به مناسبت روز جهانی اینترنت: مروری بر تاریخچه ۵۱ ساله اینترنت

امروز پنجاه و یکمین سالگرد اینترنت است. ابداع مهمی که چهره جهان را دگرگون کرد، به پیشرفت تکنولوژی سرعت بخشید، ارتباطات انسانی را تغییر داد و دسترسی آزاد به اطلاعات را امکان‌پذیر نمود. به مناسبت این روز بسیار مهم، بیایید مروری بر تاریخچه ۵۱ ساله اینترنت داشته باشیم.

مقاله‌ای که پیش روی شماست توسط لئوناردو کلاینراک، پروفسور علوم کامپیوتر در مدرسه مهندسی UCLA نوشته شده است.


وقتی من و تیمم که متشکل از دانشجویان فارغ‌التحصیل بود نخستین پیغام اینترنتی را در یک عصر خنک در لوس آنجلس طی ماه اکتبر سال ۱۹۶۹ ارسال کردیم، به هیچ وجه نمی‌دانستیم که در نقطه آغاز یک انقلاب جهانی هستیم. بعد از اینکه ما دو حرف نخست را در اتاق کامپیوترمان در UCLA تایپ کردیم، شبکه کرش کرد.

Mobit

نخستین حروفی که تایپ شد، «Lo» به عنوان مخفف برای «Login» بود و بنابراین به شکلی اتفاقی و استعاره‌ای تبدیل به مخففی برای «Lo and Behold» [به معنای نظاره‌گر باشید] شد. ما پیامی ارسال کردیم که کوتاه، قدرتمند و پیشگویانه بود.

آپرانت که آن زمان نام اینترنت در نخستین فرمش بود، توسط دولت، بخش صنعتی و محیط آکادمیک ساخته شد تا محققان بتوانند به منابع کامپیوتری یکدیگر دسترسی یابند و فایل‌های تحقیقاتی بزرگ را با هم به اشتراک بگذارند، در وقت صرفه‌جویی کنند و هزینه‌های لجستیک نیز کاهش یابد. ARPA (آژانس پروژه‌های تحقیقاتی پیشرفته که اکنون DARPA نام دارد) با محققین دو شرکت خصوصی Bolt Beranek و Newman قرارداد امضا کرد تا یک روتر -یا پردازنده پیام رابط کاربری- بسازند و UCLA نخستین گره در این شبکه رو به رشد بود.

تا ماه دسامبر ۱۹۶۹، تنها چهار گره ایجاد شده بود - بین UCLA، انستیتوی تحقیقاتی استنفورد، دانشگاه کالیفرنیا-سانتا باربارا و دانشگاه یوتا. شبکه در روزهای نخست با سرعت زیادی رشد کرد و تعداد کامپیوترهای هاست و متصل تا سال ۱۹۷۷ به ۱۰۰ رسید، تا سال ۱۹۸۹ به ۱۰۰ هزار نفر، ۱ میلیون تا اوایل دهه ۱۹۹۰ و ۱ میلیارد تا سال ۲۰۱۲. این شبکه اکنون به نیمی از جمعیت جهان خدمات می‌رساند.

در این مسیر، دائما با موارد پیش‌بینی نشده که ناگهان ظهور می‌کردند و مورد استفاده گسترده در سراسر اینترنت قرار می‌گرفتند، غافلگیر می‌شدیم. این موضوع در مورد ایمیل، وب جهان‌گستر، اشتراک‌گذاری همتا به همتا فایل، محتویات تولید شده به دست کاربران، نپستر، یوتیوب، اینستاگرام، شبکه‌های اجتماعی و چیزهایی از این دست مصداق داشته.

به نظر آرمان‌شهری می‌آید، اما در نخستین روزها داشتیم از فرهنگ فوق‌العاده آزادی، همکاری، اشتراک‌گذاری، اعتماد و اخلاق‌مداری لذت می‌بردیم. نطفه اینترنت اینطور بسته شد و بعد رشد کرد. در آن روزهای نخست من همه افراد حاضر در آرپانت را می‌شناختم و ما همه خوش‌رفتار بودیم. در واقع این وفاداری به خوش‌رفتاری در اینترنت، تا دو دهه ادامه یافت.

امروز تقریبا هیچکس صراحتا نمی‌گوید که اینترنت فرهنگی معرکه، آزاد، مشارکتی، قابل اطمینان یا اخلاق‌مدارانه دارد. چطور مدیومی که برای اشتراک‌گذاری فایل و اطلاعات ساخته شده بود تبدیل به چنین کلاف سردرگمی از اطلاعات سوال‌برانگیز شد؟ چطور از همکاری به رقابت رسیدیم؟ چطور از منابع اطلاعاتی دیجیتال و قابل اعتماد به آمپلی‌فایری از اطلاعات سوال غیر قابل اتکا رسیدیم؟

روند نزول در اوایل دهه ۱۹۹۰ آغاز شد، زمانی که اسپم همزمان با تلاش گسترده برای کسب درآمد از اینترنت ظهور و راهش را عمیقا به جهان مصرف‌کنندگان باز کرد. همین باعث شد بسیاری از ابعاد مختلف طرف تاریک اینترنت از راه برسند (چیزهایی مانند کلاه‌برداری، بی‌توجهی به حریم شخصی، اخبار کذب، حملات محروم‌سازی از سرویس و غیره).

این اتفاق ماهیت پیشرفت تکنیکی اینترنت و نوآوری را تغییر داد، زیرا حالا نوعی فاکتور ریسک نیز به فرهنگ اینترنت اضافه شده بود. ما همین حالا هم داریم از پیامدهای آن تغییرات رنج می‌بریم. اینترنت طراحی شده بود تا اطلاعات تمرکز زدایی شده، دموکراسی و توافق عام را براساس ارزش‌های مشترک پرومد کند. از این نظر، اینترنت در محقق کردن خواسته پدران موسس‌اش شکست خورده است.

همینطور که بخش خصوصی تاثیرگذاری بیشتری بر اینترنت یافت، قوانین و اهداف‌شان نیز ماهیت اینترنت را تحت تسلط خود در آورد. قوانین تجاری حالا تاثیرگذارتر بودند، کمپانی‌ها شروع به دریافت هزینه برای ثبت دامین کردند و رمزنگاری کارت اعتباری هم درها را روی تجارت الکترونیک باز کرد. شرکت‌های خصوصی مانند AOL ،CompuServe و Earthlink خیلی زود شروع به دریافت هزینه‌های ماهانه برای دسترسی به خدمات خود کردند و اینترنت از محصولی برای همه مردم، تبدیل به ابزاری برای سازمان‌های خصوصی شد.

این درآمدزایی، عطر و طعم اینترنت را تغییر داده است. از یک سو باعث شده که سرویس‌هایی بسیار ارزشمند از راه برسند. می‌توانیم در اینجا چیزهایی مانند موتورهای جستجو، دسترسی به اطلاعات عمیق، خدمات مشتریان، سرگرمی، تحصیل و ارتباط میان انسان‌ها را لیست کنیم. از سوی دیگر باعث شد شرکت‌ها روی برخی از دامین‌ها کنترل کامل داشته باشند.

از جمله نقاط ضعف تغییرات اینترنت می‌توان محدود بودن دسترسی کامل به اینترنت به دولت‌ها و سازمان‌ها، پیشرفت محدود تکنولوژی در زمانی که مشوق‌های اقتصادی با تمایلات (احتمالا کوتاه‌مدت) سازمانی هم‌سو نیستند، استفاده بیش از حد از شبکه‌های اجتماعی برای بسیاری از فرم‌های تاثیرگذاری و غیره اشاره کرد.

اگر این سوال مطرح شود که چطور می‌توانستیم برخی از این مشکلات را کنار بزنیم، دو مورد به آسانی مطرح می‌شود. نخست اینکه باید یک سیستم احراز اعتبار قدرتمند برای فایل‌ها طراح می‌کردیم تا وقتی یک فایل به دست من می‌رسد، یک نسخه تضمین شده و غیر قابل دستکاری شده از همان فایلی باشد که درخواستش کرده‌ایم. دوم باید یک سیستم احراز هویت قدرتمند برای کاربران می‌ساختیم تا کاربران قادر به اثبات ادعاها راجع به هویت خود باشند.

اگر چنین تدابیری به کار گرفته بودیم، لازم بود آن‌ها را در روزهای نخست خاموش کنیم (زیرا هیچ فایل دروغینی به اشتراک گذاشته نمی‌شد و کاربران هم هویت خود را چیزی دیگر جا نمی‌زدند). اما همینطور که طرف تاریک اینترنت ظهور می‌کرد، می‌توانستیم این تدابیر حفاظتی را روشن کنیم تا قادر به مقابله با سوء استفاده‌ها باشیم. از آن‌جایی که یک راه آسان برای به‌کارگیری این تدابیر از همان ابتدا پیدا نکردیم، از دانستن این حقیقت رنج می‌بریم که امروز نمی‌توان چنین کاری را با میراثی که امروز اینترنت می‌نامیم انجام داد.

تا اینجا بیشتر از ۵۰ سال از تولد اینترنت می‌گذرد اما اینترنت طی ۵۰ سال آتی چطور دچار تکامل می‌شود؟ چه شکلی خواهد شد؟

این موضوع مثل یک گوی حقیقت مه‌گرفته است. اما می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که اینترنت (همانطور که ۵۰ سال پیش پیش‌بینی کرده‌ بودم) «نامرئی» می‌شود، به این ترتیب که درون زیرساخت ناپدید می‌شود.

اینترنت باید به اندازه الکتریسیته ساده و دسترس‌پذیر باشد. برق به شکلی سرراست در دسترس است و رابط کاربری بسیار ساده‌ای هم دارد: صرفا دستگاه‌ها را به دیوار متصل می‌کنید. نه می‌دانید برق از کجا آمده و نه برایتان اهمیتی دارد. اما آنچه نیاز دارید، به محض ایجاد تقاضا در دسترس‌تان قرار می‌گیرد.

متاسفانه اینترنت خیلی پیچیده‌تر از آن است که به این شکل در دسترس قرار گیرد. وقتی من وارد یک اتاق می‌شوم، اتاق باید بداند که من آن‌جا حضور یافته‌ام و باید سرویس‌هایی را در اختیارم بگذارد که با پروفایل من، مزیت‌های من و سلایق من سازگار است. من باید بتوانم با استفاده از متدهای ارتباطی رایج انسانی مانند گفتار و ژست با سیستم تعامل کنم.

ما به سرعت در حال حرکت به سمت چنین آینده‌ای هستیم. اینترنت اشیا منطق، حافظه، پردازنده، دوربین، میکروفون، اسپیکر، نمایشگر، هولوگرام و سنسورها را به تمام زیرساخت محیطی ما می‌آورد. چنین زیرساختی که نامرئی باشد در کنار نرم‌افزارهای هوشمند تعبیه شده در اینترنت می‌توانند چنین سرویس‌هایی را به صورت روان در اختیارمن بگذارند. به عبارت دیگر، اینترنت اساسا به سیستم عصبی تمام جهان تبدیل می‌شود.

این چیزی است که به نظرم جوهره زیرساخت‌های آینده را تشکیل می‌دهد. اما همانطور که بالاتر گفتم، کاربردها و سرویس‌های آینده بسیار غیر قابل پیش‌بینی هستند و ناگهان از ناکجا آباد از راه می‌رسند و به شکلی غافلگیرانه و انفجاری استفاده می‌شوند. ما یک سیستم جهانی ساخته‌ایم که دائما غافلگیرمان می‌کند - در چه جهان جالبی زندگی می‌کنیم!

Mobit

نظرات ۳

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟