ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

میان رشته ای

آیا مغز پیش از ما تصمیم می‌گیرد؟ پرونده علمی اراده آزاد دوباره باز شده است

فکر می‌کنید همان لحظه‌ای که می‌گویید «تصمیم گرفتم»، واقعاً تصمیم در همان لحظه شکل گرفته است؟

مهدیه یوسفی
مهدیه یوسفی منتشر شده در 21 شهریور 1405  |  22:00

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

تصمیم می‌گیرید پیامی را نفرستید. انگشتتان از روی دکمه ارسال کنار می‌رود و خیال می‌کنید انتخاب با شما بوده است. اما اگر مغزتان چندصد میلی‌ثانیه پیش از آن‌که خودتان از تصمیم آگاه شوید، این فرایند را آغاز کرده باشد چه؟

بیش از ۴۰ سال است که این پرسش، مرز میان علوم اعصاب، روان‌شناسی و فلسفه را به یکی از داغ‌ترین میدان‌های بحث درباره ذهن و اختیار تبدیل کرده است. آزمایش مشهور «بنجامین لیبت» (Benjamin Libet) در دهه ۱۹۸۰ یکی از مهم‌ترین دلایل این بحث بود و در روایت عامه‌پسند گاهی تا این نتیجه پیش رفت که «علم ثابت کرده اراده آزاد توهم است». البته خود علم هیچ‌وقت به این سادگی حرف نزد.

آزمایشی که اراده آزاد را به چالش کشید

تا پیش از دهه ۱۹۸۰، بحث اراده آزاد بیشتر در فلسفه جریان داشت. فیلسوفان درباره جبر، اختیار و مسئولیت اخلاقی بحث می‌کردند، اما یک سؤال مهم هنوز پاسخ روشنی نداشت: آیا می‌شود رد تصمیم‌گیری را در مغز پیدا کرد؟

بنجامین لیبت و همکارانش در سال ۱۹۸۳ سراغ همین سؤال رفتند. آزمایش آنها ساده بود: از شرکت‌کنندگان خواسته شد روبه‌روی یک ساعت بنشینند و هر زمان که خودشان خواستند، بدون برنامه‌ریزی قبلی، انگشت یا مچ دستشان را حرکت دهند. هم‌زمان فعالیت الکتریکی مغز با EEG یا نوار مغزی ثبت می‌شد و پژوهشگران زمان دقیق حرکت عضله را هم اندازه می‌گرفتند.

اما بخش مهم آزمایش فقط خود حرکت نبود. شرکت‌کنندگان باید می‌گفتند اولین لحظه‌ای که احساس کردند «می‌خواهند حرکت کنند» چه زمانی بوده است. این زمان بعدها با عنوان W-time شناخته شد.

سال‌ها پیش از این آزمایش، عصب‌شناسان نوعی سیگنال مغزی به‌نام پتانسیل آمادگی را شناسایی کرده بودند؛ تغییری تدریجی در فعالیت الکتریکی مغز که پیش از برخی حرکات ارادی دیده می‌شود. لیبت می‌خواست بداند این سیگنال، در مقایسه با لحظه آگاهی فرد از تصمیمش، چه زمانی آغاز می‌شود.

نتیجه توجه زیادی جلب کرد. پتانسیل آمادگی به‌طور متوسط حدود ۳۳۵ میلی‌ثانیه پیش از لحظه‌ای آغاز می‌شد که فرد از قصد خود برای حرکت آگاه بود. همچنین، مقایسه گزارش شرکت‌کنندگان با زمان واقعی حرکت نشان داد که آگاهی از قصد حرکت، به‌طور متوسط حدود ۲۰۰ میلی‌ثانیه پیش از خود حرکت شکل می‌گرفت. بنابراین، فعالیت مغزی مرتبط با حرکت، پیش از آگاهی فرد از تصمیمش شروع شده بود.

همین فاصله زمانی یک پرسش مهم را مطرح کرد: اگر مغز زودتر وارد عمل شده، پس تصمیم واقعی را چه کسی گرفته است؟ البته خود لیبت به اندازه برخی تفسیرهای بعدی تند نرفت. او معتقد بود حتی اگر فرایند حرکت به‌صورت ناخودآگاه آغاز شود، آگاهی شاید هنوز بتواند در لحظه آخر جلوی آن را بگیرد. این ایده بعدها با اصطلاح «حق وتوی آگاهانه» مطرح شد؛ یعنی شاید اختیار ما بیشتر از آنکه در آغاز یک عمل نقش داشته باشد، در متوقف‌کردن آن اثرگذار باشد.

بااین‌حال، آنچه در رسانه‌ها و بحث‌های عمومی بیشتر شنیده شد، جمله‌ای بسیار ساده‌تر بود: مغز قبل از شما تصمیم می‌گیرد.

از یک سیگنال مغزی تا مرگ اراده آزاد راه زیادی وجود دارد

نکته مهم اینجاست که شروع فعالیت مغز پیش از آگاهی، لزوماً به این معنا نیست که مغز تصمیم را گرفته است. شاید مغز فقط درحال آماده‌شدن برای عمل باشد و تصمیم نهایی هنوز شکل نگرفته باشد.

مثلاً تصور کنید برای بیرون ‌رفتن از خانه لباس می‌پوشید و وسایلتان را جمع می‌کنید. این کارها نشان می‌دهند آماده رفتن هستید، اما هنوز معلوم نیست دقیقاً کجا می‌روید. درباره مغز هم ممکن است همین اتفاق بیفتد: پتانسیل آمادگی شاید فقط بخشی از آماده‌شدن برای حرکت باشد، نه خود تصمیم.

مشکل دیگر این است که خود تصمیم ارادی نیز تعریف ساده‌ای ندارد. آیا فقط کافی است فرد از کاری که انجام می‌دهد آگاه باشد؟ آیا باید خودش عمل را شروع کند؟ آیا باید بین چند گزینه انتخاب کند؟ یا تصمیم باید هدف و دلیل مشخصی داشته باشد؟ پژوهش‌های مختلف پاسخ یکسانی به این سؤال‌ها نمی‌دهند.

این موضوع در آزمایش لیبت مهم است، چون شرکت‌کنندگان درهرحال باید دست یا انگشتشان را حرکت می‌دادند. تنها انتخاب واقعی آنها این بود که چه زمانی این کار را انجام دهند. قرار نبود میان چند گزینه مهم یکی را انتخاب کنند و تصمیمشان هم پیامد خاصی نداشت.

به‌همین‌دلیل، حرکت‌دادن یک انگشت در آزمایشگاه با تصمیم‌هایی مثل مهاجرت، تغییر شغل یا فرستادن یک پیام مهم، یکی نیست. در تصمیم‌های واقعی معمولاً چند گزینه را مقایسه می‌کنیم، پیامدها را می‌سنجیم و دلایل مختلف را درنظر می‌گیریم.

درنتیجه، حتی اگر نتیجه آزمایش لیبت را کاملاً بپذیریم، باز هم نمی‌توان از آن به این نتیجه رسید که تمام تصمیم‌های ما پیش از آگاهی گرفته می‌شوند. چیزی که این آزمایش نشان داد، محدودتر بود: بعضی فعالیت‌های مغزی می‌توانند پیش از زمانی شروع شوند که ما از قصد خود برای انجام یک حرکت ساده آگاه می‌شویم.

دقیقاً چه زمانی می‌فهمیم تصمیم گرفته‌ایم؟

یکی از مشکلات مهم آزمایش لیبت این بود که باید زمان آگاه‌شدن از تصمیم را اندازه می‌گرفت؛ چیزی که برخلاف فعالیت مغز، دستگاه مشخصی برای ثبت مستقیم آن وجود ندارد.

پژوهشگران می‌توانستند با نوار مغزی فعالیت الکتریکی مغز را ثبت کنند، اما زمان آگاه‌شدن فرد از تصمیمش فقط از طریق گزارش خودش مشخص می‌شد. شرکت‌کننده دست یا انگشتش را حرکت می‌داد و بعد روی ساعت نشان می‌داد چه زمانی برای اولین‌بار قصد حرکت را احساس کرده است. مشکل اینجا بود که زمان تصمیم فقط براساس حافظه و گزارش فرد تعیین می‌شد؛ آن هم پس از انجام حرکت.

همین موضوع می‌تواند نتیجه را تغییر دهد. ممکن است خود حرکت باعث شود فرد زمان تصمیمش را کمی متفاوت به یاد بیاورد، مثلاً تصور کند تصمیمش دیرتر از زمانی که واقعاً شکل گرفته، اتفاق افتاده است. اگر زمان آگاهی از تصمیم با چنین عدم‌قطعیتی اندازه‌گیری شود، فاصله میان پتانسیل آمادگی و تصمیم آگاهانه نیز دیگر به آن روشنی که در نگاه اول به‌نظر می‌رسد، نیست.

اما یک سؤال مهم‌تر هم مطرح شد: آیا خود پتانسیل آمادگی واقعاً نشانه تصمیم‌گرفتن مغز است؟ شاید پتانسیل آمادگی اصلاً خود تصمیم نباشد.

در سال ۲۰۱۲، پژوهشگران نگاه تازه‌ای به پتانسیل آمادگی مطرح کردند. تا پیش از آن، این سیگنال معمولاً نشانه‌ای از شروع فرایند حرکت در مغز در نظر گرفته می‌شد. بنابراین، اگر پتانسیل آمادگی پیش از آگاهی فرد ظاهر می‌شد، این برداشت شکل می‌گرفت که مغز زودتر از خود فرد تصمیم گرفته است. اما پژوهش سال ۲۰۱۲ نشان داد ماجرا می‌تواند توضیح دیگری نیز داشته باشد.

مغز حتی زمانی که ظاهراً کاری انجام نمی‌دهیم، کاملاً ساکت نیست. فعالیت شبکه‌های عصبی دائماً بالا و پایین می‌رود. در آزمایش‌هایی مانند آزمایش لیبت نیز فرد می‌داند که باید در چند لحظه آینده دستش را حرکت دهد، اما زمان دقیق حرکت را از قبل مشخص نکرده است.

براساس مدلی که پژوهشگران ارائه کردند، فعالیت مغز مدام نوسان می‌کند و بالا و پایین می‌رود. اگر این فعالیت از یک حد مشخص عبور کند، حرکت آغاز می‌شود. می‌توان آن را شبیه عقربه‌ای تصور کرد که مرتب حرکت می‌کند و وقتی از یک خط مشخص رد می‌شود، عمل اتفاق می‌افتد.

نکته مهم این است که پتانسیل آمادگی از میانگین‌گیری فعالیت مغز پیش از چندین حرکت به‌دست می‌آید. وقتی این داده‌ها روی هم قرار می‌گیرند، نوسان‌های طبیعی مغز می‌توانند شبیه یک افزایش تدریجی دیده شوند.

پس ظاهرشدن پتانسیل آمادگی لزوماً به این معنا نیست که مغز از قبل تصمیم گرفته است. این سیگنال شاید فقط بخشی از فرایندی باشد که درنهایت به حرکت می‌رسد. پژوهش سال ۲۰۱۲ نیز دقیقاً همین احتمال را مطرح کرد و نشان داد تفسیر تصمیم ناخودآگاه تنها توضیح ممکن نیست.

پژوهش‌های بعدی چقدر نتیجه لیبت را تأیید کردند؟

اگر آزمایش لیبت واقعاً نشان داده باشد که مغز پیش از آگاهی ما تصمیم می‌گیرد، باید انتظار داشته باشیم پژوهش‌های بعدی نیز این نتیجه را با اطمینان بالایی تکرار کرده باشند. اما ماجرا به این سادگی نیست.

در سال ۲۰۲۱، پژوهشگران نتایج چندین آزمایش مشابه لیبت را کنار هم گذاشتند. در مجموع، همان الگوی کلی دیده می‌شد: فعالیت مغز پیش از زمانی آغاز می‌شد که افراد می‌گفتند از قصد خود برای حرکت آگاه شده‌اند.

اما یک نکته مهم وجود داشت. برای بررسی فاصله زمانی میان شروع فعالیت مغز و آگاهی فرد از تصمیمش، فقط شش مطالعه داده‌های مناسب داشتند. همین تعداد کم باعث می‌شود نتوان با اطمینان زیادی درباره این فاصله زمانی حرف زد.

پژوهش‌های دیگری نیز نشان داده‌اند که پتانسیل آمادگی همیشه نشانه قطعی تصمیم‌گرفتن نیست. حتی در یک مطالعه، این سیگنال قبل از انتخاب‌های ساده و بی‌اهمیت دیده شد، اما پیش از بعضی تصمیم‌های سنجیده و هدفمند دیده نشد.

این یافته‌ها وجود اراده آزاد را ثابت نمی‌کنند. فقط نشان می‌دهند جمله‌ای مثل «علوم اعصاب ثابت کرده است مغز قبل از ما تصمیم می‌گیرد» بسیار ساده‌تر از چیزی است که داده‌های علمی واقعاً می‌گویند. همین تردیدها باعث شدند پژوهشگران سراغ روش‌های تازه‌تری بروند؛ روش‌هایی که بتوانند زمان شکل‌گیری تصمیم را دقیق‌تر بررسی کنند و کمتر به حافظه فرد وابسته باشند. یکی از تازه‌ترین تلاش‌ها در این زمینه، پژوهشی است که در سال ۲۰۲۶ منتشر شد.

پژوهش ۲۰۲۶: اگر قبل از انجام کار از فرد بپرسیم چه؟

یکی از ایرادهای مهم آزمایش لیبت این بود که افراد باید بعد از انجام حرکت، زمان تصمیمشان را به یاد می‌آوردند. در سال ۲۰۲۶، گروهی از پژوهشگران تلاش کردند این مشکل را به روش دیگری حل کنند. این بار پژوهشگران منتظر نماندند تا فرد کاری را انجام دهد و بعد، از او درباره تصمیمش بپرسند. آنها در همان زمانی که تصمیم درحال شکل‌گرفتن بود، از فرد سؤال می‌کردند.

شرکت‌کنندگان باید از یک دسته مشخص، مثلاً حیوانات، کلمه‌ای را پیدا و آن را تایپ می‌کردند. این کار با حرکت ساده انگشت در آزمایش لیبت فرق داشت؛ فرد باید در ذهنش دنبال یک کلمه می‌گشت، آن را انتخاب می‌کرد و سپس تایپش می‌کرد.

در زمان‌های مختلف و بدون اینکه شرکت‌کننده از قبل بداند چه موقع، کار متوقف می‌شد و روی صفحه از او می‌پرسیدند: «آیا همین الان قصد داشتید کلمه بعدی را تایپ کنید؟» اگر پاسخ مثبت بود، باید می‌گفت چه کلمه‌ای در ذهنش بوده است. به این ترتیب، پژوهشگران به‌جای اینکه بعداً از فرد بخواهند زمان تصمیمش را به یاد بیاورد، در همان لحظه بررسی می‌کردند که آیا از تصمیم بعدی خود آگاه است یا نه.

در مجموع ۵۱ نفر در دو آزمایش شرکت کردند. براساس نتایج به‌دست آمده، هرچه فرد به انجام عمل نزدیک‌تر می‌شد، احتمال آگاه‌بودنش از تصمیم بعدی نیزهم بیشتر بود. برآوردها نشان می‌دادند این آگاهی گاهی بیش از یک ثانیه پیش از عمل شکل می‌گیرد و میانگین آن، پس از اصلاح‌های آماری، حدود ۱٫۸ ثانیه پیش از عمل بود. البته این عدد را نمی‌توان مستقیماً با حدود ۲۰۰ میلی‌ثانیه در آزمایش لیبت مقایسه کرد، چون روش اندازه‌گیری در این دو پژوهش یکسان نبود.

در بخشی از آزمایش که فعالیت مغز با نوار مغزی ثبت می‌شد، پژوهشگران متوجه شدند پیش از زمانی که افراد از قصد خود برای تایپ کلمه بعدی خبر می‌دادند، سیگنالی شبیه پتانسیل آمادگی دیده می‌شد. این سیگنال زمانی قوی‌تر می‌شد که فرد از تصمیم بعدی خود آگاهی داشت.

این یافته مهم است، چون نشان می‌دهد آگاهی از تصمیم لزوماً چیزی نیست که فقط بعد از انجام عمل ساخته شود. دست‌کم در این آزمایش، افراد پیش از انجام کار از قصد خود خبر داشتند و هم‌زمان نشانه‌هایی از آن در فعالیت مغز نیز دیده می‌شد.

البته پژوهش سال ۲۰۲۶ وجود اراده آزاد را ثابت نمی‌کند. اما نشان می‌دهد آگاهی از تصمیم ممکن است پیش از انجام عمل شکل بگیرد، نه اینکه فقط بعد از عمل به‌وجود بیاید. بنابراین این تصور که «مغز تصمیم را می‌گیرد و آگاهی تازه بعداً از آن باخبر می‌شود» دیگر به این سادگی قابل‌دفاع نیست.

شاید سؤال را اشتباه پرسیده‌ایم: مغز در برابر من نیست

پشت بسیاری از بحث‌ها درباره اراده آزاد یک سردرگمی مهم وجود دارد. می‌گوییم: «مغز قبل از من تصمیم گرفت.» اما این من چیست که جدا از مغز و در مقابل آن قرار گرفته است؟

اگر افکار، حافظه، احساسات، هدف‌ها و تصمیم‌های ما به فعالیت مغز وابسته باشند، عجیب نیست که پیش از آگاه شدن از یک تصمیم، فعالیتی در مغز دیده شود. برای اینکه تصمیمی را آگاهانه تجربه کنیم، ابتدا باید فرایندی در دستگاه عصبی، آن تجربه را شکل دهد. اینکه تصور کنیم اول من تصمیم می‌گیرد و بعد مغز از آن باخبر می‌شود، رابطه ذهن و مغز را برعکس می‌کند.

پس سؤال اصلی این نیست که آیا مغز در تصمیم‌گیری نقش دارد؛ واضح است که دارد. سؤال مهم‌تر این است: کدام فرایندهای مغزی را می‌توان تصمیم خود فرد دانست و چه زمانی کنترل او واقعاً مختل می‌شود؟

اینجا یک سؤال مهم پیش می‌آید: اصلاً آزاد بودن یعنی چه؟ بعضی‌ها می‌گویند انسان فقط وقتی واقعاً آزاد است که در همان شرایط، بتواند انتخاب دیگری هم بکند. یعنی اگر همه‌چیز از قبل به‌وسیله قوانین طبیعت و اتفاقات قبلی تعیین شده باشد، دیگر انتخاب ما کاملاً آزاد نیست.

اما دیدگاه دیگری می‌گوید آزادی لازم نیست به این معنا باشد که از قوانین طبیعت خارج شویم. مهم این است که تصمیم از خود ما آمده باشد؛ یعنی براساس خواسته‌ها، افکار، دلایل و ارزش‌های خودمان انتخاب کرده باشیم، نه اینکه کسی ما را مجبور کرده یا چیزی کنترل ما را از بین برده باشد.

از این نگاه، بهتر است اراده آزاد را فقط در یک لحظه خاص جست‌وجو نکنیم. مهم‌تر این است که ببینیم فرد تا چه اندازه می‌تواند رفتار خودش را کنترل کند، دلایل را بسنجد و براساس آن‌ها تصمیم بگیرد.

آزمایش‌هایی مثل آزمایش لیبت فقط چند لحظه پیش از یک حرکت ساده را بررسی می‌کنند، اما بیشتر تصمیم‌های مهم زندگی این‌طور نیستند. انتخاب شغل، ازدواج، مهاجرت یا تغییر مسیر زندگی ممکن است طی ساعت‌ها، ماه‌ها یا حتی سال‌ها شکل بگیرد.

بنابراین اینکه مغز ما طبق قوانین طبیعت کار می‌کند، لزوماً به این معنا نیست که هیچ اختیاری نداریم. می‌توان انسان را از دو زاویه دید: از یک طرف، بدن ما از سلول‌ها و اتم‌ها ساخته شده است و از طرف دیگر، موجوداتی هستیم که فکر می‌کنیم، ترجیح می‌دهیم و تصمیم می‌گیریم. این دو نگاه با هم تناقضی ندارند.

پس شاید پرسش «مغز تصمیم گرفت یا من؟» از همان ابتدا کمی گمراه‌کننده باشد؛ چون مغز چیزی جدا از من نیست که بخواهد به‌جای من تصمیم بگیرد.

هوش مصنوعی ممکن است آزمایش فکری بعدی ما باشد

بحث اراده آزاد که قرن‌ها درباره انسان مطرح بوده، حالا با هوش مصنوعی شکل تازه‌ای پیدا کرده است: آیا یک سیستم هوش مصنوعی نیز می‌تواند نوعی اراده آزاد داشته باشد؟

برای پاسخ، لازم نیست دنبال چیزی اسرارآمیز یا کاملاً تصادفی درون ماشین بگردیم. می‌توان چند سؤال ساده‌تر پرسید: آیا سیستم هدف دارد؟ آیا می‌تواند میان چند گزینه انتخاب کند؟ و آیا می‌تواند رفتار خود را طوری کنترل کند که بر نتیجه اثر بگذارد؟

اگر سیستمی واقعاً چنین توانایی‌هایی داشته باشد، شاید بتوان در معنایی مشخص و عملی درباره نوعی اختیار در آن صحبت کرد. البته این به آن معنا نیست که هوش مصنوعی‌های امروزی حتماً اراده آزاد دارند؛ مسئله فعلاً بیشتر درباره تعریف معیارهاست.

اهمیت این بحث فقط به هوش مصنوعی مربوط نمی‌شود. برای اینکه بفهمیم یک ماشین انتخاب می‌کند یا فقط از دستورها پیروی می‌کند، مجبوریم دقیق‌تر مشخص کنیم که اصلاً انتخاب، کنترل و تصمیم‌گیری چه معنایی دارند.

همین پرسش‌ها دوباره به خود ما برمی‌گردند: آیا آگاهی برای اراده آزاد لازم است؟ آیا موجودی که برنامه‌ریزی و میان گزینه‌ها انتخاب می‌کند، اما تجربه آگاهانه ندارد، می‌تواند آزاد باشد؟ و وقتی می‌گوییم «من تصمیم گرفتم»، دقیقاً چه چیزی آن تصمیم را به تصمیم ما تبدیل می‌کند؟ هوش مصنوعی شاید پاسخ نهایی این پرسش‌ها را ندهد، اما می‌تواند کمک کند خود سؤال‌ها را دقیق‌تر و روشن‌تر مطرح کنیم.

پس بالاخره اراده آزاد داریم یا نه؟

بعد از همه این آزمایش‌ها شاید انتظار داشته باشیم علم بالاخره یک جواب روشن بدهد: بله یا نه. اما پاسخ فعلی ساده نیست: هنوز نمی‌دانیم و حتی ممکن است خود سؤال هم نیاز به تعریف دقیق‌تری داشته باشد.

آزمایش لیبت یک نکته مهم را نشان داد: فعالیت مغز برای بعضی حرکت‌های خودخواسته می‌تواند پیش از زمانی شروع شود که فرد می‌گوید از تصمیم خود آگاه شده است. این یافته واقعی و مهم است. اما امروز می‌دانیم پتانسیل آمادگی لزوماً به این معنا نیست که مغز از قبل تصمیم نهایی را گرفته است. بخشی از این فعالیت ممکن است نتیجه نوسان‌ها و جمع‌شدن تدریجی فعالیت عصبی باشد. از طرف دیگر، اندازه‌گیری دقیق لحظه‌ای که فرد از قصد خود آگاه می‌شود نیز کار ساده‌ای نیست و خطاهای زیادی دارد.

پژوهش‌های بعدی نیز نشان داده‌اند که بعضی نتیجه‌گیری‌های مشهور درباره آزمایش لیبت آن‌قدر قطعی نیستند که قبلاً تصور می‌شد. حتی شواهد جدیدتر نشان می‌دهند آگاهی از قصد می‌تواند پیش از انجام عمل و هم‌زمان با شکل‌گیری فرایندهای مغزی ظاهر شود.

این یافته‌ها ثابت نمی‌کنند که ذهن از مغز جداست یا اراده آزاد به معنای فلسفی آن حتماً وجود دارد. اما در عین حال هم نمی‌توان گفت علم سال‌ها پیش ثابت کرده که «اراده آزاد فقط یک توهم است».

شاید اشتباه ما این است که تصمیم‌گیری را مثل فشردن یک دکمه تصور کرده‌ایم؛ انگار در یک لحظه مشخص یا مغز تصمیم می‌گیرد یا من. درحالی‌که تصمیم احتمالاً یک فرایند تدریجی است که در آن حافظه، اهداف، ارزش‌ها، اطلاعات حسی، وضعیت بدن و فعالیت مغز کم‌کم به یک انتخاب می‌رسند. آگاهی هم بخشی از همین فرایند است، نه چیزی جدا از مغز.

شاید مهم‌ترین چیزی که از آزمایش لیبت یاد گرفتیم این نباشد که «ما آزاد نیستیم»، بلکه این باشد که هنوز دقیقاً نمی‌دانیم یک تصمیم چگونه و در چه مرحله‌ای شکل می‌گیرد. و شاید سؤال اصلی هنوز این باشد: یک تصمیم از چه زمانی واقعاً تصمیم محسوب می‌شود؟

مهدیه یوسفی
مهدیه یوسفی

    دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
    • netexp

      پیشنهاد میکنم ویدیوی منبع اصلی این پست رو مشاهده کنید و لذت ببرید:
      https://youtu.be/MI0UR4KISCw?is=KuHzEJPEb7Dpgqj3

    مطالب پیشنهادی