قصه؛ دارایی پنهان اقتصاد نوآوری
چرا سرمایهگذاران روی آینده اسپیسایکس شرط میبندند، اما دیجیکالا همچنان با چالش ارزشگذاری روبهرو است؟
شرکتی زیانده در آمریکا بزرگترین عرضه اولیه تاریخ را رقم میزند، اما دیجیکالا در ایران با وجود سوددهی همچنان درگیر ارزشگذاری برای ipo در بورس است. چرایی این تفاوت را نمیتوان فقط در صورتهای مالی پیدا کرد. بخشی از ماجرا در قصهای نهفته است که شرکتها درباره آینده خود میسازند. همان چیزی که به نظر میرسد در مورد اسپیسایکس خریداران زیادی دارد، اما شرایط کشور موجب میشود تا بازار نتواند به روایتها درباره اکوسیستم نوآوری ایران اعتماد کند.
آسوات داموداران، استاد برجسته مالی، سالها پیش در کتاب «ارزشگذاری از داستان تا اعداد»، استدلال کرد که ارزش شرکتها فقط از دل ترازنامه و صورت سود و زیان بیرون نمیآید. اعداد نشان میدهند یک شرکت در گذشته چه عملکردی داشته، اما سرمایهگذاران برای آینده پول پرداخت میکنند. به همین دلیل است که در اقتصاد امروز، بخشی از ارزش شرکتها از روایتی میآید که درباره فردای خود میسازند.
اسپیسایکس یکی از روشنترین نمونههای این تغییر است. ارزش این شرکت را نمیتوان صرفاً با درآمد یا سود فعلی آن توضیح داد؛ چراکه این شرکت به طور کلی زیانده است و درآمد قابل توجهی هم ندارد. بخش مهمی از این ارزش به داستانی مربوط میشود که بازار درباره آینده آن باور کرده است؛ از اینترنت ماهوارهای و صنعت فضایی گرفته تا جاهطلبیهای ایلان ماسک. سرمایهگذاران در واقع روی آیندهای شرط میبندند که هنوز به طور کامل محقق نشده است، اما اطمینان دارند که شرایط تحقق آن وجود دارد. همین هم موجب میشود تا سرمایهگذاران از جاماندن بترسند؛ که اگر سهام اسپیس ایکس را نخرند، قطعا بازدهی خارقالعادهای را از دست خواهند داد.
اگر این منطق را بپذیریم، سؤال مهمی پیش میآید. چرا در ایران، حتی شرکتهای اکوسیستم استارتاپی و نوآوری که به سوددهی رسیدهاند و رشد درآمد را تجربه میکنند، همچنان در ارزشگذاری با چالش مواجهاند؟
نمونه شاخص این وضعیت، دیجیکالاست. شرکتی که طبق آخرین صورتهای مالی، سود خالص آن از ۱۲۴۲ میلیارد تومان عبور کرده و درآمد عملیاتیاش به بیش از ۷۶ هزار میلیارد تومان رسیده است. حتی اگر این ارقام را با تورم تعدیل کنیم، باز هم با رشد واقعی روبهرو هستیم: سود خالص نزدیک به ۲۰ درصد و درآمد حدود ۴۰ درصد. با این حال، بیش از یک سال از پذیرش این شرکت در بورس گذشته و هنوز با مشکل ارزشگذاری روبه رو است.
زمانی که باور محیطی وجود نداشته باشد، نتیجهای جز این هم انتظار نمیرود. دو ماه کامل از سال جدید را بدون اینترنت گذراندیم. این نه یک اختلال، که یک تهدید وجودی درباره کسبوکارهای آنلاین است که شاید روی شبکه ملی اطلاعات در دسترس باشند، اما کارهای فنیشان بدون اینترنت به سختی پیش میرود. در کنار آن، تورم ساختاری، نوسان نرخ ارز، جنگ و موجهای تعدیل نیرو در اکوسیستم استارتاپی، همه با هم تصویری ساختهاند که در آن شرطبندی روی آینده صنعت نوآوری، کار آدمهای بیاحتیاط به نظر میرسد.
تحریمهای بینالمللی هم یکی از مهمترین عوامل عدم باور محیطی است. اگر دیجیکالا بخواهد روایت خود را فرای مرزهای ایران مطرح کند، به علت تحریمها قادر به انجام آن نیست. یک سرمایهگذار خارجی نیز اگر بخواهد روی روایت دیجیکالا شرط ببندد، با یک مانع حقوقی روبهرو است.
البته با مطرح شدن احتمال توافق، ممکن است شرایط فرق کند؛ اگرچه نباید به آن خیلی هم خوشبین بود. شاید روایت دیجیکالا در خارج از کشور خریدار پیدا کند، اما رفع تحریمها نمیتوانند فیلترینگ داخلی و بیثباتی سیاستی را هم حل کند.
شرایط فعلی کشور موجب شده تا بازار سرمایه ایران هنوز با منطق صنایع سنتی به سراغ شرکتهای فناوری هم برود. در این نگاه، زمین، ساختمان، تجهیزات و خطوط تولید بهراحتی ارزشگذاری میشوند، اما مفاهیمی مانند شبکه کاربران، داده، اثر شبکهای، نرخ نگهداشت مشتری یا GMV هنوز جایگاه روشنی در مدلهای ارزشگذاری ندارند.
برای آنکه یک روایت خریدار پیدا کند، فقط وجود داشتن روایت کافی نیست. سرمایهگذار باید باور کند که این روایت فرصت تبدیل شدن به واقعیت را دارد. مثل آنچه که برای اسپیسایکس شاهد بودیم. بنابراین تنها قصه کافی نیست، محیطی که قصه در آن روایت میشود هم اهمیت دارد و تا آن محیط تغییر نکند، بهترین قصهها هم مخاطب پیدا نخواهند کرد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
ممنون از شما
دیجی کالا نمیگم بده ولی اصا قیمت گذاری هاش و پشتیبانیش و رفتارش با مشتری خیلی وقتا جالب نیست و خیلی از آمازون و غیره عقبه.
بسیار مفید و اموزنده و البته قابل عبرت برای مسعولان