برترین باس‌های دنیای رزیدنت اویل؛ از آنچه فرار می‌کردیم

در جدال با تاریخچه کهنه رزیدنت اویل و در حین زیر و رو کردن این قصه شبانه‌ که برای سال‌ها ما را ‌می‌ترساند، رسیدیم به آنتاگونیست‌هایی که مقابله با آن‌ها کار سختی نبود. جهان رزیدنت اویل همیشه به خاطر داشتن شخصیت‌های منفی متفاوت و قدرتمندش ستایش شده و این چیزی نیست که هر اثری بتواند راحت به آن دست پیدا کند.

اما از میان آن همه آشوبی که مخلوقات مختلف این دنیای دیوانه‌وار برایمان ساختند، ۱۰ مورد از بهترین‌هایشان را انتخاب کردم و در ادامه یک به یک از شرح حال آن‌ها برایتان می‌گویم. این شما و این هم ۱۰ باس برتر دنیای رزیدنت اویل.


کامز آفیسر (رزیدنت اویل رولیشن)

رزیدنت اویل

رزیدنت اویل رولیشن از آن دست بازی‌هایی بود که توانست برای مدتی افتخارات از دست رفته کپکام را به این شرکت بازگرداند. یکی از دلایل این موضوع هم حضور مخلوقات تازه‌ای بود که هر کدامشان در نوع خود منحصر به فرد بودند. منحصر به فردترینشان را هم شاید بتوان کامز آفیسر یا همان اسکگ‌دد نامید. جانوری بی‌شاخ و دم که مقاومت بدن میزبانش در مقابل ویروس تی، باعث شده بود ظاهر عجیب و غریبی به خود بگیرد که تماشایش هم هوش از سر هر کسی می‌برد.

البته این مقاومت بیش از حد به ویروس تی، شخصیت جالبی از کامز آفیسر ساخته بود که به این راحتی‌ها نمی‌شود از آن گذشت. کامز آفیسر نمادی از یک ذهن گیر افتاده در کالبد بدفرمی بود که میزبانش مدام به خاطر دردی که می‌کشید به زبان می‌آمد و به شکل عذاب آور و نامفهومی درخواست کمک می‌کرد. اما این ناله‌های زجرآور فقط پوششی بودند تا شما به او نزدیک شوید تا در چشم برهم زدنی تکه‌تکه‌ شوید.

وردوگو (رزیدنت اویل ۴)

رزیدنت اویل

یکی از جالب‌ترین و سخت‌ترین باس‌هایی که در طول سری با آن‌ رو به رو شدیم وردوگو است. به خاطر همین هم بود که بعد از مدت‌ها به گیمر اجازه داده شد تا به جای مقابله با او از دستش فرار کند. مقابله با وردگو به خاطر پوست غیرقابل نفوذش کار چندان راحتی نبود.

اما میکامی حین طراحی آن مرحله در جای جای محیط کپسول‌های نیتروژن مایع قرار داد که با استفاده از آن‌ها می‌شد وردگو را به تکه‌های یخ تبدیل کرد. مبارزه با وردوگو یکی از جذاب‌ترین و پراسترس‌ترین بخش‌های رزیدنت اویل ۴ بود و به همین دلیل، دست راست رامون سالازار توانست جایی در این لیست برای خود دست و پا کند.

یاون (رزیدنت اویل)

رزیدنت اویل

مارهای سمی به خودی خود ترسناک و خشن هستند و محال است که کسی حین مواجهه با آن‌ها دست و پایش را گم نکند. حالا تصور کنید یکی از بزرگترین مار‌های جهان که ابعادش چندین برابر شماست در مقابلتان قرار گرفته و به جای زهر معمولی، ویروس تی در دندان‌های نیشش انباشته شده.

یاون از جمله بزرگترین و خشن‌ترین مخلوقاتی است که در سری رزیدنت اویل با آن رو به رو شدیم و در نوع خود یک شکارچی تمام عیار به حساب می‌آمد. جالب اینجا بود که به این راحتی‌ها هم نمی‌شد از دستش خلاص شد و در بازی چندین و چند بار در مقابل قهرمانان قصه قرار می‌گرفت و نمی‌گذاشت که آن‌ها به راحتی پایشان به بیرون امارت اسپنسر برسد.

الکسیا اشفورد (رزیدنت اویل کد: ورونیکا)

رزیدنت اویل

دنیای رزیدنت اویل همیشه پر بوده از ابرانسان‌هایی که با قدرت‌های فرابشریشان موی دماغ پروتاگونیست‌های محبوب سری بودند. اما از میان آ‌ن‌ها الکسیا اشفورد چیز دیگری است. الکسیا به صورت مصنوعی در آزمایشگاه خلق شد تا شکوه و افتخار را به خانواده اشفورد باز گرداند.

با این حال، هوش سرشار و آگاهی بیش از حدش فقط باعث شدند تا او به هیچ چیزی اهمیت ندهد و به دنبال تمایلات خودش برود. تمایلاتی که بعدا به خلق ویروس ‌تی‌ورونیکا منجر شد و کابوسی تمام عیار را برای کریس و کلیر ردفیلد رقم زد.

جک کروزر (رزیدنت اویل ۴)

رزیدنت اویل

جک کروزر متفاوت‌ترین بدمنی است که در سری رزیدنت اویل با آن رو به رو شدیم. برخلاف رویه همیشگی که در آن اغلب باس‌های بازی ظاهری عجیب و ترسناک داشتند، جک کروزر در بیشتر مبارزات به شکل انسانی خود ظاهر می‌شد و سعی می‌کرد با تکیه بر توانایی‌های نظامی‌اش لئون را از پیش رو بردارد.

البته نباید یادمان برود که کروزر جهش یافته‌ هم بود. اصلا به لطف همین موضوع، توانست دستش را که دو سال قبل از وقایع رزیدنت اویل ۴ آسیب دیده بود، درمان کند. کروزر علاقه شدیدی به دستکاری ژن‌هایش داشت و می‌خواست که با تغییر آن‌ها خود را قدرتمندتر کند. همین علاقه وصف ناپذیرش هم بود که او را به سمت پلاگا کشاند و باعث شد تا چهره تازه‌ای از کروزر ساخته شود.

آزمند سدلر (رزیدنت اویل ۴)

رزیدنت اویل

لورد سدلر به جرات یکی از کاریزماتیک‌ترین کارکترهای سری است. کمتر پیش آمده که رزیدنت اویل به سراغ داستان‌های مذهبی برود و ریشه‌های عرفانی را دلیلی بر شروع یک هرج و مرج بگذارد. اما میکامی با خلق لورد سدلر نشان داد که می‌شود با استفاده از این ریشه‌ها یک بازی ترسناک واقعی ساخت و شخصیتی خلق کرد که هم از نظر جذابیت و هم از نظر طرز فکر بی‌نظیر باشد.

عقاید لورد سدلر آنقدر قوی و مستحکم بود تا مردم یک دهکده همه به حرف‌هایش گوش کنند و مریدش شوند. مردمی که همگی با پذیرفتن انگل پلاگا آرام آرام از مریدانی با تعصب به فرمان برداران ناآرامی تبدیل شدند که برای از بین بردن هر کسی لحظه‌ای درنگ نمی‌کردند.

لیسا ترور (رزیدنت اویل ریمیک)

رزیدنت اویل

زمانی که رزیدنت اویل ریمیک عرضه شد کسی فکرش را نمی‌کرد که در آن شاهد تغییراتی اساسی باشد. اما کپکام با لیسا تروری که یک پیشینه غم‌انگیر را به دوش می‌کشید، کاری کرد کرد تا هیجان دوباره بازی کردن اولین قسمت سری از قبل هم جذاب‌تر شود. لیسا ترور در اصل دختر معمار امارتی است که بیست سال پیش با قدم گذاشتن در آن با کابوسی به نام رزیدنت اویل آشنا شدیم.

دختری که همراه مادرش توسط اعضای آمبرلا ربوده شد و این شرکت به مرور هر چه داشت را روی او آزمایش کرد. بدن لیسا آرام آرام پر شد از ویروس‌های مختلف. ویروس‌هایی که خیلی سریع روی بدنش تاثیر می‌گذاشتند و او را از شکل می‌انداختند. در نهایت لیسا به موجود بدفرم و عجیب و غریبی تبدیل شد که دیگر هیچ شباهتی به آن دختر کوچک ربوده شده نداشت.

موجود عجیب و غریبی که باید در کنار تمام دردهایش به سوگ مادری که توان مقاومت در مقابل آزمایش‌های گوناگون را نداشت هم می‌نشست. شاید این حرف عجیب باشد اما لیسا ترور واقعا جزو کاراکترهای ترسناکیست که پیشینه‌ دردناکش باعث می‌شود بیشتر برایش دلسوزی کنیم تا از او بترسیم. به قول یکی از دوستان، بلای وحشتناکی که آمبرلا سرش آورد، باعث می‌شد بابت هر گلوله‌ای که به او شلیک میکردیم عذاب وجدان بگیریم.

ویلیام برکین ( رزیدنت اویل ۲)

رزیدنت اویل

بعد از اینکه ویلیام برکین در آزمایشگاه مورد سو قصد قرار گرفت و گرمای ناخوشایند گلوله‌ شبه نظامیان آمبرلا را در بدنش حس کرد، به سراغ چیزی رفت که از سن کم رویش کار کرده بود: ویروس جی. او فکر می‌کرد حاصل زحماتش ویروسی است که می‌تواند فقط زنده نگهش دارد، اما برخلاف چیزی که تصور می‌کرد حاصل سال‌ها زحمتش از او چیزی ساخت که حتی فکرش را هم نمی‌کرد.

ویروس جی با زنده نگه داشتن ویلیام، از میزبانش کابوسی خلق کرد که دیگر به آن پروفسور نابغه شباهتی نداشت. این ویروس بدن ویلیام را در هم شکست و از درونش چیزی بیرون کشید که حتی نگاه کردن به آن هم سخت بود. ویلیام چندین و چند بار سر و کله‌اش در بازی پیدا می‌شد و هر بار که آن را می‌دیدیم بیشتر تغییر کرده بود. تغییراتی که به مرور انسانیت ویلیام را می‌بلعید و از او یک هیولای تمام عیار و قدرتمند می‌ساخت.

آلبرت وسکر (رزیدنت اویل ۵)

رزیدنت اویل

آلبرت وسکر اگر جذاب‌ترین کاراکتر جهان رزیدنت اویل نباشد، مطمئنا جزو بهترین‌هاست. دلیل این موضوع هم فلسفه و تفکرات وسکر است که باعث می‌شد رزیدنت اویل از باتلاق یک بازی معمولی بودن دور شود و فضای سنگین‌تری به خود بگیرد. خودش می‌گوید: «انسان‌ها هر روزی که زندگی می‌کنند یک قدم بیشتر به نابودی و انقراض خودشان نزدیک می‌شوند. من نمی‌خواهم جهان را نابود کنم، دارم نجاتش می‌دهم.»

نقل قول عجیب و در عین حال آشنایی است. فلسفه‌ای که وسکر در رزیدنت اویل ۵ مطرح می‌کند دقیقا همان کلماتی را در خودش دارد که تانوس در فیلم اینفینیتی وار مقابل اعضای انتقام جویان ادا می‌کند. حالا اینکه دقیقا چه کسی اول چنین دیدگاهی را برای نجات دنیا مطرح کرده مهم نیست. مهم این است که هر دوی اینها طرز فکر یکسانی دارند برای تایید رفتارشان. طرز فکری که هر دوی آن‌ها را در جایگاه بهترین و قدرتمندترین آنتاگونیست‌های دو دنیای متفاوت قرار می‌دهد.

نمسیس (رزیدنت اویل ۳: نمسیس)

رزیدنت اویل

خدا را شکر که چنین موجودی واقعی نیست. نمسیس کابوسی بود که همه ما برای مدت زیادی هر شب خوابش را می‌دیدیم. موجودی عظیم‌الجثه، وحشی و ترسناک که نمی‌شد به راحتی در مقابلش ایستاد و برای زنده ماندن دست به دعا نشد.در هر خیابانی که پا می‌گذاشتیم صدای نمسیس شنیده می‌شد و فقط یک لحظه غفلت کافی بود تا به لطف بازو‌های قدرتمندش از زمین بلند می‌شدید و در عرض چند ثانیه بدن بی‌جانتان دوباره روی زمین می‌افتاد.

نمسیس هنوز هم که هنوز است نمادین‌ترین آنتاگونیست سری رزیدنت اویل به حساب می‌آید و به این راحتی نمی‌شود این لقب را از او گرفت. اما اگر فکر می‌کنید که تاریخ مصرف این غول بی‌شاخ و دم به سر آمده و دیگر ترسناک نیست، بهتر است سری به اینترنت بزنید و چند ویدیو از آن ببینید.


این هم از ده باس برتر دنیای رزیدنت اویل. از انتخاب‌ها راضی هستید؟ به نظرتان بهترین باس‌فایت کل سری کدام است؟ نظراتتان را با ما در میان بگذارید.

مطالب مرتبط

هر آنچه در مورد رزیدنت اویل 8 می دانیم

رزیدنت اویل 7 با تمام نقاط قوت و ضعفش، جزو بهترین بازی های سال گذشته من بود. در بررسی های اخیری هم که داشتم، سعی کردم دلیل برتری آن را مفصل توضیح دهم. در یک کلام بازی همان چیزی بود که از یک رزیدنت اویل واقعی انتظار داشتم. سال ها بود که حسرت تجربه یک رزیدنت... ادامه مطلب

بررسی بازی Umbrella Corps؛ لکه ننگی بر پیشانی ژاپنی ها

بر کسی پوشیده نیست که سری بازی Resident Evil بعد از جدایی شینجی میکامی از کمپانی کپکام، وارد سراشیبی اجتناب ناپذیری شد و از آن زمان، روندی نزولی در پیش گرفته است. اگرچه معرفی Resident Evil VII طی کنفرانس سونی در E3 2016 اندکی ما را نسبت به آینده این فرنچایز امیدوار ساخت اما حقیقت... ادامه مطلب

بررسی بازی Agony؛ عذاب پایان ناپذیر

بازی Agony نقش یک گناهکار را به شما واگذار می‌کند که به اعماق جهنم سقوط کرده‌است. به طرز جالبی سازندگان بازی نیز در دوزخِ توسعه‌ی بازی سقوط کرده و با ارائه یک بازی بد ساخت شما را دچار عذابی پایان ناپذیر می‌کنند که از نامش نیز پیداست. از کنترل کاراکترها گرفته تا طراحی مرحله و نورپردازی... ادامه مطلب

چرا بازی های ژانر وحشت با سلاح ترسناک تر هستند

احتمالاً همه ما با این عقیده موافق هستیم که فیلم ها و بازی های ترسناک امروزی، واقعاً ترسناک نیستند و در عوض به حقه های بی ارزش سینمایی برای ترساندن مخاطب روی آورده اند. اگرچه وضعیت فیلم های ترسناک روز به روز بدتر می شود و به نظر می رسد ایده ای تازه برای حل... ادامه مطلب

بررسی بازی Yomawari: Midnight Shadows؛ در این تاریکی رهایم مکن

در صنعت بازی‌های ویدیویی کم پیش‌ می‌آید با عنوانی برخورد کنید که در ظاهر اولیه خود یک بازی ساده و یا حتی کودکانه باشد ولی در بطن خود، کاملا چیزی متضاد با ذهنیت اولیه‌تان باشد. وقتی سراغ Yomawari: Midnight Shadows رفتم، نسخه اول را تجربه نکرده بودم و حالا بعد از تمام شدن بازی متوجه شدم... ادامه مطلب

بررسی Resident Evil 7: Not a Hero؛ مختصر اما مفید

پس از انتشار رزیدنت اویل ۷، کپکام از یک سورپرایز جذاب رونمایی کرد؛ اپیزود «Not a Hero». محتوایی تازه و کاملا رایگان که پروتاگونیست اصلی آن کسی جز کریس ردفیلد نبود. این محتوای تازه، شاید دقیقا همان چیزی بود که بسیاری انتظارش را داشتند. خصوصا آن هایی که دلشان برای کاراکترهای قدیمی سری تنگ شده... ادامه مطلب

نظرات ۱۱

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود
x