اولین نگاه دیجیاتو به بازی Ni-Oh؛ سخت ترین بازی نسل هشتم

Ni-Oh غیر منتظره ترین هدیه استودیو تیم نینجا به گیمرهای نسل هشتم است. شاید چنین جمله ای برای یک بازی کمی اغراق آمیز باشد اما سازندگان عناوینی چون نینجا گایدن و  Dead or Alive توانستند به این مهم دست پیدا کنند.

این که چگونه بازیکن برای رسیدن به هدف خود، مجبور به تغییر عادت های خود می شود و کوچک ترین اشتباه، مجازات های جبران ناپذیری را برایش به ارمغان می آورد مسئله ای است که در اواسط نسل هفت و با ورود عناوینی چون کال آو دیوتی: مدرن وارفر و تقلید دیگر بازیسازها از فرمول این سری، به شدت کم رنگ شده بود.

Ni-Oh غیر منتظره ترین هدیه استودیو تیم نینجا به گیمرهای نسل هشتم است.

طرفداران سری نینجا گایدن بعد از فاجعه نسخه سوم هیچ وقت نتوانستند تجربه شاهکاری چون نینجا گایدن بلک را داشته باشند. سری اونیموشا با وجود پتانسیل بالا و فن بیس تقریباً قوی، بعد از آخرین نسخه آن که برای کنسول پلی استیشن 2 عرضه گردید، هیچ سرمایه گذاری روی آن انجام نشد.

فرمول استودیو تیم نینجا برای بازی Ni-Oh به شدت جالب توجه است؛ جوهره سری سولز و بازی بلادبورن را با سیستم مبارزات نینجا گایدن و اتمسفر سری اونیموشا ترکیب کنید و درباره جمله اول این متن بیشتر فکر کنید!

سازندگان برای داستان سرایی از قرن 16 میلادی کشوری ژاپن استفاده کردند و به طور هوشمندانه شخصیت ها و وقایع تاریخی را به صورت مینی مالیستیک در بطن بازی گنجانده اند. خط داستانی Ni-Oh، که به صورت انحصاری برای پلی استشین 4 منتشر شده است، بعد از حداقل 10 ساعت بازی، روی بهتری از خود نشان می دهد و به مرور زمان بازیکن را بیشتر درگیر خود می کند.

فرمول بازی Ni-Oh: جوهره سری سولز و بازی بلادبورن را با سیستم مبارزات نینجا گایدن و اتمسفر سری اونیموشا ترکیب کنید.

شاید به خاطر وجود پلی تایم به شدت بالا (نزدیک به حداقل 60 ساعت گیم پلی) و وقت گذاشتن روی گیم پلی بازی، نتوانید چندان غرق در خط روایی اصلی بازی شوید اما تیم نینجا یقیناً توانسته با Ni-Oh یک پیش زمینه تاریخی درستی از دوران آن زمان ژاپن به بازیکن ارائه دهد که از اهداف اولیه کو شیبوساوا، تهیه کننده این بازی، برای ساخت Ni-Oh بود.

همین موضوع باعث شده بستر بسیار مناسبی برای پیاده سازی گیم پلی روی آن به وجود آید. Ni-Oh با ارائه یک دنیای دارک فانتزی با دشمنان گوناگون و محیط های فوق العاده جذاب، وظیفه خود را در این بخش ها به خوبی انجام داده است. اوج این هنر را می توان در مرحله Iga Escape، که با الهام گیری از محیط های تودرتو سری سولز به وجود آمده اشاره کرد.

بعد از 30 ساعت پیشروی در بازی هیچ وقت فکرش را نمی کردم که با یک چنین مرحله ای روبرو شوم! بعد از باخت های پی در پی، تصمیم گرفتم مدتی استراحت کرده و  با تمرکز کامل بازی را ادامه دهم. نکته جالب این است که بعد از مرحله Iga Escape هنوز به چالشی سخت تر برنخورده ام و امیدوارم این اتفاق رخ ندهد!

تلاش و کوشش سازندگان در ساخت یک بازی با چنین جزئیات واقعاً تحسین برانگیز است.

قبل از اینکه وارد دیگر مباحث شوم، لازم است کمی بیشتر درباره سختی وحشتناک بازی صحبت کنم. درست همانند سری سولز، بازی Ni-Oh می تواند در نوع خود عذاب آور باشد با این تفاوت که سختی مبارزات سری نینجا گایدن نیز به بازی اضافه شده است؛ یعنی علاوه بر آگاهی کامل از دشمن، نقاط ضعف آن و توانایی های شخصیت بازی نیاز به مهارت های سرعتی و تکنیکی هک ان اسلش برای پیشروی در بازی دارید.

همین موضوع باعث می شود برای کشتن برخی باس ها زمان زیادی وقت بگذارید. با اینکه می دانید چگونه وی را بکشید اما مهارت کافی بازی های هک ان اسلش را ندارید! برخی مواقع کشتن یک باس تنها به یک کمبوی درست یا یک جاخالی به موقع خلاصه می شود و پیاده سازی این موضوع در Ni-Oh بسیار سخت تر از سری سولز است.

مهم ترین برتری که Ni-Oh نسبت به سری سولز دارد، در سیستم مبارزات بازی خلاصه می شود. بعد از یک ساعت تجربه بازی، سازندگان با افتخار تمام اکثر متدهای مبارزات را برایتان تشریح می کنند و شما بعد از مشاهده این همه جزییات و پیچیدگی در بخش مبارزات به شدت تعجب خواهید کرد!

مطمئن باشید بعد از ده ها ساعت تجربه هنوز هم بعضی از ویژگی های مبارزات برایتان تازگی خواهد داشت زیرا با پیشرفت خودتان در مهارت های سرعتی، فرصت مناسبی برای ترکیب فنون مختلف و چگونگی تعویض سلاح ها و استفاده از آیتم های مختلف خواهید داشت.

تلاش و کوشش سازندگان در ساخت یک بازی با چنین جزئیات واقعاً تحسین برانگیز است. سیستم لوت در Ni-Oh به طرز عجیبی شبیه دیابلو است. تنوع آیتم ها به شدت بالاست بطوریکه بعد از مدت کوتاهی، گنجایش نگهداری آیتم هایتان تمام خواهد شد و باید یا آن ها را بفروشید یا آن ها را به آمریتا تبدیل کنید.

بسته به نوع اسلحه هایی که در اوایل بازی به عنوان اسلحه اصلی انتخاب می کنید، نوع آرمور و زره هایی که می پوشید تغییر می کند. برای رفتن مراحل باید موارد بسیاری را رعایت کنید تا به نتیجه برسید وگرنه مدت زیادی در یک مرحله گیر خواهید کرد.

سازندگان با وجود ارائه چنین گیم پلی عمیق و وسیعی توانستند از نظر طراحی بصری اثری قابل قبول تحویل بازیکن ها دهند. سازندگان اول از همه این حق انتخاب را به شما می دهند که از کیفیت بازی بزنید و با فریم ریت 60 بازی را تجربه کنید، یا با گرافیک تکنیکی بهینه تر با فریم ریت 30 به بازی کردن بپردازید. بهتر است گزینه اول را انتخاب کنید تا جادوی مبارزات برایتان بیشتر جلوه کند.

پلی تایم به شدت طولانی بازی به علاوه گیم پلی سخت و جذاب باعث شد تا مدت زمان زیادی در دنیای  Ni-Oh  غرق شوم. برای اتمام هر چه زودتر بازی مجبور شدم از مراحل فرعی بازی، که خود دنیایی از ماجراهای جدید و فرصت های بسیار برای ارتقا سطح است، بگذرم.

نتیجه اش آن شد که در کشتن باس ها با مشکل مواجه شدم اما چالشی که روبروی من و خیلی از بازیکنان دیگر اکنون قرار گرفته، این است که چگونه بدون نقص با باس ها مبارزه کنم. همین موضوع به من کمک کرد تا در پیشروی مراحل، با وجود لول پایین، مشکل خاصی نداشته باشم.

Ni-Oh در حال حاضر از نظر سختی گوی سبقت را از بلادبورن و دارک سولز 3 می رباید و لقب سخت ترین بازی نسل هشت را از آن خود می کند؛ یک پکیج کاملاً ایده آل برای قشر کثیری از بازیکنان که سختی بیش از حد آن ممکن است مانع لذت بردن برخی گیمرها می شود.

اگر بتوانید با این موضوع کنار بیایید و از آن لذت ببرید با یکی از بهترین های نسل طرف هستید. تا به اینجا Ni-Oh با وجود مشکلات ریز و کمبود در یک سری مسائل توانسته من و افرادی که عاشق سری نینجا گایدن، دارک سولز و اونیموشا هستند را پای تلویزیون میخکوب نگه دارد.

ویجیاتو

نظرات ۲

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟