ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

میان رشته ای

موتور ستاره‌ای؛ آیا واقعاً می‌توان خورشید را حرکت داد؟

اگر زندگی در موقعیت کنونی منظومه شمسی دیگر ممکن نباشد، آیا می‌توان خورشید را به محلی دیگر منتقل کرد و آنجا ساکن شد؟

مهدیه یوسفی
مهدیه یوسفی منتشر شده در 16 شهریور 1405  |  23:00

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

فرض کنید میلیون‌ها سال بعد، اخترشناسان متوجه شوند منظومه شمسی در آینده به منطقه‌ای خطرناک از کهکشان نزدیک خواهد شد. شاید گذر یک ستاره، محیطی پرتراکم یا رویدادی کیهانی مسیر امن ما را تهدید کند. اولین فکری که به ذهن می‌رسد احتمالاً نجات زمین است، اما اگر به‌جای جابه‌جا کردن یک سیاره، بتوانیم خود خورشید را حرکت دهیم و کل منظومه شمسی را با آن ببریم چه؟

این ایده بیشتر شبیه طرح یک رمان علمی‌تخیلی به‌نظر می‌رسد، اما نکته عجیب اینجاست که برای توضیح اصول اولیه آن به فیزیک ناشناخته، کرم‌چاله یا موتور وارپ احتیاجی نداریم. همان قوانین تکانه، گرانش، فشار تابشی و رانش که امروز حرکت یک فضاپیما را ممکن می‌سازند، در مقیاسی بسیار بزرگ‌تر اجازه می‌دهند درباره موتور ستاره‌ای صحبت کنیم. از نظر فیزیکی، حرکت دادن خورشید غیرممکن نیست؛ چالش اصلی، اعمال نیروی کافی به جرمی نزدیک به دو میلیارد میلیارد میلیارد تن در بازه‌ای بسیار طولانی است.

آیا از نظر فیزیک می‌توان یک ستاره را جابه‌جا کرد؟

حرکت دادن خورشید در نگاه اول شبیه یکی از آن ایده‌هایی است که فقط در داستان‌های علمی‌تخیلی جواب می‌دهد. اما خورشید برخلاف تصوری که از آن داریم، اصلاً ساکن نیست. این ستاره همراه با تمام منظومه شمسی با سرعت زیادی در کهکشان حرکت می‌کند و به دور مرکز راه شیری می‌چرخد. بنابراین، برای ساخت یک موتور ستاره‌ای قرار نیست خورشید را از جا بکنیم، بلکه کافی است سرعت یا جهت حرکت فعلی آن را کمی تغییر دهیم.

از نظر فیزیک، خورشید نیز مانند هر جسم دیگری از قوانین حرکت پیروی می‌کند. اگر نیرویی به آن وارد شود، شتاب می‌گیرد:

F = ma

اما همین‌جا ابعاد واقعی ماجرا آشکار می‌شود. جرم خورشید حدود 1.99 × 10³⁰  کیلوگرم است، یعنی تقریباً 333 هزار برابر زمین. بنابراین حتی برای ایجاد شتابی فوق‌العاده ناچیز باید نیرویی بسیار بزرگ به آن وارد شود.

به‌عنوان مثال، اگر بخواهیم خورشید فقط 10⁻⁹ متر بر مجذور ثانیه شتاب بگیرد، به نیرویی در حدود 2 × 10²¹  نیوتن نیاز داریم. عددی غول‌آسا برای شتابی که در مقیاس زندگی انسان تقریباً هیچ به‌نظر می‌رسد. اما موتورهای ستاره‌ای یک برگ برنده دارند: زمان.

اگر همین شتاب بسیار کوچک به‌طور پیوسته یک میلیون سال ادامه پیدا کند، سرعت خورشید حدود ۳۲ کیلومتر بر ثانیه تغییر خواهد کرد. شتابی که در یک دقیقه، یک سال یا حتی یک قرن تقریباً بی‌اثر به‌نظر می‌رسد، در مقیاس میلیون‌ها سال می‌تواند مسیر یک ستاره را در کهکشان به شکل قابل توجهی تغییر دهد.

در واقع موتور ستاره‌ای قرار نیست خورشید را مانند یک موشک ناگهان به جلو پرتاب کند. ایده این است که نیرویی نسبتاً کوچک اما دائمی به آن وارد شود، نیرویی که آرام‌آرام روی حرکت خورشید اثر بگذارد و در بازه‌های زمانی بسیار طولانی، مسیر آن را تغییر دهد. پس جرم عظیم خورشید حرکت دادن آن را غیرممکن نمی‌کند، فقط این کار را به پروژه‌ای در مقیاس میلیون‌ها سال تبدیل می‌کند. و جالب‌تر اینکه برای ایجاد چنین نیرویی شاید لازم نباشد خیلی دور برویم. یکی از ابزارهای لازم همین حالا با قدرتی باورنکردنی از خود خورشید بیرون می‌آید: نور.

فشار نور چگونه می‌تواند خورشید را هل بدهد؟

شاید عجیب باشد، اما نور واقعاً می‌تواند اجسام را هل بدهد. برای فهمیدن دلیلش، ابتدا باید با مفهوم تکانه آشنا شویم.

تکانه را می‌توان به زبان ساده مقدار حرکت یک جسم دانست؛ کمیتی که نشان می‌دهد متوقف کردن یا تغییر حرکت یک جسم چقدر دشوار است. به‌عنوان مثال، کامیونی که با سرعت بالا حرکت می‌کند تکانه بسیار بیشتری از یک توپ در حال حرکت دارد. هرچه جرم یا سرعت یک جسم بیشتر باشد، تکانه آن هم بیشتر می‌شود.

اما نور ماجرا را کمی عجیب می‌کند. فوتون‌ها، یعنی ذرات نور، جرم سکون ندارند، بااین‌حال انرژی حمل می‌کنند و تکانه دارند. بنابراین، وقتی یک فوتون به جسمی برخورد می‌کند، می‌تواند بخشی از تکانه خود را به آن منتقل کند و نیروی بسیار کوچکی به‌وجود آورد. این اثر را فشار تابشی می‌نامند.

اگر نور به سطحی برخورد کند و جذب شود، مقداری تکانه به آن سطح منتقل می‌کند. اگر نور بازتاب پیدا کند، اثر بیشتر می‌شود، چون فوتون نه‌تنها به سطح برخورد ، بلکه جهت حرکتش نیز تغییر کرده است. درنتیجه تکانه بیشتری منتقل می‌شود. این پدیده اساس کار بادبان‌های خورشیدی است؛ فضاپیماهایی که می‌توانند بدون مصرف سوخت معمول، از فشار نور خورشید برای شتاب گرفتن استفاده کنند.

در زندگی روزمره این نیرو آن‌قدر کوچک است که متوجه آن نمی‌شویم. نور خورشید روی پوست ما فشار وارد می‌کند، اما این فشار در برابر نیروهایی مثل گرانش زمین تقریباً ناچیز است. در مقیاس یک ستاره اما شرایط فرق می‌کند. خورشید در هر ثانیه مقدار عظیمی انرژی را به شکل نور به فضا می‌فرستد و تمام این نور، تکانه نیز با خود حمل می‌کند.

اما نور خورشید تقریباً در همه جهت‌ها پخش می‌شود. درنتیجه، تکانه‌ای که فوتون‌ها در یک جهت با خود می‌برند با تکانه فوتون‌های جهت مقابل تا حد زیادی خنثی می‌شود و خورشید از تابش عادی خود، رانش مشخصی در یک جهت نمی‌گیرد. حال اگر این تعادل را به هم بزنیم چه؟

ایده موتور شکادوف دقیقاً از همین سؤال شروع می‌شود. یک آینه بسیار بزرگ می‌تواند در کنار خورشید قرار بگیرد و مسیر بخشی از نور آن را تغییر دهد. در این حالت، فوتون‌ها دیگر به شکل کاملاً متقارن در تمام جهت‌ها از منظومه خارج نمی‌شوند؛ در یک جهت تکانه بیشتری حمل می‌شود و در واکنش، خورشید و آینه در جهت مخالف رانش پیدا می‌کنند.

این رانش بسیار کوچک است و قرار نیست خورشید را مثل یک موشک ناگهان به جلو پرتاب کند. اما اگر همین نیروی اندک صدها هزار یا میلیون‌ها سال ادامه داشته باشد، اثر آن روی سرعت و مسیر خورشید جمع می‌شود.

به این ترتیب، چیزی که در نگاه اول فقط گرما و روشنایی به نظر می‌رسد، می‌تواند به نیروی محرکه یک ستاره تبدیل شود. کافی است بتوانیم نور خورشید را در مقیاسی باورنکردنی کنترل کنیم.

موتور شکادوف؛ آینه‌ای برای حرکت دادن خورشید

در سال ۱۹۸۷، مهندس و پژوهشگر شوروی «لئونید شکادوف» (Leonid Shkadov) ایده‌ای جسورانه برای تغییر مسیر یک ستاره مطرح کرد: قرار دادن بازتابنده‌ای عظیم در کنار خورشید و استفاده از نور خود ستاره برای ایجاد رانش.

البته قرار دادن آینه‌ای غول‌آسا در نزدیکی خورشید یک مشکل اساسی دارد: چرا گرانش خورشید آن را به درون خود نمی‌کشد؟

اینجا همان فشار تابشی وارد عمل می‌شود. گرانش، آینه را به‌سمت خورشید می‌کشد و نور خورشید در جهت مخالف به آن فشار وارد می‌کند. اگر آینه به اندازه کافی سبک باشد و ضخامت، شکل و بازتابندگی آن به‌درستی انتخاب شود، می‌توان این دو نیرو را تقریباً در تعادل نگه داشت. به چنین جسمی که بدون قرار گرفتن در یک مدار معمولی، تقریباً در موقعیتی ثابت نسبت به ستاره باقی می‌ماند، ماهواره ایستا گفته می‌شود.

نکته جالب اینجاست که با افزایش فاصله از خورشید، هم شدت گرانش و هم شدت نور تقریباً با یک آهنگ کاهش پیدا می‌کنند. به‌همین‌دلیل، امکان حفظ این تعادل بیشتر به جرم آینه نسبت به مساحت آن و ویژگی‌های بازتابی سطح بستگی دارد تا فاصله آن از خورشید.

شکل آینه نیز اهمیت زیادی دارد. یک صفحه تخت ساده بهترین گزینه نیست. بازتابنده‌ای با شکل سهموی می‌تواند نور را کنترل‌شده‌تر هدایت کند تا فوتون‌ها تا حد ممکن در جهت مطلوب خارج شوند و رانش بیشتری ایجاد شود. چنین آینه‌ای باید فوق‌العاده بزرگ، بسیار سبک و در عین حال مقاوم در برابر محیط خشن اطراف خورشید باشد.

با این همه، نیروی موتور شکادوف در برابر جرم عظیم خورشید بسیار ناچیز است. شتاب حاصل در بهترین حالت به چند ده‌تریلیونم متر بر مجذور ثانیه می‌رسد؛ آن‌قدر کم که حتی پس از یک میلیون سال، سرعت خورشید فقط چند ده متر بر ثانیه تغییر می‌کند.

این عدد ممکن است ناامیدکننده به‌نظر برسد، اما موتور شکادوف برای حرکت سریع طراحی نشده و هدف آن ایجاد یک تغییر بسیار آهسته و مداوم در مسیر ستاره است. اما در مقیاس صدها میلیون سال، همین رانش بسیار ضعیف می‌تواند مسیر خورشید را به‌تدریج تغییر دهد؛ تا جایی که جایگاه آن در کهکشان ده‌ها یا حتی صدها سال نوری با مسیری که بدون موتور طی می‌کرد، متفاوت باشد.

البته، ساخت چنین موتوری فقط به یک آینه بزرگ ختم نمی‌شود. یکی از دشوارترین مسائل، پایدار نگه داشتن این بازتابنده است. یک اختلال کوچک می‌تواند تعادل میان گرانش و فشار نور را به‌هم بزند و آینه را از موقعیت مناسب خارج کند. مدل‌های جدیدتر نشان می‌دهند که شاید با توزیع هوشمندانه جرم، مثلاً استفاده از یک ساختار حلقه‌ای در اطراف بازتابنده، بتوان پایداری آن را بیشتر کرد.

بنابراین، موتور شکادوف روی کاغذ ایده‌ای ساده دارد، اما در عمل ساخت آن به یکی از پیچیده‌ترین پروژه‌های مهندسی قابل تصور تبدیل می‌شود: آینه‌ای در مقیاس سیاره‌ای که باید برای میلیون‌ها سال در کنار یک ستاره فعال باقی بماند و نور آن را با دقتی باورنکردنی هدایت کند.

موتور شکادوف: طرح مفهومی یک بازتابنده عظیم در نزدیکی خورشید که با استفاده از فشار تابشی و بازتاب جهت‌دار نور، رانشی بسیار ضعیف اما پیوسته ایجاد می‌کند و در مقیاس‌های زمانی بسیار طولانی می‌تواند مسیر حرکت خورشید را در کهکشان تغییر دهد.

موتور کَپلان؛ وقتی خورشید به سوخت تبدیل می‌شود

اگر موتور شکادوف بیش از حد کند باشد، راه قدرتمندتری نیز وجود دارد: به‌جای تکیه بر نور خورشید، از ماده خود خورشید به‌عنوان پیشرانه استفاده کنیم.

این ایده اساس موتور کپلان است؛ طرحی که «متیو کپلان» (Matthew E. Caplan) در سال ۲۰۱۹ مطرح کرد. برخلاف موتور شکادوف که با هدایت نور کار می‌کند، موتور کپلان بیشتر شبیه یک موشک غول‌آساست، با این تفاوت عجیب که سوختش را از خورشید می‌گیرد و خود خورشید را به حرکت درمی‌آورد.

اصل کار همان چیزی است که در موشک‌ها می‌بینیم: وقتی ماده با سرعت زیاد در یک جهت پرتاب شود، جسم در جهت مخالف رانده می‌شود. موتور کپلان نیز با ایجاد جریان‌های بسیار پرسرعت از ماده خورشیدی، نیروی لازم برای تغییر حرکت خورشید را فراهم می‌کند.

برای این کار باید ابتدا مقداری از ماده خورشید را از لایه‌های بیرونی آن جدا کرد. در طرح پیشنهادی، مجموعه‌ای عظیم از آینه‌ها و جمع‌کننده‌های انرژی در اطراف خورشید قرار می‌گیرد؛ ساختاری شبیه ازدحام دایسون.

ازدحام دایسون به مجموعه‌ای بسیار بزرگ از ماهواره‌ها، آینه‌ها یا نیروگاه‌های خورشیدی گفته می‌شود که به‌جای ساخت یک پوسته یکپارچه دور ستاره، در مدارهای مختلف اطراف آن قرار می‌گیرند و بخش بزرگی از انرژی تابشی ستاره را جمع‌آوری یا هدایت می‌کنند.

در موتور کپلان، آینه‌های عظیم بخشی از نور خورشید را روی نواحی کوچکی از سطح آن متمرکز می‌کنند تا ماده بیشتری از لایه‌های بیرونی ستاره جدا شود. این ماده که بیشتر از هیدروژن و هلیوم تشکیل شده است، به شکل پلاسمای داغ جمع‌آوری و وارد سامانه رانش می‌شود.

سپس، موتور از همین ماده خورشیدی برای ایجاد دو جت پرقدرت استفاده می‌کند: یکی با سرعت بسیار زیاد به فضا پرتاب می‌شود و رانش اصلی را ایجاد می‌کند و دیگری به‌سوی خورشید برمی‌گردد تا تکانه لازم را به خود ستاره بدهد. . به این ترتیب، خورشید عملاً با بخشی از ماده خودش به حرکت درمی‌آید.

قدرت این طرح می‌تواند بسیار بیشتر از موتور شکادوف باشد. در برآوردهای ایده‌آل، موتور کپلان قادر است در هر ثانیه حدود یک میلیارد تن ماده خورشیدی را پردازش کند و اگر میلیون‌ها سال فعال بماند، مسیر خورشید را ده‌ها سال نوری تغییر دهد.

البته این اعداد بیشتر نشان‌دهنده ظرفیت نظری ایده هستند تا یک طرح مهندسی آماده. استخراج مداوم ماده از خورشید، کنترل پلاسمای فوق‌داغ و هدایت دقیق چنین جت‌هایی، همگی به فناوری‌هایی نیاز دارند که بسیار فراتر از توان امروز بشر هستند.

تصویری مفهومی از موتور کپلان؛ سامانه‌ای نظری که با تمرکز انرژی خورشیدی، استخراج پلاسمای هیدروژن و هلیوم و ایجاد جت‌های پرسرعت، از ماده خود خورشید به‌عنوان پیشرانه برای تغییر تدریجی حرکت آن در کهکشان استفاده می‌کند.

اگر خورشید حرکت کند، چرا زمین جا نمی‌ماند؟

شاید در نگاه اول این‌طور به نظر برسد که اگر خورشید را به حرکت درآوریم، زمین و بقیه سیارات باید از آن عقب بمانند. اما چنین اتفاقی لزوماً نمی‌افتد، چون سیارات به کمک گرانش به خورشید وابسته‌اند و همراه با میدان گرانشی آن حرکت می‌کنند.

اگر تغییر سرعت خورشید بسیار آرام و تدریجی باشد، سیارات فرصت دارند مدار خود را با این حرکت هماهنگ کنند. در واقع، آن‌ها همچنان به دور خورشید می‌چرخند، با این تفاوت که خود خورشید نیز در حال تغییر مسیر است.

دلیل اصلی این پایداری، اختلاف بسیار زیاد میان نیروی گرانش خورشید و شتابی است که یک موتور ستاره‌ای ایجاد می‌کند. در فاصله زمین، کشش گرانشی خورشید میلیون‌ها برابر قوی‌تر از شتاب پیشنهادی موتور کپلان است. حتی در مدار نپتون نیز گرانش خورشید هنوز آن‌قدر قدرتمند است که سیاره را همراه خود نگه دارد. بنابراین، بخش اصلی منظومه شمسی می‌تواند با تغییر مسیر خورشید جابه‌جا شود.

بااین‌حال، هرچه از خورشید دورتر شویم، گرانش آن ضعیف‌تر می‌شود. در نواحی بسیار دور منظومه، مانند ابر اورت، ممکن است بعضی اجرام نتوانند به همان شکل همراه خورشید باقی بمانند و مدارشان دستخوش تغییر شود. بنابراین، نمی‌توان گفت تمام اجرام منظومه بدون هیچ تغییری این سفر را ادامه خواهند داد.

چالش دیگری نیز وجود دارد: جهت و نحوه ایجاد رانش. به‌عنوان مثال، آینه عظیم موتور شکادوف نباید سایه‌ای گسترده روی مدار سیارات بیندازد یا نور متمرکز و بازتاب‌شده را به‌سمت آن‌ها بفرستد. به‌همین‌دلیل، محل قرارگیری و جهت‌گیری چنین سازه‌ای باید با دقت بسیار بالایی کنترل شود. درنتیجه، حرکت دادن خورشید فقط به معنای هل دادن یک ستاره نیست؛ کل منظومه باید طوری هدایت شود که مدار سیارات تا حد ممکن پایدار بماند.

چقدر نیرو، انرژی و زمان برای جابه‌جایی منظومه شمسی لازم است؟

اعداد موتورهای ستاره‌ای جایی هستند که شهود روزمره تقریباً از کار می‌افتد. برای موتور شکادوف، رانش ایده‌آل در مرتبه ۱۰ به توان ۱۸ نیوتن است. این عدد به‌خودی‌خود بسیار بزرگ است، اما وقتی بر جرم نزدیک به ۱۰ به توان ۳۰ ضربدر ۲ کیلوگرمی خورشید تقسیم شود، شتابی در حدود چند ۱۰ به توان منفی ۱۳ متر بر مجذور ثانیه باقی می‌ماند.

با شتاب تقریبی ۱۰ به توان منفی ۱۳ ضربدر ۵ متر بر مجذور ثانیه: پس از یک سال تقریباً هیچ اتفاق محسوسی نمی‌افتد.  پس از هزار سال، تغییر سرعت هنوز ناچیز است. اما پس از یک میلیون سال، تغییرات سرعت به حدود ۱۵ متر بر ثانیه می‌رسد و در بازه صدها میلیون سال، همین رانش کوچک می‌تواند مدار خورشید در میدان گرانشی راه شیری را به‌طور معناداری از مسیر طبیعی آن منحرف کند.

یک نکته مهم این است که جابه‌جایی را با تغییر مسیر اشتباه نگیریم. خورشید همین حالا هم با سرعت زیادی در کهکشان حرکت می‌کند؛ موتور ستاره‌ای فقط مسیر طبیعی این حرکت را کمی منحرف می‌کند. بنابراین، وقتی از جابه‌جایی ده‌ها سال نوری صحبت می‌شود، منظور این است که پس از میلیون‌ها سال، خورشید ده‌ها سال نوری با جایی که بدون موتور قرار می‌گرفت، فاصله خواهد داشت.

در موتور کپلان شتاب می‌تواند به مرتبه ۱۰ به توان منفی ۹ متر بر مجذور ثانیه برسد. برای خورشید این به معنای نیرویی در حدود ۱۰ به توان ۲۱ ضربدر ۲ نیوتن است.  اگر این شتاب را در یک محاسبه ساده و خط مستقیم برای یک میلیون سال ثابت فرض کنیم، تغییرات سرعت حدود ۳۲ کیلومتر بر ثانیه و جابه‌جایی ناشی از شتاب حدود ۵۰ سال نوری می‌شود. اما وقتی حرکت واقعی در میدان گرانشی کهکشان و جزئیات مدل وارد شوند، انحراف‌هایی از مرتبه ۱۰ پارسک یا حدود 33 سال نوری، در یک میلیون سال گزارش می‌کند. در برخی فرض‌های ایده‌آل‌تر درباره سرعت خروجی و بهره‌وری، مقادیر نزدیک ۵۰ تا 60 سال نوری نیز مطرح شده‌اند.

بنابراین اختلاف اعداد مختلفی که می‌بینیم الزاماً تناقض نیست؛ برخی جابه‌جایی حاصل از شتاب ثابت را حساب می‌کنند، برخی انحراف از مدار کهکشانی را و برخی فرض‌های متفاوتی برای راندمان و سرعت خروجی دارند.

نکته مهم‌تر، منبع انرژی است. تمدنی که بخواهد چنین کاری انجام دهد، مجبور نیست انرژی لازم را از یک نیروگاه کوچک زمینی تأمین کند؛ در مرکز پروژه نیروگاهی طبیعی با توان ۱۰ به توان ۲۶ ضربدر ۳.۸۵ وات قرار دارد: خود خورشید.

موتور شکادوف مستقیماً از تکانه فوتون‌های همین تابش استفاده می‌کند. موتور کپلان نیز از انرژی ستاره برای بلند کردن ماده و سپس از فرایندهای همجوشی و شتاب‌دهی پلاسما برای تولید جت استفاده می‌کند. به‌همین‌دلیل مفهوم موتور ستاره‌ای معمولاً در کنار تمدن‌های بسیار پیشرفته و سازه‌هایی در مقیاس ازدحام دایسون مطرح می‌شود. یعنی مسئله کمبود انرژی در طبیعت نیست؛ مسئله توانایی ما برای جمع‌آوری، هدایت و کنترل انرژی یک ستاره است.

موتور ستاره‌ای واقعاً ممکن است؟

با فناوری امروز، موتور ستاره‌ای هنوز چیزی در مرز علم و تخیل است. ساخت آینه‌هایی در ابعاد نجومی، استخراج حجم عظیمی از پلاسمای خورشید و کنترل چنین سامانه‌ای برای میلیون‌ها سال، بسیار فراتر از توان بشر قرار دارد.

اما نکته شگفت‌انگیز اینجاست که برای حرکت دادن خورشید به فیزیک ناشناخته‌ای نیاز نداریم. فشار نور، پایستگی تکانه، همجوشی و شتاب‌دهی پلاسما همگی پدیده‌هایی واقعی و شناخته‌شده‌اند. چیزی که کم داریم، فناوری و مقیاس لازم برای استفاده از آن‌هاست.

شاید مهم‌ترین محدودیت موتور ستاره‌ای، زمان باشد. چنین سامانه‌ای باید بتواند صدها هزار یا حتی میلیون‌ها سال پایدار بماند و بدون اختلال به‌کار خود ادامه دهد. بااین‌حال، ایده اصلی از نظر فیزیکی قابل بررسی است. اگر تمدنی در آینده بتواند انرژی و ماده یک ستاره را در این مقیاس کنترل کند، دیگر تنها گزینه برای جابه‌جایی میان ستاره‌ها ساخت فضاپیما نخواهد بود.

در آن صورت، خود منظومه شمسی می‌تواند به یک سامانه متحرک تبدیل شود؛ با خورشیدی که مسیرش عمداً در کهکشان تغییر داده می‌شود.

مهدیه یوسفی
مهدیه یوسفی

    دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
      مطالب پیشنهادی