ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

جدیدترین اخبار و روندهای دنیای فناوری را با نگاهی دقیق و حرفه‌ای، در کانال تلگرام دیجیاتو دنبال کنید.

ورود به کانال تلگرام دیجیاتو
کسب و کار

چگونه ترک یک شغل عالی برای رسیدن به رویای راه اندازی استارت آپ شخصی، زندگیم را جهنم کرد

اگر می خواهید یک استارت آپ راه اندازی کنید، از خواندن داستان تجربه آقای Ali Mese در سایت مدیوم پشیمان نخواهید شد. او سعی کرده تمام تجربیات مختلفی که در مسیر کارآفرینی با آن ها مواجه شده ...

میترا تهرانی
نوشته شده توسط میترا تهرانی تاریخ انتشار: ۲۷ شهریور ۱۳۹۳ | ۱۱:۴۵

اگر می خواهید یک استارت آپ راه اندازی کنید، از خواندن داستان تجربه آقای Ali Mese در سایت مدیوم پشیمان نخواهید شد. او سعی کرده تمام تجربیات مختلفی که در مسیر کارآفرینی با آن ها مواجه شده است را در قالب یک داستان تعریف کند. با هم می خوانیم:

بالاخره پیامکش رسید:

'فردا ساعت 5 صبح، پرواز شماره AZ610 از رُم به سمت نیویورک.'

این پیغام در بعداز ظهر روز دوشنبه روی صفحه گوشی بلک بری ام جا خوش کرد. قرار بود سرنوشت خودم و مشتریانم را در هفته های آتی رقم بزنم.

من برای یکی از سه شرکت برتر مشاوره استراتژی جهانی کار می کردم.

تونی گسکین

تونی گسکین

اگر رویاهای خودتان را نسازید، کسی شما را استخدام می کند تا رویاهای او را بسازید.

زندگی ام در یک چمدان بسته بندی شد. زندگی یک مشاور که همه چیز و همه کس اش را به جز شیت های اکسل از دست خواهد داد. ما مفتخر بودیم به داشتن بهترین نمرات از بهترین مدارس کسب و کار، مدارسی که ما را بَرده هایی ایده آل برای یک زندگی کاری عالی تربیت کرده بودند.

بعد از ساعت کوتاهی خواب، راننده شخصی مرا به فرودگاه فیومچینو رم برد و اینگونه بود که  پرواز کاری لوکس من به نیویورک آغاز شد. هنگام رسیدن در یک هتل 5 ستاره رویایی چک این کردم و به سمت دفتر مشتریان رهسپار شدم.

دستمزدم؟ آن هم عالی بود. شرکت مفتخر بود که در زمینه پرداخت حقوق، یکی از بهترین های صنعت است. [در ادامه مطلب همراه دیجیاتو باشید.]

والدین

با این حال، این زندگی مشاوری مشکلاتی هم داشت. من نمی توانستم این مزخرفات را بیشتر از این تحمل کنم، پس به خانواده ام تلفن کردم:

"پدر، مادر، من شغلم را رها کردم. من میخواهم استارت آپ خودم را راه بیندازم."

مادرم تقریبا دچار یک حمله قلبی شد. مطمئنا این چیزی نبود که یک مادر ایده آل گرا می خواست که از من بشنود، آن هم بعد از تشویق هایی که برای فارغ التحصیلی با بهترین نمره ها، از بهترین مدرسه کسب و کار دنیا کرده بود.

سعی کردم از ناراحتی اش بکاهم، هیچ شانسی نبود.

«مادر، من از این کار متنفرم. همه مشاورهای اینجا برای اینکه وانمود کنند خوشحالند، قرصهای شادی بخش مصرف می کنند. من در طول روز فقط 3-4 ساعت می خوابم. هیچ کدام از خوبی هایی که شرکت قول داده بود وجود ندارند. هتل رویایی 5 ستاره را یادت هست؟ من بیشتر از 20 ساعت در روز کار می کنم و هیچ لذتی از آن هتل نمی برم. صبحانه های فوق العاده؟ ما هرگز برای صبحانه خوردن وقت نداریم. نهار و شام؟ فقط یک ساندویچ جلوی صفحه های اکسل می خوریم. علاوه بر این به جای لذت بردن از سفرهای هوایی، در کل پرواز به صفحات اکسل زل می زنم. حقوق عالی؟ تا به حال وقتی برای خرج کردن یک پنی از آن را هم نداشته ام. من از زندگی ام متنفرم مادر، این زندگی بیشتر شبیه زندگی یک بازنده است. من حتی نامزدم را هم نمی بینم. من دیگر نمی توانم این زندگی را تحمل کنم. من می خواهم کاسبی خودم را راه بیندازم.»

والدین من بازنشسته شغل دولتی امن و کسل کننده ای بودند که هرروز از 9 صبح تا 5 بعدازظهر کار می کردند.

من می دانستم که با وجود خانواده ای که هیچ گونه پیش زمینه ای در کارآفرینی ندارد، توضیح دادن موقعیتم بسیار مشکل خواهد بود، اما دیگر انتظار تلفن فردا صبح را نداشتم.

مادرم پشت گوشی بود:

«خوووب، کاسبی چطور پیش می رود؟ رشد می کند؟»

مهم نیست من چه جوابی به او دادم، من هرگز نمی توانستم توضیح دهم که یک کاسبی برای رشد به  بیشتر از یک روز زمان نیاز دارد.

1-L_iwVxCMkhY2pTgur_EGew

نامزد، دوستان و اجتماع

من یکی از حمایت کننده ترین نامزدها را داشتم، وقتش رسیده بود که من اخبار را با دوستانم هم در میان بگذارم. دوستانی که سخت مشغول بالا رفتن پله های شغل عالی در دنیای شرکت های بزرگ بودند.

من به همه گفتم که شغلم را ترک کردم  تا رویاهای استارت آپ ام را دنبال کنم. بعضی از دوستانم کم کم دوستی شان را با من قطع کردند. احتمالا آن ها فکر کرده اند من عقل سالمی ندارم، این دومین شغل فوق العاده ای بود که من در مدت کوتاهی رهایش می کردم.

بقیه دوستانم از من حمایت کردند ولی با این حال مشکلی دیگری در رابطه با آن ها وجود داشت:

خیلی زود فهمیدم که نمی خواهم در دور همی های اجتماعی حضور داشته باشم.

هر بار که من این دوستان را ملاقات می کردم، هیچ حرف جدید در مقابل سوال های تکراری آن ها نداشتم. سوال هایی مثل "استارت آپ چطور پیش می ره؟ داری مارک زوکربرگ بعدی میشی، مگه نه؟!" یا "هی مرد، ما خیلی بهت افتخار می کنیم، مطمئنیم خیلی زود سرمایه بزرگی جمع می کنی."

داشتن یک استارت آپ سفری طولانی است و من خودم را با فکر حرف های مردم، تحت فشار زیادی قرار می دادم.

با این وضعیت دوری از اجتماع، روز به روز تنهاتر و افسرده تر می شدم. روند استارت آپ من به آن سرعتی که اطرافیانم تصور می کردند، نبود. من هر بار به آن ها می گفتم که استارت آپ هایی مثل توییتر و فیس بوک برای رسیدن به جایگاهی که هستند، سال ها زمان صرف کرده اند و اینگونه کمی آرامش می گرفتم.

1-pCjHIxfaK7Z2ML-BteKykw_resize

تنها جایی که من احساس راحتی می کردم، در کنار دوستانی بود که خودشان هم کارافرین بودند. این جمله درستی است که تنها یک کارآفرین می تواند یک کارآفرین را درک کند.

 

پول، پول، پول

ار آنجایی که فشار های اجتماعی و تنهایی کافی نبود، من مادر همه استرس ها را هم به چشم دیدم: پول هایم خیلی زودتر از چیزی که فکر می کردم ته کشیدند.

این موضوع کارایی و توانایی من را برای گرفتن تصمیمات درست می کشت. من عصبی شده بودم و برای رسیدن به موفقیت و پول درآوردن حرص می زدم.

یک روز به خودم آمدم و دیدم که از نامزدم می خواهم چند سنت به من بدهد. هیچ پولی برای خرید یک بطری آب نداشتم. من نمی دانستم که این تازه شروع زندگی سختی سرشار از فراز و فرود هاست.

امروز

غم و غصه کافی است. از آن روزها بیشتر از 2 سال می گذرد. حالا من در تفریحگاه زیبایی در پوکتِ تایلند لم داده ام، و در حالی که از موهیتو ام لذت می برم، مشغول نوشتن این پست هستم.

1-sBuRRRIbuqXm-0xo_eIleQ_resize

صبر کنید، دروغ نمی گویم. خیر، من موسس یک استارت آپ میلیونری نیستم.

اما کسب و کار من آنقدری برایم پول می سازد که بتوانم به اطراف دنیا سفر کنم و از هرجایی که دلم می خواهد (به شرط وجود وای فای) کار کنم.

با وجود همه اینها، 5 چیز بود که من آرزو می کردم قبل از آغاز این سفر دردناک از خودم می پرسیدم. 5 سوال که من اعتقاد دارم هر کارآفرین آینده ای باید قبل از شروع اولین قدم برای کارآفرینی، از خودش سوال کند.

 

1-آیا برای فشار های اجتماعی آماده هستید؟

اگر دوستان یا خانواده ای دارید که کارافرین نیستند، بدانید که آن ها واقعا نمی توانند آنچه که شما سعی در بدست آوردنش دارید را، درک کنند. فشار های مردمی حتی می توانند بیشتر هم باشند.

من برای فکر مردم در مورد خودم خیلی اهمیت قائل بودم، خیلی زیاد، و این چیزی بود که زندگی ام را نابود کرد.

من خیلی به خودم سخت می گرفتم و خودم را با کار بیشتر تنبیه می کردم تا بتوانم هر چه زودتر خبر موفقیتم را به بقیه بدهم. اینگونه بود تا اینکه یک روز فهمیدم هیچ کس اهمیتی به من نمی دهد، پس من چرا این کار را بکنم؟

شما بیشتر از چند ثانیه در معرض توجه مردم نیستید. در سال 2014، در این دنیای پر ازدحام و پر سرو صدا و شلوغ، هیچ کس آنقدر زمان ندارد که به دیگران اهمیت بدهد.

اگر افکار دیگران برایتان زیاد مهم باشد، باید به جای تمرکز روی استارت آپ، وقت را برای اثبات موفقیت تان به آن ها هدر بدهید.

برای خودتان زندگی کنید. من خیلی دیر این را فهمیدم.

 

2-مجرد هستید یا شریک زندگی دارید که حامی شما باشد؟

هرچه بزرگتر می شویم، به نسبت والدین و دوستان، اوقات بیشتری را با کسی که دوستش داریم می گذرانیم. من برای داشتن همچین شریک زندگی خیلی خوشبخت بودم، در حالی که بسیاری از دوستان کارآفرینم را می دیدم که در طول این راه، با نامزدشان بهم زدند.

کاسبی خود را داشتن بسیار دشوار است. سخت تر آن که من تا به آن زمان تصور می کردم. مغزتان مداوما با میلیون ها چیز درون خودش درگیر است و هیچ شخص دیگری، از جمله نامزدتان، از جریانات مغزی شما خبر ندارد.

اگر شما مجرد نیستید، مطمئن شوید که شریک تان درک می کند که شاید گاهی حتی وقت یک محبت کوتاه را نیز نخواهید داشت.

 

3-آیا حداقل برای یک سال پول نقد کافی دارید؟

خوب است. حالا این مقدار را باید حداقل ضربدر 3 کنید، چرا که پس انداز شما خیلی زودتر آن که تصورش را هم بکنید، ته می کشد. در طول این راه هزینه های پنهانی زیادی وجود دارند، علاوه بر آن دستمزد حسابدار، وکیل، گوشی موبایل یا کامپیوتر شکسته و غیره هم اضافه کنید.

برای آپارتمان کوچک تر آماده شوید، همچنین پرس های غذایی کوچکتر، و شمردن پول خرد هایی که هرگز در زندگی قبلی تان اهمیتی به آن ها نمی دادید.

چند ماه قبل از این که حسابتان به کلی ته بکشد، بسیار سخت خواهد گذشت و فشاری که می اید آنچنان زیاد است که خواب درستی نخواهید داشت.

موفقیت آرام می آید اما پول سریع می رود. باهوش باشید و برای هر روزتان برنامه ریزی کنید.

 

4-آیا برای خواب چند ساعت در روز آماده هستید؟

پس از فراری که از دنیای شرکت های بزرگ مشاوره ای داشتم، فکر می کردم که می توانم بالاخره آن طوری که رویایش را داشتم زندگی کنم؛ هر وقت می خواهم کار کنم. تا وقتی که جمله لری گرینر را خواندم:

"کارآفرینان می خواهند 80 ساعت در هفته کار کند تا از کار 40 ساعت در هفته دور باشند."

همه این ها با بیداری های نیمه شبی آغاز شد. در ابتدا به این خاطر بود که من در مورد ایده هایم خیلی هیجان زده بودم و کلی فکر داشتم. خیلی راحت، نمی توانستم تا صبح برای شروع کارم صبر کنم.

سپس فاز افراط شروع شد. خیلی زیاد کار می کردم چرا که هرگز کار کردن روی ایده هایم کافی نبود و می خواستم بیشتر کار کنم. هر چه بیشتر کار می کردم و دیرتر به تخت می رفتم، خوابیدن برایم سخت تر و از کیفیت خوابم کاسته می شد.

در نتیجه، 2 یا 3 روز در هفته بود که من تقریبا هیچ بازدهی نداشتم.

با تصاویر اینستاگرام من خام نشوید. با خبرهایی در مورد سرمایه های میلیونی و پولدار شدن کارآفرینان گول نخورید.

در پشت همه این صحنه ها، داستان هایی از روزهای دردناک، بی خوابی های شبانگاهی و شکست های پشت سر هم و مداوم نهفته است.

سفر به سوی موفقیت طولانی است. خیلی طولانی. در اغلب موارد بیش از حــد طــــــــولانی.

1-gbsnQAb05oBPQlslN9HlwA

 

5-موفقیت را چگونه تعریف می کنید؟

هر کدام از ما لیستی از اولویت های مختلف در زندگی داریم. برای بیشتر افراد، پول اولویت نخست در لیست است. برای بعضی دیگر، تعادل بین زندگی و کار رتبه بالاتری دارد. به همین ترتیب، مردم تعریف متفاوتی از موفقیت دارند.

بسته به تعریف شما از موفقیت، مشکلات سفر کارآفرینی تان نیز متفاوت خواهد بود. اگر پول و موفقیت عمومی چیزی است که بیشتر از همه اهمیت می دهید، به احتمال زیاد اوقات سخت بسیاری در این سفر خواهید داشت.

کلمات خردمندانه همینگوی را به خاطر داشته باشید:

"خوب است که سفر پیش رو، سرانجامی داشته باشد؛ اما سرانجام، موضوع مهم، همان سفر است."

کارآفرینان موفق لزوما آن هایی نیستند که سرمایه میلیونی جمع می کنند. فراموش نکنید که این حالت تنها برای یک در میلیون نفر اتفاق می افتد.

با این حال هزاران نفر خیال پرداز هستند که کسب و کار خودشان را مدیریت و برای خودشان خیلی خوب زندگی می کنند، اما تیتر اخبار هم نیستند.

مشکلی نیست که این سفر تا چه حد زندگی تان را جهنم می کند یا فرود هایش چه قدر مشکل است، از سفر لذت ببرید و اشتیاق تان را زنده نگه دارید. ختم کلام حرفی است که تونی گسکین می زند:

"اگر رویاهای خودتان را نسازید، کسی شما را استخدام می کند تا رویاهای او را بسازید."

 

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (59 مورد)
  • یه بنده خدا(متین هستم)
    یه بنده خدا(متین هستم) | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    من اول تصمیممو گرفته بودم اما هر وفت این مطلبارو میخونم از قبل خیلی مطنعن تر میشم که باید استارت اپ خودمو راه بندازم همیین الان کلی ایده دارم که مطمعنم کسی روشون کار نکرده فقط یکی رو میخوام عملیش کنه ولی سنم هنوز واسه این کارا پایینه

    • Manjid
      Manjid | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      متین این چه حرفیه؟مگه چند سالته؟من الان 16 سالمه دارم رو رشته کواسپیس مسابقات جهانی روبوکاپ کار می کنم تا انشاالله امسال برم مسابقات جهانی از اونور داریم رو یه پروژه پایه تلسکوپ هوشمند -که تو ایران تا حالا انجام نشده-کار میکنیم با بچه ها
      تو این یه سال و نیمی که متحول شدم هم الکترونیک بلدم هم توسعه اندروید و زبان های برنامه نویسی متعدد(جاوا سی++ و ...)
      یکمم طراحی وب سایت
      اینارو وقتی بهشون رسیدم که یه هدف داشتم واسه آیندم
      تو هم اگه واقعا بخای میتونی

      • masoud_vip
        masoud_vip | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

        تو این یه سال و نیمی که متحول شدم هم الکترونیک بلدم هم توسعه اندروید و زبان های برنامه نویسی متعدد(جاوا سی++ و …)
        یکمم طراحی وب سایت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

        دوست من یک سال و نیم همه اینارو یاد گرفتی؟
        من 4 ساله کارم برنامه نویسیه لیسانس ای تی ام
        هنوز نمیتونم بگم اینارو بلدم!!!

        چه کار کردی ؟
        بگو منم میخوام یه ساله یاد بگیرم :)

        • Manjid
          Manjid | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

          الکترونیک رو که از کارگاه روباتیک مدرسه در حد درست کردن روبات فوتبالیست و تعقیب خط و طراحی کامپیوتری مدار و آشنایی با گیت های منطقی و کار با میکروکنترلر های سری AVR بلدم
          سی پلاس پلاسم از کتاب daitel &datel یاد گرفتم
          اندروید و جاوا هم از سایت sokanacademy.com یاد گرفتم
          html و css هم از سایت codeacademy.com
          c# هم خودم یاد گرفتم
          ولی نمیدونم تعریف شما از بلد بودن چیه
          اندرویدم در حد دیتابیس و لیست ویو و براودکست و...
          سی پلاس پلاسم الگوریتمیک قبلا کار میکردم
          حالا به نظرتون بلدم؟

    • مهدی
      مهدی | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      ایده ت در چه مورده بگو شاید من اومدم :))))
      جدی گفتما

    • bekhand
      bekhand | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      این اواتار ها رو چطوری تراهی میکنید

      • Manjid
        Manjid | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

        faceyourmanga.com

  • pedrom
    pedrom | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    راه اندازی استارت آپ واقعاً زحمت بسیار میخواد.

  • LG Forever
    LG Forever | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    خلی دوست دارم تبدیل به یه استارت اپ موفق بشم این مطالبیم که میزاری عالین دیجی جون :)

  • GEEEK
    GEEEK | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    نه فقط استارت آپ. همه ی مشاغل جدید که بخواهیم شروع کنیم همین بساطو دارن. امیر نیازی خیلی قشنگ گفت. مرد باشو رویاهای خودتو بساز وگرنه ازت واسه ساختن رویای دیگران استفاده میشه. منم همیشه یه همچین جمله واسه خودم تکرار میکنم. هرچند هرچن تا الان جلوی کسب درامدم رو گرفته ولی خوب میدونم که به یه جایی خواهم رسید. مطمئنم

  • سوتابایت
    سوتابایت | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    سایت تو ios 8 ترکونده !! همه چی قاطی !! به جای لوگو عکس یکی از مطلب ها اومده و به جای عکس مطلب پوستر IFA !! اصلا یه وضعی !!

    • یه بنده خدا(متین هستم)
      یه بنده خدا(متین هستم) | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      انشالله درست میشه فعلا با پی سی بیا

  • sapa
    sapa | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    من هر وقت میخواستم کاری راه بندازم خانواده مخالف بود
    دوست دارن همه دنبال کار دولتی برن !!!!

    • مهدی
      مهدی | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      آره دقیقا

  • کوروش
    کوروش | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    بچه ها:
    فقط یک بار بیشتر جوان نیستید
    فقط یک بار بیشتر زندگی نمیکنید
    و فقط تعداد فرصت کمی دارید تا به اون چیزی مخواید برسید !
    شاید این ادمی که الان صحبت هاشو خوندیم ترک کاره عالی کرد ولی الان خودش واسه خودش کار میکنه !!!
    به خدا من بیکاری و ول گردی رو به کار کردن زیر دست یه مدیر نفهم که همش مثل خر ازت کار میکشه اخرش تو میمونیو اعصاب خوردیو استرس و یه مشت پول ترجیح میدم

    • یه بنده خدا(متین هستم)
      یه بنده خدا(متین هستم) | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      اینو جدی میگم کامنتت رو من خیلی تاثیر گذار بود واقعا سپاس البته اگه یکم لحنش بهتر بود میشد 20 :-)

  • فاميل دور
    فاميل دور | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    واقعا بهترین مطلبی بود که در مورد راهنمای راه اندازی استارت آپ خونده بودم
    تشکر از خانم تهرانی

  • زاخار
    زاخار | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    چیزی که لازمه صبر هست که خیلی میتونه کمک کنه راحت تر بتونی از سختی ها عبور کنی

    • فاميل دور
      فاميل دور | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      فرید جان استارت آپ شما چی شد ؟
      تا کجا پیش رفتی ؟

      • زاخار
        زاخار | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

        داداش گرفتن 1 دفتر با هر متراژی هر جای تهران باشه مو رو بدن ادم سیخ میکنه:|
        امروز تهران نرفتم وقتی میدونم قیمت ها چجوری باید برم سراغ پلن بی :))
        تو نیازمندی ها زیاد شدن این شرکت ها که مثلا 1 اتاق رو بدون پیش پرداخت اجاره میدن و ماهی 30 ساعت استفاده کرد خوبه از هیچی بهتره تا سرمایه گزار پیدا کنم اگه اونم نشد خودم شروع میکنم به کار

        • یه بنده خدا(متین هستم)
          یه بنده خدا(متین هستم) | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

          فرید میشه یکم از تجربه هات بگی چون خودم میخوام یه روزی بیام تو این کار دوست دارم بدونم تو کشور ما پتانسیل موفقیتش تا چه حد؟

          • زاخار
            زاخار | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

            داداش یه ایده خوب میخواد
            کلا 1 مشکل که هنوز حل نشده رو حل کنی زود پیشرفت میکنی البته اگه دستت خالی نباشه
            من که میخوام شروع کنم نمیگم اختراع خودمه یا کلا اسمی از خودم نمیارم چون عقل مردم به چشمشونه متاسفانه برای همی میگم از فلان شرکت نمایندگی گرفتیم یا اینجور حرفا اما خواستی شروع کنی به نشدنش فک نکن حتما میشه
            موفق باشی

        • TROOL
          TROOL | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

          داداش دیروز داشتم در مورد دزدگیر های لیزری یه جستجویی میکردم {{{این قضیش یکم مشکل داره چجوری حلش میکنی}} چون شدیدن مورد انتقاده به خاطر نور لیزر و منبع دریافتی که میشه منبع رو توسط اینه جعل کرد الان از سیستم لیزری برای فقط پرتو استفاده میکنی یا پرتو بازتاب؟

        • mostafa_bahrami
          mostafa_bahrami | ۲۸ شهریور ۱۳۹۳

          عزیز جان میشه خصوصی بهم بگی استارت آپ در چه موضوعی هست شاید تونستم کمکی کنم البته من هم ایده هایی دارم که نیاز به چند برنامه نویس ماهر داره اگه کسی هست اعلام کنه. در مورد هزینه هاش خودم هستم و مشکلی نیست فقط مهارت برنامه نویسی

  • babrikhan
    babrikhan | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

    امیدوارم که یه روز همه این دوستان گلی که همینجا دارن میخونن این مطلب رو یه روزی استارت آپ موفق خودشونو داشته باشن

    • آقا همایون
      آقا همایون | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

      مطالب زیاد و جذابی واسه استارت آپ ها وجود داره
      اما من شخصا هنوز فضای این قضیه برام از پایه شفاف نیست
      کسی هست یه لینک بده بهم که به قول معروف از ب بسم الله توضیح بده :D (انگلیسی هم اکیه)
      تو همین دیجیاتو هم تا حالا مطالبش یه جوری بوده انگار همه می دونن استارت آپ چیه و کیه و کجاست!!!
      حالا یه سر به آرشیو نارنجی هم میخوام بزنم :D

      • احسان آقایاری
        احسان آقایاری | ۲۷ شهریور ۱۳۹۳

        نیازی نیست کسی برات فضا رو توجیه کنه..استارت اپ فقط تو دنیای تکنولوژی نیست..میتونه تو هر زمینه ای باشه..فقط کافیه که بخوای برای خودت کار کنی..من خودم سال ۹۰ یکی از شرکتای بزرگ داروسازی رو با حقوق خوب ول کردم شروع کردم به تولید پوشاک..الانم شکر خدا راضیم..اقای خودمم..واسه زندگیم خودمم که تصمیم میگیرم..

نمایش سایر نظرات و دیدگاه‌ها
مطالب پیشنهادی