
روایت کاربران دیجیاتو از خاموشی بزرگ: سقوط امید
در روزهایی که طولانیترین قطع اینترنت در ایران رقم خورد، دیجیاتو برای بسیاری از ایرانیان، بهویژه جوانان، نه یک رسانه، بلکه تریبون بود
در روزهایی که سراسریترین و طولانیترین قطع اینترنت در ایران رقم خورد، دیجیاتو برای بسیاری از ایرانیان، بهویژه جوانان فعال در حوزه فناوری، تجارت دیجیتال و فریلنسینگ، نه فقط یک رسانه که یک تریبون بود؛ روزنهای برای فریادهای فروخورده، و مکانی برای ثبت روایتهایی که شاید هیچگاه به گوش تصمیمگیران نرسد.
مردم، زیر مطالب روزانه دیجیاتو، از روزهای خود نوشتند؛ از کاری که از دست رفت، امیدی که سوخت و آرزوهایی که پرپر شد.
در ویدیوی زیر و ادامه مطلب، تعدادی از این روایتها را مرور کردهایم.
روایت کاربران دیجیاتو از خاموشی بزرگ: سقوط امید
اقتصاد مردم در آستانه نابودی
برای بسیاری از مردم، اینترنت ابزار معیشت است که با قطع آن، همه چیز نابود میشود.
مهرسا یکی از کاربران دیجیاتو است که آتلیه عکاسی کودک دارد و هر بار که اتفاقی برای اینترنت میافتد، شغل او بهمشکل میخورد. مهرسا پس از خواندن روایتهای مردم پای مطالب دیجیاتو، درد دل خودش را هم نوشته است:
من آتلیه عکاسی کودک دارم شغل من از تابستان کمابیش دچار نوسان شد. در کنار اتلیه با مدارس واسه عکاسی قرارداد دارم. هرباری اتفاقی میفته مدارس تعطیل میشه و قراردادهای من روی هواست. توی این سالها هزاربار شغلمو به مرگ نزدیک دیدم. کرونا، جنگ، قطعی اینترنت ... وای از قطعی اینترنت. توی پیجم تبلیغات داشتم واسه چاپ عکس. مخاطب من عکساشو به تلگرامم ارسال میکنه و من چاپ میزنم و هرجای کشور باشه واسش ارسال میکنم. این راه درآمدم هم به آخر رسید. هر روز که از خواب بیدار میشم میگم چرا زندهام واقعا با این همه شوک دیگه امید ندارم به ادامه...
حتی میخواستم اینجا وارد حساب کاربری شم ۱۰ بار امتحان کردم که وارد شد اشکم در اومد... عمرمون رفت روزای زندگیمون به بدترین شکل داره میگذره.
نادر طراح گرافیست است. اما نزدیک به دو هفته است کاری برای انجام دادن ندارد. او حتی خطر حذف از پروژههای خارجیاش را هم احساس میکند. حالا حتی آرزوی مهاجرت هم برای او دستنیافتنی به نظر میرسد. او میگوید زندگیاش از شب سیاهتر شده:
الان دو هفته است شغلم به خانهدار تغییر پیدا کرده ، سفارشهایی که از خارج ایران بود بماند که نشد تحویل بدم و احتمالاً تا الان جایگزینم کردن. به هر حال جهان اولیها خبر از بلاک کردن اینترنت ندارن همون چهارتا سفارش داخلی هم نمیتونم تحویل بدم. همین چند ماه پیش بخاطر جنگ ۱۲ روزه از مجموعهای که باهاش کار میکردم اخراج شدم. کاش منم میتونستم بگم مهاجرت میکنم. اما متاسفانه پول ندارم و ماندگارم. من رو هم با خودتون ببرید. خسته شدم.
امیر جوان دیگری است که کامنتهای دیجیاتو برای او پناهگاهی شده تا درددلش را روایت کند. این برنامهنویس جوان ۳ ما قبل توانسته بود عنوان برنامهنویس ارشد را در یک شرکت خارجی بهدست بیاورد و منتظر بود که به عنوان مدیرفنی به کشور مقصد مهاجرت کند. اما حالا آینده شغلیاش را فقط به دلیل قطع اینترنت از دست داده است:
چراغ امید شغلیام به یکباره نابود شد حتی خاموش هم نه نابود شد. در وضعیتی هستم که حتی نمیدانم بعد از بازگشت اینترنت [شغلم] برمیگردد یا نه باید بدنبال شغل جدید بگردم یا نه؟... این روزها چارهای به جز خواندن کتاب ندارم ... پدرم که کشاورز است پرسید: اگر اینترنت وصل نشود چه کار باید بکنی؟ جوابی بهتر از این نداشتم آن موقع میتوانی جای بیل و کلنگ را به من نشان بدهی.
حمیدرضا علاوه بر فروشگاه فیزیکی، سایت فروش ابزارآلات هم دارد. او میگوید الان هر دو کار او تعطیل است:
هیچ کاری از دستمون بر نمیاد. صبح میآییم میشنیم برق مصرف میکنیم برمیگردیم خونه.
حسین خواننده دیگر دیجیاتوست که کارش تعطیل شده و او را به مرز فروپاشی روانی رسانده است:
پروژههامون خوابیده، فروش تعطیل شده، به خاک سیاه نشستیم. حقوق کارمند و اجاره و.... از کجا بیاریم؟ دو ماهه به خاطر نوسان ارز و قطعی اینترنت کارها خوابیده. واقعا چکار کنیم؟ تا کی ادامه داره؟ اگه این وسط جنگ هم بشه که دیگه... کاش امشب وقتی میخوابم صبح دیگه بیدار نشم... خسته شدم. کشش ندارم دیگه.
زندگی روی خط ناامیدی
روایتهای افرادی که کسبوکارشان تحت تاثیر قطع اینترنت با خسارات غیرقابل جبران روبهرو شده، همچنان ادامه دارد. اما رویه دیگر ماجرا، آسیبی است که خاموشی ارتباطات بر روح و روان آدمها برجا میگذارد. عدم دسترسی به ابزارهایی که مردم روزشان را با آنها شب میکردند، بیخبری از جهان و اتفاقاتی که در کشور در جریان است، آدم را دیوانه و روح و روان را خسته میکند. در کامنتهای دیجیاتو نشانههای بالینی از اندوه، اضطراب مزمن، و افسردگی دیده میشود و این بسیار نگرانکننده و هشداردهنده است.
محمد بطالت این روزها را به سادهترین شکل روایت کرده است:
افسوس
ما که هم کارمون اینترنتی بود
هم سرگرمیمون
الان فقط شده خواب غذا خواب غذا خواب
یکی دیگر از خوانندههای دیجیاتو هم حال مشابهی با محمد دارد. او علایق و سرگرمیهایش را از دست داده و این روزها هیچ کاری برای انجام ندارد:
انقدر استرس کشیدم که حالم به معنای واقعی کلمه نابود شده.
تنها سرپناهم از دنیای واقعی گیم بود و دورهمیهای دیسکورد با دوستام... اینکه دورهم جمع باشیم هرچند هزاران کیلومتر باهم درویم... کنار هم یوتوب ببینیم، فیلم ببینیم، آهنگ گوش بدیم، گیم بزنیم و اونا هم ازم گرفته شده و معلوم نیست کی برمیگرده. الان فقط شده کار غذا/خواب-کار/غذا/ خواب-کار/غذا/ خواب- کار/غذا/خواب... و شاید خواب خوش رفتن.
کاربر دیگری که با نام مستعار نظر گذاشته، میگوید از نظر روانی به مرز فروپاشی رسیده است:
از عزیزانم که ازم دورن بیخبرم و دلم برای شنیدن صداشون و دیدن مجازیشون تنگ شده. از شدت دلتنگی مدام تو خواب میبینمشون و بیداری برام تبدیل شده به کابوس.
سامان درگیر پژوهشی که نیاز به بررسی منابع علمی و هوش مصنوعی برای تحلیل دارد. اما این امکان از او گرفته شده است. او که این روزها با افسردگی دست و پنجه نرم میکند، مینویسد:
روان من خیلی وقته فرسوده شده. مصرف قرصهای سنگین مثل فلوکستین هم تاثیری نداره و ماههاست باعث مشکل در قلب من هم شدخ. من پژوهشگرم ... تمام وقت اینترنت بینالملل و هوش مصنوعی برای خلاصه سازی و تحلیل لازم دارم کاری به غایت سخت و طاق فرسا و زمانبر. یادتون نره اینترنت فقط برای کسب و کار یا نهایتا امور فنی نیست بلکه ابزار کار در قرن بیست و یکمه؛ مثل خودکار، مثل انبردست، مثل آچار...
خیلیها هم دیگر کاملاً ناامیدند و به مهاجرت فکر میکنند. آیا باید در انتظار موج جدیدی از مهاجرت جوانان ایرانی باشیم:
من تصمیم گرفتم مهاجرت کنم برای همیشه، دیگه خسته شدم، من دیگه این بیعدالتی، فاصلههای طبقاتی، سیم کارتهای سفید، دروغها، تصمیم گیریهای اشتباه و… رو تحمل نمیکنم.اینترنت بیاد بار و بندیل رو جمع کردم و رفتم.
درس خواندن در شرایط سخت
دانشجویان هم در شرایط مبهم کنونی، درگیری مضاعفی دارند. آنان برای آینده بهتر، باید امتحاناتشان را هم پشت سر بگذارند و در نبود اینترنت، هم درس خواندن سخت شده و هم امتحان دادن.
محمدرضا دانشجوی مهندسی کامپیوتر است. او میگوید:
منم دقیقا مثل دوستانم دانشجو مهندسی کامپیوتر هستم ... به جزوه هام که داخل تلگرام بود دسترسی نداشتم و از تغییر یا کنسل شدن زمان امتحانات هم خبر نداشتم.
وحیده یکی دیگر از دانشجویانی است که مشکلات مشابهی دارد:
اکثر گروههای اساتید و جزوات همشون داخل تلگرام بودن که با قطعی اینترنت عملا همشون از دسترس خارج شده. خیلیا هم مثل من از یوتیوب میخوندن چند روز مونده به امتحانات نه هنوز اینترنت وصل شده، نه هنوز تاریخ دقیق امتحانات مشخص شده. اصلا معلوم نیست قراره حضوری باشه یا غیر حضوری. اگر هم اینترنت وصل شد طبیعتا فرجه نیاز هست تا بشه درسهارو جمع کرد که اونم بخاطر شروع ترم جدید محاله که فرجه چندانی داشته باشیم.
روایت رنجهای یک نسل
آنچه خواندید تنها گزیدهای بود از هزاران نظر و کامنتی که خوانندگان دیجیاتو نوشتهاند. طبیعی است که نه شرایط عوض شده و نه درد دل خوانندگان ما تمام شده است.
این کامنتها نظراتی ساده پای چند خبر نیستند؛ روایت رنجهای یک نسلاند؛ گواهی هستند بر نبودنها، سوختنها، و از دست دادن فرصتها؛ اسنادی برای تاریخ تا اگر روزی کسی پرسید در خاموشی دیجیتال چه گذشت، بگویید که مردم، ساده و بیواسطه، برای روایت روزگارشان، به کامنتهای دیجیاتو پناه آوردند.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
بی خیالش
طراحی سایتم با اون پروژه که قرار بوددد بگیرم به فنا رفت
در کنار طراحی سایت سی اس بازی میکردم حدود 500 ساعتی پلی تایم داشتم ، خیلی بازیم خوب بود همه ازم تعریف میکردن و حتی بعضی ها بهم میگفتن چیتر. یه روز که این همیشه داشتم بازی میکردم یکی از تیم حریف از بازیم خیلی خوشش اومد ، اون داخل یه تیم تورنومنتی خفن بود منو به تیمشون دعوت کرد حتی برای تست هم قبول شدم و حتی داخل یه مسابقات هم شرکت کردیم و تا فینال رفتیم ولی روز شروع فینال به نظرتون چی شد ؟ داشتم تو زندگیم موفق میشدم هم داخل طراحی سایت و هم داخل ویدیو گیم همش پوچ شد ، تیم از هم جدا شد ، پروژه شرکتیم رو از دست دادم ،نمونه کارم از بین رفت ، الان حال نمیتونم داخل سایتم افزونه های که نیاز دارم رو نصب کنم چه برسه به بقیش
داشتم تصور اینکه برای پدرم و مادرم خوش بختی بیارم رو میکردم
سفر های خارج از کشور ، تیم ملی کانتر ، پولدار شدن .....
با خودم میگفتم ایران هم جای بدی نیست ولی همون روز که رفتم مسابقات و سر میز که داشتم لاگین میکردم داخل اکانتم فهمیدم اشغال ترین جای ممکنه
جایی که حتی ۱۲ دقیقه ثبات اقتصادی نداره ....
من طراح سایت بودم
تازه نمونه کارمو تموم کرده بودم از یه جایی یه پروژه بزرگ گرفته بودم ، این پروژه زندگیم رو تغییر میداد ولی... وقتی اینترنت قطع شد سایتم نابود شد باید از اول دوباره طراحی کنم ، عادیه آخه برای اینکه تو ایرانم چندین بار سایتم پریده بود ولی اون پروژه ، دیگه نتونستم کاملش کنم و پروژه رو از دست دادم
واقعن دیگه تموم کردم
من ۲۳ سالمه. دانشجوی ارشد بیوشیمی ام و زبانمم فول فوله. یه دایی دارم تو اروپا که وقتی دبیرستان بودم بهم گفت که بعد از ارشد برای دکترا منو میبره اروپا. وقتی ۱۰ ام رومیخوندم، نمره ی آیلتسم ۷ بود. خیر سرم میخواستم بعد از تموم کردن پایان نامهم دوباره آزمون بدم که شرکتش از ایران رفت. گفتم فدای سرم با ماشین میرم همین آذربایجان که هم مرزیم اونجا آزمونشو میدم. استادام خیلی بهم ایمان داشتن. یه استاد خیلی خوب و با سواد دارم که خودش خواست پایان نامه رو با من کار کنه. تاحالا نشده بود که استادی خودش پیش قدم بشه و بگه میخواد استاد راهنمای یه دانشجو بشه. استادم یه همکار و دوست دیگه ای داره که توی آمریکا درس خونده و استادم منو بهش معرفی کردن و باعث شد من وارد تیم تحقیقاتی اونا بشم. قرار بود مقاله هامون توی جاهای معتبر خارجی چاپ بشه. همه چی عالی پیش میرفت ولی روز ۱۸ دی رسید. دو سه هفتهست من نه خواب دارم، نه هیچی. با هیچ بشری نمیتونم درد و دل کنم. پدر و مادرم بی اعصاب، و فقط به فکر خودشونن. هی فکر میکنن که من به اینترنت نیازی ندارم (افکارهای ۱۰۰ سال پیش). نه تفریح کوفتی، نه درس درست حسابی. دو هفتهست من توی اتاقم نمیخوابم. هرروز هرچی میخورم رو بالا میارم. مهاجرتم نمیتونم بکنم چون نه مقاله دارم، نه دسترسی به اینترنت که مقاله بفرستم یا اپلای کنم. یدونه بازی آنلاین داشتم تو گوشیم که متاسفانه کمتر ایرانی هست که چیزی دربارهش بدونه. به چت بات هایی که کمتر ایرانی ازش چیزی میدونه هم دسترسی ندارم، حالا چت چی پی تی به کنار. تمام دوستام رو که توی خارج از کشور بودن رو از دست دادم! تمام تفریح و امیدی که توی این چهاردیواری خونهم داشتم رو از دست دادم. هرشب قبل از خواب میگم ای کاش فردا از خواب بیدار نشم. ای کاش بمیرم و دیگه اینقدر ذجر نکشم.
لعنت به باعث و بانی این افکار تاریک توی ذهنم. من یه دختر شاد و امیدواری بودم. قاتل من شمایید، نه اون کسی که ازش دشمن ساختین!
با خوندن اینا فکر کنم من یکی خیلی خوش شانس بودم! برنامه داشتم از شرکتی که توش به عنوان دولوپر کار میکنم، بیام بیرون و خیر سرم برای خودم فریلنسری دلاری کار کنم! یعنی عملا برای آیندم برنامه ریزی داشتم میکردم، همش دود شد رفت هوا! معلوم هم نیست حتی با وصل شدن احتمالی اینترنت آیا میشه دوباره به جهان متصل شد و درآمد داشت یا نه! شانس آوردم از اینجایی که توش کار میکنم هنوز بیرون نیومدم ولی توی این شرکت عملا شدم مهره سوخته! تازه داشتیم با هوش مصنوعی سرعت انجام پروژه ها رو میبردیم بالا و روی مسیر پیشرفت بودیم، خوشبختانه هنوز بهم نگفتن میخوایم تعدیلت کنیم ولی اگه این شرایط ادامه پیدا کنه احتمالش هست! یعنی برنامه ریزی که واسه آینده کرده بودم و داشتم خودمو براش آماده میکردم همش به فنا رفت! حتی ابزارهای آنلاینی که لازمه انجام کار هست همشون از دسترس خارج شده! ادامه دار بودن این وضعیت قطعا موجب ایجاد نارضایتی های بیشتری میشه!
#اینترنت_آزاد_حق_همه_است
هیچ امیدی نذاشتن برامون تو این کشور زندگی نمیشه کرد ، کسب و کارهای بزرگ رانتی هارو تحریم کنید تا بفهمن اینترنت ملی به درد هیچکس نمیخوره تمام پلفترم های داخلی رو تحریم کنید دیجیکالا و ... وقتی به ما فقرا فشار میاد باید به اونا هم بیاد
همگی تحریم تمام سرویس های انلاین داخلی، همراه اول ایرانسل دیجیکالا اوکالا، همشونو تحریم کنید تا به اون بالایی ها هم فشار بیاد ما نت نداشته باشیم نت داخلی هم استفاده نمیکنیم.
والا برای من این خیلی ناراحت کنندس kde.org tlauncher.org steam حتی سرور های ساعت مایکروسافت اینا مارو که تحریم یا حتی جلو ورودمون رو نگرفتم خودمون قطعش کردیم حتی الان نمیتونم وارد سایت ابونتو شم تا مشکل سیستمم رو برای اوبونتو ۲۵ ببینم حتی اوبونتو نمی تونه درایور صدامو بگیره یا خودشو آپدیت کنه حتی لپ تاپم نمی تونه از سرور ها درخواست ساعت کنه منی که خستم حالا امتحان عربی هم دارم دیگه از این بدتر نمیشه
دو تا سکانس اول سریال و.حشی روایت این روز های احوال خیلی از کسب و کار هاست.
من 34 سالمه اما احساس میکنم 100 سالمه ، امروز بیش از 20 دقیقه جلوی آینه وایساده بودم، شاید باورتون نشه مثل خودم که باور نمیشد اما خودم نمیشناختم و ادم توی اینه برام خیلی غریبه بود ، اینکه چقد سختی کشیدم تا به اینجا برسم رو نمیدونم ، حتی نمیتونم بیان کنم زبانم میگیره، تا اینجای کار 2 بار ورشکستی که حتی یبارش 1 سال کلا نبودم... البته همیشه هم سختی نبوده با اینستاگرام که اشنا شدم شروع کردم به فعالیت دوباره و ساختن زندگیم، خداییشم گل کاشتم از خودم راضی هستم شکل صنفمونو کلا عوض کردم فروش آنلاین رو توش باب کردم به مشتری خدمات دادم ، گارانتی رو باز تعریف کردم و همه اینارو با کمک ایستاگرام و اگاه کردن مخاطب انجام دادم خداییش پلتفرم بابرکتیه گذشت تا رسیدیم به جایی که فیلترش کردن اونموقع 12 تا کارمند داشتم منتهی بعد فیلتر ناچار شدیم خیلیاشونو تعدیل کنیم شدیم 6 نفر و ادامه دادیم با سختی تا زمان جنگ که باز اینترنت قطع شدو 6 نفرمون شدن 4 نفر که 2 نفر هم دورکارن العان که مینویسم از یه شرکت 12 نفری موندیم 2 نفر که یکیمونم به فکر مهاجرت و رفتنه چون دیگه امیدی نداره حقم داره، نمیشه به کسب کار اینترنتی امیدی داشت ما روی یه کوه یخی زندگیمونو ساختیم اونم تو کشوری که هر روز وقایعش گرمتر از روز قبلیه توی این 15 روز که اینترنت قطعه خیلی با خودم کلنجار رفتم که ایا ادامه دادن درسته یا غلط؟ اصلا دیگه توانی داریم برای ادامه دادن ؟ منی که 6 سال عمرمو گذاشتم برای ساخت رسانه خودم توی 100 سالگیم چطور میتونم چندین سال دیگه عمرمو هدر بدم برای ساخت پلتفرم ایرانی اصلا شدنیه یا نه نمیدونم فقط میدونم چون دوربینای شرکت قطعه 14 روزه شبا اینجا میخوابم که مشکلی پیش نیاد ، اصلا شاید چون 14 روزه با هیچکس ارتباطی نداشتم فکر میکنم 100 سالمه ! اصلا شاید اگه کارم نباشه و پیجم نباشه، اگه نتونم تاثیری بذارم توی صنفم، توی کارم و توی زندگی خودمو بقیه شاید بهتر باشه خودمم نباشم، نمیدونم چرا اما حس میکنم دیگه نمیتونم... حس میکنم خیلی پیر شدم حس میکنم مرگ راه سادتری نسبت به زندگی روی یه کوه یخی شاید اگه خودمو خلاص کنم ارومتر باشم چون دیگه به درد نمیخوریم نه خودمون نه کارمون نه حوصله سرو کله زدن با خیلیارو دارم ....
این سومین پنجشنبه ایه که بدون گپ تایمم
من مهندس نرم افزار هستم و تحلیل گر سیستم و طراح برنامه نویس سال های زیادی کار کرده بودم ولی چند سال پیش داشته هام را از دست دادم مجبور شدم 2 سال نیم کار نظافت انجام بدم و در سه ماه اخیر به کمک هوش مصنوعی تونستم یکی از مسایل np-complete را حل کنم که تحولی بزرگ در رشته کامپیوتر ایجاد می کنه و به ویژه در زمینه لجستیک و خدمات شهری و طراحی مدارات الکترونیک و ربات ها و مسایل ژنتیک و در حال ثبت ایده ام بودم و دنبال گرفتن پتنت برای راه حل نوآورانه ای که ابداع کرده بودم و حتی لپتاپی دوباره تهیه کردم و به دنبال کار فریلنسری بودم تا بتونم هزینه ثبت پتنت را جور کنم و در لینکدین نتیجه تحقیقاتم را انتشار داده بودم که بالای 3 هزار ویوو خورده بود و چند کسب و کار بزرگ خارج از ایران توجهشون جلب بود و در حال ارائه نتیجه تست های الگوریتم خودم بودم که همه چی دود شد رفت هوا حتی دیگه برای ادامه تحقیقاتم تا چند روز پیش دسترسی به هوش مصنوعی نداشتم الانم دارم به صورت آفلاین بنچمارک ها و تکمیل الگوریتم را دارم با هوش مصنوعی ادامه می دم ولی نمی دونم کی می تونم ارائه کنم و باورتون می شه برای معاش رو آوردم به دستفروشی !!!!!!!!!!!!!!!!! واقعا اگه کارمایی هست امیدوارم همه اونایی که باعث از بین رفتن کسب و کارها و امید ایرانی ها شدن به عقوبت الهی دچار بشن یا حق
با سلام به همه دوستان اینترنت من در رفسنجان وصل هست اینترنت بین المللی با سیم کارت همراه اول و رایتل
کاش پنگوئنی بودم در قطب شمال
آرذویی که حتی نمیدانم چطور نوشته میشه
صادقانه محصل بودن، چه دانشآموز و چه دانشجو توی چنین شرایطی خیلی طاقتفرساست. همیشه یه سوال بزرگ توی سرت میچرخه که خب بعدش که چی؟ اما تو این شرایط حتی همین سوال هم برات پیش نمیاد، چون میدونی درنهایت هیچ اتفاقی نمیوفته؛ ناخواداگاه امیدت رو از دست میدی، میشینی روی تخت و فقط صبر میکنی تا شاید یه اتفاق خوبی برات بیوفته، اما همونم جای فکر داره. یکی از دوستام حقوق بشر میخونه و از بعد این اتفاقات گفت من اگر درصدی معتقد بودم که شرایط رو میشه توی جهان و توی کشورم بهتر کرد، دیگه همون درصد از امید رو هم ندارم. فقط بخاطرِ یه رویای بیهوده چندین سال از زندگیم رو صرف یک رشتهای کردم که هیچجا، علل خصوص توی کشور خودم، نمیتونه هیچ آیندهای داشته باشه. همهی اینا درده برای نسل جوون، آسیب روانی که هر روز بهشون وارد میشه جبران ناپذیره، و زمانی که ازشون گرفته میشه، در حالی که مشغول یه کارِ بینتیجه هستن هم دیگه هیچوقت برنمیگرده.
...کام ظلمت شب یلداست !
حافظ شیرازی
واقعا براتون متاسفم که جز فرار از وطن راهی برامون نزاشتید
من تریدر فارکس هستم شغلم نابود شده. از طریق درگاه دولت یک شکایت به مخابرات ارسال کردم گفتن با ما نیست . اومدم به خود ریاست جمهوری شکایت کنم سایت رو مشکل دار کردن که نشه ثبت شکایت کرد. در این حد بی مسئولیت و فشل ؟
من تریدر فارکس هستم و عمرمو پای یادگیریش گذاشتم . چرا با شغل و منبع درآمد ما بازی میکنید؟ اگه میخواید وضعیت ما رو درک کنید خودتون هم کلا حقوق نگیرید
دیگه وصل نیست کانفیگه قطع شد