ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

گجت ها

ظهور و سقوط اولین ساعت هوشمند: چگونه Pebble راه را برای اپل واچ باز کرد و خود به تاریخ پیوست؟

در دنیای بی‌رحم تکنولوژی، تاریخ را معمولاً فاتحان می‌نویسند. امروزه وقتی به مچ دست مردم نگاه می‌کنیم، سلطه بی‌چون‌وچرای اپل واچ (Apple Watch) و گلکسی واچ‌های سامسونگ را می‌بینیم. به نظر می‌رسد این غول‌های سیلیکون‌ولی ...

مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور منتشر شده در 24 مرداد 1405  |  22:00

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

در دنیای بی‌رحم تکنولوژی، تاریخ را معمولاً فاتحان می‌نویسند. امروزه وقتی به مچ دست مردم نگاه می‌کنیم، سلطه بی‌چون‌وچرای اپل واچ (Apple Watch) و گلکسی واچ‌های سامسونگ را می‌بینیم. به نظر می‌رسد این غول‌های سیلیکون‌ولی از همان ابتدا پادشاهان این بازار بوده‌اند. اما اگر تقویم را کمی به عقب برگردانیم، به دورانی می‌رسیم که ایده «ساعت هوشمند» بیشتر شبیه به ابزارهای فیلم‌های علمی‌تخیلی بود تا یک محصول مصرفی روزمره.

داستان واقعی تولد ساعت‌های هوشمند مدرن، از کوپرتینو یا سئول آغاز نشد؛ بلکه از ذهن یک دانشجوی مهندسی خلاق در کانادا و یک کمپین سرمایه‌پذیری جمعی (Crowdfunding) شروع شد که تمام قوانین بازی را تغییر داد. این داستانِ استارتاپ پبل (Pebble) است؛ شرکتی که اولین ساعت هوشمند واقعی و کاربردی جهان را ساخت، رکوردهای کیک‌استارتر (Kickstarter) را زیر و رو کرد، غول‌های تکنولوژی را مجبور به ورود به این بازار کرد، اما در نهایت زیر وزن سنگین رقابتی که خودش به راه انداخته بود، خرد شد. این روایتی است از نوآوری، شجاعت، و در نهایت، واقعیت‌های تلخ دنیای تجارت سخت‌افزار.

فصل اول: جرقه‌ای در دانشگاه؛ از InPulse تا یک رویای بزرگتر

داستان پبل در سال 2008 و در دانشگاه واترلو کانادا آغاز شد. اریک میگیکوفسکی (Eric Migicovsky)، دانشجوی مهندسی، از اینکه مجبور بود برای چک کردن پیامک‌ها یا تماس‌ها مدام گوشی هوشمندش را هنگام دوچرخه‌سواری از جیب بیرون بیاورد، کلافه شده بود. او به دنبال راهی بود تا اطلاعات ضروری را روی مچ دستش ببیند.

اولین تلاش اریک، ساخت ساعتی به نام InPulse بود که به طور خاص برای گوشی‌های بلک‌بری (BlackBerry) طراحی شده بود. این پروژه با وجود نوآورانه بودن، موفقیت تجاری چندانی کسب نکرد، زیرا دوران افول بلک‌بری آغاز شده بود. اما اریک ناامید نشد. او ایده خود را گسترش داد و تصمیم گرفت ساعتی بسازد که هم با آیفون (iOS) و هم با اندروید کار کند. او این ایده جدید را Pebble نامید.

اریک به سیلیکون‌ولی رفت تا برای پروژه خود سرمایه جذب کند. اما در سال 2012، سرمایه‌گذاران خطرپذیر (VCs) به هیچ وجه علاقه‌ای به سخت‌افزار نداشتند. آن‌ها به اریک گفتند: «سخت‌افزار سرمایه زیادی می‌طلبد و ریسک بالایی دارد.» درهای سیلیکون‌ولی یکی پس از دیگری به روی او بسته شد.

فصل دوم: انفجار در کیک‌استارتر؛ وقتی مردم به جای سرمایه‌گذاران تصمیم گرفتند

در حالی که اریک در آستانه ورشکستگی بود، تصمیم گرفت آخرین شانس خود را امتحان کند. در تاریخ 11 آوریل 2012، او پروژه Pebble را در پلتفرم کیک‌استارتر (Kickstarter) قرار داد. هدف او جمع‌آوری تنها 100,000 دلار برای تولید یک دسته کوچک از این ساعت‌ها بود.

آنچه در ادامه رخ داد، در تاریخ تکنولوژی بی‌سابقه بود. ویدئوی معرفی پبل، با وعده ساعتی که با گوشی ارتباط برقرار می‌کند، ضدآب است و واچ‌فیس‌های قابل شخصی‌سازی دارد، اینترنت را منفجر کرد. هدف 100,000 دلاری در عرض تنها دو ساعت به دست آمد! ظرف شش روز، این رقم از مرز 4.7 میلیون دلار گذشت و در نهایت، کمپین با جمع‌آوری بیش از 10.2 میلیون دلار از سوی بیش از 68,000 حامی به پایان رسید. پبل به موفق‌ترین پروژه تاریخ کیک‌استارتر تا آن زمان تبدیل شد. این اتفاق، یک سیلی محکم به صورت سرمایه‌گذارانی بود که ایده اریک را رد کرده بودند.

فصل سوم: کالبدشکافی فنی؛ راز موفقیت Pebble چه بود؟

چرا مردم تا این حد شیفته پبل شدند؟ پاسخ در درک عمیق مهندسان پبل از محدودیت‌های تکنولوژی در آن زمان نهفته بود. آن‌ها سعی نکردند یک کامپیوتر کامل را روی مچ دست قرار دهند، بلکه یک «همراه» برای گوشی هوشمند ساختند.

۱. جادوی جوهر الکترونیک (E-Paper Display):

برخلاف ساعت‌های هوشمند امروزی که از نمایشگرهای پرمصرف OLED استفاده می‌کنند، پبل از یک نمایشگر سیاه و سفید (Memory LCD) که به اصطلاح E-Paper نامیده می‌شد، استفاده کرد. این نمایشگرها فقط زمانی انرژی مصرف می‌کنند که تصویر روی آن‌ها تغییر کند (مثلاً یک پیام جدید بیاید یا دقیقه ساعت عوض شود). این صفحه نمایش همیشه روشن بود (Always-on) و زیر نور مستقیم خورشید، خوانایی فوق‌العاده‌ای داشت.

۲. باتری‌ای که تمام نمی‌شد:

استفاده از نمایشگر E-Paper و یک سیستم‌عامل بسیار سبک (Pebble OS)، باعث شد پبل یک مزیت رقابتی بی‌نظیر داشته باشد: عمر باتری 7 روزه! در حالی که رقبا در سال‌های بعد ساعت‌هایی ساختند که هر شب باید شارژ می‌شدند، کاربران پبل هفته‌ای یک‌بار به شارژر نیاز داشتند.

۳. سادگی و کارایی:

پبل صفحه لمسی نداشت. چهار دکمه فیزیکی در اطراف آن تعبیه شده بود که کنترل رابط کاربری را حتی زیر آب یا با دستکش، بسیار راحت می‌کرد. اعلان‌ها (Notifications) به صورت بلادرنگ از طریق بلوتوث به ساعت منتقل می‌شدند و موتور لرزشی (Vibration Motor) آن به قدری دقیق بود که هیچ پیامی از دست نمی‌رفت.

فصل چهارم: دوران طلایی و سایه سنگین اپل (۲۰۱۵)

در سال‌های 2013 و 2014، پبل پادشاه بلامنازع بازار بود. آن‌ها مدل‌های جدیدتری مانند Pebble Steel را با بدنه فلزی روانه بازار کردند و فروش خود را به بیش از یک میلیون دستگاه رساندند. توسعه‌دهندگان مستقل هزاران واچ‌فیس و اپلیکیشن برای آن ساختند.

اما در سال 2015، اتفاقی افتاد که استارتاپ‌ها همیشه از آن می‌ترسند: ورود غول‌ها. شرکت اپل در آوریل 2015، Apple Watch را روانه بازار کرد. گوگل نیز سیستم‌عامل Android Wear (که بعداً Wear OS نامیده شد) را توسعه داده بود و شرکت‌هایی مانند ال‌جی و موتورولا در حال ساخت ساعت‌های لمسی و رنگی بودند.

اریک میگیکوفسکی برای مقابله با این موج، Pebble Time را معرفی کرد؛ ساعتی با نمایشگر E-Paper رنگی، میکروفون برای پاسخ صوتی و یک رابط کاربری مبتکرانه به نام Timeline (که اتفاقات گذشته، حال و آینده را به صورت خطی نشان می‌داد). پبل دوباره به کیک‌استارتر بازگشت و این بار رکورد دیوانه‌وار 20.3 میلیون دلار را ثبت کرد. همه چیز در ظاهر عالی به نظر می‌رسید، اما در پس‌زمینه، فاجعه در حال شکل‌گیری بود.

فصل پنجم: سقوط آزاد؛ مشکلات مالی و بلعیده شدن توسط فیت‌بیت

مشکل پبل این بود که به عنوان یک شرکت سخت‌افزاری مستقل، توانایی رقابت با زنجیره تامین، بودجه بازاریابی و اکوسیستم بسته اپل و گوگل را نداشت. اپل واچ با وجود عمر باتری 1 روزه و قیمت بالاتر، به لطف برند اپل و ادغام عمیق با آیفون، بازار را درنوردید.

از سوی دیگر، پبل در مدیریت مالی دچار اشتباهات استراتژیک شد. آن‌ها بیش از حد گسترش یافتند، موجودی انبارهایشان (Inventory) به فروش نرفت و درگیر بدهی‌های سنگینی شدند. در اواخر سال 2016، شرکت با کمبود شدید نقدینگی مواجه شد.

در دسامبر 2016، اخبار تلخی منتشر شد. استارتاپی که روزگاری نماد استقلال و نوآوری بود، با مبلغی ناچیز (حدود 23 میلیون دلار، که حتی برای پوشش کامل بدهی‌ها کافی نبود) توسط شرکت Fitbit خریداری شد. اما فیت‌بیت علاقه‌ای به ادامه تولید سخت‌افزار پبل نداشت؛ آن‌ها فقط مهندسان نرم‌افزار و پتنت‌های پبل را می‌خواستند. تولید ساعت‌های پبل متوقف شد، گارانتی‌ها باطل گردید و سرورهای پشتیبانی به زودی خاموش شدند. پرونده پبل برای همیشه بسته شد.

جمع‌بندی: میراثی که زنده ماند

سقوط پبل یکی از غم‌انگیزترین داستان‌های تاریخ تکنولوژی مدرن است. آن‌ها ایده ساعت هوشمند را به واقعیت تبدیل کردند، اما نتوانستند در بازاری که خودشان به وجود آورده بودند، زنده بمانند. پبل قربانی موفقیت خود شد؛ آن‌ها به غول‌های تکنولوژی ثابت کردند که تقاضای عظیمی برای ساعت‌های هوشمند وجود دارد و این غول‌ها، با منابع نامحدود خود، خالق این بازار را نابود کردند.

با این حال، میراث پبل هرگز نمرد. کامیونیتی وفادار کاربران پبل، پروژه‌ای به نام Rebble را راه‌اندازی کردند؛ سرورهای مستقلی که پس از خاموش شدن سرورهای رسمی، ساعت‌های پبل را تا سال‌ها بعد زنده نگه داشتند. سادگی، عمر باتری طولانی و تمرکز بر اعلان‌ها، اصولی بودند که پبل به دنیا معرفی کرد؛ اصولی که امروزه الهام‌بخش مچ‌بندهای سلامتی و ساعت‌های اقتصادی در سراسر جهان هستند. پبل شاید امروز روی مچ دست ما نباشد، اما روح آن در تک‌تک ساعت‌های هوشمندی که استفاده می‌کنیم، در جریان است.

مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور

از سال ۱۳۹۶ به‌صورت حرفه‌ای در حوزه فناوری می‌نویسم و تمرکز اصلی‌ام بر سخت‌افزار، بازار دیجیتال و تحلیل محصولات مصرفی است. طی این سال‌ها تلاش کرده‌ام فراتر از معرفی صرف محصولات حرکت کنم و با رویکردی تحلیلی، روندهای بازار، استراتژی برندها و ارزش واقعی هر محصول برای کاربر ایرانی را بررسی کنم. علاقه‌م به تکنولوژی فقط به مشخصات فنی محدود نمی‌شود؛ برای من هر محصول، داستانی از تصمیم‌های مهندسی، رقابت تجاری و تجربه کاربری است. از پوشش اخبار و تحولات صنعت گرفته تا تدوین راهنمای خرید و تحلیل قیمت‌های روز بازار، سعی می‌کنم اطلاعات دقیق، به‌روز و کاربردی ارائه دهم تا مخاطب بتواند آگاهانه‌تر تصمیم بگیرد. باور دارم خبرنگاری تکنولوژی فقط انتقال خبر نیست؛ بلکه ترجمه دنیای پیچیده فناوری به زبانی شفاف، قابل فهم و قابل اعتماد برای مخاطب است.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مطالب پیشنهادی