خالق اکشن کَم های بی رقیب حالا محتاج یک قهرمان است؛ گوپرو به کجا می رود؟

استفاده از تلفن های همراه برای عکاسی و فیلم برداری آنقدر باب شده که این روزها دیگر کمتر کسی را می توان پیدا کرد که در سفرهایش دوربین همراه ببرد تا لحظات به یادماندی اش را برای همیشه ثبت نماید. جالب تر اینکه این دستگاه ها همزمان، امکانات نرم افزاری خوبی هم برای ادیت و ویرایش عکس دارند. اما نیک وودمن مدیرعامل گوپرو امیدوار است دفعه بعدی که با موبایل خود فیلم برداری می کنید حاصل را با استفاده از نرم افزار اختصاصی این شرکت تدوین نمایید و آنقدر جذب آن شوید که در آینده دیگر به سراغ راهکار جایگزین دیگری نروید.

استفاده از این نرم افزار هم آنقدر ساده، سریع و مطلوب خواهد بود که می توان آن را به موج سواری یا استفاده از اسکیت برد تشبیه نمود. همین لذت که به ورزش های پرطرفدار بالا تشبیه شده در ادامه شما را باز خواهد گرداند تا بار دیگر از آن استفاده نمایید. وودمن معتقد است که این ویژگی شما را به «راوی همیشگی» بدل خواهد کرد و در این صورت است که اگر یکی از دوربین های این شرکت را نداشته باشید برای خرید آن اقدام خواهید کرد.

مطلبی که می خواهیم برایتان بگوییم به فاز بعدی فعالیت های وودمن و شرک تحت مدیریتش مربوط می شود.

Mobit

او می گوید: یکی از جنبه های حقیقتا هیجان انگیز از کسب و کار ما شمار علاقمندان به آن است، حال می خواهد این افراد از مشتریان مان باشند و خواه نباشند. این یکی از چیزهایی است که من حقیقتا به آن افتخار میکنم و [او در حالی که با دست گوشه چشمش را پاک می کند می گوید] وقتی حتی به آن فکر می کنم اشک درون چشمانم حلقه می زند.

2015 از جهات مختلف سال فوق العاده ای برای گوپرو نبود.

2015 از جهات مختلف سال فوق العاده ای برای گوپرو نبود. این شرکت به خاطر دوربین های پوشیدنی اش شهرت دارد که بیشتر از جانب موج سواران، کوهنوردان و افرادی انتخاب می شود که هیجان را دوست دارند. فروش سال قبل گوپرو گرچه بیشتر از هر زمان دیگری برآورد شد اما بین سه ماهه های چهارم سال 2014 و 2015 درآمدهایش افت قابل توجهی پیدا کرد.

تا پایان سال قبل، ارزش سهام این شرکت به کمتر از نصف بهای ثبت شده در سال 2014 رسید. وودمن در جریان نخستین فراخوان سال 2016 این شرکت که برای سرمایه گذاران آن ترتیب داده شده بود اعلام داشت: نرخ رشد ما کند شده است و بعضی از تحلیلگران این مساله را به تهدیداتی نسبت داده اند که از جانب رقبا ایجاد شده و البته ناتوانی ما در عرضه محصول به بازاری ورای آنچه مشتریان اصلی مان در آن هستند. وودمن گرچه این جملات را بر زبان آورد، اما خودش اعتقادی به آنها نداشت.

در ماه فوریه امسال، گوپرو در حدود هفت درصد از کارکنانش را اخراج کرد و سطح انتظاراتش از آینده را نیز پایین آورد. در نخستین نشست سرمایه گذاران گوپرو در سال 2015، وودمن بسیار شادمان به نظر می آمد اما در نخستین گردهمایی امسال ، انگار در مجلس ختم شرکت کرده بود و از هر جهت می شد غم و اندوه را در چهره اش دید.

در هر حال وقتی خبرنگار ورج برای مصاحبه وودمن را در San Mateo ملاقات کرد کاملا مثبت به نظر می آمد (البته این حس را می شد در چهره تک تک کارکنان این شرکت دید). در سه سال اخیر، این کمپانی تیمی از متخصصان را گرد هم آورده تا نرم افزاری را از صفر توسعه دهند و برای این منظور استارتاپ های متعددی خریداری شدند و نیروهای کلیدی از شرکت های متخصص به استخدام گروپرو درآمدند.

حالا واحد نرم افزاری این شرکت بالغ بر صد کارمند دارد که یک دهم کل نیروهای انسانی آن را تشکیل می دهند. وودمن تایید می کند که نتایج مربوط به عملکرد مالی ضعیف این شرکت احتمالا تا زمان ارائه دستگاه های جدید (از جمله Hero 5 اولین پهپاد این شرکت و یک دوربین کروی که برای کاربران عادی طراحی شده) در پایان سال جاری میلادی ادامه خواهد داشت. در عین حال تیم تازه نرم افزاری این شرکت و محصولی که در دست ساخت دارند منادی عصر تازه ای برای آن و امیدبخش سرمایه گذارانش است و عاقبت می تواند مشتریان تازه ای را برای گوپرو به ارمغان بیاورد.

در چهار ماه اخیر این شرکت دو اپلیکیشن موبایلی ادیت ویدئو به نام های Replay و Splice را خریداری کرده و تغییر نام داده تا از این طریق درهای گوپرو را به روی کاربرانی باز کند که هیچیک از دوربین های آن را خریداری نکرده اند. در نیمه دوم امسال نیز قرار شده که این کمپانی نرم افزاری دسکتاپی را برای این منظور ارائه نماید که با iMovie رقابت خواهد کرد. همچنین بناست که گوپرو یک بک اند یا زیرساخت مبتنی بر کلاود را راه اندازی کند که همه چیز شامل دستگاه ها، فایل ها و تجربه کلی استفاده از محصولات گوپرو را در قالب یک اکوسیستم واحد گرد هم می آورد.

نیک وودمن

نیک وودمن

گوپرو در آستانه انقلاب بزرگ دیگری است

البته هنوز کسی نمی داند که این شاخه جدید از گوپرو چه درآمدهایی را به سمت حساب های  بانکی اش سرازیر خواهد کرد. از آن سو، برتری دیرینه و همیشگی این شرکت در زمینه سخت افزار نیز چندی است که به سمت کمرنگ شدن پیش می رود: تا سال ها تنها گوپرو بود که دوربین هایی محکم برای استفاده در هر موقعیتی را ارائه می کرد، دوربین هایی که درون جیب جا می شدند و با وجود ابعاد کوچک شان کیفیت تصویر فوق العاده ای داشتند. اما در سه سال اخیر، سری اکشن کم های سونی، خانواده Virb گارمین، Bandit از تام تام و بسیاری محصولات دیگر از استارتاپ های کم تر شناخته شده به این بازی راه یافتند. حالا حتی این شرکت برای اسپانسر شدن رویدادهای مختلف هم باید با دیگرانی نظیر گارمین رقابت کند و قطعا این جمع کوچک همینطور باقی نخواهد ماند.

اما وودمن باکی از این مساله ندارد. به باور او گوپرو در نزدیکی انقلاب بزرگ دیگری است. این شرکت پیشتر برتری اش را در زمینه سخت افزار به دیگران ثابت کرده و حالا آنطور که وودمن می گوید نوبت به نرم افزار رسیده. او آینده شرکت را در گرو نرم افزار می داند.

vrg_1066_goPro_01_1500_02.0.0

گوپرو در جریان یک سفر موج سواری متولد گردید. در تابستان 2002 میلادی، وودمن که تازه از رشته هنر دانشگاه کالیفرنیا در سن دیگو فارغ التحصیل شده بود، شکست سنگینی را به خاطر ناکامی اش در راه اندازی یک استارتاپ تجربه کرده بود و همین شکست باعث شد که برای پیدا کردن کمی آرامش از استرالیا تا مالزی را زیر پا بگذارد تا نقطه ای را برای موج سواری بیابد. او در جریان این سفرها دریافت که موج سوارها دوست دارند از ماجراجویی های خود فیلم بگیرند و حرفه ای ها هم عکاسانی را استخدام می کنند تا در این حین از آنها تصویربرداری کنند یا حتی خودشان اقدام به اجاره تجهیزات ضد آب برای این منظور می کردند.

اما برای آنها که بودجه محدودتری داشتند، گزینه های موجود اندک بودند و بهترین راهکار از دیدگاه دوستان وودمن این بود که دوربین ها را با استفاده از پلاستیک های فشرده روی مچ دست خود می بستند و امیدوار بودند که اتفاقی برایشان نیافتد.

وودمن با مشاهده این دشواری ها، فرصت را شکار کرد و با استفاده از کمربندهایی که در بازار بالی خریداری کرده بود اولین محصول گوپرو را تهیه کرد و آن چیزی نبود جز بند دوربین.

او بعد از آنکه همراه با نامزد خود (که حالا همسرش است) به آمریکا باز گشت ماه ها زمان را صرف رانندگی در حاشیه سواحل کالیفرنیا کرد و بندهایی که ساخته بود را از داخل یک ون فولکس واگن مدل دهه 1970 که به آن بیسکوئیت می گفت به فروش می رساند. فروش آن محصولات آنقدر خوب بود که وودمن را بر آن داشت شرکت GoPro را تاسیس نماید و در سال 2004 میلادی او یک دوربین ارزان قیمت ولی بادوام 35 میلیمتری را تامین کرد تا همراه با آن بندها به فروش برساند و کل پکیج را هم GoPro Hero نامید.

اولین Hero دیجیتالی در سال 2006 میلادی عرضه شد و خیلی سریع به عنوان یک دوربین دیجیتالی سبک و اقتصادی نام خود را مطرح کرد. سال 2006 درواقع دورانی بود که عطش ما به ثبت عکس و ویدئو از خود و اشترک گذاری شان در شبکه های اجتماعی به اوج خود رسیده بود و دیری نپایید که گوپرو به یک پدیده بدل شد. به تدریج هر نسخه تازه ای از آن دستگاه که ارائه می شد از نظر کیفیت و کارایی بهبود قابل توجه می یافت: مدل HD Hero ویدئوهای 1080p از سوژه ها می گرفت؛ HD Hero 2 اسلو موشن را در لیست قابلیت های خود داشت و Hero 3 و 4 از ارتباط وای فای و ویدئوهای 4K پشتیبانی می کردند.

در سال 2009 وودمن دیگر محصولاتش را از داخل ون خود به فروش نمی رساند هرچند که چهره شناخته شده و معرف گوپرو شخص او بود. با نگاهی به کانال یوتوب این شرکت با چهره جوان و شادابی از وودمن روبرو می شوید که حین کایاک سواری در اطراف خلیج Half Moon کالیفرنیا یا سواری در یک خودروی فرمول یک در داخل مسیر مسابقه Sonoma  کیفیت تصویر دوربین های این شرکت را به تصویر می کشد.

gopro-san-mateo-headquarters-11

در عین حال، شرکت با سرعتی سرسام آور رشد می کرد و شمار کارکنان آن از ده نفر به صدها نفر رسیده بود. در سال 2010 تا 2011 گوپرو نام خود را به عنوان شرکتی به ثبت رساند که بالاترین نرخ رشد را دارد و توانست هفتاد درصد از کل بازار دوربین های پوشیدنی را به خود اختصاص دهد و بالغ بر 800 هزار دوربین را به ارزش کلی 250 میلیون دلار به فروش برساند.

دوربین های هیرو، همزمان با کیفیت ویدئویی فوق العاده شان ابعاد کوچکی هم داشتند و هیچکس تا آن زمان نمونه آنها را ندیده بود: سایت Cnet از دوربین HD Hero 2 به خاطر ویدئوهای زاویه واید آن و البته کیفیت ساخت بادوامش تجلیل کرد و انگجت نیز نسخه اصلی از این محصول را «یک اثر هنری» خواند... محصولی با ابعاد بسیار کوچک که می شد آن را به هر نقطه ای از دنیا برد و آنقدر ارزان قیمت بود که در صورت گم شدنش بیشتر غبطه محتوای داخل دوربین را میخوردید تا خودش را.

GoPro از این برتری استفاده کرد تا مقیاس تولید محصولات سخت افزاری اش را بالا ببرد و برای این منظور به سراغ شرکای سخت افزاری اش در خاک چین رفت و حتی بودجه ای بالغ بر 200 میلیون دلار را از شرکت تایوانی فاکسکان دریافت نمود. در ادامه استراتژی های بازاریابی این شرکت از تمرکز روی ورزش های پرجنب و جوش به فیلمبرداری از بچه ها، حیوانات خانگی و موسیقیدان ها تغییر یافت تا دیگر دوربین های این شرکت در هر جایی حضور داشته باشند.

امروز این کمپانی در حدود هزار کارمند در اقصی نقاط دنیا دارد و دفاتر آن از کالیفرنیا گرفته تا فرانسه، تگزاس و آلمان در همه جا مستقر هستند. وودمن هم یک میلیاردر است با دندان هایی سفید و موهایی همیشه آراسته. فردی آرام که همیشه حواسش به همه چیز هست و در میانه های صحبت هایش درنگی کوتاه می کند تا مطمئن شود که اشتباهی رخ نداده است. او همچنین علاقه ای وصف ناشدنی به ورزش دارد و می تواند تا ساعت ها در باره بهترین نقاط برای موج سواری حرف بزند.

حالا بر او روشن شده که دوران موفقیت های گوپرو به عنوان شرکتی که صرفا در زمینه سخت افزار فعالیت دارد به سر آمده است. البته در چشم انداز جدید، دوربین ها همچنان اهمیت خواهند داشت چراکه وودمن خوب می داند یکپارچگی سخت افزاری و نرم افزاری میان محصولات آن عامل برتری اش نسبت به رقبایی می شود که صرفا روی حوزه نرم افزار تمرکز دارند. او معتقد است که دست آخر مردم تجربه گوپرو را به هر چیز دیگری ترجیح می دهند چون نتنها آن را راحت ترین راه برای فیلم برداری می دانند بلکه، از نظرشان بهترین راه برای بیان داستان هایشان است. او در ادامه گفت: گوپرو این فرصت را داشته است که به راهکار ایجاد محتوا برای هر کسی بدل شود که به داستان سرایی بصری علاقمند است و این مساله فارغ از نوع دوربین مورد استفاده آنهاست.

vrg_1066_goPro_02_1500_02.0.0

چند روز قبل از فستیوال سه روزه بازی های کوهستانی گوپرو که در ماه ژوئن برگزار گردید، این شرکت جمعی از روزنامه نگاران و ورزشکاران تحت حمایت خود را به Vail کلورادو دعوت کرد. گوپرو در جریان این نشست جدیدترین دوربین خود یعنی Hero 4 Session را یک ماه قبل از معرفی رسمی اش در معرض دید حاضران قرار داد.

وودمن در مقابل گروه کوچکی از ورزشکاران، کارمندان و روزنامه نگاران که در رستوران Mountain Standard گرد هم آمده بودند، با هیجانی وصف ناشدنی از محصول تازه شرکتش سخن می گفت و مرتبا از این سو به آن سو می رفت.

او در حالی که دوربین مکعبی کوچکی را از داخل جیبش بیرون می آورد گفت: می توانم هیجان خودم را ابراز کنم؟ او یکبار دیگر این سوال را مطرح کرد و سپس Session را نزدیک تر برد تا همه آن را ببینند و بعد این جمله را بر زبان آورد: فوق العاده است، نه؟

وودمن در ادامه تصمیم گرفت به سراغ میزی برود که به خبرنگاران حوزه فناوری اختصاص داشت تا کمی در مورد محصول جدیدش تبلیغ کند. او به دوربین تازه اش افتخار می کرد اما همزمان نیز تایید می کرد که اشباع بازار مشکلاتی جدی را پیش روی گوپرو قرار داده است. او اظهار داشت که محتوای تولیدی توسط این دوربین ها در حال از دست دادن جذابیت خود است و اغلب مردم حتی ویدئوهای ضبط شده با دوربین های خود را نگاه هم نمی کنند.

وودمن اما کاربران را به این خاطر سرزنش نمی کرد و در مقابل معتقد بود که گوپرو باعث و بانی این مشکل بوده است. او در این باره گفت: ما وعده های زیادی به کاربرانمان داده ایم اما از عمل به آنها ناتوان بوده ایم. ما مشکل فیلمبرداری با این دوربین ها را کنار زده ایم اما مسائلی که به فرایند بعد از تولید محتوا مربوط می شوند همچنان به قوت خود باقی هستند.

اغلب مردم حتی ویدئوهای ضبط شده با دوربین های خود را نگاه هم نمی کنند

تا سال 2011 میلادی، هیچ کارشناس یا متخصصی که در زمینه نرم افزار تخصص داشته و روی حل این مشکل کار کند در گوپرو وجود نداشت. در واقع این شرکت برای رفع نیازهای نرم افزاری خود به صورت پیمانکاری از کمپانی های متخصص در این زمینه کمک می گرفت و به آنها پول می داد تا مثلا فریمور دوربین های Hero را توسعه دهند.

لذا نخستین باری که گوپرو خودش یک فریمور را توسعه داد همزمان بود با عرضه دوربین Hero 3 Black که به تایید خود وودمن نمی شد آن را «دوربینی با پایدارترین عملکرد در دنیا خواند».

تصمیم وودمن برای راه اندازی یک واحد مستقل نرم افزاری در گوپرو دقیقا در سال 2013 میلادی اتخاذ شد اما شالوده آن در سال 2011 میلادی و همزمان با خرید شرکتی به نام CineForm پی ریزی شد.

در آن زمان CineForm در صنعت فیلم سازی برای خود اسم و رسمی داشت و این مساله هم تنها به یک دلیل بود: در نخستین روزهای پا گرفتن صنعت فیلم سازی دیجیتالی، به سختی می شد که فایل های ویدئوی را با استفاده از برنامه های مختلف ویرایشی تدوین کرد و با در نظر داشتن همین محدودیت CineForm نرم افزاری را ارائه کرد که می توانست به سرعت و با سهولت ویدئوهای دیجیتالی را به فرمت های مختلف تبدیل کند.

دیوید نیومن یکی از بنیانگذاران CineForm در این باره گفت: ما خودمان را استارتاپ کوچکی می دانستیم که اشتباهات تولیدکنندگان دوربین را رفع می کرد.

در ادامه به لطف پروژه های بزرگی نظیر میلیونر زاغه نشین، اعتبار این شرکت نیز مرتبا بیشتر و بیشتر شد و در نهایت توجه آن به مشکل دیگری جلب گردید: مدیریت و تدوین محتواهای سه بعدی. شرکت های تولید کننده این نوع محتوا نمی توانستند نرم افزاری را بیابند که فرایند یکسان سازی (سینک)، بهینه سازی و فشرده سازی مورد نیاز آنها را انجام دهد و گوپرو هم یکی از این شرکت ها بود.

در آن زمان، CineForm مشغول تهیه ابزاری بود که می توانست ویدئوهای سه بعدی گوپرو را درست در زمانی که شرکت تحت مدیریت وودمن به اوج شهرتش می رسید، مدیریت نماید و دیری نپایید که مدیران این شرکت از گوشه و کنار پیشنهاداتی را برای خرید آن دریافت نمودند.

گوپرو هم که به دنبال فرصتی برای تحول آفرینی در کسب و کارش بود، دست به کار شد و ظرف تنها چند هفته قراردادی را برای خرید این شرکت با مدیرانش به امضا رساند. گوپرو در آن زمان شرکت بزرگی نبود و نیومن به همین خاطر ابدا تصورش را هم نمی کرد که با آن وارد همکاری شود. در واقع این تولید کننده دوربین های ورزشی آنقدر کوچک بود که در جریان نمایشگاهی، خبرنگاران به غرفه CineForm می رفتند و از آنها سوال می کردند که آیا گوپرو را خریداری کرده اند (در نظر بسیاری قرار داد خرید امضا شده میان این دو کمپانی کاملا برعکس به نظر می رسید).

gopro-san-mateo-headquarters-6

حالا CineForm که بخشی از گوپرو به حساب می آید، ابزار طراحی شده خود برای مدیریت تصاویر سه بعدی را به یک برنامه تمام عیار بدل کرده که تحت عنوان GoPro Studio شناخته می شود و نخستین اپلیکیشن دسکتاپی این کمپانی به حساب می آید.

در سال 2012، گوپرو نخستین اپ موبایلی اش را روانه بازار کرد که توسط پیمانکاری به نام Jeff Youel که همکاری های متعددی هم با شرکت CineForm داشته، طراحی گردید و البته امکانات این اپلیکیشن در نوع خود بسیار محدود بودند اما کاربران می توانستند با استفاده از آن نمایی زنده از دوربین را مشاهده کرده و برخی تنظیماتش را تغییر دهند؛ در واقع کل قابلیت های برنامه همین ها بود.

در ادامه وودمن از Youel دعوت کرد تا به صورت تمام وقت برای اون کار کند و از وی خواست که یک تیم اختصاصی برای اپلیکیشن موبایل این شرکت تشکیل دهد. ظرف چند سال بعد از آن، اپلیکیشن مذکور به برخی قابلیت های ویرایشی ابتدایی و امکانات مورد نیاز برای اشتراک گذاری محتوا روی شبکه های اجتماعی مجهز گردید.

اما اینها کافی نبودند. در سال 2014 و 2015، ده ها استارتاپ دیگر راه اندازی شدند که همگی محصولات بهتری را برای ویرایش موبایلی ویدئوها ارائه می کردند. گوپرو که در این دو سال درآمدهایش به حد انفجاری رسیده بود، تصمیم گرفت برخی از آنها را خریداری نماید. وودمن و سایر مدیران این شرکت توانستند بهترین اپلیکیشن های ارائه شده به استور اندروید و iOS را تحت تملک خود درآورند. اوایل امسال نیز شرکت مورد بحث دو اپلیکیشن دیگر به نام های Replay و Splice را خریداری کرد.

هانتر پاول مدیرعامل Splice (شرکت سازنده اپلیکیشنی به همین نام که ابزارهای ویرایشی هم سطح با برنامه های دسکتاپی را برای آیفون ارائه می دهد) در این باره گفت: وقتی نیک وودمن برای خرید شرکت با ما تماس گرفت، حتی تصورش را هم نمی کردیم که گوپرو تمایلی برای این کار داشته باشد. من در آن زمان داشتم سرمایه جمع می کردم و وقتی گوپرو با ما وارد مذاکره شد، انگار چیزی شبیه به قصه رخ داده بود.

Stupeflix، همان شرکتی که اپلیکیشن Replay را ارائه کرده (نرم افزار ویرایشی که بعد از خریده شدن توسط گوپرو با نام Quik عرضه گردید) اما هدف چندان ساده ای نبود. این اپلیکیشن قابلیتی را در خود داشت که مشتریان محصولات گوپرو برایش تشنه بودند: برنامه به کاربران امکان می داد به سادگی و به صورت خودکار و تنها با چند اشاره روی نمایشگر موبایلشان ویدئوهای خود را ویرایش نمایند. در واقع Stupeflix سابقه غنی تری داشت و در صنعت ویدئو شناخته شده تر بود؛  Jeff Boudier بنیانگذار این شرکت از جمله افرادی بود که در جریان رویداد معرفی آیپد ایر 2 اپل دمویی از اپلیکیشن Replay را به حاضران مراسم ارائه داد.

Boudier می گوید: Replay خیلی موفق بود، سودزا بود و ما در مسیر خیلی خوبی حرکت می کردیم. وودمن و  CJ Prober معاونت ارشد واحد نرم افزاری گوپرو در ادامه به پاریش سفر کردند (یعنی جایی که دفتر اصلی Stupeflix در آن قرار داشت) تا آنها را ترغیب به همکاری نمایند. Boudier می گوید: همه چیز خوب پیش رفت. چشم انداز ما این است که به همه امکان دهیم به راحتی ویدئوهایی زیبا بسازند. این دقیقا همان چیزی است که گوپرو در تلاش برای انجامش است. در واقع هر کدام از ما، از سمت و سویی متفاوت سعی در محقق نمودن این مهم داریم. گروپرو کار ضبط ویدئو را بر عهده گرفته و ما نیز در بخش ویرایش تصاویر فعالیت می کنیم.

وقتی از Prober سوال شد از سال 2014 که به استخدام گوپرو در آمده چه اهدافی را در سر داشته، به نظر نمی آمد از گفتن ایده هایش ابایی داشته باشد. او در پاسخ گفت: کاری که من ظرف 22 ماه اخیر انجام داده ام این است که یک سازمان نرم افزاری را با استانداردهای جهانی از صفر پی ریزی کنم.

او همان فردی است که به گوپرو کمک کرد تا سر از نرم افزار فایر تی وی آمازون درآورد، مدیر ارشد فناوری شرکت MobiTV (که برای سرویس هایی نظیر U-verse اپراتور AT&T اپلیکیشن می سازد) را به استخدام در آورد و کارکنان واحد توسعه محصول شرکت هایی نظیر یاهو و نتفلکیس را جذب گوپرو کند.

البته خریدهای شرکت تحت سرپرستی وودمن به اینها ختم نمی شوند و ظرف 5 سال اخیر، 5 خرید دیگر نیز توسط آن صورت پذیرفته که از آن جمله می توان به Kolor (شرکت فرانسوی که سال ها زمان صرف ساخت نرم افزاری برای ضبط محتوای واقعیت مجازی و پخش آن کرد) اشاره نمود. از زمان خرید این شرکت در ابتدای سال 2015 میلادی تیم Kolor از 26 نفر به 40 نفر رسیده اند و اوایل امسال نیز به گوپرو کمک کردند نوعی پلتفرم رسانه اجتماعی برای واقعیت مجازی را راه اندازی کند که هم به صورت اپ عرضه گردید و هم تحت وب.

وودمن می گوید: ما آنقدر موفق بودیم که همه تمرکزمان را روی بخش سخت افزار قرار دادیم. تصور کنید اگر تمرکزمان را روی قسمت های دیگری نظیر نرم افزار قرار می دادیم و راهکاری در این حوزه ارائه می کردیم، تا چه اندازه در نظر مشتریانمان و در وهله دوم به عنوان یک کسب و کار موفق ظاهر می شدیم.

vrg_1066_goPro_03_1500_02.0.0

وودمند می گوید: من در ماه می سفری به Carlsbad کالیفرنیا داشتم تا از نزدیک اثرات این تغییرات را ببینم. دفتر گوپرو در جنوب کالیفرنیا از بیرون شاید تفاوت زیادی با دفترمان در San Mateo نداشته باشد. اما در داخل این بنای چند هزار متری، دقیقا همان چیزی را خواهید دید که انتظارش را دارید. وقتی وارد مجموعه شدم یکی از کارکنان را در حالی که سوار بر دوچرخه کوهستان بود پشت میز دیدم. این شعبه همچنین دارای ایستگاه های شارژ برای ماشین های الکتریکی در پارکینگ است و فضاهای باز متعددی هم برای کار کردن و صرف غذای کارکنان درونش طراحی شده است و حتی تعدادی دوش سیار نیز در گوشه گوشه آن به چشم می خورند.

اما وودمن به آنجا سفر کرده بود تا نرم افزار جدید را در عمل مشاهده نماید و در رویداد هفته ای این شرکت که برای بهبود فعالیت های تیمی ترتیب داده شده بود حضور یابد. این گردهمایی «زندگی کن، بخور، عشق بورز» یا Live it, Eat it, Love نام داشت؛ نامی که شاید کمتر شبیه به یک طرح و برنامه سازمانی به نظر می آید و بیشتر به عنوان یکی از همان کتاب های خودسازی می ماند.

وودمن در این باره می گوید: این همایش با هدف آن برگزار می شود تا از کارکنان بخواهد زندگی خود را وقف برندی نمایند که برایش کار می کنند و همچنین آنها تشویق می شوند که اوقات فراغت خود را صرف دنبال کردن علایق خود و کارهایی کنند که به آنها انگیزه برای کار کردن می دهد. او ادامه می دهد که کارکنان هر 5 شنبه از ساعت یک الی سه بعد از ظهر آزاد هستند که روی علاقه های شخصی شان کار کنند منتها باید با استفاده از یکی از دوربین های گوپرو از فعالیت خود فیلم بگیرند و سپس با استفاده از ابزارهای نرم افزاری ما آن را ویرایش کرده و بعد با دیگران به اشتراک بگذارند.

این فعالیت را می توان تا حدودی شبیه به برنامه معروف گوگل موسوم به «20 درصد» دانست منتها با کمی هیجان بیشتر؛ در برنامه ما، کارکنان از زمانی که به صورت هفتگی در اختیارشان قرار داده می شود استفاده می کنند و با استفاده از دوچرخه های کوهستان خود گردشی کوتاه در محیط بیرون دارند یا حتی کمی موج سواری می کنند و از فعالیت هایشان با دوربین های گوپرو فیلم می گیرند.

همچنین بعضا پیش می آید که جمعیتی حدودا ده نفره از کارکنان گوپرو همراه با هم به پیست کارتینگ نزدیک شرکت می روند. این حرکت جمعی را می توان تمرین خوبی برای ساختن تیم قلمداد نمود. آنها به محض ورود خود یک ظرف غذا و یک بطری آب دریافت می کنند و در مورد فعالیت های پایان هفته با هم حرف می زنند: خود نیومن علاقه زیادی به ماشین دارد و بارها در تور 24 ساعته LeMons حضور یافته است. او می گوید: ما در پایان کلاه های خود را از سر در می آوریم و چند دور تمرینی در مسیر می  زنیم. روی هر سطحی که بتوانیم هم یکی از دوربین های گوپرو را قرار می دهیم.

Largada_Stock125_Foto_Claudio_Reis

بین مسابقات، افراد مختلف را می بینید که با کوله پشتی ها و جعبه های غذایشان به دنبال جایی برای قرار دادن دوربین و تنظیم زاویه آنها می گردند. دو تن از اعضای تیم رسانه ای گوپرو حتی همراه با پایه 16-دوربین Odyssey VR مشاهده شدند و آن را درست در وسط مسیر مسابقه کار گذاشتند. نیومن نیز که در این فعالیت آنها را همراه می کرد در ادامه پایه Omni VR با شش دوربینش را در جای مناسب قرار داد.

بعد از اتمام مسابقات و اعطاء غنائم، Jeff Youel که حالا واحد عملیاتی اپلیکیشن های موبایلی و دسکتاپی را مدیریت می کند، یکی از قابلیت های اپلیکیشن جدید واحد تحت مدیریت خود را نشان می دهد که البته حالا تیم او بیشتر از هر چیزی به آن افتخار می کنند.

با هر کدام از کارکنان گوپرو که صحبت کنید از برنامه های این شرکت برای جایگزین نمودن نسل نخست نرم افزار ویرایش فیلم آن به نام استودیو برای شما خواهد گفت که ظاهرا GoPro App for Desktop نام دارد و چند ماه پیش منتشر شد.

این اپ عاقبت قرار است تجربه ای متفاوت و تازه را از ویرایش و تدوین ویدئو در اختیارتان قرار دهد که البته تیم نرم افزاری این کمپانی آن را Storyteller یا راوی خوانده اند. قابلیت یاد شده از بسیاری جهات شبیه به Quik است، همان اپ «ویرایشگر خودکار» که گوپرو چندی پیش برای iOS و اندروید ارائه داد. البته شباهت هایی هم میان آن و iMovie دیده می شود.

به محض آنکه Youel دوربین خود را روشن می کند،  اپلیکیشن فورا ویدئوی ضبط شده با آن را دریافت کرده و درون یک صفحه مدیریت رسانه ای که به شکلی زیبا طراحی شده است به نمایش می گذارد.

Carting

نیومن ویدئوهای مورد علاقه اش را مشخص نموده و روی تبی کلیک می کند که او را به بخش Storyteller می برد. در این پنجره، با حرکت دادن ماوس روی تک تک کلیپ ها (درست مانند iMovie) نشانگری روی صفحه رویت می شود و این امکان را برایتان فراهم خواهد کرد که به سرعت بخش های اضافه را از آن حذف نمایید.

هر بار که Youel یکی از صحنه های مورد علاقه اش را می بیند، روی آن کلیک می کند و سپس ادامه می دهد. کار به همین منوال ادامه می یابد: کلیک روی صحنه زیبای بعدی و مشاهده مابقی کلیپ ها. برنامه هیچ قسمت ویرایشی خسته کننده ای ندارد و تنظیمات آن درست مانند استودیوی گوپروست. در واقع برای استفاده از این برنامه نیازی به یادگیری هیچیک از امکانات آن نیست و مبتدی ترین افراد هم می توانند با آن کار کنند.

در ادامه بخش های انتخابی درون یک تایملاین در بخش انتهایی برنامه قرار داده می شوند و دراین نقطه می توانید ترانه دلخواه خود را هم انتخاب نمایید تا اپلیکیشن بخش های ویدئویی را با آن مطابقت دهد (در حال حاضر قرار بر این است که ساخت تا 10 ترک با استفاده از این قابلیت رایگان و مابقی به صورت اشتراکی امکان پذیر شود).

هر بار که روی لحظه ای از ترک کلیک نمایید، به نوعی نقطه آغاز را برای برنامه مشخص می کنید. بنابراین وقتی قابلیت ادیت خودکار کنترل کار را در دست می گیرد می داند که چه بخش هایی اهمیت بیشتری دارند و همزمان از ویدئوهایی کناری اش هم در هر جا که نیاز بود استفاده می کند.

Storyteller در اصل تجربه ساده Quik را ارتقاء داده و آن را به گونه ای دیگر ارائه کرده است. این قابلیت همچنین حاکی از تلاش گوپرو برای بهبود قابلیت های نرم افزاری اش در پلتفرم های مختلف دارد. حالا امکانی برای دارندگان دوربین های این شرکت فراهم شده که ویدئویی را مستقیما از دستگاه خود منتشر نمایند، یا اینکه از Quik استفاده کرده و محتوایی حرفه ای تر را در شبکه های اجتماعی با دوستان خود به اشتراک بگذارند.

گوپرو می خواهد امکان انجام همه این امور را با استفاده از نوعی اکوسیستم مبتنی بر کلاود فراهم نماید؛ اکوسیستمی که تمامی این اپلیکیشن ها و در نتیجه دستگاه های شما به آن متصل می شوند و نمی گذارد که حتی لحظه ای از محتوای ویدئویی تان جدا شوید.

البته شرکت تحت سرپرستی وودمن مشخص نکرده که هزینه دسترسی به این اکوسیستم چقدر خواهد بود اما وعده داده که با آن، دیگر نیازی به دانلود کردن های پی در پی و طبقه بندی تمامی فایل هایی که گرفته اید نخواهد بود. آنطور که وودمن گفته به لطف این اکوسیستم دیگر حتی نیازی به کارتهای حافظه اس دی یا کابل های USB نخواهید داشت.

اما سوالی که تیم نرم افزاری این شرکت در نمایشگاه ها، فروشگاه ها یا هر نقطه ای بیش از هر پرسش دیگری با آن روبرو می شوند این  است که «چطور می توان محتوایی شبیه به ویدئوهای تبلیغاتی گوپرو تهیه کرد؟»

Tim Bucklin که نخستین توسعه دهنده فعال در پروژه استودیوی گوپرو بود و بعد از خریده شدن CineForm به این شرکت ملحق شد در این باره می گوید: مردم این دوربین ها را با این امید می خرند که ویدئوهایی نظیر انواع تبلیغاتی گوپرو با آنها بسازند. البته سخت افزار آنها قطعا این توانایی را دارد اما همواره نتیجه کار با آنچه دیده اند فرق دارد. ما البته قصد نداریم دوره های فیلم برداری را همراه با دوربین هایمان ارائه نماییم. Storyteller همان چیزی است که برای این منظور نیاز خواهید داشت، این قابلیت میانبری ساده است برای آنکه نشان دهید ویدئوی خود را کاملا طبق برنامه و اصول تهیه کرده اید.

البته آنطور که Youel می گوید این پروژه هم اکنون در دست انجام است و باگ هایی دارد که باید رفع شوند. برای نمونه ضبط ویدئو روی تایم لاین برنامه مشکل دارد و گاهی اوقات فایل های انگشتی یا همان thumbnail ویدئوها نمایش داده نمی شوند.

هدف کلی از اجرای برنامه Live it, Eat it, Love هم دقیقا همین است؛ یعنی استفاده از سخت افزارهایی که مشتریان شرکت به کار می برند و تشخیص ایراداتی که در نرم افزار وجود دارد. این را هم اضافه نماییم که هنوز چندین ماه تا ارائه Storyteller باقی مانده، اما Youel می گوید، وقتی این اتفاق بیافتد، عنوان مبتکرانه ترین قابلیت را به خود اختصاص میدهد.

vrg_1066_goPro_04_1500_02.0

وودمن در جریان بازدیدش از دفتر San Mateo اظهار داشت: ما می توانیم همان بهشت ایجاد محتوا باشیم.

این فرصتی فوق العاده برای برند ماست چراکه باور دارم مردم نام گوپرو را با محتوای فوق العاده عجین می دانند... چرا گوپرو نباید همان راهکار بهینه برای تهیه محتوا توسط افراد مختلف باشد؟ حالا ما خرسندیم اعلام کنیم که فارغ از حرفه خود و نوع دستگاهی که در اختیار دارید این امکان محقق شده است.

GoPro بالغ بر یک دهه را صرف مطرح کردن نام خود به عنوان یک شرکت سخت افزاری کرده است و حالا قطعا ارتباط دادن آن به گروه تازه ای از کاربران کاری بس دشوار خواهد بود و فرقی هم نمی کند که محصولات ارائه شده آن در این راستا تا چه اندازه خوب باشند.

این شرکت همچنین روش مدون و مشخصی برای پول در آوردن از نرم افزارهای آتی اش ندارد، دست کم وودمن یا Tony Bates تاکنون حرفی در این باره به میان نیاورده اند. و با وجود آنکه این شرکت هم اکنون بازاری برای دوربین های ورزشی پوشیدنی ایجاد کرده است، حالا که نوبت به ابزارها و پلتفرم های ایجاد محتوا رسیده، قدم به حوزه هایی گذاشته که پیشتر نام های تثبیت شده ای را در خود دارد.

اما وودمن و شرکت تحت مدیریتش کاملا در این مسیر ثابت قدم هستند و خود وودمن نیز باور دارد که اگر Storyteller به موفقیت پیش بینی شده اش دست پیدا نکند، بهتر است که گوپرو فعالیتش را متوقف نماید.

همین اتکاء به نرم افزار و تمرکز روی آن به شرکت یاد شده کمک می کند که فیدبک بگیرد و سخت افزار خود را نیز به صورت موازی بهبود بدهد. برای مثال، شش ماه پیش، این شرکت کار جمع آوری داده های خام از کاربران را برای نخستین بار کلید زد تا از این طریق دریابد که مشتریانش چطور از سخت افزار خود استفاده می کنند. (برای مثال مشخص شد که این روزها مردم بیشتر از آنچه تصور می شد از دوربین های این شرکت برای عکاسی استفاده می کنند و ویدئوهایی هم که می گیرند رزلوشن هایی بالاتر از 1080p دارند).

در عین حال، تیم تحت مدیریت نیومن مشغول کار روی نوعی استاندارد باز برای متادیتای ویدئو است، روشی برای ذخیره سازی اطلاعات درون فایل های MP4 تا دسترسی به آنها از هر نقطه ای امکان پذیر باشد؛ تیم های دیگر هم روی مواردی نظیر افزودن داده های حسگر به ویدئوی ضبط شده و همچنین تهیه دستگاه های شخص ثالث با قابلیت جفت شدن و کار کردن در کنار دوربین های گوپرو کار می کنند.

آنچه حالا گوپرو از مشتریان و سرمایه گذارانش می خواهد صبوری است و بس.

وودمن در این باره می گوید: ایجاد یک تیم نرم افزاری بیشتر از هر چیز دیگری در شرکت زمان ما را گرفت زیرا برای این منظور باید یک گروه کاملا جدید را دور هم جمع می کردیم و کسب و کاری کاملا تازه را در تجارت خود راه می انداختیم اما خبر خوب این است که چون چنین کاری ساده نیست، آنها که دست به انجام این کار می زنند قطعا نتیجه خوبی می گیرند.

و این مزایا می توانند عظیم باشند: حجم ویدئوهایی که در اقصی نقاط دنیا مصرف می شوند، مرتبا بیشتر و بیشتر می شود؛ هم اکنون بالغ بر هشتاد درصد از کاربران اسمارت فون ویدئو استریم می کنند. حتما می دانید که گوپرو جایگاه محکمی در دو مورد از بزرگ ترین پلتفرم های ویدئویی یعنی فیسبوک و یوتوب دارد.

اما هر چه که می گذرد کاربران جوان تر بیشتر ترجیح می دهند به جای دوربین های سنتی از دوربین اسمارت فون هایشان استفاده نمایند و این یعنی بعید به نظر می رسد که آنها به سراغ یکی از محصولات گوپرو بروند.

Erinn Murphy یکی از تحلیلگران شرکت Piper Jaffray اخیرا اعلام کرده بود: با وجود آنکه GoPro در بازاری رو به افول به موفقیت رسید، طبق برآوردهای ما، خرید دستگاه های ضبط ویدئو در میان نوجوانان از 31 درصد در بهار گذشته به رقم 28 درصد تنزل یافته است. برای آنکه درک بهتری از این تنزل داشته باشیم باید بگویم که این میزان در سال 2013 بیشتر از 40 درصد گزارش شد.

تمامی اینها بدان معناست که گوپرو باید برند خود را هرچه سریع تر از سخت افزارش جدا کند. مدیرعامل این شرکت سخت کار کرد تا نام آن را به عنوان یک تولید کننده دوربین ثبت کند و حالا همه چیز تغییر کرده است.

وودمن می گوید: کمی زمان و سرمایه می خواهد تا مردم این مساله را تشخیص دهند که اگر به خرید دوربین های ما راغب نیستند، محصولات دیگری هم در سبد کالاها و خدمات آن برایشان هست. این مساله نیز صرفا نیازمند بازاریابی، ارتباطات و ایجاد روابط قوی با مشتریان است که همه شان نیز به توان کلی برند گوپرو بر می گردد.

در حال حاضر GoPro یک شرکت سالم است که در سال 2016 میلادی 1.35 میلیارد دلار درآمد داشت و سخت افزار و محصولات نرم افزاری فوق العاده ای را هم به بازار ارائه کرد. سوال اینجاست که گوپرو با این میزان تمرکزش روی نرم افزار در 5 تا 10 سال آینده کجا خواهد بود؟ وودمن می گوید: هم اکنون شرکت های انگشت شماری هستند که پلتفرم هایی مانند این را در اختیار کاربران خود قرار می دهند و آنها به مراتب از ما بزرگ تر هستند.

 

نظرات ۲

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟