اقتصاد دیجیتال و رابطه نمایندگی؛ پیشنهاد دیجیاتو: وزیر و معاونانش حقوق نگیرند
وقتی تصمیمهایی با اثرات گسترده اقتصادی اتخاذ میشود، انتظار این است که تصمیمگیران، دستکم بخشی از تبعات آن را لمس کنند.
در شرایطی که کشور هفتههاست با پیامدهای یک وضعیت جنگی و قطع گسترده در ارتباطات اینترنتی روبهروست، بخش قابل توجهی از اقتصاد دیجیتال ایران عملاً در وضعیت تعلیق قرار گرفته است. هزاران کسبوکار کوچک اینترنتی، شرکتهای نوپا، فروشگاههای آنلاین و فریلنسرها، نه بهدلیل ضعف مدیریتی یا نبود تقاضا، بلکه صرفاً بهواسطه قطع زیرساخت ارتباطی، از چرخه عادی فعالیت خارج شدهاند.
اینترنت از منظر اقتصادی، برای هزاران کسبوکار زیرساخت مولد است، نه ابزار جانبی و قطع یا محدودسازی آن، بهمعنای کاهش شدید جریان درآمدی بنگاههاست. در حالی که بخش عمدهای از هزینهها مانند حقوق و دستمزد، بیمه، مالیات، اجاره و تعهدات قراردادی ماهیت ثابت دارند، فروش و منابع درآمدی این شرکتها به شدت آسیب دیده و این عدمتقارن میان درآمد و هزینه، دقیقاً همان نقطهای است که ریسک ورشکستگی را بهسرعت افزایش میدهد.
در چنین شرایطی، نهادهای دولتی عمدتاً وعده حمایت میدهند یا اظهار همدلی میکنند. اما حمایتهای دولتی معمولاً درد چندانی از شرکتها دوا نمیکند. سازمانهایی مانند تامین اجتماعی یا اداره امور مالیاتی نیز حداکثر مهلتی کوتاه مدت برای پرداخت تعهدات شرکتها به آنها میدهند.
در حوزه اقتصاد دیجیتال، آنچه از وزارت ارتباطات بهعنوان متولی مستقیم زیرساخت ارتباطی کشور انتظار میرود، درک واقعیت اقتصادی بخش خصوصی است. در هفتههای اخیر، بارها از سوی مدیران این وزارتخانه بر لزوم همدلی، همراهی و حمایت از فعالان اقتصاد دیجیتال تأکید شده؛ اما باید پرسید که این همدلی تا چه اندازه به تجربه واقعی فشارهای اقتصادی نزدیک است و حمایتهای وعده داده شده تا چه میزان میتواند مشکل کسبوکارها را برطرف کند.
تجربه نشان داده که ساختار حقوق و مزایای بخش دولتی، بهویژه در سطوح مدیریتی، بهگونهای است که کمترین تأثیر را از این نوسانات میپذیرد. حقوق ثابت، امنیت شغلی و تداوم مزایا باعث میشود قطع اینترنت، هرچند از منظر سیاستگذاری چالشبرانگیز باشد، اما فشار معیشتی مستقیمی برای تصمیمگیران ایجاد نکند. از سوی دیگر، مدیران کلان در سطح وزارت، از آنجا که عمدتاً یا تمام دوران فعالیتشان را در دستگاههای دولتی گذراندهاند یا سابقه دانشگاهی دارند، با حساسیتها و ریزهکاریهای اداره یک بنگاه اقتصادی آشنا نیستند و درکی تا حدودی انتزاعی از اداره کسبوکار دارند. آنان «مدیران هزینه» هستند. بودجه میگیرند و برنامههایی را اجرا میکنند که نتیجه آن برنامهها، مستقیماً بر سرنوشت و درآمدشان اثری نمیگذارد. همین فاصله ادراکی است که باعث میشود عمق بحران درک نشود و «رابطه نمایندگی» را پیش میکشد.
رابطه نمایندگی چیست
پس از وقوع انقلاب صنعتی و سپس، بهویژه در قرن بیستم، مفهومی جدید در جوامع غربی شکل گرفت و تئوری نمایندگی (Agency Theory) بهصورت جدی مطرح شد.
انقلاب صنعتی و رشد شرکتهای سهامی، پدیده جدایی مالکیت و مدیریت را برجسته کرد و موجب شد شاهد فعالیت مدیرانی باشیم که خود مالک شرکتهای تحت مدیریتشان نبودند. این مفهوم به سرعت از سطح شرکتداری فراتر رفت و در سیاست و مدیریت جامعه نیز اهمیت خود را نشان داد.
بر اساس این نظریه، فرد یا نهاد نماینده (Agent)، به نیابت از کارفرما یا اصیل (Principal) تصمیمگیری میکند، اما منافع، انگیزهها، ادراکات یا هزینههای این دو گروه لزوماً همسو نیست. این ناهمسویی از جمله در تضاد یا تعارض منافع یا تفاوت در میزان قرارگیری در معرض ریسک (Risk Exposure) نمایان میشود.
نماینده (در اینجا مسئولان دستگاههای دولتی از جمله وزارت ارتباطات)، اختیار تصمیمگیری دارد، اما پیامدهای تصمیم متوجه او نیست. او ممکن است بهدنبال کاهش ریسک شخصی تصمیمات، حفظ موقعیت یا اجرای دستورات بالادستی باشد، اما اصیل، که به درآمد و پایداری اقتصادی میاندیشد، باید خسارت و هزینه این تصمیمات را تحمل کند.
دو پیشنهاد به مسئولان وزارت ارتباطات
موضوع این یادداشت البته متهمکردن مسئولان یا نادیدهگرفتن پیچیدگیهای حکمرانی و امنیت نیست. روشن است که مدیریت ارتباطات در شرایط بحرانی، ساده و تکبعدی نیست و ضمناً میدانیم که مسئولان با نهایت حسن نیت تصمیمگیری میکنند. اما وقتی تصمیمهایی با اثرات گسترده اقتصادی اتخاذ میشود، انتظار طبیعی این است که تصمیمگیران، دستکم بخشی از تبعات آن را در سطح فردی و سازمانی لمس کنند یا لمس کرده باشند.
با همین نگاه و به منظور کاهش فاصله تصمیمگیریها و نتایج، دو پیشنهاد مشخص را با مسئولان وزارت ارتباطات (وزیر ارتباطات و معاونان و مدیران ارشدش) مطرح میکنیم:
1- در شرایط کنونی که کسبوکارها در حالت بقا قرار دارند و بسیاری از آنها ناچار از تعدیل نیرو و سایر هزینهها هستند، بهتر این است که مستقیماً با گروههای مختلف کسبوکاری حوزه اقتصاد دیجیتال جلساتی برگزار و مشکلات آنها به طور مستقیم شنیده شود. برگزاری جلسه با چند مسئول صنفی راهگشا نیست. برای تصمیمگیری و حمایت از جامعه متنوع اکوسیستم اقتصاد دیجیتال، باید حرف و مشکل همه را شنید و برای آنها راهکار یافت.
2- گروهی از فعالان اقتصاد دیجیتال، فریلنسرها، صاحبان فروشگاههای کوچک اینستاگرامی و کارکنان تعدیل شده شرکتها هستند. برای این افراد نمیتوان راهکار سازمانی در نظر گرفت. اما همانگونه که ذکر شد، مسئولان تصمیمگیر به دلیل برخورداری از موقعیت دولتی، هرگز قادر به لمس مشکل درآمدی و اختلال ایجاد شده در زندگی این افراد نیستند و تا زمانی که این مشکلات را لمس نکنند، راهکاری هم برای آن نخواهند داشت. پیشنهاد مشخص ما این است که مسئولان ردهبالای وزارت ارتباطات (و چرا که نه؛ معاونت علمی، شورا و مرکز ملی فضای مجازی، سازمان تامین اجتماعی و وزارت امور اقتصادی و دارایی) تا پایان شرایط جنگی و امنیتی، حقوق نگیرند. لمس مشکل بیپولی شاید به آنها کمک کند که بهتر ببینند و بهتر تصمیم بگیرند. این اقدام از جنبهای دیگر نمادین است تا مردم بدانند مسئولان دولتی نیز درد آنها را میفهمند.
چنین اقدامی، هرچند بهتنهایی مشکل کسبوکارها را حل نمیکند، اما میتواند پیام روشنی به همراه داشته باشد: همدلی صرفاً در سطح گفتار باقی نمانده و ارادهای برای پذیرش بخشی از هزینهها وجود دارد.
اقتصاد دیجیتال با دستور، شعار، همدلی و عذرخواهی زنده نمیماند؛ بلکه با درک متقابل، تصمیمگیری مسئولانه و تقسیم منصفانه هزینههاست که میتواند از این دوره عبور کند. شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، نیاز است فاصله میان اتاقهای تصمیمگیری و واقعیت کف بازار کمتر شود.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.



میگن همایت میکنیم یک مثال ساده بزنم چند ماه آخر سال ۱۳۹۸ کرونا وارد ایران شد همه کسب کارها تعطیل شدن و بعد از مدتی اومدن سرکار ولی یکسری جاها مثل استخر و سالنهای عروسی بسته شدن و تقریبا یک سال کار نکردن و اگر شروع به کار میکردن پلمپ میشدن سر سال که شد من به شخصه دیدم که اداره مالیات کوتاه نمیومد و میگفت من پول میگیرم میخواستی باز کنی / حمایت وزارت ارتباطات و بقیه فقط لب دهنه از جیب بیاید تاوانشو بدی اگر شلواری به تن داشته باشی که جیبی داشته باشه / متاسفانه اینجا ایران در این برهه زمانی این شکلیه
تو این اوضاع زومیت خیلی بد رفتاری میکنع با کاربرا.
اینترنت باز بشه از همه جا انفالوش میکنم.
خصوصا مدیرعاملش یوسف نژاد به زودی میبینه نتیجه کاراشو
نبود گوش شنوا و پیشنهاد ماند پیشنهاد... برای همیشه, مثل همیشه. خلافش هم بود یه وقتی فکر نشه که به خاطر تلاش کسی بوده, فقط بدونید که به خواست اونایی که خودشون میدونن کی هستن بوده نه بقیه
یادتان باشد بعضی ها گفتن "پیشنهاد" میدهیم اینترنت وصل شود ماه های پیش... پ داشت تو اسمش.. ایشون مقام ارشد دولتی هستند(حداقل در ظاهر) و اهمیتی نداشت... دیگه حساب کنید "پیشنهاد" های بقیه چه اهمیتی دارد
برا خودم بلند بلند دارم حرف میزنم اینجا و مهم هم نیست هر کاری بکنم یا چیزی انجام بدم.. بالاخره اولویت آقایان خیلی وقته به وضوح معلومه چیا هست . رعیت رو چه به سیاست
اینا انقد از فیل ترینگ زدن به جیب که تا اخر عمر زندگی خودشون و چند نسل شون تامینه
نمونه ش همون شخصی که چند روز قبل در کرمان دستگیر کردن
یه فیل فروش پاپتی توی یه ماه 2 میلیارد درامد داشته شما خودت حساب کن اینا از فیل فروشی و شرکت دانش بنیان و امثال اینا
به هشتگ اینترنت فارس سر بزنید اگر خبرنگار دلسوزی از اینجا گذر کرد ما در حال مطالبه ملی هستیم ... صدای ما باشید ..
#اینترنت
#اینترنت_آزاد
#اینترنت_بین_الملل
#اعتراض
پر از اسکمره توصیه میکنم نرید اونجا
جناب بیک عزیز ممنون از قلم شما .. ما در پلتفرم فارس هشتگ اینترنت سعی کردیم مطالبمون رو نشون بدیم و نزدیک ۲۰۰۰۰ هشتگ جمع شده ... همه روایت ها و مشکلاتشونو عنوان کردن و منتظرن خبرنگار توانایی مثل شما ازشون حمایت کنه صدای ما باشید
به هشتگ اینترنت فارس سر بزنید اگر خبرنگار دلسوزی از اینجا گذر کرد ما در حال مطالبه ملی هستیم ... صدای ما باشید ..
#اینترنت
#اینترنت_آزاد
#اینترنت_بین_الملل
#اعتراض
اینو داشتم می خوندم یاد روزهایی افتادم که فیلترینگ به وجود اومد همون صفحه کزایی تارنمای پویا بود یا یه همچین چیزی که روزای گرفتن وبلاگنویس ها بود که خودم اون زمان وبلاگ نویس بودم.
بعد تا اونجا که خبر دارم دورانی هم بود برای بستن روزنامه ها و مجله ها فکر کنم باید دوران خاتمی بوده باشه.
بعد به این فکر می کردم که چی شد همه شدن مطیع و مجیز گو. و چرخ هیچ چیز نمی چرخه جز عقب گرد کردن
هییی روزگارر. هییی چرخ گردون
دمت گرم آقای بیک عزیز که ما رو یاد شوق نوشتن ذهن آزاد بدون ترس انداختی. اون زمان نوشتن و زندگی یه معنای دیگه ای داشت لااقل برای من.
یوسف نژاد و زومان بدردنخور ببینید و یاد بگیرید
برای آقا کامنت گذاشتیم و بهش ثابت کردیم سیمکارت سفید داره برخورد بهش اکانت مارو بن کرد!
واقعا زومیت خودشو خیلی خراب کرد. یه ذره ازش تعریف کردن از خود بی خود شد.
طرف حتی کامنتای مردمو هم نمیذاره منتشر بشع بعد برا کاربران محدودیت 30 روزه سایت وضع کرده.
به زودی ریزش کاربر شدیدی پیدا میکنه.
واقعا نباید از کسی تعریف کرد خصوصا همین یوسف نژاد فکر نمیکردم اینطوری باشه.
دیجیاتو پخش کن نظرمو تا ببینن
یادم نیست یکی از مسئولین بود و یا اون دختر ۱۸ساله با پارتی منشی مامان/باباش تو شهرداری شده بود...فیش حقوقیش لو رفت اگر ۱۰تومن حقوق بود ۲۰ تومن مزایا بود!! بماند امار سهام و خیلی از چیزهای دیگه رو هم دارن... با این وجود عمرا بی خیال هیچکدوم بشند
ولی بازم مرسی برای این پیشنهاد
الان این اتش بس ۲هفته ای کجای دلم بزارم موندم !!فکرنکنم باز نت وصل بشه
فکر کن باز کنن!!!
بله شدنی بود. متتها آقایون دقیقا بابت همین دست تصمیماتشون هست که حقوق دولتی میگیرن.
پیشنهاد جالبی،ه ولی فکر کنم در حد پیشنهاد میمونه مثل پیشنهادای دیگه..
واقعاً باید دید آیا این بی مسئولیت ها حاضرند بدون حقوق زندگی کنند که اینقدر راحت زندگی مردم را به بهانه های واهی تحت تأثیر قرار میدهند؟
حقوق چیه میگی؟ به اینا حقوق بگی بهت میخندن.
شکم سیر از شکم گشنه خبر ندارد!
فکر کردی اینا با حقوق کع میگیرن زندگی میکنن؟؟؟
اینا از جاهایی درامدایی فضایی دارن که تصورشم نمیتونی بکنی.
اینا اصلا حقوق براشون مهم نیس ارزش نداره.
فکر کردی چرا خودشونو میکشن وزیر بشن بخاطر حقوق؟؟؟ نه نه.
هنوز یه نماینده مجلس ماهانه 4 میلیارد در میاره ببین وزیر چقدر در میاره.
مردم نون ندارند؟
اشکال نداره بجاش شیرینی بخورند.
دانمارکی با خیار :///
پیشنهاد بسیار خوبیه
مرسی از دیجیاتو که شرف رو در سایت های دیجیتال ایرانی زنده نگه داشته
دمشون گرم، شرافت و رو راستی متای کمیابی شده این روزها... مستقیم نگم زومیت.
اموال وزیر هم باید بین مردم و کسب و کارهای اسیب دیده تقسیم شود.
نمی دونم چرا ولی خیلی با این پیشنهادتون موافقم
دبی هم جنگه اکراین هم جنگه اسراییل هم جنگه پس چرا اونجا اینترنت قطع نیست ؟؟
چون مخالفانشون کمتر از موافقانشونه. برعکسه ایران