ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

رپورتاژ آگهی

وقتی نرم‌افزارهای سازمانی جزیره‌ای عمل می‌کنند؛ BPMS چگونه حلقه‌های گمشده تحول دیجیتال را به هم متصل می‌کند؟

جزیره‌ای بودن نرم‌افزارهای سازمانی، همیشه به معنای ناکارآمد بودن سامانه‌های موجود نیست.

واحد تبلیغات
واحد تبلیغات منتشر شده در 9 آبان 1405  |  16:40

سلب مسئولیت: دیجیاتو صرفا نمایش‌دهنده این متن تبلیغاتی است و تحریریه مسئولیتی درباره محتوای آن ندارد.

بسیاری از سازمان‌ها برای مدیریت فعالیت‌های روزمره خود از مجموعه‌ای از نرم‌افزارهای تخصصی استفاده می‌کنند؛ از سیستم‌های مالی و منابع انسانی گرفته تا نرم‌افزارهای فروش، انبارداری، مدیریت ارتباط با مشتری و اتوماسیون اداری. هرکدام از این سامانه‌ها بخشی از نیازهای سازمان را پوشش می‌دهند، اما وجود آن‌ها لزوماً به معنای هماهنگی کامل میان واحدها نیست.

برای مثال، ممکن است یک درخواست خرید در سامانه داخلی ثبت شود، بررسی موجودی آن در سیستم انبار انجام بگیرد، تأیید بودجه به واحد مالی ارجاع شود و در نهایت، سفارش در سامانه تدارکات ثبت شود. اگر ارتباط میان این مراحل به‌درستی مدیریت نشود، کارکنان ناچار خواهند بود برای پیگیری درخواست‌ها، انتقال اطلاعات و هماهنگی میان واحدها زمان صرف کنند.

در چنین شرایطی، مشکل صرفاً کمبود نرم‌افزار نیست؛ بلکه نبود سازوکاری مشخص برای مدیریت جریان کار میان سامانه‌ها و افراد است.

نرم‌افزار BPMS یکی از راهکارهایی است که می‌تواند به مدیریت این ارتباطات کمک کند. این فناوری با فراهم کردن امکان مدل‌سازی، اجرای گردش کار و پایش فرآیندها، به سازمان اجازه می‌دهد فعالیت‌های پراکنده را در قالب مسیرهای کاری مشخص و قابل‌اندازه‌گیری سامان دهد.

سیستم‌های جزیره‌ای چه مشکلاتی برای سازمان ایجاد می‌کنند؟

جزیره‌ای بودن نرم‌افزارهای سازمانی معمولاً زمانی به یک مسئله جدی تبدیل می‌شود که انجام یک فعالیت به همکاری چند واحد یا استفاده از چند سامانه وابسته باشد.

در این وضعیت، اطلاعات ممکن است در چند محل مختلف ثبت شود، مسئولیت مرحله بعدی مشخص نباشد یا مدیران نتوانند به‌سرعت تشخیص دهند که یک درخواست در کدام بخش متوقف شده است.

مهم‌ترین پیامدهای این وضعیت عبارت‌اند از:

  • افزایش زمان انجام کارها: درخواست‌ها برای دریافت تأیید یا انتقال به مرحله بعد، مدت زیادی منتظر می‌مانند.
  • تکرار ورود اطلاعات: کارشناسان اطلاعات موجود در یک سامانه را دوباره در سامانه دیگری ثبت می‌کنند.
  • وابستگی به پیگیری‌های فردی: انجام کار به تماس، پیام یا پیگیری مستقیم کارکنان وابسته می‌شود.
  • کاهش شفافیت عملیاتی: مدیران تصویر دقیقی از وضعیت درخواست‌ها و نقاط ایجاد تأخیر ندارند.
  • دشواری در بهبود فرآیندها: نبود داده‌های یکپارچه درباره عملکرد گردش کار، شناسایی گلوگاه‌ها را دشوار می‌کند.

البته همه این مشکلات لزوماً با خرید یک نرم‌افزار جدید برطرف نمی‌شوند. سازمان ابتدا باید مشخص کند که مسئله اصلی در کیفیت سامانه‌های موجود، ارتباط فنی میان آن‌ها یا نحوه طراحی و اجرای فرآیندها قرار دارد.

نرم‌افزار BPMS چیست و چه نقشی در یکپارچگی سازمان دارد؟

BPMS مخفف Business Process Management System و به معنای سیستم مدیریت فرآیندهای کسب‌وکار است. این سیستم به سازمان کمک می‌کند فرآیندهای کاری را مدل‌سازی کند، مراحل اجرای آن‌ها را مدیریت کند و وضعیت عملکردشان را مورد بررسی قرار دهد.

در یک فرآیند سازمانی، فعالیت‌های مختلف ممکن است به افراد، واحدها و نرم‌افزارهای متفاوتی وابسته باشند BPMS. می‌تواند ارتباط منطقی میان این مراحل را تعریف کند تا هر فعالیت بر اساس قواعد مشخص، به مسئول مربوطه ارجاع داده شود و پس از تکمیل، مسیر مناسب ادامه پیدا کند.

برای نمونه، در فرآیند خرید سازمانی می‌توان مراحل ثبت درخواست، بررسی موجودی، کنترل بودجه، تأیید مدیر و ارجاع به واحد تدارکات را تعریف کرد. اگر موجودی کافی باشد، درخواست می‌تواند وارد مرحله بعد شود؛ در غیر این صورت، مسیر دیگری برای تأمین کالا در نظر گرفته می‌شود.

در چنین ساختاری، کارکنان همچنان مسئول انجام وظایف تخصصی خود هستند، اما هدایت جریان کار و پیگیری وضعیت مراحل می‌تواند به‌صورت ساختاریافته‌تری انجام شود.

برای سازمان‌هایی که به دنبال شناخت قابلیت‌ها و کاربردهای این فناوری هستند، بررسی یک نرم‌افزار BPMS می‌تواند نقطه شروع مناسبی برای ارزیابی راهکارهای مدیریت فرآیند باشد.

تفاوت یکپارچه‌سازی نرم‌افزارها با مدیریت فرآیند چیست؟

یکی از تصورات رایج این است که با برقراری ارتباط فنی میان نرم‌افزارها، مشکل جزیره‌ای بودن سازمان به‌طور کامل برطرف می‌شود. درحالی‌که یکپارچه‌سازی داده‌ها و مدیریت فرآیندها، دو مسئله مرتبط اما متفاوت‌اند.

ابزارهایی مانند API امکان تبادل اطلاعات میان سامانه‌ها را فراهم می‌کنند. برای مثال، یک سیستم می‌تواند اطلاعات موجودی را از سامانه انبار دریافت کند یا اطلاعات مالی موردنیاز را از نرم‌افزار حسابداری بخواند.

اما این ارتباط فنی به‌تنهایی تعیین نمی‌کند که پس از دریافت اطلاعات چه اتفاقی باید بیفتد، چه کسی مسئول تصمیم‌گیری است، در صورت رد درخواست چه مسیری دنبال می‌شود یا اگر یک مرحله از زمان تعیین‌شده عبور کرد، چه اقدامی باید انجام شود.

اینجاست که مدیریت فرآیند اهمیت پیدا می‌کند.

در یک معماری مناسب، سامانه‌های تخصصی وظایف اصلی خود را انجام می‌دهند و BPMS می‌تواند جریان فعالیت‌ها، قواعد اجرایی و ارتباط میان مراحل را مدیریت کند. البته میزان تحقق این قابلیت‌ها به امکانات محصول و کیفیت یکپارچه‌سازی آن با سامانه‌های موجود بستگی دارد.

نرم‌افزار BPMS چگونه به کاهش تأخیر و افزایش شفافیت کمک می‌کند؟

یکی از مزایای مدیریت ساختاریافته فرآیندها، امکان مشاهده وضعیت اجرای فعالیت‌ها و شناسایی نقاطی است که باعث کند شدن عملیات می‌شوند.

هنگامی که مراحل کاری، مسئولیت‌ها و زمان‌های مورد انتظار مشخص باشند، مدیران می‌توانند بررسی کنند چه تعداد درخواست در حال اجراست، کدام مرحله بیشترین تأخیر را دارد و چه وظایفی هنوز تکمیل نشده‌اند.

برای مثال، اگر بخش زیادی از درخواست‌های خرید در مرحله تأیید بودجه متوقف شوند، سازمان می‌تواند این مرحله را دقیق‌تر بررسی کند. شاید لازم باشد قواعد تأیید بازنگری شوند، مسئولیت‌ها تغییر کنند یا اطلاعات موردنیاز از همان ابتدای ثبت درخواست دریافت شوند.

گزارش‌های تحلیلی و داشبوردهای فرآیندی نیز می‌توانند به ارزیابی شاخص‌هایی مانند میانگین زمان انجام کار، تعداد درخواست‌های معطل‌مانده و میزان رعایت زمان‌بندی کمک کنند.

در کنار این قابلیت‌ها، خودکارسازی فعالیت‌های تکراری نیز اهمیت دارد. ارسال اعلان، ایجاد وظیفه، ارجاع درخواست و اجرای برخی عملیات مشخص را می‌توان بر اساس قواعد تعریف‌شده خودکار کرد. بااین‌حال، دستیابی به بهبود واقعی مستلزم تحلیل داده‌ها و اصلاح فرآیندهاست؛ صرف خودکارسازی یک مسیر ناکارآمد، الزاماً نتیجه مطلوبی ایجاد نمی‌کند.

BPMS در کنار ERP و سایر سامانه‌های سازمانی

سیستم‌های ERP معمولاً برای پشتیبانی از فعالیت‌های اصلی سازمان مانند مالی، انبار، خرید و فروش استفاده می‌شوند. در مقابل، BPMS بر مدیریت جریان کار و ارتباط میان فعالیت‌ها و سامانه‌های مختلف تمرکز دارد.

این دو رویکرد می‌توانند مکمل یکدیگر باشند. برای مثال، اطلاعات موجودی و مالی در سامانه‌های تخصصی نگهداری می‌شوند، اما مسیر تأیید خرید، تعیین مسئولیت‌ها و پیگیری مراحل می‌تواند در چارچوب یک فرآیند مشخص مدیریت شود.

البته بسیاری از محصولات ERP نیز امکانات گردش کار دارند و برخی محصولات BPMS قابلیت‌های گسترده‌تری ارائه می‌کنند. بنابراین،انتخاب راهکار مناسب باید بر اساس نیاز واقعی سازمان، قابلیت‌های فنی محصولات و پیچیدگی فرآیندهای موردنظر انجام شود.

آنچه اهمیت دارد، ایجاد یک معماری‌ است که در آن اطلاعات در محل مناسب نگهداری شوند و فعالیت‌ها نیز بدون وابستگی غیرضروری به پیگیری‌های دستی، مسیر مشخصی داشته باشند.

هنگام انتخاب نرم‌افزار BPMS به چه نکاتی توجه کنیم؟

انتخاب یک راهکار مدیریت فرآیند صرفاً بر اساس تعداد قابلیت‌ها یا ظاهر محیط طراحی آن تصمیم مناسبی نیست. سازمان باید بررسی کند که محصول انتخابی تا چه اندازه با فرآیندها، سامانه‌ها و الزامات عملیاتی آن سازگار است.

برخی از معیارهای مهم عبارت‌اند از:

۱. قابلیت مدل‌سازی فرآیندها: آیا می‌توان مسیرهای کاری، تصمیم‌ها، استثناها و مسئولیت‌ها را متناسب با نیاز سازمان تعریف کرد؟

۲. امکان اتصال به سامانه‌های موجود: آیا محصول می‌تواند از طریق API یا روش‌های مناسب دیگر با نرم‌افزارهای فعلی ارتباط برقرار کند؟

۳. مدیریت وظایف و مسئولیت‌ها: آیا ارجاع کارها، تعیین مسئول و پیگیری وضعیت مراحل به‌صورت شفاف انجام می‌شود؟

۴. امکانات پایش و گزارش‌گیری: آیا می‌توان زمان انجام فرآیندها، تأخیرها و گلوگاه‌های عملیاتی را بررسی کرد؟

۵. امنیت و کنترل دسترسی: آیا امکان تعریف سطح دسترسی کاربران و ثبت رویدادهای مهم وجود دارد؟

۶. انعطاف‌پذیری در تغییر فرآیندها: آیا در صورت تغییر ساختار سازمان یا قواعد کسب‌وکار، امکان اصلاح گردش کار وجود دارد؟

ارزیابی این معیارها کمک می‌کند سازمان به‌جای اضافه کردن یک سامانه مستقل دیگر، راهکاری انتخاب کند که واقعاً در بهبود هماهنگی میان بخش‌های مختلف نقش داشته باشد.

نوترا؛ راهکار سیاق برای مدیریت فرآیندهای سازمانی

نوترا، نرم‌افزار BPMS سیاق، با هدف مدل‌سازی، اجرا، پایش و بهبود فرآیندهای سازمانی ارائه شده است. آشنایی بیشتر با قابلیت رفع مشکل نرم افزارهای جزیره ای سازمان.

این راهکار بر مدیریت گردش کار و ساختارمند کردن فعالیت‌های سازمانی تمرکز دارد و می‌تواند در طراحی فرآیندها، مدیریت وظایف، تعریف قواعد کسب‌وکار و پایش وضعیت اجرای فعالیت‌ها مورد استفاده قرار گیرد.

در معرفی این محصول، قابلیت‌هایی مانند طراحی گردش کار، مدیریت کاربران و دسترسی‌ها، داشبوردهای فرآیندی و ارتباط با سامانه‌های دیگر مطرح شده است. تناسب این قابلیت‌ها با نیازهای هر سازمان باید بر اساس سناریوهای واقعی و الزامات اجرایی بررسی شود.

برای مثال، سازمانی که با تأخیر در تأیید درخواست‌ها مواجه است، باید بررسی کند که آیا می‌تواند مسیر تأیید را در محصول موردنظر مدل‌سازی کند، مسئولیت‌ها را مشخص سازد و گزارش مناسبی از وضعیت درخواست‌ها دریافت کند.

به همین دلیل، بهتر است ارزیابی نرم‌افزار BPMS با انتخاب یک یا چند فرآیند اولویت‌دار آغاز شود. بررسی یک فرآیند واقعی، مانند خرید داخلی یا رسیدگی به درخواست‌های مشتریان، می‌تواند دید دقیق‌تری از تناسب راهکار با نیاز سازمان ایجاد کند.

جمع‌بندی

جزیره‌ای بودن نرم‌افزارهای سازمانی، همیشه به معنای ناکارآمد بودن سامانه‌های موجود نیست. گاهی مسئله اصلی، نبود ارتباط مناسب میان فعالیت‌ها، مسئولیت‌ها و تصمیم‌هایی است که برای تکمیل یک فرآیند باید به یکدیگر متصل شوند.

نرم‌افزار BPMS می‌تواند با فراهم کردن امکان مدل‌سازی و مدیریت گردش کار، به سازمان‌ها کمک کند فرآیندهای بین‌واحدی را ساختاریافته‌تر اجرا کنند، وضعیت فعالیت‌ها را بهتر ببینند و زمینه شناسایی گلوگاه‌ها را فراهم سازند.

البته موفقیت در این مسیر به شناخت دقیق فرآیندها، طراحی مناسب، یکپارچه‌سازی فنی و ارزیابی مستمر نتایج وابسته است.

سازمان‌هایی که قصد دارند هماهنگی میان سامانه‌های موجود را بهبود دهند، می‌توانند با بررسی قابلیت‌های یک راهکار BPMS و ارزیابی آن در یک فرآیند واقعی، گام نخست را برای حرکت به سمت مدیریت فرآیندمحور بردارند.

واحد تبلیغات
واحد تبلیغات

    دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
      مطالب پیشنهادی