چرا نسل Y به سمت خوداشتغالی و کارآفرینی سرازیر شده اند؟

نسل Y دوست دارند به میل خودشان کار کنند، بدون وجود رییس نالایقی که کوچکترین حرکتشان را هم کنترل کند.

ممکن است خیلی از ما در مورد نسل Y چیزی ندانیم. بهتر است قبل از خواندن ادامه مقاله، کوتاه و مفید در مورد این نسل بدانیم. "نسل Y" یا "نسل هزاره"، به عقیده برخی صاحب‌نظران از متولدین سال های اواخر دهه ۱۹۷۰ یا اوایل دهه ۱۹۸۰ آغاز شده و در اوایل دهه ۲۰۰۰ به پایان رسیده‌است. این نسل پس از نسل X و پیش از نسل Z زاده شده اند. نسل X بعد از اتمام انفجار جمعیت پس از جنگ جهانی دوم در سالهای در اوایل دهه ۱۹۶۰ آغاز شد و در اوایل دههٔ ۱۹۸۰ به پایان رسید. نسل Z که با نام‌های نسل نت و نسل اینترنت نیز شناخته می‌شود، نام گروهی از مردم است که از اوایل دههٔ ۲۰۰۰ تاکنون زاده شده‌اند. نسل Z همچنین با نام نسل پلورالیست نیز شناخته می‌شود. حالا راحت تر می توانید حدس بزنید که جزو کدام نسل هستید. با هم مقاله ی «دکتر چامورو» را می خوانیم.

درس بزرگی برای کارفرمایان: اگر می خواهید نسل هزاره ای ها را جذب کنید، بهتر است خودتان را به عنوان شرکت هایی خلاق، موفق و بدون ظاهری حریص نشان بدهند.

دکتر توماس چامورو می گوید در ۱۵ سالی که من برای دانشجویان MBA تدریس می کردم، متوجه شدم که برنامه های شغلی شان به طرز چشمگیری تغییر کرده است. تا اوایل سال ۲۰۰۰، آن ها برای کار در شرکت های سنتی مانند دلویت، جی پی مورگان و جی ای تمایل داشتند. کم کم آمال آینده دانشجویان به سمت یافتن شغل در غول های فناوری مثل اپل، فیس بوک و گوگل تبدیل شد.

اگر چه در چند سال اخیر حرفه ی منتخب و پرطرفدار جدیدی پدید آمده که میزان علاقمندی به آن، هر نوع استخدام سنتی را تحت الشعاع قرار می دهد؛ آن ها دغدغه کار کردن مستقل و راه اندازی کسب و کار خود را دارند.

این آمار با افزایش رتبه ی جهانی استارت آپ ها و خود اشتغالی ها  نیز همخوانی دارد. بر طبق اطلاعات بانک جهانی، شاید ۳۰% از جمعیت جهان برای خودشان کار می کنند. حتی کشور هایی با اقتصاد قوی --با وجود فرصت های شغلی فراوان-- نیز، شاهد افزایش نرخ خود اشتغالی هستند. مساله مهم تر اینکه الگوی یاد شده در آینده ی نزدیک به دو دلیل تشدید خواهد شد، یکی آن که نسل Y بیشتری دانشگاه هایشان را تمام خواهند کرد و برای ورود به بازار کار آماده خواهند شد. دوم آن که نسل Y که هم اکنون در استخدام جایی هستند، به زودی از کار کردن برای دیگران دست خواهند کشید.

کسانی هستند که فقط به خاطر وجود کارفرمایان بی کفایت مجبور به کارآفرینی شده اند.

با اینکه انتظار می رود در سال ۲۰۲۵ این نسل ۷۵% نیروی کار را تشکیل بدهد، تعداد قابل توجهی از آن ها هرگز حاضر نیستند به معنای سنتی استخدام شوند. با اینکه رقم گردش مالی در نسل Y هم اکنون دو برابر بیشتر از نسل های دیگر است، نسل Y بسیار کمی پیدا می شوند که بیشتر از ۳ سال در شغل شان باقی بمانند. همچنین آن ها بیشتر علاقمندند برای خودشان کار کنند.

همه ی این ها چه چیزی می خواهند به ما بگویند؟ با دیجیاتو در ادامه این مطلب جالب همراه باشید.

نسل هزاره، بیشتر از هر نسل دیگری به تعادل بین آزادی و کار در زندگی ارزش می نهند.

Three young men working on computers on their living room sofa

چرا؟ نه به این خاطر که آن ها ذاتا به شرایط زندگی با هماهنگی بیشتر یا کیفیت بهتر زندگی جذب می شوند، بلکه آنها مستقل تر و خود محور تر هستند و این احساس باعث می شود که پیروی از قوانین برای آن ها مشکل تر باشد.

خود اشتغالی، راحت ترین راه برای فرار از زیر سلطه ی یک رییس است، و وقتی جذاب تر می شود که شما برای آزادی و استقلال هم ارزش زیادی قائل باشید.

پروفسور جین توِنگ، استاد روانشناسی در دانشگاه ایالتی سن دیگو، بیشتر از یک میلیون نفر از نسل Y را مورد بررسی قرار داده و متوجه شده است که این خود محوری، عزت نفس و خود پرستی در ۵ دهه گذشته رو به افزایش بوده است. مشخص است که این موضوع اثراتی روی اولویت های شغلی نیز خواهد داشت. خود اشتغالی، راحت ترین راه برای فرار از زیر سلطه ی یک رییس است، و وقتی جذاب تر می شود که شما برای آزادی و استقلال هم ارزش زیادی قائل باشید.

گفته می شود کسانی که کاسبی خودشان را راه می اندازند یا خوداشتغالی دارند، به طور متوسط ساعات بیشتر با درآمد کمتری کار می کنند. اگر هدف شما بهبود وضعیت تعادل بین کار و زندگی است، بهتر است قبل از ترک کار تمام وقت و راه اندازی یک شرکت بازهم فکر کنید.

 

نسل هزاره ای ها معمولا سختی های مرتبط با کارآفرینی را دست کم می گیرند

بزرگترین مشخصه کارآفرینان موفق، استعداد و سخت کوشی استثنایی آنان است.

آنها از طرفی فکر می کنند استیو جابز و مارک زوکربرگ ها به راحتی می توانند شبیه سازی شوند. یا اینکه اگر از دانشگاه نفرت داشته باشند یا یک هنجار شکن باشند، موفقیتشان تضمینی است. آن ها در وهله اول استعداد فوق العاده و اخلاق کار کردن بسیار زیاد و غیر معمول آن ها، که بزرگترین مشخصه ی تضمین موفقیت کارآفرینان است را نادیده می گیرند. این مشخصه ها گاها از عجایب طبیعت، و استثناء های آماری هستند.

نسل هزاره ای ها بیشتر از هر نسل دیگری استعداد های خودشان را دست بالا می گیرند و خودشان را فریب می دهند.

از طرفی دیگر، نسل هزاره ای ها بیشتر از هر نسل دیگری استعداد های خودشان را دست بالا می گیرند. گر چه بیشتر مردم اعتماد به نفس کاذب دارند، اما نسل هزاره ای ها بیشتر از بقیه خودشان را در مورد توانایی هاشان فریب می دهند. به خصوص استعداد های خلاقانه شان را بیش از حدی که هست، تخمین می زنند، که باعث می شود ایده های عادی خود را به عنوان ایده هایی هنجار شکن و نوآورانه تفسیر کنند.

اگر چه جامعه از رشد فعالیت های کارآفرینی سود می برد، اما بهتر است با آموزش این نسل، به خصوص آن هایی که نه خیلی با استعداد هستند و نه خیلی سخت کوش، و آگاه کردن آن ها از نرخ کم احتمال موفقیت یک کارآفرینی، باعث شویم رنج، سرخوردگی و نا امیدی کمتری را متحمل شوند. و این تنها با فراهم نمودن فضایی برای بازخوردهای صادقانه و انتقادی در مورد توانایی های بالقوه آن ها ممکن است.

 

غول های تکنولوژی هم اکنون به ابر شرکت هایی حریص و غیر خلاق تبدیل شده اند، به همین دلیل دیگر دورنمای کار کردن در آن ها جذابیتی ندارد.

Inside Google X Labs

سابقا اینگونه شرکت های جوان به عنوان شرکت هایی خلاق، انسان دوست و هنجار شکن تصور می شدند، اما کمتر از دو دهه زمان برد تا همان شهرتی را بیایند که بانک های سرمای گذاری در طول یک قرن به آن می رسند.

حالا کارفرمایان می توانند درس بزرگی بگیرند: اگر می خواهند نسل هزاره ای ها را جذب کنند بهتر است خودشان را به عنوان شرکت هایی خلاق و موفق بدون ظاهری حریص نشان بدهند. اعتماد موضوعی مهم برای همگان است، از آنجایی که این شرکت های جوان در درجه اول با محصولاتی که برای نسل Y تولید کرده اند به  سرعت رشد کرده و بزرگ شده اند، خیلی از این نسل [که ناراضی هم هستند] احساس فریب خوردگی می کنند. زمان خواهد گفت که آیا گوگل، فیس بوک و آمازون می توانند شهرت اخیرشان را بازیابند، یا جایشان را به شرکت هایی خواهند داد که با نسل Y ارتباط برقرار کرده و آن ها را درک می کنند.

کوتاه می کنیم، نسل Y در کارکردن برای خودشان چیزهای زیادی نمی خواهند. خیلی ساده، آنها نمی خواهند برای کسانی کار کنند که تقاضا های زیاد و محدودیت های بسیار دارند. آن ها می خواهند احساس خلاق بودن کنند، و به دستاورد هایی نیاز دارند که با پتانسیل های درک درونی از خودشان [مثل احساس استقلال و خلاق بودن] همخوانی داشته باشد. خود اشتغالی تنها یک استراتژی برای دوری کردن از کار خسته کننده و کسالت بار است، کمی هم به خاطر برآوردن آرمان های پرآب و تاب شان. شواهد قانع کننده ای وجود دارند که نسل های قدیمی تر نیز، در حال رهایی از مشاغل سنتی و ورود به خوداشتغالی یا راه اندازی کسب و کار خودشان هستند.

دلیل شماره ۱ برای این رفتار نسل های قدیمی، این است که آنها در تجارب قبلی با کارفرمایانشان دچار آسیب های روانی شده اند. ما آن ها را "کارآفرینان ضرورتی" می نامیم. چرا که فقط به خاطر وجود کارفرمایان بی کفایت مجبور به این کار شده اند. بی کفایتی مدیران؛ دلیلی که باعث می شود حتی به نسل هزاره ای ها هم برای امتحان کردن استعداد کارآفرینی شان، سرزنشی وارد نباشد.

دکتر توماس چامارو، --محقق و نویسنده این مقاله-- مرجعی بین المللی در بخش روانشناسی، تحلیل مشتری و مدیریت استعدادها است. ایشان همچنین پروفسور روانشناسی کسب و کار در دانشگاه کالج لندن، معاون رییس تحقیقات و نوآوری در هوگان اسسمنت بوده و قبلا در دانشگاه نیویورک و مدرسه ی اقتصاد لندن تدریس می کرده اند.

نظرات ۱۸

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟