۴ قدم ساده برای حل مسائل بغرنج به صورت تیمی

۴ قدم ساده برای حل مسائل بغرنج به صورت تیمی

ما بخش بزرگی از دوران کودکی و اوایل بزرگسالی خود را در کلاس درس می گذرانیم. اما مهارت هایی که در آنجا فرا می گیریم لزوماً به زندگی شغلی مان ارتباطی پیدا نمی کنند؛ برای مثال مهارت در حل مسائل جبر کمک چندانی به جذب سرمایه یا استخدام نیروی کار نخواهد کرد.

دیوید جوناسن، روانشناس فقید آموزش از دانشگاه میسوری، می تواند به ما کمک کند علت این امر را بفهمیم. او بخش اعظم زندگی حرفه ای خود را به پژوهش در زمینه ی پرورش توانایی حل مسئله در افراد گذراند.

شاید بهتر باشد با تعریف او از مسئله شروع کنیم: «مسئله موضوعی ناشناخته و زاییده ی موقعیتی است که فرد در آن به دنبال برطرف کردن یک نیاز و یا محقق کردن یک هدف باشد. با این حال، مسئله تنها زمانی معنا پیدا می کند که نیازی حس شود؛ نیازی که فرد را به جستجوی راه حلی برای حذف ناهمخوانی ها ترغیب می کند».

بخش دوم تعریف او به ویژه در کسب و کار معنای بیشتری می یابد. همه ی ما با کسب و کار های متعددی آشنایی داریم که به خاطر عدم وجود نیازی واقعی، با شکست مواجه شده اند.

یکی از تمایز های جالب تری که جوناسن قائل می شود میان مسائل ساخت یافته و مسائل ساخت نیافته است: «رایج ترین مسئله ها، به ویژه در مدارس و دانشگاه ها، مسائل ساخت یافته هستند. این مسائل نیازمند مطالعه ی تعداد مشخصی ایده، قانون و قاعده هستند. مسائل یادشده تحت عنوان مسائل تحولی نیز شناخته می شوند که از یک حالت اولیه ی تعریف شده، یک حالت نهایی مطلوب و مجموعه ای متناهی از عوامل منطقی تشکیل می شوند».

جوناسن از طرف دیگر مسائل ساخت نیافته را اینگونه تعریف می کند: «این مسائل نوعاً چند راه حل مختلف می توانند داشته باشند، که هر یک از این راه حل ها برای افراد و بافتار های مختلف، مزیت ها و معایبی خواهند داشت».

بسیاری از مسائل کسب و کاری، مسائل ساخت نیافته محسوب می شوند. ما برای شناسایی بخش بندی های مشتریان هدف یا مذاکره بر سر قرارداد های کسب و کاری، از یک سری قانون از پیش تعیین شده تبعیت نمی کنیم. در عوض کار ما پیدا کردن راه حل هایی است که در مقایسه با رقبا، هم به نفع مشتریانمان باشند و هم به نفع کسب و کارمان.

اغلب مدارس و دانشگاه ها نحوه ی پیدا کردن پاسخ صحیح مسائل خاصی را به ما یاد می دهند. اما دانشجویان بعد از فارغ التحصیلی به دنیایی پر از مسائل ساخت نیافته قدم می گذارند که پاسخ درست یا غلط در آن معنایی ندارد و در عوض برای هر مسئله ای راه حل های گوناگون با مزایا و معایب مختلف می توان یافت.

چیزی که موضوع را از این هم مبهم تر می کند این است که پژوهش ها نشان می دهند توانایی در حل مسائل ساخت یافته، به توانایی در حل مسائل ساخت نیافته منجر نمی شود.

خوشبختانه جوناسن می تواند به ما کمک کند در حل مسائل ساخت نیافته مهارت بیشتری کسب کنیم. او می گوید: «از لحاظ مفهومی، حل مسائل ساخت نیافته را می توان به مثابه فرایند طراحی در نظر گرفت، نه جستجوی نظام مند به دنبال راه حل های یک مسئله». این، تمایز بسیار جالبی است. اگر شغل شما صرفاً یادداشت برداری از تمام راه حل های ممکن و انتخاب بهترین راه حل از بین آنها بود، نوآوری چندانی رخ نمی داد. کار شما به عنوان یک کارآفرین، انتخاب بهترین راه حل نیست، بلکه خلق گزینه ای متقاعدکننده است.

جوناسن برای این کار راهنمایی هایی ارائه کرده است:

۱- پیکر بندی مسئله

نحوه ی پیکربندی مسئله بر راه حل هایی که ممکن است به آنها برسیم تأثیر می گذارد. ما گواه این موضوع را در استفاده از شیوه ی «چطور می توانیم» شرکت IDEO و گفتگوهایی که در مورد اهمیت تعریف مسئله در می گیرد شاهد هستیم.

۲- بررسی زوایای مختلف

هر زاویه به ما کمک می کند مسئله را از نگاه متفاوتی مورد بررسی قرار دهیم. این یکی از مزیت های تیم های چند مهارتی و کار گروهی است. هر یک از تخصص های موجود در تیم با نگاه متفاوت خود به ما کمک می کنند آنچه با آن روبرو هستیم را بهتر بشناسیم.

۳- جمع آوری شواهد

جوناسن توصیه می کند به جای بحث بر سر اینکه کدام زاویه بهترین زاویه ی نگاه به مسئله است، به جمع آوری شواهد و مدارکی بپردازیم که به ما در ارزیابی هر یک از این دیدگاه ها کمک می کنند. این می تواند چیزی شبیه تجربه گرایی مطرح شده توسط تفکر استارتاپ ناب باشد و یا می تواند تحقیقات بازار یا مشتری را در بر بگیرد.

۴- خلق درکی تازه

به ندرت پیش می آید که یک زاویه ی نگاه درست باشد. در عوض، یک تیم باید دورنمای تازه ای نسبت به مسئله خلق کند که بهترین عناصر هر یک زوایا را در خود داشته باشد. تیم مذکور سپس می تواند با درک مشترک تازه ای که حاصل کرده است به کار خود ادامه دهد.

نظرات ۱

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

Digiato

رمزتان را گم کرده‌اید؟

Digiato