اینترنت برای همه لازم است و نه فقط کسبوکارها؛ صدای مردم را بیشتر بشنویم
یک سوزن به خودمان
اینترنت را که قطع میکنند، کمتر کسی است که فریادش بلند نشود اما این صدای کسبوکارهاست که در رسانهها بیشتر از همه بازتاب داده میشود. هر روز در بسیاری از وبسایتهای خبری از جمله دیجیاتو، چندین و چند مصاحبه از مدیران کسبوکارهای عمدتاً اینترنتی میبینید که از مصیبتهای قطع اینترنت میگویند. یکی از میزان خسارت واردشده به کسبوکارش در روزهای قطع اینترنت گزارش میدهد، آن یکی میگوید راهی برای تمدید گواهی SSL ندارد و نگران امنیت وبسایتش است، دیگری هم در گیر و دار پرداخت حقوق کارمندهایش در آخر ماه است. درست هم میگویند. مگر میشود ضربهای را که کسبوکارهای دیجیتال و حتی غیر دیجیتال از قطع اینترنت خوردهاند انکار کرد. صدای اینها را باید منعکس کرد، چون بخش قابل توجهی از مردم از این شرکتها نان میخورند. این بخشی از وظیفه ماست و بحثی سر آن ندارم. اما انگیزه من از نوشتن این یادداشت تاکید بر شنیدن صدای بخش دیگری از مردم است که به اندازه کسبوکارها و صاحبان سرمایه بلندگویی ندارند که مصیبتشان را روایت کنند اما قصههایی تلخ و شنیدنی دارند.
بسیاری از شما کاربران عزیز دیجیاتو، در طول حدود دو هفته اخیر در بخش کامنتهای دیجیاتو و اندک وبسایتهای قابل، مشکلاتتان را روایت کرده و همچنان میکنید. بخشی از کامنتها را افرادی میگذارند که کارشان مستقیماً به اینترنت وابسته است، حالا بیکار شدهاند و ماندهاند با اقساط آخر ماه چه کنند. بخش بسیار بزرگ دیگری اما افراد دیگری هستند که لزوماً از اینترنت پول در نمیآورند اما ریز و درشت زندگیشان به آن وابسته است.
به این کامنت توجه کنید:
«من حتی شغلم خیلی وابسته به نت نیست ولی دارم دیوونه میشم. نمیدونم مردم چطوری سر کردن این مدت! کاملا حس یک زندانی بدون ملاقاتی رو دارم، چرا باید این روزها داشتن اینترنت و تماس گرفتن با عزیزانم که خارج از کشورن بزرگترین آروزم باشه؟ من آرزوهای دیگهای داشتم ولی الان به هیچکدومشون حتی فکرم نمیشه کرد.»
گروهی از مردم از اینترنت برای کارهایی استفاده میکنند که لزوماً سود اقتصادی به آنها نمیرساند اما باز هم بخش جداییناپذیر زندگیشان است. کسی حق ندارد به مادر بازنشستهای که بزرگترین سرگرمیاش دیدن ویدئوهای سرگرمکننده در اینستاگرام است بگوید نباید نگران بازگشت اینترنت باشد. چطور میشود به نوجوانی که در این اوضاع اقتصادی تنها دلخوشیاش ویدئوگیم است گفت از این اوضاع عصبانی نباشد.
میخواهم بگویم این واقعیت را باید پذیرفت که رسانهها در این روزها بیشتر از آنکه صدای مردم کوچه و بازار باشند، با صاحبان کسبوکار صحبت میکنند. البته لازم است تأکید کنم که این به آن معنا نیست که به خودمان اجازه میدهیم ارزشگذاری کنیم و بگوییم که اینترنت برای کسبوکار مهمتر است تا مردم عادی، نه اصلا. بخشی از مسئله به آن جایی بازمیگردد که دسترسی به صاحبان کسبوکار به برای ما رسانهها به مراتب سادهتر است و با یک گفتوگوی ۱۰دقیقهای تلفنی، میتوانیم مشکلاتشان را بشنویم. شنیدن صدای مردم اما پیچیدگیهای خودش را دارد که اندکی با مدیران متفاوت است.
البته ذکر این نکته هم لازم است که در همین دوره تا جایی که در بضاعتمان بود تلاش کردیم صداهایی غیر از کسبوکارها را بازتاب دهیم. نمونههایش هم در وبسایت دیجیاتو قابل مشاهده است، مثلا گزارشی از دانشجوهایی نوشتیم که برای چک کردن ایمیلهای اپلای خود به مشکل خوردهاند یا یادداشتی در مورد روانهای فرسودهمان در این روزها که دیگر تحمل وعده وعیدهای مسئولان برای بازگشایی اینترنت را ندارد. در یک نمونه دیگر روایتی از روزهای بدون اینترنت سه جوان امروزی را منتشر کردیم.
اما باز هم کم است. در ادامه برای ثبت روایت روزهای بدون اینترنت مردم ایران در دیماه و حالا بهمن ۱۴۰۴ بیشتر تلاش خواهیم کرد. اینترنت برای همه است و نه فقط کسبوکارها، باید این را بپذیریم.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
خب کسب و کار بزرگ اینترنت وقتی مشتریش اینترنت نداره نمیتونه داخل گوگل سرچ کنه و اصلا اینترنت نداره چی میخواد بفروشه وقتی اینترنت به این شکل باشه من بستهام رو تمدید نمیکنم پس کلا اینترنتی نخواهم داشت و اون کسب کار هم تعطیل میشه و خارج از کشور که نمیاد از دیجیکالا خرید کنه
#نه_به_اینترنت_طبقاتی
شدیم از روی دنیا گم
اینترنت طبقاتی نشه خوبه واسه همه هه
یه جوری نوشته شده بیشتر گوش کن...، آدم فکر میکنه ۱۰ درصدشو حداقل گوش میکنن.....
من گلخونه دارم - تمام فروش من به صورت اینترنتی بوده و هست - من و همکارانم بیش از ۱۰هزار نفریم با کلی مشتری که گیاهان دلکوری یا کلکسیونی میفروشیم - با این وضع قطعی شخصا که تمام فروش و دسترسیم قطع شده - وضعیت مالی صفر - هیچ کاری هم از دستمون بر نمیاد روزی صد بار گوشیو چک میکنم شاید راهی پیدا کنم اما نبود اینترنت باعث شده روز و شبمون یکی شه کلافه و داغون - هر روز هم که فقط یه خبر سر در گم کننده در مورد اینترنت میدن فقط
بنده خدا مادرم تمام ادعیه های روزانه رو از اینترنت دنبال میکرد ، یا وقتی ویدیویی رو تو اینستاگرام میدید با ذوق میفرستاد تا منم ببینم (حالا قبلا دیده بودم ولی به روی خودم نمیاوردم) بعد میگفت دیدی میگفتم اره جالب بود . دلم واسه استوری های اگزجره سیاه سفید و زوم شده فک و فامیل تنگ شده
اون کسب و کار نیاز به مردمی داره که اینترنت دارن ، نیاز به حمایت خود مردم داره وقتی حرف اختلاف امکانات باشه مردمم اون شرکت و تحریم میکنن ، در ادامه همه مردم در این فضا از کسب در امد گرفته تا اموزش و حتی سرگرمی نیاز به اینترنت دارن و بستن این فضا چالشی ایجاد میکنه بد تر از چالش معیشتی چون مستقیم به اقتصاد و جیب مردم مربوطه
خیلی از شاپ هایی که اکانت ایکس باکس پلی استین میفروشن از نون خوردن افتادن چون اصلا به سرور مایکروسافت و سونی وصل نمیشه که اصلا کسی بتونه بازی بخره یا اکانت وارد کنه
این همه درد و مشکلات در همه آحاد جامعه در اثر قطع شدن اینترنت اون وقت عده ای تندرو حرف مفت می زنن که مردم اینترنت می خوان چکار ؟ باید به این نخودمغزها گفت تو زندگی رو می خواهی چکار ؟