ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

کامپیوتر و سخت افزار

درگاه‌های فراموش شده: از AGP تا FireWire؛ گورستان پورت‌هایی که روزگاری پادشاهی می‌کردند

تا همین یک دهه پیش، پشت کیس‌های کامپیوتر شبیه به یک تابلوی نقاشی پیچیده از پین‌ها، خارهای پلاستیکی و پیچ‌های فلزی بود. 

مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور منتشر شده در 27 مرداد 1405  |  22:00

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

در قبرستان تاریک و بی‌انتهای تکنولوژی، در کنار مانیتورهای غول‌پیکر CRT و فلاپی‌درایوهای خاک‌گرفته، ردیفی از قهرمانان خاموش آرمیده‌اند: درگاه‌ها و پورت‌هایی که روزگاری شریان‌های حیاتی ارتباطات دیجیتال ما بودند. برای نسل جدید که به کابل‌های همه‌فن‌حریف USB-C و ارتباطات بی‌سیم بلوتوث عادت کرده است، شاید درک این موضوع دشوار باشد که تا همین یک دهه پیش، پشت کیس‌های کامپیوتر شبیه به یک تابلوی نقاشی پیچیده از پین‌ها، خارهای پلاستیکی و پیچ‌های فلزی بود. 

هر پورت، زبان و تخصص خودش را داشت. برای اتصال ماوس به یک رنگ نیاز داشتید، برای کیبورد به رنگی دیگر، و برای پرینتر به کابلی ضخیم که با دو پیچ بزرگ به مادربرد متصل می‌شد. اما دنیای بی‌رحم تکنولوژی، هیچ تعصبی روی نوستالژی ندارد. در این مقاله به سراغ پورت‌های محبوبی می‌رویم که زمانی برای اجرای بازی‌های سه‌بعدی یا تدوین ویدیوهای خانگی حیاتی بودند، اما در نهایت توسط هیولاهای استانداردی چون USB و PCIe بلعیده شدند. این داستان صعود و سقوط درگاه‌های فراموش‌شده است.

 فصل اول: درگاه AGP؛ بزرگراه اختصاصی برای انقلاب سه‌بعدی

در اواسط دهه 1990 میلادی، صنعت بازی‌های ویدیویی در حال تجربه یک زلزله تاریخی بود. بازی‌هایی مانند Quake و Tomb Raider در حال انتقال دنیای گیمینگ از فضای دوبعدی به گرافیک‌های سه‌بعدی بودند. تا پیش از آن، کارت‌های گرافیک از طریق درگاه استاندارد PCI به مادربرد متصل می‌شدند. اما PCI یک مشکل اساسی داشت: مانند یک خیابان یک‌طرفه و شلوغ بود که کارت گرافیک باید آن را با کارت صدا، مودم و کارت شبکه شریک می‌شد.

چالش فنی و راهکار اینتل: 

برای رندر کردن محیط‌های سه‌بعدی، کارت‌های گرافیک نیاز داشتند تا بافت‌ها (Textures) را به سرعت پردازش کنند. حافظه روی کارت‌های گرافیک در آن زمان بسیار کم بود (معمولاً بین 2 تا 4 مگابایت) و کارت مجبور بود بافت‌ها را در حافظه رم (RAM) سیستم ذخیره کند. اما پهنای باند PCI که تنها 133 مگابایت بر ثانیه بود، به یک گلوگاه خفه‌کننده تبدیل شده بود. 

در سال 1997، شرکت اینتل (Intel) ناجی گیمرها شد و درگاه AGP (Accelerated Graphics Port) را معرفی کرد. AGP یک گذرگاه اختصاصی فقط و فقط برای کارت گرافیک بود. 

به زبان ساده: اینتل یک اتوبان چند بانده و مستقیم از کارت گرافیک به پردازنده و رم کشید تا کارت گرافیک دیگر نیازی به منتظر ماندن در ترافیک سایر قطعات نداشته باشد.

دوران طلایی و مرگ:

درگاه AGP با نسخه‌های متوالی (از 1x تا 8x) پهنای باند را به 2133 مگابایت بر ثانیه رساند. کارت‌های گرافیک افسانه‌ای مانند Nvidia GeForce 256 و سری Radeon 9000 روی همین درگاه شکوفا شدند. اما با ورود به دهه 2000، معماری پردازش موازی AGP به سقف توانایی‌های فیزیکی خود رسید. در سال 2004، درگاه PCI Express (PCIe) با معماری سریال و قابلیت انتقال دوطرفه داده‌ها متولد شد و AGP را در کمتر از سه سال به زباله‌دان تاریخ فرستاد.

 فصل دوم: FireWire (IEEE 1394)؛ رویای اشرافی اپل که توسط USB کشته شد

اگر در اوایل دهه 2000 یک دوربین فیلم‌برداری دیجیتال (MiniDV) می‌خریدید، تنها یک راه برای انتقال ویدیوها به کامپیوتر و تدوین آن‌ها داشتید: پورت FireWire. 

توسعه این پورت در سال 1986 توسط مهندسان اپل آغاز شد و در سال 1995 به‌عنوان یک استاندارد رسمی شناخته شد. در آن زمان، پورت‌های USB 1.1 سرعتی معادل 12 مگابیت بر ثانیه داشتند که برای انتقال ویدیو شبیه به خالی کردن استخر با قاشق چای‌خوری بود! در مقابل، FireWire 400 سرعتی معادل 400 مگابیت بر ثانیه ارائه می‌داد. 

راز برتری تکنولوژیک FireWire چه بود؟

برخلاف USB که از معماری «ارباب و برده» (Master/Slave) استفاده می‌کرد و برای انتقال داده‌ها به شدت درگیر پردازنده مرکزی (CPU) کامپیوتر می‌شد، FireWire یک معماری «همتا به همتا» (Peer-to-Peer) داشت.

به زبان ساده: دستگاه‌های متصل به FireWire می‌توانستند مستقیماً و بدون مزاحمت برای پردازنده کامپیوتر با هم صحبت کنند. شما حتی می‌توانستید دو دوربین را مستقیماً با کابل FireWire به هم وصل کنید. علاوه بر این، اولین نسل آیپاد (iPod) در سال `2001` تنها با پورت FireWire عرضه شد که می‌توانست کل آرشیو موسیقی شما را در چند دقیقه منتقل کند و همزمان دستگاه را با ولتاژ بالای 30 ولت شارژ کند.

چرا این شاهکار مهندسی شکست خورد؟

پاسخ در طمع شرکت‌ها و ظهور یک جایگزین ارزان‌تر نهفته است. اپل برای استفاده از نام و تکنولوژی FireWire، از سازندگان مادربرد و لپ‌تاپ مبلغ 1 تا 2 دلار به ازای هر پورت حق امتیاز (License) طلب کرد. این رقم برای تولیدکنندگان سخت‌افزار بسیار سنگین بود. در سال `2000`، کنسرسیوم USB استاندارد USB 2.0 را با سرعت `480` مگابیت بر ثانیه و به صورت کاملاً رایگان عرضه کرد. 

اگرچه در عمل سرعت پایدار FireWire برای کارهای ویدیویی بهتر از USB 2.0 بود، اما قانون نانوشته بازار می‌گوید: «تکنولوژی رایگانِ به اندازه کافی خوب، همیشه تکنولوژی گران‌قیمتِ بی‌نقص را شکست می‌دهد.» سونی (با نام تجاری i.LINK) تلاش کرد این پورت را زنده نگه دارد، اما با ورود USB 3.0، درگاه FireWire برای همیشه به خاطره‌ها پیوست و جای خود را به برادر کوچکترش، Thunderbolt داد.

Parallel port cable, D-sub 25 male and female connectors with DIP switches integrated

 فصل سوم: پورت‌های رنگارنگ PS/2 و غول‌های Parallel/Serial

تا پیش از سال 1999، وصل کردن قطعات به کامپیوتر نیازمند دانش تخصصی بود. مایکروسافت و اینتل در این سال استانداردی به نام PC 99 را تدوین کردند که به هر پورت یک رنگ خاص اختصاص می‌داد.

درگاه PS/2 (بنفش و سبز):

این پورت‌های دایره‌ای ۶ پین، یادگار شرکت IBM در سال 1987 بودند. پورت بنفش برای کیبورد و پورت سبز برای ماوس. 

نکته جالب و فنی: آیا می‌دانستید تا سال‌ها پس از اختراع USB، گیمرهای حرفه‌ای همچنان اصرار به استفاده از کیبوردهای PS/2 داشتند؟ دلیل این امر تفاوت در نحوه ارتباط بود. USB از روش «سرکشی» (Polling) استفاده می‌کند؛ یعنی کامپیوتر هر چند میلی‌ثانیه از کیبورد می‌پرسد: «آیا دکمه‌ای زده شد؟». اما PS/2 از روش «وقفه» (Interrupt) استفاده می‌کرد. به محض فشرده شدن یک کلید، کیبورد به پردازنده دستور ایست می‌داد و کار خود را ثبت می‌کرد. این یعنی تاخیر (Latency) صفر و قابلیت فشردن بی‌نهایت کلید همزمان (N-Key Rollover). با این حال، قابلیت اتصال سریع (Plug-and-Play) در درگاه USB، در نهایت بر این مزیت غلبه کرد.

پورت چاپگر LPT (Parallel Port):

آن کابل‌های ضخیم صورتی‌رنگ با 25 پین ظریف را به یاد دارید؟ پورت‌های موازی (Parallel) داده‌ها را در قالب `8` بیت به صورت همزمان از طریق چندین سیم ارسال می‌کردند. این روش برای پرینترهای سوزنی دهه 90 عالی بود، اما کابل‌های آن به دلیل تداخل الکترومغناطیسی نمی‌توانستند طولانی باشند. پورت سریال (COM) نیز با 9 پین برای مودم‌ها و ماوس‌های اولیه استفاده می‌شد. هر دوی این پورت‌ها به دلیل ابعاد غول‌پیکر روی مادربرد و سرعت لاک‌پشتی (در حد چند کیلوبایت بر ثانیه)، خیلی زود توسط USB بلعیده شدند.

 فصل چهارم: eSATA؛ دونده‌ای که در خط پایان سکته کرد!

در اواسط دهه 2000، فایل‌های دیجیتال (فیلم‌ها و بازی‌ها) حجیم شده بودند و مردم به هاردهای اکسترنال نیاز پیدا کردند. اما USB 2.0 با سرعت واقعی حدود 30 تا 40 مگابایت بر ثانیه، انتقال یک فیلم را به عذابی طولانی تبدیل می‌کرد. 

در اینجا پورت eSATA (External SATA) در سال 2004 به میدان آمد. مهندسان تصمیم گرفتند همان پورت پرسرعت SATA که هارد دیسک‌های داخل کیس را به مادربرد وصل می‌کرد، به بیرون از کیس بیاورند. سرعت eSATA به 3 گیگابیت بر ثانیه می‌رسید؛ یعنی شش برابر سریع‌تر از USB 2.0!

مشکل مرگبار eSATA چه بود؟

کابل eSATA برخلاف USB، فقط می‌توانست داده‌ها را منتقل کند و برق از آن عبور نمی‌کرد! این یعنی برای استفاده از یک هارد اکسترنال eSATA، به یک کابل جداگانه برای اتصال هارد به پریز برق نیاز داشتید. بعدها مهندسان پورت ترکیبی eSATAp را ساختند که این مشکل را حل می‌کرد، اما دیگر خیلی دیر شده بود. در سال `2008`، استاندارد USB 3.0 با سرعت `5` گیگابیت بر ثانیه و قابلیت انتقال برق کافی معرفی شد و پورت eSATA را پیش از آنکه به بلوغ برسد، از صحنه روزگار محو کرد.

 نتیجه‌گیری: تکاملی بی‌رحم اما ضروری

وقتی به تاریخچه پورت‌های فراموش‌شده مانند AGP، FireWire یا PS/2 نگاه می‌کنیم، می‌بینیم که هیچ‌کدام از آن‌ها «بد» یا «ناکارآمد» نبودند. برعکس، هر کدام در زمان خود شاهکارهای مهندسی محسوب می‌شدند که برای حل یک چالش مشخص طراحی شده بودند. AGP گرافیک سه‌بعدی را ممکن کرد و FireWire انقلاب تدوین ویدیوی دیجیتال را در خانه‌ها رقم زد.

اما تکنولوژی به سمت همگرایی حرکت می‌کند. کاربران علاقه‌ای به داشتن ۱۰ کابل مختلف برای ۱۰ دستگاه متفاوت ندارند. ظهور پورت‌های همه‌کاره‌ای مانند USB-C و Thunderbolt، نتیجه دهه‌ها آزمون و خطا در صنعت است. امروزه یک پورت تایپ سی با ابعادی به اندازه یک دانه برنج، می‌تواند همزمان برق یک لپ‌تاپ را تامین کند، تصویر را به دو مانیتور 4K بفرستد و داده‌ها را با سرعتی باورنکردنی جابه‌جا کند؛ کاری که در گذشته نیازمند مجموعه‌ای از کابل‌های قطور و پورت‌های دردسرساز بود.

درگاه‌های قدیمی از بین رفته‌اند، اما DNA آن‌ها در تکنولوژی‌های مدرن امروزی زنده است. دفعه بعد که کابل USB-C را به راحتی به گوشی یا لپ‌تاپ خود متصل کردید، به یاد بیاورید که برای رسیدن به این سادگی و ظرافت، چه امپراتوری‌های بزرگ سخت‌افزاری که سقوط نکردند و چه پین‌هایی که کج نشدند!

مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور

از سال ۱۳۹۶ به‌صورت حرفه‌ای در حوزه فناوری می‌نویسم و تمرکز اصلی‌ام بر سخت‌افزار، بازار دیجیتال و تحلیل محصولات مصرفی است. طی این سال‌ها تلاش کرده‌ام فراتر از معرفی صرف محصولات حرکت کنم و با رویکردی تحلیلی، روندهای بازار، استراتژی برندها و ارزش واقعی هر محصول برای کاربر ایرانی را بررسی کنم. علاقه‌م به تکنولوژی فقط به مشخصات فنی محدود نمی‌شود؛ برای من هر محصول، داستانی از تصمیم‌های مهندسی، رقابت تجاری و تجربه کاربری است. از پوشش اخبار و تحولات صنعت گرفته تا تدوین راهنمای خرید و تحلیل قیمت‌های روز بازار، سعی می‌کنم اطلاعات دقیق، به‌روز و کاربردی ارائه دهم تا مخاطب بتواند آگاهانه‌تر تصمیم بگیرد. باور دارم خبرنگاری تکنولوژی فقط انتقال خبر نیست؛ بلکه ترجمه دنیای پیچیده فناوری به زبانی شفاف، قابل فهم و قابل اعتماد برای مخاطب است.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مطالب پیشنهادی