ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

جدیدترین اخبار و روندهای دنیای فناوری را با نگاهی دقیق و حرفه‌ای، در کانال تلگرام دیجیاتو دنبال کنید.

ورود به کانال تلگرام دیجیاتو
مالی و سرمایه گذاری

سراب کنترل بحران با حبس سرمایه؛ تعطیلی بازار سهام در شرایط جنگی تصمیم درستی است؟

در گفتگو با مدیر دارایی، اثرات تعطیلی بازار سهام را بررسی کردیم.

مجتبی آستانه
نوشته شده توسط مجتبی آستانه تاریخ انتشار: ۳۱ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۱:۳۰

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

بیش از ۵۰ روز از تعطیلی بازار سهام می‌گذرد؛ توقفی بی‌سابقه که در ترکیب با شرایط جنگی، قطعی گسترده اینترنت و موج فزاینده تعدیل نیروها، سرمایه‌گذاران را در تنگنای شدید نقدینگی گرفتار کرده است. اکنون، در حالی که مسئولان سازمان بورس سناریوی بازگشایی بازار همراه با توقف موقت نمادهای آسیب‌دیده فولادی و پتروشیمی را بررسی می‌کنند، یک پرسش بنیادین در میان فعالان بورسی مطرح است: آیا بستن بازار در زمان بحران، اقدامی محافظتی است یا کاتالیزوری برای فروپاشی اعتماد عمومی؟

ریحانه شهرابی، مدیر دارایی و فعال بازار سرمایه، معتقد است که رویکرد فعلی سیاست‌گذاران، خطای استراتژیک خطرناکی است. او به دیجیاتو می‌گوید: «تعطیلی بازار به‌خودی خود مشکلی را حل نمی‌کند، بلکه تنها کاهش قیمت‌ها را به تعویق می‌اندازد و در نهایت می‌تواند به ریزشی سنگین‌تر منجر شود.»

او با اشاره به اینکه در یک سال گذشته تمامی ریسک‌های اصلی بازار که شناسایی کرده بودند، همگی محقق شده‌اند، تأکید می‌کند که تجربه نشان داده است بستن بازار، فشار فروش را از بین نمی‌برد، بلکه آن را انباشته می‌کند.

توهم کنترل و بحران نقدشوندگی

در ادبیات مالی جهانی، متوقف کردن شریان معاملات یکی از آخرین و نامطلوب‌ترین گزینه‌هاست. شهرابی با استناد به تجربه‌های جهانی یادآور می‌شود که در بازارهای بین‌المللی حتی در بحرانی‌ترین مقاطع، مانند حملات ۱۱ سپتامبر یا بحران مالی ۲۰۰۸، تعطیلی بازارها یا بسیار کوتاه‌مدت بوده یا اساساً رخ نداده است. دلیل این رویکرد روشن است: «سیاست‌گذاران می‌دانند تعطیلی بازار به افزایش ابهام می‌انجامد و ابهام بیشتر، خود عامل تشدید ترس است.»

مسئله اصلی برای سهامداران خرد در شرایط فعلی، از بین رفتن کارکرد بنیادین بازار یعنی قابلیت نقدشوندگی است. شهرابی در این باره می‌گوید:

«وقتی سرمایه‌گذار امکان خروج از سرمایه‌گذاری خود را نداشته باشد، دیگر نمی‌توان اسم آن را سرمایه‌گذاری بگذاریم؛ بلکه این وضعیت حبس سرمایه است.»

به گفته او، نقدشوندگی یک امتیاز اضافه نیست، بلکه ارکان اساسی امنیت سرمایه‌گذاری است و سلب این امکان، مستقیماً به کاهش اعتماد به کل بازار منجر می‌شود. شهرابی مساله عمیق‌تر را بحث پیش‌بینی‌پذیری می‌داند. به اعتقاد او سرمایه‌گذار باید بداند قواعد فعالیت چیست. زمانی که در شرایط بحرانی این قواعد تغییر می‌کند و مشخص نیست بازار چه زمانی باز یا بسته خواهد بد، چه نمادهایی امکان معامله خواهند داشت و... منجر به شکل‌گیری تفکر عدم قطعیت می‌شود که این امر حتی از ریزش قیمت‌ها آسیب بیشتری دارد.

به گفته این فعال بازار سرمایه، سرمایه‌گذاران حرفه‌ای معمولاً توان مدیریت ریسک ناشی از افت قیمت‌ها را دارند، اما در مواجهه با بازاری که قواعد آن شفاف و قابل پیش‌بینی نیست، امکان فعالیت ندارند.

تله دامنه نوسان در تاریکی اطلاعات

او معتقد است بازار می‌تواند با ریزش کنار بیاید، اما با ابهام نه:

در واقع، ابهام حتی از ریزش شدید هم خطرناک‌تر است. ما در شرایط فعلی با یک گره ساختاری چندلایه مواجه هستیم. در لایه اول، مسئله کمبود اطلاعات مطرح است. شرکت‌هایی که در جنگ آسیب دیده‌اند باید درباره وضعیت خود شفاف‌سازی کنند، اما به‌نظر می‌رسد محدودیت‌های امنیتی مانع از اعلام دقیق میزان خسارت‌ها شده است. در حالی که بازار سهام باید بازتاب‌دهنده وضعیت واقعی بنگاه‌ها باشد، نبود اطلاعات کافی باعث می‌شود قیمت‌گذاری نه بر مبنای واقعیت، بلکه بر اساس شایعه و ترس شکل بگیرد.

شهرابی به لایه دوم اشاره می‌کند که بحث دامنه نوسان است. ابزاری که معمولا با هدف کنترل هیجانات به کار می‌رود، اما در شرایط بحرانی می‌تواند به یک تله تبدیل شود. وقتی اطلاعات کافی برای کشف قیمت وجود ندارد و هم‌زمان دامنه نوسان نیز محدود است، بازار به سمت ریزش فرسایشی می‌رود؛ وضعیتی که در آن برای روزها یا حتی هفته‌ها صف فروش شکل می‌گیرد، بدون آنکه تعادل واقعی برقرار شود.

راهکار پیشنهادی این تحلیلگر برای عبور از این بن‌بست، شفاف‌سازی حداکثری و بازگشایی بازار با دامنه نوسان بازتر یا حتی بدون دامنه است تا فرآیند کشف قیمت سریع‌تر و واقعی‌تر انجام شود.

به اعتقاد او در روند فرسایشی، عملاً همه زیان می‌کنند؛ حتی فروشندگانی که این محدودیت‌ها ظاهراً برای حمایت از آن‌ها وضع شده، زیرا امکان خروج از بازار را ندارند:

در چنین شرایطی، رگولاتور ناچار است میان گزینه‌های نامطلوب، گزینه‌ای را انتخاب کند که آسیب کمتری دارد. نخست، حداکثر شفاف‌سازی ممکن در چارچوب محدودیت‌های موجود باید در دستور کار قرار گیرد. دوم، بازگشایی بازار با دامنه نوسان بازتر یا حتی بدون دامنه نوسان است تا فرآیند کشف قیمت سریع‌تر و واقعی‌تر انجام شود.

شهرابی هشدار می‌دهد اقداماتی مانند محدود کردن حق فروش سهامداران حقوقی یا الزام آن‌ها به خرید، ممکن است در کوتاه‌مدت به‌عنوان ابزار کنترلی مطرح شود، اما در بلندمدت به تضعیف بیشتر اعتماد و اعتبار بازار منجر خواهد شد.

پارادوکس بازار آزاد و مطالبات دولتی

در هر بحرانی که گریبان‌گیر اقتصاد می‌شود، نگاه‌ها فوراً به سمت حمایت‌های دولتی می‌چرخد. اما شهرابی این رویکرد را یک تناقض اساسی می‌داند که سرمایه‌گذاران باید تکلیف خود را با آن مشخص کنند: «نمی‌توان همزمان خواهان یک بازار آزاد بود و در هر بحران، انتظار مداخله و تزریق منابع از سوی دولت را داشت.»

او معتقد است اگر بپذیریم دولت نباید از طریق قیمت‌گذاری دستوری مداخله کند، در زمان بحران‌ها نیز نمی‌توان انتظار پول‌پاشی داشت، به‌ویژه آنکه منابع دولت محدود است.

شهرابی در ادامه به بحران‌هایی که کشور با آن روبه رو شده است اشاره می‌کند. از تحریم‌های سنگین و همه‌گیری کرونا گرفته تا تنش‌های نظامی، اعتراضات داخلی و در نهایت جنگ اخیر. به گفته وی تقریباً در همه این مقاطع، مطالبه‌ای برای ورود دولت، خرید سهام از طریق نهادهای حمایتی و تزریق منابع مطرح شده است. اما این پرسش وجود دارد که اگر بنا باشد دولت در هر بحران وارد بازار شود، این روند تا کجا ادامه خواهد داشت؟ منابع دولت محدود است و در شرایط بحرانی، اولویت‌های گسترده‌تری نیز وجود دارد که ممکن است بخش بزرگ‌تری از جامعه را دربر بگیرد.

با این حال، شهرابی میان مداخلات قیمتی و مسئولیت حاکمیتی تفکیک قائل می‌شود. از آنجا که سهامداران خرد در بسیاری از موارد سهام شرکت‌هایی را در اختیار دارند که بخشی از زیرساخت‌های حیاتی کشور محسوب می‌شوند، دولت در قبال تأمین امنیت آن‌ها مسئولیت دارد. شهرابی تأکید می‌کند که مطالبه جبران خسارت‌های وارده به دارایی‌های ملی، یک مطالبه مشروع است، اما حمایت از بازار از طریق خرید سهام و تزریق منابع در بلندمدت به وابستگی منجر شده و راه‌حل پایداری نیست.

او معتقد است بازاری که در هر بحران منتظر حمایت دولت باشد، بازار پایداری نخواهد بود. افزایش محدودیت‌ها، چه در قالب دامنه نوسان و چه در قالب کنترل فروش بازیگران بزرگ، در عمل تنها به تضعیف ساختار بازار و کاهش کارایی آن منجر خواهد شد. راه‌حل بنیادین، نه توقف معاملات، بلکه پذیرش واقعیت‌های اقتصادی و فراهم کردن بستری شفاف برای کشف قیمت واقعی دارایی‌هاست

مجتبی آستانه
مجتبی آستانه

دانشجوی برق بودم، تو دانشگاه برنامه‌نویسی درس می‌دادم، اما در نهایت خبرنگار شدم. چراییش هم به یک سوال تکراری هم‌دانشگاهیم بر می‌گرده: «چرا نمی‌نویسی؟». به بررسی صورت‌های مالی و تحلیل کسب‌وکارها علاقمندم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (7 مورد)
  • jefferyepstein
    jefferyepstein | ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

    اینم فعلا ببندیم تا اوضاع اروم بشه...

  • jeddi
    jeddi | ۱ اردیبهشت ۱۴۰۵

    دیروز پورتفوی صندوق ها را نگاه میکردم خیلی خیلی ترسناک بود خیلی هاشون سهامدار فولاد مبارکه اصفهان بودن، صندوق های تخصصی که مثلا روی نفت و مشتقات نفتی سرمایه گذاری کردن اونا وضیعتشون بدتره، چند هزار میلیارد پول مردم دود شد رفت هوا

  • mohsen1369
    mohsen1369 | ۳۱ فروردین ۱۴۰۵

    جالبه دیروز تو اخبار داشت میگفت.وقتی f35 زدیم سهام لاکهید سقوط کرد.چه رویی دارن اینا!

    • Amiralavi
      Amiralavi | ۳۱ فروردین ۱۴۰۵

      خودمونیم همه جارو

  • chapter_12_of_12
    chapter_12_of_12 | ۳۱ فروردین ۱۴۰۵

    کلا راه حل همه چیزشون میرسه به "بستن"

  • Penguin
    Penguin | ۳۱ فروردین ۱۴۰۵

    وضعیت فعلی افتصاد مملکت ترسناکه

  • eshaghe_damaghgiri
    eshaghe_damaghgiri | ۳۱ فروردین ۱۴۰۵

    روز اول بسته شد چون مردم ایران خیلی بیشتر از بازارهای جهانی احساساتی عمل میکنن و بورسمون احتمالا یه رشد خیلی بزرگ و عجیب میکرد ، دلیلشم که مشخصه.
    به نظرم فرقی برای اقتصاد کشور نداره بورسمون باز باشه یا نه، چون این سرمایه گذار خارجیه که نهایتا باید پولش وارد اقتصادمون بشه تا سودش به اقتصاد ما برسه و همه میدونیم سرمایه گذار خارجی نمیاد توی کشوری سرمایه گذاری کنه که مالکیت تمام رغباش با خود دولت هست.

    حالا من امیدوارم آقایون بتونن دلار و در نهایت پول رو از اقتصاد حذف کنن تا به آرزشون برسن. بولشویک ها این مدل رو پیاده کردن و خیلی موثر بود، با آرزوی موفقیت برای این عزیزان، خدا به همراهتون

مطالب پیشنهادی