پژوهشگران سالها از وجود ارتباط میان تنهایی و سلامت روان آگاه بودند، اما اثبات این موضوع که کدامیک علت دیگری است، همواره از چالشهای علمی بوده است. اکنون تیمی از دانشگاه بریستول با همکاری چند مؤسسه دیگر، پاسخی برای این مسئله یافتهاند.
این پژوهش که در نشریه Nature Communications منتشر شده، بر پایه دادههای ژنتیکی بیش از ۲ میلیون نفر و اطلاعات بیش از ۴۱۴ هزار شرکتکننده در بیوبانک بریتانیا (UK Biobank) انجام شده است. دانشمندان برای اندازهگیری متغیرها از پرسش مستقیم درباره احساس تنهایی، ابزارهای غربالگری بالینی استاندارد PHQ-9 و GAD-7 برای افسردگی و اضطراب، و همچنین پروندههای بیمارستانی برای بررسی موارد آسیب به خود و اقدام به خودکشی استفاده کردند.
محققان برای حل مسئله علت و معلولی از سه روش تحلیل مشاهدهای استاندارد، مقایسه خواهر-برادرها و روش «تصادفیسازی مندلی» (Mendelian Randomization) بهره گرفتند. در روش سوم از واریانتهای ژنتیکی مرتبط با تنهایی به عنوان آزمایش طبیعی استفاده میشود، زیرا ژنها در زمان تولد ثابت هستند و تحت تأثیر شرایط بعدی سلامت روان قرار نمیگیرند.
تأثیر مستقیم احساس تنهایی بر سلامت روان
نتایج نشان داده که تنهایی خطر آسیب به خود، اقدام به خودکشی و افسردگی را افزایش میدهد. همچنین تنهایی باعث افزایش نمرات در مقیاسهای افسردگی و اضطراب میشود و حس خوشبختی، معنای زندگی و رضایت کلی را کاهش میدهد. علاوهبراین، تنهایی با ابتلای همزمان به چند بیماری مزمن و کاهش سلامت عمومی مرتبط است.

پژوهشگران این تحقیق میان تنهایی و انزوای اجتماعی تفکیک قائل شدهاند. به گفته آنها، انزوای اجتماعی صرفاً به معنای تعداد تعاملات با دیگران است، اما تنهایی حس کیفی ارتباط را نشان میدهد. طبق یافتهها، تنهایی آسیبزاتر از انزوای اجتماعی است؛ انزوای اجتماعی بهتنهایی موجب کاهش احساس خوشبختی میشود اما تأثیرات گسترده تنهایی بر افسردگی، اضطراب و خطر خودکشی را ندارد.
این مطالعه که روی افراد میانسال و مسن تمرکز داشته، نشان داده که رابطه میان تنهایی و سلامت روان دوطرفه است؛ به این معنی که سلامت روانی ضعیف نیز میتواند فرد را تنهاتر کند و چرخهای معیوب بسازد.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.