ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

سلامت روان برای همه
علمی

بهداشت روان باید در دسترس همه باشد، نه یک کالای لوکس

به عقیدهٔ یوئینس، درمان‌های روانی سنتی نیازهای اجتماعی، اقتصادی، احساسی و عقیدتی جوامع محلی کم‌برخوردار را نادیده می‌گیرند.

ریچارد یوئینس (Richard Youins) بیش از ۲۵ سال در تلاش برای یافتن کمک برای ترک اعتیادش بوده است. یونیس در نیو هیون کانتیکات متولد شده؛ خانهٔ دانشگاه ییل و تعدادی محلهٔ فقیرتر — در زمان پندمیک، رویدادهای اصلی محل زندگی او قتل و جرم‌های مربوط به مواد مخدر بوده است.

کلینیک‌ها و سایت‌های مخصوص مصرف‌کنندگان مواد مخدر در آنجا در دسترس است، اما یوئینس عقیده داشت که این مکان‌ها او را به عنوان یک فرد نادیده می‌گیرند. او، که یک سیاهپوست است، می‌گوید نیازهای جامعهٔ محلی‌اش پوشش داده نمی‌شوند.

به عقیدهٔ یوئینس، درمان‌های روانی سنتی نیازهای اجتماعی، اقتصادی، احساسی و عقیدتی جوامع محلی کم‌برخوردار را نادیده می‌گیرند.

او احساس می‌کرد در کلیسا او را نمی‌پذیرند و خدماتی که در دسترسش بودند به برآوردن این نیاز او بی‌توجهی می‌کردند. یوئینس، که حالا الکل را کنار گذاشته، به عنوان یک دستیار متخصص در مرکز بهداشت روان کانتیکات کار می‌کند و از نزدیک شاهد اثر منفی کوید روی چالش‌های سلامت روان در شهر خود است.

پندمیک باعث افزایش نرخ بیماری‌های روانی در ایالات متحده شد: بیماری، تنهایی، بیکاری، غصه و دیگر عوامل تنش‌زای مرتبط با کووید باعث افزایش اضطراب و افسردگی شدند. دشواری پندمیک برای برخی از گروه‌های جامعه بیشتر از بقیه بوده است.

نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی، که از قبل می‌دانستیم باعث ایجاد مشکلات روانی در جوامع حاشیه‌ای می‌شوند، در این دوران تشدید شدند. در نواحی روستایی، که خدمات بهداشت روانی در آن‌ها در حالت معمولی نیز کمتر بود، این صدمات شدیدتر بودند.

همچنین اقلیت‌هایی که سخت‌تر دچار بیماری می‌شدند نیز احتمال دریافت خدمات روانی کمتری داشتند. همچنین این عواقب برای افراد بی‌خانمان و زندانیان سابق عمیق‌تر بوده است.

سلامت روان برای همه
ریچارد یوئینس که زمانی خود از مشکلات روانی و عدم دسترسی به درمان رنج می‌برد، حالا در حال کار برای حل این مشکل است.

مادوری جا (Madhuri Jha)، رییس بخش سلامت روان دانشکدهٔ پزشکی مورهَوس، وقتی که در اوایل پندمیک یک واحد سیار سلامت رفتاری را در شهر نیویورک رهبری می‌کرد، از نزدیک شاهد تاثیر کووید روی افراد بی‌خانمان دچار بیماری‌های روانی شدید بود. نه تنها مرگ، بلکه اوردوزهای تصادفی، خودکشی و زندانی شدن از عواملی بود که باعث از دست رفتن افراد می‌شد.

حالا متخصصان حوزهٔ سلامت روان به حقایق زشت سیستم سلامت روان در آمریکا و در سراسر دنیا اعتراف می‌کنند.

روث شیم (Ruth Shim)، رییس روان‌پزشکی فرهنگی در دانشگاه کالیفرنیا دیویس، می‌گوید «پندمیک باعث آسیب جهانی به سلامت روان همه شده است، اما برای افراد آسیب‌پذیرتر و افرادی که به طور سنتی سرکوب شده و حاشیه‌ای هستند، این آسیب بزرگ‌تر و قابل توجه‌تر است.»

پندمیک زنگ هشداری بود برای ارائه دهندگان خدمات، گروداران جوامع محلی و سیاستمداران، و آن‌ها را وا داشت تا در خدمات سلامت روان تجدید نظر کنند. شیم و دیگران به دنبال چگونگی بهبود برابری هستند.

آن‌ها در یافته‌اند که برای موفقیت درجوامع محلی به راه‌حل‌هایی نیاز است که احساس تعلق را بر انگیزند. این راه‌حل‌ها شامل گسترش دسترسی به درمان، بهبود پژوهش‌ها روی سلامت روان جوامع محلی و توانمندسازی افراد برای مواجهه با مشکلات‌شان است.

به گفتهٔ هلنا هانسن (Helena Hansen)، دستیار رییس مرکز پزشکی اجتماعی در UCLA، ترکیب این استراتژی‌ها می‌تواند به پویاترین و پایدارترین واکنش‌ها منجر شود. تمام تلاش‌ها باید بر اساس فهم این باشند که شکاف‌های اجتماعی عوامل اجتماعی سلامت روان را کنترل می‌کنند؛ از جمله مشکلات مسکن و فقدان بیمه.

به گفتهٔ هانسن، برای مواجهه با این عوامل اجتماعی و ایجاد احساس ارتباط با دیگران، که کلید اصلی احیای سلامت روان است، باید در برداشت خود از سلامت روان تجدید نظر کنیم.

ایجاد دسترسی به درمان

چالش های دسترسی به درخدمات مان سلامت روان
چالش‌های زیادی برای دسترسی جمعیت‌های اقلیت و حاشیه‌ای به خدمات سلامت روان وجود دارد؛ از جمله هزینهٔ بالا، کلیشه‌های نادرست و نبود کلینیک‌های درمانی.

یوئینس در طول اعتیادش در یافت که وجود مراکز خدمات سلامت روان به معنی این نیست که آن‌ها در دسترس هستند. با این که دسترسی به خدمات سلامت روان یک حق شهروندی در نظر گرفته می‌شود، اما دشواری‌های وجود دارد.

یک چالش عمده هزینه است: نه تنها این خدمات گران هستند، بلکه بسیاری از ارائه دهندگان این خدمات بیمه قبول نمی‌کنند، چون شرکت‌های بیمه هزینه‌های کافی به آن‌ها پرداخت نمی‌کنند. در نتیجه تنها افرادی که می‌توانند این هزینه را از جیب خود پرداخت کنند به این درمان‌ها می‌رسند.

به گفتهٔ شیم، راه حل واضح برای گسترش دسترسی برقراری یک نظام درمانی سراسری است که بدون توجه به توانایی مالی افراد هزینه‌های درمان روان آن‌ها را پوشش دهد.

هرچند تا زمانی که این اتفاق رخ دهد، سازمان‌های سلامت روانی که توسط جوامع محلی حاشیه‌ای طراحی شده یا برای آن‌ها خدمت می‌کنند می‌توانند نقشی مهم در غلبه بر مشکلات مربوط به هزینه‌ها و دیگر عواملی که دسترسی به درمان را کاهش می‌دهند ایفا کنند.

گروه‌هایی وجود دارند که دقیقا برای رسیدن به همین هدف شکل گرفته‌اند. یکی از برنامه‌هایی که یوئینس با آنها کار می‌کند، پیشرفت ایمانی (Imani Breakthrough) نام دارد: یک برنامهٔ بازیابی رایگان که برای کمک به افراد سیاه‌پوست و لاتین در غلبه بر اعتیاد به مواد مخدر و الکل در محیط کلیسا ایجاد شده.

علاوه بر هزینه، یک عامل دیگر که می‌تواند افراد را از درمان باز دارد، ننگی است که در اذهان عمومی حول بیماری‌های روانی وجود دارد. گروه‌های ذکر شده با مقابله و خنثی‌سازی کلیشه‌های منفی دربارهٔ سلامت روان به دنبال برداشتن این مانع هستند.

خدمات سلامت روان برای همه
درگیر کردن جوامع محلی در سلامت روان خود کلید حل مشکل دسترسی به خدمات درمانی است.

با این حال کلیشه‌های منفی در مورد مشکلات روانی در مناطق روستایی مشکل اصلی نیستند. حتی اگر افرادی در این نواحی بخواهند به درمانگر مراجعه کنند، امکان دارد که از آن محروم باشند.

یکی از راه‌های موفقیت‌آمیز تله‌سلامت است که در زمان پندمیک به شدت محبوب شد. پراوش شارما (Pravesh Sharma)، روانپزشک کودکان، می‌گوید این تکنولوژی او را قادر ساخته تا با بیمارانی صحبت کند که در غیر این صورت نمی‌توانستند مسافت چندین ساعته را تا کلینیک او طی کنند.

حالا حدود ۴۰ درصد از بیماران او را قرارهای غیر حضوری تشکیل می‌دهد. این تماس‌ها او را قادر ساخته تا با افرادی در مناطق روستایی ارتباط برقرار کند.

تله‌سلامت همچنان موانع خاص خود را دارد. اگر فرد نیازمند به اینترنت، مکانی شخصی برای برقراری تماس، کامپیوتر یا گوشی موبایل، یا توانایی استفاده از ابزار دیجیتال دسترسی نداشته باشد — مشکلات متداول در جوامع فقیر و گروه‌های اقلیت — این روش فایده‌ای نخواهد داشت.

قلب مشکل

خدمات سلامت روان برای اقلیت ها
روش‌های قدیمی سلامت درمان و جمع‌آوری داده‌ها در این حوزه پاسخگوی نیازهای اقلیت‌ها نیستند.

یوئینس که در نزدیکی دانشگاه ییل بزرگ شده است، به یاد می‌آورد که تعدادی از پژوهش‌های سلامت روان این دانشگاه روی جمعیت سیاه‌پوستان متمرکز بوده است. اما این جمعیت به ندرت شاهد تاثیر پایداری بوده است.

به گفتهٔ یوئینس «آن‌ها تنها می‌آیند و کلی پژوهش می‌کنند، اما اطلاعات را با ما به اشتراک نمی‌گذارند. آن‌ها از ما به عنوان خوکچهٔ هندی استفاده می‌کنند.» چون این پروژه‌ها موقتی هستند، «حتی نمی‌توانید بسنجید که واقعا فایده‌ای دارند یا نه.»

پژوهشگران توافق دارند که برای تمرکز روی نابرابری‌های گروه‌های حاشیه‌ای نیاز به جمع‌آوری داده از تجربیات آن‌ها است. اما اگر داده‌ها به گونه‌ای که حساس به فرهنگ باشند جمع‌آوری نشوند، ارزشی ندارند.

ابزارهای پژوهشی فعلی همیشه به اندازهٔ کافی حساس نیستند تا داده‌های مربوط به گروه‌های اقلیت را جمع‌آوری کنند. برای مثال، طبق گفتهٔ جا افرادی که به زبان انگلیسی صحبت نمی‌کنند معمولا در داده‌های سلامت روان نشان داده نمی‌شوند، چون نمی‌توانند سوالات نظرسنجی‌ها را بفهمند.

سیستم‌های روان‌پزشکی قدیمی که بر پایهٔ ویژگی‌های اقلیت‌ها بنا نشده‌اند، باعث می‌شوند تا احتمال تشخیص نادرست بیماری‌ها در این افراد افزایش یابد. برای مثال، پژوهش‌ها نشان می‌دهند که احتمال تشخیص اشتباه اسکیزوفرنی در سیاه‌پوستان آمریکایی از سفیدپوستان بیشتر است.

به گفتهٔ جا، یکی دیگر از مشکلات جمع‌آوری داده در مورد نابرابری‌ها این است که اکثر تلاش‌ها در این زمینه روی ضعف‌های جوامع تاکید دارند، نه نقاط قوت آن‌ها، که این موضوع مسیرها را برای فهم راه‌حل‌ها مسدود می‌کند.

برای مثال ممکن است یک پژوهش روی اندازه‌گیری میزان بیماری‌های روانی شدید در رنگین‌پوستان تمرکز کند، اما توانیی آن‌ها برای مقاومت در برابر چالش‌ها و سازگاری با آن‌ها را نادیده بگیرد.

در نهایت، داده‌های خوب تنها در مواقعی مفید هستند که به طور ثمربخش و مناسب به کار روند. به گفتهٔ شیم، برای این که یک پژوهش به چیزی تبدیل شود که افراد را کمک می‌کند، باید آن‌ها را در تمامی مراحل پژوهش مشارکت دهد. و بخشی از بودجه‌های پژوهش، که اغلب از جانب دولت است و به میلیون‌ها دلار می‌رسد، باید برای حمایت از جوامع محلی موضوع پژوهش به کار رود.

درمان توسط جوامع

خدمات سلامت روان برای همه
در حال حاضر گروه‌هایی در جوامع محلی وجود دارند که در آن‌ها افرادی که سابقهٔ مشکلات سلامت روان داشته‌آند، به افراد مشابه خود کمک می‌کنند.

اجازه دادن به جوامع محلی برای مراقبت از خود می‌تواند مهم‌ترین قدم در رسیدن به برابری سلامت روان باشد.

پیشرفت ایمانی، جایی که یوئینس به عنوان یک مربی کار می‌کند، به عنوان یک مدل موفق برای پشتیبانی سلامت روان در جوامع شناخته می‌شود.

این برنامه، که توسط آیانا جوردن (Ayana Jordan) از دانشگاه نیویورک و چیرل بلامی (Chyrell Bellamy) از دانگاه ییل توسعه پیدا کرده، شامل کلاس‌هایی برای ترویج سلامتی و بازیابی در محیط کلیسا است. جلسات با افرادی از جوامع محلی سیاه‌پوست یا لاتین — معمولا عضوی از کلیسا و با سابقهٔ اعتیاد — رهبری می‌شوند.

افرادی که پشت میز می‌نشینند به هم شباهت دارند و یکدیگر و اشتراک‌های خود را می‌شناسند. این آشنایی به افراد درون برنامه کمک می‌کند تا بی‌میلی به درمان را کنار بگذارند.

یک مدل موفق دیگر دستیار کمک بحران در خیابان (CAHOOTS) نام دارد؛ یک برنامهٔ متحرک درمان بحران‌های سلامت روان در اورگن با بیش از ۳۰ سال عمر.

CAHOOTS تماس‌های مربوط به بحران‌های سلامت روان را از پلیس به سمت خود منحرف کرده و با کمک متخصصان خود و بدون سلاح یا اجبار قانون به حل آن‌ها می‌پردازد. این برنامه توسط دپارتمان‌های پلیس شهرهای یوجین و اسپرینگ‌فیلد حمایت مالی می‌شود.

کارکنان CAHOOTS عمدتا کسانی هستند که از بحران‌های سلامت روان جان سالم به در برده‌اند؛ دنیل فلتس (Daniel Felts)، کسی که در حین یکی از بحران‌های روانی خود با پلیس به مشکل بر خورد، پنج سال است با این سازمان همکاری دارد.

فلتس بعدها به CAHOOTS ملحق شد، چون این سازمان واکنشی غیر خشونت‌آمیز و غیر مسلحانه به تماس‌های بحران سلامت روحی می‌داد، از بیماران پولی دریافت نمی‌کرد و اولویتش درمان همه‌جانبه بود — از کمک‌های پزشکی گرفته تا رساندن افراد به غذا و سرپناه.

ارائه دهندگان خدمات نیز به پشتیبانی نیاز دارند

سلامت روان کارکنان سلامت
ارائه دهندگان خدمات درمان از جمله افرادی هستند که بیشترین فشارها را در دوران پندمیک متحمل شدند. پشتیبانی از این افراد یکی از لازمه‌های فراهم کردن خدمات سلامت روان برای تمام افراد جامعه است.

دستیابی به درمان روان برابر هزینه‌ای دارد: سوختن دهندگان. یک نظرسنجی از بیش از ۲۰٬۰۰۰ نفر از کارکنان سلامت در ایالات متحده بین می و اکتبر ۲۰۲۰ نشان می‌داد که ۴۹ درصد آن‌ها به زوال رفته و ۴۳ درصد از کار بیش از حد رنج می‌برند. ارائه دهندگانی که از گروه‌های اقلیت هستند و به گروه‌های جمعیتی خود می‌پردازند، سطح اصظراب بالاتری را گزارش دادند.

تعداد روزافزونی از روان‌پزشکان و تراپیست‌ها زوال خود را گزارش می‌دهند. حتی در گروه‌های جامعه‌محوری نظیر CAHOOTS نیز آسیب‌های کووید باعث دشوار شدن نگهداری این کارکنان شدند.

جسیکا دومینگز (Jessica Dominguez)، بنیان‌گذار لا کلینیکا، برنامه‌ای که به بیماران لاتین در مرکز کایزر پرمننت (Kaiser Permanente) در کالیفرنیا خدمات سلامت روان ارائه می‌دهد، می‌گوید در دوران کووید کارکنانی که کلینیک را ترک کردند از همیشه بیشتر بودند، چون احساس می‌کردند ارزش کارشان نادیده گرفته می‌شود.

با کمتر شدن کارکنان اسپانیایی زبان و دیگر افراد دو زبانه، صف انتظار بیمارانی که انگلیسی صحبت نمی‌کردند بیشتر شد.

برطرف کردن نیازهای جوامع محلی نیازمند بازنگری است. یوئینس شاهد بوده است که خدمات سلامت روان برابر و شایسته از لحاظ فرهنگی ممکن است و می‌تواند زندگی‌ها را تغییر دهد. اما با این که سازمان‌ها و ارائه دهندگان منفرد قدم‌های الهام‌بخش و معناداری برداشته‌اند، به تنهایی از پس این بحران بر نمی‌آیند.

خدمات درمان برابر نیازمند برابری در تمام جوانب زندگی است. محرکه‌های بنیادی سلامت به نابرابری‌های ساختاری وابسته هستند. با این حال مردم توانایی خارق‌العاده‌ای در استقامت دارند. یوئینس وقتی با اعضای گروه پیشرفت ایمانی ملاقات می‌کند، شاهد این موضوع است. او می‌کوید «مردم درون خود معجزه کشف می‌کنند.»

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید

مطالب پیشنهادی