بودم