ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

میان رشته ای

نانو؛ آن‌طرف جوراب‌های مترو، جایی که طلا دیگر طلایی نیست

نانو اسم یک ماده‌ خاص یا یک ترکیب جادویی نیست، یک مقیاس بسیار کوچک است.

مهدیه یوسفی
مهدیه یوسفی منتشر شده در 14 شهریور 1405  |  20:00

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

در مترو هنوز کامل بسته نشده است که صدای فروشنده از انتهای واگن می‌آید: «جوراب نانو دارم، ضدبو! دستمال نانو، لکه نمی‌گیره!» کلمه‌ نانو آن‌قدر کنار اسم محصولات مختلف نشسته که کم‌کم به برچسبی برای پیشرفته‌تر و بهتر نشان‌دادن آنها تبدیل شده است. اما پشت این برچسب نانو دقیقاً چه خبر است؟ چه چیزی در این جوراب نانویی شده است و چرا باید باعث شود بو نگیرد؟ برای جواب دادن، اول باید ببینیم نانو چیست.

نانو اسم یک ماده‌ خاص یا یک ترکیب جادویی نیست، یک مقیاس بسیار کوچک است. مقیاسی که وقتی مواد به آن می‌رسند، ممکن است رفتارشان با چیزی که در دنیای معمول می‌شناسیم، فرق کند. طلا در ابعاد نانو می‌تواند به‌جای طلایی، قرمز یا بنفش دیده شود، بعضی مواد واکنش‌پذیرتر می‌شوند و حتی نقطه‌ی ذوبشان می‌تواند تغییر کند. یعنی ماده همان ماده است، اما کوچک‌شدن می‌تواند بعضی از خواصش را عوض کند.

اول یک سوءتفاهم را کنار بگذاریم: نانو اسم یک ماده نیست

وقتی می‌گوییم آهن، نقره یا طلا، داریم درباره‌ جنس یک ماده حرف می‌زنیم. اما نانو اسم ماده نیست، بلکه یک مقیاس است. یک نانومتر برابر یک میلیاردم متر است و وقتی ابعاد یک ساختار به کمتر از حدود ۱۰۰ نانومتر می‌رسد، وارد قلمرو نانو می‌شویم. برای تصور این اندازه کافی است بدانیم نانومتر حدود صد هزار بار از قطر یک تار موی انسان کوچک‌تر است؛ آن‌قدر کوچک که بیشتر ساختارهای نانویی را دیگر نمی‌توان با میکروسکوپ نوری معمولی دید.

اما ماجرا فقط کوچک‌بودن نیست. اگر نانوفناوری صرفاً به معنای ساختن نسخه‌های خیلی کوچک‌تر از مواد معمولی بود، چیز چندان عجیبی در آن وجود نداشت. جذابیت نانو از جایی شروع می‌شود که کوچک‌شدن می‌تواند رفتار ماده را تغییر دهد.

در دنیای روزمره انتظار داریم یک ماده، فارغ از اندازه‌اش، کم‌وبیش همان خواص آشنا را حفظ کند. یک تکه طلا را نصف کنیم، باز هم طلاست و همان ظاهر فلزی را دارد. اما وقتی ابعاد ماده به مقیاس نانو می‌رسد، این شهود همیشه جواب نمی‌دهد. ماده می‌تواند همان ترکیب شیمیایی قبلی را داشته باشد، اما رنگ، واکنش‌پذیری، نقطه ذوب یا برخی خواص دیگرش متفاوت شود. حتی شکل و اندازه‌ ذره نیز می‌تواند روی رفتارش اثر بگذارد. به‌همین‌دلیل، در دنیای نانو فقط این مهم نیست که ماده از چه چیزی ساخته شده است، اندازه و شکل آن نیز بخشی از ماجرا هستند.

سفر به جهانی که صد نانومتر هم در آن بزرگ به‌نظر می‌رسد

برای نزدیک‌شدن به مقیاس نانو، بهتر است به‌جای شمردن صفرها، یک تار مو را تصور کنیم که مدام باریک‌تر و کوچک‌تر می‌شود، تا جایی که از توان چشم و میکروسکوپ‌های معمولی خارج شود. در این مقیاس، دیگر با توده‌های بزرگی از ماده طرف نیستیم، ساختارها از تعداد بسیار کمتری اتم تشکیل شده‌اند و همین کوچک‌شدن باعث تفاوت رفتارشان با نمونه‌ بزرگ همان ماده خواهد شد.

در اینجا کوچک‌تر شدن دیگر فقط تغییر اندازه نیست. در مقیاس نانو، دو عامل مهم وارد بازی می‌شوند: از یک طرف، بخش بسیار بیشتری از اتم‌های ماده در سطح قرار می‌گیرند و تماس مستقیم‌تری با محیط پیدا می‌کنند؛ از طرف دیگر، در بعضی مواد اثرهای نوری و کوانتومی وابسته به اندازه پررنگ می‌شوند. این دو پدیده یک چیز نیستند، اما هر دو کمک می‌کنند توضیح دهیم چرا یک ماده در ابعاد نانو می‌تواند رفتاری متفاوت از شکل معمولش داشته باشد. برای فهمیدن اولین مورد، اصلاً لازم نیست سراغ فیزیک پیچیده برویم، یک حبه قند کافی است.

وقتی سطح، مهم‌تر از حجم می‌شود

یک حبه قند را در چای بیندازید و حل‌شدنش را با همان مقدار قند پودرشده مقایسه کنید. مقدار و ترکیب قند تغییری نکرده است، اما پودر خیلی سریع‌تر حل می‌شود، چون خردشدن، سطح بیشتری از قند را در تماس با آب قرار می‌دهد. این همان چیزی است که دانشمندان به آن نسبت سطح به حجم می‌گویند.

هرچه یک جسم کوچک‌تر شود، سطح آن در مقایسه با حجمش بیشتر می‌شود. مثلاً یک مکعب با ضلع یک سانتی‌متر، نسبت سطح به حجم ۶ به ۱ دارد. اگر طول ضلع را دو برابر کنیم، این نسبت به ۳ به ۱ کاهش پیدا می‌کند. یعنی کوچک‌ترها، به نسبت اندازه‌شان، سطح بیشتری دارند.

حالا همین روند را تا ابعاد نانو ادامه دهید. در یک قطعه‌ بزرگ فلز، بیشتر اتم‌ها درون ماده و فقط بخش کوچکی از آنها روی سطح قرار دارند. اما با کوچک‌تر شدن ذره، سهم اتم‌های سطحی بیشتر می‌شود. در ذرات چندنانومتری حتی ممکن است بخش بزرگی از کل اتم‌ها مستقیماً روی سطح قرار گرفته باشند، جایی که تماس و واکنش با محیط اتفاق می‌افتد.

شدت این تغییر را یک مثال بهتر نشان می‌دهد: اگر یک مکعب یک سانتی‌متری را به مکعب‌های ۱۰ نانومتری تقسیم کنیم، مقدار ماده هیچ تغییری نمی‌کند، اما مجموع سطح آن حدود یک میلیون برابر می‌شود، یعنی سطحی که در ابتدا فقط چند سانتی‌متر مربع بود، حالا می‌تواند به چندصد متر مربع برسد.

پس در نانو ماده‌ تازه‌ای نساخته‌ایم، همان ماده را طوری کوچک کرده‌ایم که بخش بسیار بیشتری از آن در تماس با دنیای بیرون قرار بگیرد. همین تغییر هندسی ساده، یکی از مهم‌ترین دلایلی است که نانومواد می‌توانند واکنش‌پذیری و رفتار متفاوتی از نمونه‌های بزرگ‌تر خود داشته باشند.

وقتی سطح، رفتار ماده را عوض می‌کند

بسیاری از واکنش‌های شیمیایی در سطح مواد رخ می‌دهند، یعنی همان جایی که اتم‌ها مستقیماً با محیط اطراف در تماس هستند. همان‌طور که در بخش قبل اشاره کردیم اگر یک قطعه‌ بزرگ ماده را به ذرات بسیار کوچک تبدیل کنیم، تعداد بیشتری از اتم‌ها به سطح راه پیدا می‌کنند و امکان مشارکت در واکنش‌ها افزایش می‌یابد. بنابراین، نانوذرات فلزاتی مثل پلاتین، پالادیم و طلا می‌توانند کاتالیزگرهای بسیار مؤثری باشند.

اما سطح بیشتر همیشه یک مزیت نیست. همان انرژی بالاتری که اتم‌های سطحی دارند، می‌تواند نانوذرات را ناپایدارتر کند. ذرات کوچک ممکن است به یکدیگر بچسبند یا به‌مرور درشت‌تر شوند تا سطح و انرژی کلی خود را کاهش دهند. برای جلوگیری از این اتفاق، سطح نانوذرات را با مولکول‌ها یا پلیمرهای خاص می‌پوشانند یا آنها را روی یک تکیه‌گاه ثابت می‌کنند.

اینجا یکی از تناقض‌های جالب دنیای نانو خودش را نشان می‌دهد: سطح زیاد همان چیزی است که می‌تواند نانوماده را فعال‌تر و کارآمدتر کند، اما همین ویژگی می‌تواند پایداری آن را نیز به یک چالش تبدیل کند.

وقتی طلا دیگر طلایی نیست

اگر دو شیشه‌ حاوی نانوذرات طلا را کنار هم بگذاریم، احتمالاً انتظار داریم هر دو همان رنگ آشنای طلا را داشته باشند. اما ممکن است یکی قرمز یاقوتی و دیگری بنفش باشد. حتی اگر محلول بنفش را رقیق کنیم، رنگش عوض نمی‌شود، فقط کم‌رنگ‌تر و شفاف‌تر به‌نظر می‌رسد. پس تفاوت رنگ صرفاً به مقدار طلا مربوط نیست. یکی از عوامل مهم، اندازه‌ نانوذرات است.

اینجاست که یکی از عجیب‌ترین رفتارهای مواد در مقیاس نانو خودش را نشان می‌دهد: طلا هنوز همان طلاست، اما دیگر لزوماً طلایی دیده نمی‌شود. دلیل این تغییر، نحوه‌ برهم‌کنش نور با الکترون‌های نانوذره است. وقتی نور به یک نانوذره‌ فلزی می‌تابد، الکترون‌های آزاد آن به‌طور جمعی به نوسان درمی‌آیند. در اندازه‌های مشخص، این نوسان با بعضی طول موج‌های نور هماهنگ‌تر می‌شود و ذره آن بخش از نور را متفاوت جذب یا پراکنده می‌کند. به این پدیده رزونانس پلاسمون سطحی می‌گویند.

نکته‌ جالب اینجاست که اندازه‌ نانوذره روی این برهم‌کنش اثر می‌گذارد. بنابراین، با تغییر اندازه‌ ذرات، رنگی که می‌بینیم، تغییر می‌کند. درنتیجه، نانوذرات طلا ممکن است قرمز یا بنفش دیده شوند و نانوذرات نقره، بسته به اندازه و شرایط، طیف‌هایی از زرد تا قهوه‌ای نشان دهند. یعنی در این مقیاس، حتی رنگ یک فلز نیز می‌تواند به اندازه‌ ذراتش وابسته باشد.

جالب‌تر اینکه این پدیده خیلی پیش از شکل‌گیری علم نانو در ساخته‌های بشر دیده شده بود. جام لیکورگوس، جام شیشه‌ای متعلق به دوره‌ روم، بسته به نحوه‌ تابش نور، سبز یا قرمز دیده می‌شود. بررسی‌ها نشان داده‌اند که ذرات بسیار ریز طلا و نقره در ساختار شیشه‌ی این جام، عامل اصلی این تغییر رنگ در برابر نور هستند. سازندگان جام چیزی از رزونانس پلاسمونی نمی‌دانستند، اما قرن‌ها پیش از تولد نانوفناوری مدرن، اثری را ساخته بودند که امروز می‌توانیم آن را با فیزیک در نانومقیاس توضیح دهیم.

همه‌چیز زیر سر سطح نیست؛ کوانتوم هم وارد بازی می‌شود

نسبت بالای سطح به حجم بخش مهمی از رفتار عجیب نانومواد را توضیح می‌دهد، اما نه همه‌ آن را. در بعضی نانوساختارها، وقتی ابعاد به اندازه‌ کافی کوچک می‌شود، اثرهای کوانتومی پررنگ می‌شوند. در این ابعاد، فضای حرکت الکترون‌ها محدودتر می‌شود. همین محدودشدن می‌تواند سطوح انرژی الکترون‌ها را تغییر دهد و درنتیجه، خواص نوری و الکترونیکی ماده به اندازه‌ آن وابسته شود.

نقاط کوانتومی نمونه‌ معروف این پدیده‌ هستند: ذرات بسیار کوچکی که فقط با تغییر اندازه‌شان می‌توانند نور با رنگ‌های متفاوتی جذب یا منتشر کنند. یعنی بدون تغییر جنس ماده، اندازه‌ ذره می‌تواند روی رنگ نور آن اثر بگذارد.

این پدیده را محصورشدگی کوانتومی می‌نامند و نباید آن را با افزایش نسبت سطح به حجم یکی دانست. سطح زیاد بیشتر روی ویژگی‌هایی مثل واکنش‌پذیری، انرژی سطح و پایداری اثر می‌گذارد؛ محصورشدگی کوانتومی اما از محدودشدن رفتار الکترون‌ها در ابعاد بسیار کوچک ناشی می‌شود.

وقتی حتی نقطه‌ی ذوب هم ثابت نمی‌ماند

معمولاً نقطه‌ ذوب را یکی از ویژگی‌های ثابت هر ماده می‌دانیم، عددی که در کتاب‌ها و جدول‌ها کنار نام آن نوشته شده است. اما در ابعاد نانو، حتی این عدد هم می‌تواند به اندازه‌ ذره وابسته شود.

طلا نمونه‌ خوبی است. طلای معمولی در حدود ۱۰۶۴ درجه‌ سانتی‌گراد ذوب می‌شود، اما وقتی ذرات طلا بسیار کوچک شوند، ممکن است در دماهایی به‌مراتب پایین‌تر ذوب شوند. دلیل این رفتار دوباره به اهمیت سطح برمی‌گردد: هرچه ذره کوچک‌تر باشد، سهم بیشتری از اتم‌هایش روی سطح قرار می‌گیرند و این اتم‌ها نسبت به اتم‌های داخل ماده پیوندهای کمتری با همسایه‌های خود دارند. درنتیجه، برای برهم‌زدن ساختار منظم ذره و ذوب‌کردن آن انرژی کمتری لازم است.

نقطه‌ ذوب تنها ویژگی‌ نیست که در این ابعاد می‌تواند تغییر کند. در بعضی نانومواد، رسانایی، واکنش‌پذیری، استحکام و خواص نوری نیز به اندازه و ساختار وابسته می‌شوند. اینجا یکی دیگر از تصورهای آشنای ما درباره‌ مواد کنار می‌رود: خواص یک ماده همیشه مجموعه‌ای از عددهای ثابت نیستند. در مقیاس نانو، اندازه می‌تواند خودش به یکی از عوامل تعیین‌کننده‌ خواص ماده تبدیل شود.

وقتی اندازه و شکل هم وارد طراحی ماده می‌شوند

در مهندسی معمولاً انتخاب ماده نقطه‌ شروع است: فولاد یا آلومینیوم؟ شیشه یا پلیمر؟ مس یا نقره؟ اما در نانوفناوری فقط جنس ماده مهم نیست. اندازه و شکل ساختار نیز می‌توانند روی خواص آن اثر بگذارند. برای همین سؤال‌های تازه‌ای مطرح می‌شود: ذره چقدر کوچک باشد؟ کروی باشد یا میله‌ای؟ به شکل ورقه ساخته شود یا شبکه‌ای از سیم‌های بسیار باریک؟

نقره مثال خوبی است. وقتی این ماده در ساختارهای نانومقیاس مختلف ساخته می‌شود، می‌توان از ویژگی‌های متفاوت آن استفاده کرد. نانوذرات نقره به‌دلیل خواص ضدمیکروبی در بعضی کاربردها به‌کار می‌روند، درحالی‌که شبکه‌هایی از نانوسیم‌های نقره می‌توانند هم رسانا باشند و هم انعطاف‌پذیر و نسبتاً شفاف؛ ترکیبی از ویژگی‌ها که برای ساخت نمایشگرهای انعطاف‌پذیر و قطعات الکترونیکی چاپی جذاب است.

نانو کجا وارد زندگی روزمره می‌شود؟

اینجا دوباره می‌توانیم به همان فروشنده‌ مترو برگردیم: آیا جوراب نانو واقعاً می‌تواند معنای علمی داشته باشد؟ بله، استفاده از نانومواد در محصولات روزمره کاملاً واقعی است. امروز نانومواد در حوزه‌هایی مثل پزشکی، الکترونیک، باتری‌ها، تصفیه‌ آب، مواد ساختمانی، پارچه، ضدآفتاب، محصولات آرایشی، تایر و تجهیزات ورزشی به‌کار می‌روند. گاهی سطح زیاد نانوذرات باعث افزایش جذب یا واکنش‌پذیری می‌شود، گاهی از خواص نوری و الکتریکی آنها استفاده می‌شود و گاهی هم افزودن یک نانوماده می‌تواند ویژگی تازه‌ای به یک محصول بدهد.

اما این به آن معنا نیست که هر محصولی با برچسب نانو واقعاً فناوری نانو دارد. خود این واژه چیزی را ثابت نمی‌کند. برای فهمیدن اینکه یک ادعا علمی است یا صرفاً تبلیغاتی، باید دقیق‌تر پرسید: چه ماده‌ای در ابعاد نانو به‌کار رفته است؟ چه نقشی در محصول دارد؟ و چه شواهدی نشان می‌دهند واقعاً همان خاصیت ادعاشده را ایجاد می‌کند؟

مثلاً اگر در یک پارچه از نانوذرات نقره برای ایجاد خاصیت ضدمیکروبی استفاده شده باشد، می‌توان این ادعا را آزمایش و بررسی کرد. اما اگر تنها توضیح محصول این باشد که نانو است، هنوز چیز زیادی نمی‌دانیم.

کاربردهای فناوری نانو در زندگی روزمره؛ از منسوجات و محصولات بهداشتی تا انرژی، الکترونیک، تصفیه آب و مواد پیشرفته.

کوچک‌تر همیشه بهتر نیست

همان ویژگی‌هایی که نانومواد را جذاب و کاربردی می‌کنند، می‌توانند چالش‌هایی نیز به همراه داشته باشند. سطح فعال بیشتر و اندازه‌ بسیار کوچک ممکن است باعث شود بعضی نانوذرات با بدن یا محیط، متفاوت از ذرات بزرگ‌تر همان ماده رفتار کنند، حتی برخی از آنها می‌توانند از راه تنفس یا بلع وارد بدن شوند.

به‌همین‌دلیل نمی‌توان صرفاً با شنیدن کلمه‌ نانو، درباره‌ ایمنی یک محصول قضاوت کرد. جنس ماده، اندازه و شکل ذرات، پوشش سطح و میزان مواجهه، همگی اهمیت دارند. نانو نه ذاتاً خطرناک است و نه ذاتاً بی‌خطر؛ رفتار هر نانوماده باید جداگانه بررسی شود.

برگردیم به همان واگن

فروشنده به انتهای واگن رسیده است و هنوز می‌گوید: «جوراب نانو... دستمال نانو...» اما حالا این کلمه دیگر فقط یک برچسب تبلیغاتی نیست. می‌دانیم نانو یعنی ورود به مقیاسی که در آن، اندازه می‌تواند رفتار ماده را عوض کند؛ جایی که طلا ممکن است قرمز دیده شود، واکنش‌پذیری بیشتر شود و حتی بعضی خواص آشنای ماده تغییر کنند.

پس اگر بار بعد کسی گفت «این محصول نانو است»، شاید بهترین واکنش نه باور فوری باشد و نه تمسخر؛ فقط یک سؤال ساده: دقیقاً چه چیزی در آن نانویی است و این ویژگی چطور کار می‌کند؟ چون علم نانو برای جذاب‌بودن به اغراق احتیاج ندارد. عجیب‌ترین بخش ماجرا همین است: ماده همان ماده است، اما وقتی به اندازه‌ کافی کوچک می‌شود، دیگر لزوماً مثل قبل رفتار نمی‌کند.

مهدیه یوسفی
مهدیه یوسفی

    دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
      مطالب پیشنهادی