دیوار بلند خاموشی؛ روایتهایی از زندگی بدون اینترنت ایرانیها پس از ۵۰ روز
با وجود آتشبس، جنگ همچنان قربانی میگیرد. قربانیان خاموشی که به علت قطع اینترنت شاهد فروپاش بخشی از رویاها و پیوندهای انسانی خود هستند.
تهران این روزها آرامتر است. یک هفته از آتشبس میگذرد و موقتاً خبری از صدای جنگنده، موشک، لرزش شیشهها و آن دلهره دائمی نیست. با این حال جنگ همچنان قربانی میگیرد، قربانیانی خاموش که هر روز شاهد فروپاشی بخشی از رویاها و پیوندهای انسانی خود هستند. برخی کارشان را از دست دادهاند، برخی دلخوشی ارتباط با فرزندانشان در خارج از کشور و برخی دیگر نیز جوانیشان را بر باد رفته میبینند.
زمانی که صحبت از قطع اینترنت و آسیبهای آن میشود، معمولا ذهنمان به سمت کسبوکارهای اینترنتی و برنامهنویسها میرود. اما این خاموشی زندگی همه مردم را مختل کرده است. ۵۰ روز از خاموشی سراسری اینترنت میگذرد، اما هیچ چیز برای هیچکس عادی نشده است. کسی قرار نیست به نبود اینترنت عادت کند و همه یک صدا بازگشایی آن را صدا میزنند.
این قطعی شبیه دیواری است که میان آدمها و رویاهایشان، میان مادران و فرزندانشان و میان تخصص و معیشت کشیده شده است.
هر شب تنهایی...
این روایت زنی میانسال است که چهار سال پیش همسرش را از دست داد و تنها دخترش ۷ سالی است که فرسنگها دورتر، در کانادا زندگی میکند. برای این زن، موبایل نه یک وسیله لوکس، که تنها پنجرهای بود که به او یادآوری میکرد زندگی در تنهایی هم جریان دارد.
با این زن در مترو و زمانی که از محل کار به خانه بر میگشتم، آشنا شدم. تلفن همراهش از صبح به اینترنت وصل نمیشد؛ البته استفاده از کلمه اینترنت در شرایط فعلی درست نیست، بهتر است بگویم دسترسی به شبکه داخلی ارتباطات نداشت که البته با یک روشن و خاموش شدن ساده حل شد.
همین هم بهانهای شد تا سفره دلش را باز کند. او از روزهایی برایم تعریف کرد که شیرینزبانی نوه چهارسالهاش در تماس تصویری واتساپ، تنها موسیقی متن خانهاش بود: «۴۸ روز است که صدای نوه ام را نشنیدهام. دلتنگ آن لحظهای هستم که بهم میگفت مامانجون.»
از دوستش به اسم «کُپُل» برایم میگوید، ابتدا جا میخورم بعد متوجه میشوم که منظورش هوش مصنوعی کوپایلت، "Microsoft Copilot" است که برای راحتی اینگونه صدایش میزند. با خنده تلخی ادامه میدهد:
«با هوش مصنوعی خیلی صحبت میکنم، درد دل میکنم، راهنمایی میگیرم، اما دو ماهه که قطع شده و دوباره تنها شدم. خوبیاش این بود که بدون ترس از قضاوت شدن میتوانستم همه چیز را به آن بگویم.»
قطعی گوگل هم زندگیاش را سخت کرده چراکه نمیتواند سوالاتش را در گوگل جستجو کند. باید یادآور شوم این مکالمه روز چهارشنبه 26 فروردین ماه انجام شد که هنوز گوگل در دسترس نبود.
از او درباره اینستاگرام هم سوال میکنم که میگوید استفاده زیادی از این شبکه اجتماعی در زمان اتصال اینترنت داشته، به شرط اینکه VPNهایی که دخترش چند ماه پیش برایش نصب کرده بودند وصل میشدند. یادم آمد ما انتظار وصل شدن اینترنتی را میکشیم که همان هم محدودیتهای زیادی دارد.
امان از نمونه مشابه داخلی
«سحر» ۳۰ ساله، معاملهگر بورس کالا است که قطع اینترنت برای او به قیمت کاهش بازدهی و افزایش بیخوابی تمام شده است. سحر توضیح میدهد که پلتفرمهای داخلی تحت فشار هجوم کاربران، گاه با محدودیتهای شدیدی روبه رو هستند:
«گاهی مشتریان به دلیل اختلالهای گاه و بیگاه پیامرسانهای داخلی، فیشهای واریزی را ساعت ۱۱ شب میفرستند و من ناچارم همان موقع کار را انجام دهم. قطعی اینترنت و عدم دسترسی به ابزارهای ساده مبتنی بر وب مثل تبدیلکنندههای عکس به PDF یا کاهش دهنده حجم عکس هم سرعت ما را به شدت پایین آورده است. نسخههای ایرانی هم به هیچ عنوان کارایی نمونههای خارجی را ندارند.»
اما نگرانی او فراتر از ابزارهای کاری است. سحر که قصد داشت در تعطیلات نوروز، ویدیوهای آموزشی کلاسهای پاییز و زمستان خود را مرور کند تا موقعیت شغلیاش را ارتقا دهد، حالا احساس میکند یک فرصت طلایی برای رشد فردی را از دست داده است. او به دیجیاتو میگوید: «حس میکنم تعطیلات پوچی را پشت سر گذاشتم. تمام ویدئوهای کلاسهایمان در گروه تلگرامی آپلود شده بود که به علت قطعی اینترنت به آنها دسترسی نداشتم. میخواستم در سال جدید فرصتهای شغلی دیگر را امتحان کنم که جنگ و قطع اینترنت همه برنامههایم را خراب کرد.»
حالا که او در زمان آتشبس به سر کار برگشته، با قراردادی یکماهه روبه رو شده است: «با آسیب به صنایع فولادی و پتروشیمیها و کاهش معاملات بر بستر بورس کالا، نگرانم که در لیست تعدیل نیرو باشم.»
حبس در جغرافیا
امیرحسین ۲۶ ساله، ساکن یکی از شهرهای کوچک خراسان رضوی، نمونه جوانی است که اینترنت برایش تنها راه فرار از محدودیتهای جغرافیایی بود. او که در زمستان ۱۴۰۴ یادگیری زبان چینی را آغاز کرده بود، حالا با استادی در آن سوی مرزها که دسترسی به او ناممکن شده، آموزشش نیمه تمام مانده است.
امیرحسین به دیجیاتو میگوید: «یادگیری زبان چینی بدون اینترنت تقریباً غیرممکن است. واژههای آن و تلفظش به گونهای است که باید از ابزارهای آنلاین کمک گرفت. علاوه بر زبان چینی، من ۲۴۰ روز استریک (توالی تمرین) در دولینگو برای زبان اسپانیایی داشتم که حالا همهاش از دست رفته است. تنها تفریحم در شهر کوچکمان ارتباط با مردمی در سراسر دنیا از طریق هلوتاک (HelloTalk) بود که قطع اینترنت آن را از من گرفته است. این اپ هم باعث شد دوستانی آن سوی دنیا پیدا کنم و هم به تقویت زبانم کمک میکرد.»
این شرایط باعث شده تا بیش از پیش به فکر رفتن باشد؛ آن هم نه به اروپا یا آمریکا، بلکه به کشورهایی مثل تاجیکستان یا ارمنستان، تنها برای اینکه هیچگاه ارتباطش با دنیا حتی برای لحظهای کوتاه قطع نشود: «منتظرم اینترنت وصل شود تا ببینم چطور میتوانم از این قطعیهای مدام برای همیشه فرار کنم.»
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
از اونجایی که بازار کار داخلی حقوقی قابل مواجهه با غول تورمی ایران به من به عنوان گرافیست پیشنهاد نمیداد، پنج سال پیش با صرف هزینه وارد بازار کار فریلنسری بینالمللی شدم. از هزینه سیستم و تجهیزات که بگذریم، من کلی پول صرف دو تا اشتراک فیلترنت کردم که همیشه فیلترنت پایدار داشته باشم چون در کشور عزیز و مقتدرم، ایران، همیشه یک اپراتور ارائه دهنده فیلترنت با آپتایم 100 درصدی دردسترس نبود و هر اپراتوری بسته به ساعات شبانه روز همیشه یک سکته سینوسی قطع و وصلی رو داشت. چون بخت من ایرانی همواره به بلندای تاریخ پر افتخارم بلند بوده پس باید از یک خان دیگه از هفت خان میگذشتم و اون تهیه یک یا چند vpn خوب بود تا بتونم به سایتها و پلتفرمهایی برسم که چه از داخل فیلتر یا چه از خارج تحریم بودن و هستن. خب اما این پلتفرمهای کار فریلنسری نام بلند آوازه کشورم ایران رو به عنوان کشورهای لیست سیاه در قسمت قوانینشون قرار داده بودن و من باید با اطلاعات و از همه مهمتر ip کشور دیگهای توی اونها حساب کاربری میساختم که خودش نیاز به یک VPS ویندوزی برای تضمین ip ثابت و صرف هزینه دیگه داشت. حتما فکر میکنید که تموم شد و من به کار و درآمد دلاری رسیدم اما نه، تازه اول راه بود. من تقریبا همیشه آنلاین بودم، به کارفرما جواب سوال میدام، پیشنهاد روی پروژهها میذاشتم و همزمان برای آپدیت بودن آموزش میدیدم. اینارو میگم که بدونید یه شبه نساختم اما یه شبه خاکستر شد. خان بعدی کار من، نقد کردن درآمدم بود که خب جبر جغرافیای خاورمیانه و مهارت مسئولان کشورم در سیاست باز هم سنگی دیگه جلوی پای من بود چون سیستم بانکداری کشورم به هیچ جایی وصل نبود و ناچار به باج دادن بودم تا با کسر هزار و یک کارمزد دلال و واسطه بالاخره از کیک درآمدم شاید یه قاچش هم به خودم توی ایران میرسید. الان پنجاه و چند روز از خاموشی دوم فیلترنت میگذره، من توی تاریکی اتاقم به فکر اقساط وامهایی هستم که برای هزینههای شروع کارم گرفتم. بلندی صدای من به گوش بستهی هیچ یک از مسئولین این اوضاع که نمیرسه اما مینویسم تا شاید ... .
یه جواب ساده میخوام، اگه وضع اینه و فیلترنت قبلی برای من رعیت وصل نمیشه، بیپرده بگید تا تمام چیزهایی که با قسط و آرزو خریدم رو بفروشم، اقساط بانکهای کشورم که سود اسلامی میگیرن رو پس بدم و برای گدایی کاسه بخرم.
اگر این وضعیت ادامه داشته باشه واقعا خودم رو تمام میکنم
زندگی با این خفت نمیصرفد...
اگر این وضعیت ادامه داشته باشه واقعا خودم رو تمام میکنم
زندگی با این خفت نمیصرفد
سلام
من و خیلی های دیگه برای مهاجرت تحصیلی اقدام کردیم. این راه خودش خیلی هزینه و استرس و زمان میبره؛ از آزمون زبانی که با هزینه بالا و ظرفیت محدود در ایران برگزار میشد و کلا اعتبار دوساله داره (که دیگه حداقل آیلتس برگزار نمیشه و هزینه ها هم بالای 50 میلیون شده) تا هزینه ترجمه و اپلیکیشن فی دانشگاه ها و... پارسال رو به خاطر جنگ 12 روزه و دلایل دیگه خیلی ها از دست دادند و امسال هم که شرایط نامشخصه.خیلی ها تونستن امسال پذیرش بگیرن اما به خاطر قطعی اینترنت ددلاین نهایی کردن ثبت نامشون یا گذشته یا خیلی نزدیکه.. یک سری بورسیه هم بود که متاسفانه در زمان قطعی هم تازه شروع به پذیرش درخواست کردن و هم ددلاینشون در قطعی تموم شد و از دست رفتن.. الان نه سایت دانشگاه ها باز میشه که بتونیم ثبت نام کنیم و نه سایت وقت دهی سفارت ها و سایت خود سفارت ها تا اطلاعیه ببینیم و.. جیمیل هم که روی گوشی ها باز نمیشه و.. حدودا 4-5 ماه دیگه اعتبار مدارک زبان اکثر داوطلبین هم تموم میشه و عملا فرصت تموم میشه. ماها عمر و هزینه گذاشتیم برای مهاجرت. به کی باید گفت که ددلاین ها در جنگ متوقف نشدن؟ به سازمان بورسیه ای که ددلاینش گذشته بود دیروز ایمیل زدم و گفتن متاسفانه نمیتونن برای ایرانی ها استثنا قائل بشن و ددلاین دیگه گذشته و نمیشه کاری کرد. یکی از دانشگاه ها هم دقیقا یک هفته بعد از قطعی خبر پذیرش داده بود و هم مهلت قبول کردن آفر اخر همون ماه میلادیش بود ولی من نه از پذیرش گرفتنم از اون دانشگاه خبر داشتم و نه از اینکه مهلتش تموم شده! من 60 یورو برای بررسی پروندم به اون دانشگاه داده بودم! الان دانشگاه باقی مونده مهلت ثبت نامش خیلی نزدیکه... نه ذوق کردن واسه پذیرش گرفتن رو فهمیدیم، نه ارامش و خوشحالی و با ذوق انجام دادن کارای ثبت نام رو... همش اضطراب و استرس.... در این سن فشار خونم به 180 سیاستولی رسیده و ضربان بالای 110 و باید لوزاتن و متورال دوبار در روز بخورم! چرا تموم نمیشه این قطعی؟چرا اخه نمیزارید مردم زندگی کنن؟چرا فقط رفاه و اسایش باید برای شماها باشه؟ توان خرید کانفیگ هم نداریم و خب اصلا کانفیگ هم بخریم ولی وقتی اینترنت به صورت عمومی وصل نیست، ثبات نداره اوضاع و تکلیف سفارت ها مشخص نیست. خواهش میکنم پیگیری کنید برای اتصال تا قبل از اتمام ددلاین که خیلی نزدیکه.
داداش جدی درکت میکنم شدت عصبی بودنت رو اینکه داری نابود شدن کل ایندت رو با همین دوتا چشمت میبینی و هیچ کاری هم نمیتونی بکنی
و اینکه هیچ کاری نمیشه کرد خیلی بیشتر داره ادمو دیوونه میکنه ...
دلم میخواد فحش بدم ولی نمیتونم دلم میخواد به مسببش هی و هی لعنت بفرستم ولی باز نمیتونم چرا چون حتی حق بیان احساساتمون هم ازمون گرفتن نه تنها حق ازادی بیان نداریم حق بیان احساساتمون رو هم نداریم
بیایید به یه روشی فکر کنیم اینطوری نمیشه ما رسما هر روزی که میگذره بیشتر داریم به سمت نابودی کشیده میشیم
هر روز و هر ثانیه ای که میگذره اینده خیلی ها از بین میره ...
و فقط بحث اینده نیست این کشور در این لحظه و در این موقعیت رسما غیر قابل سکونته ...
وقتی درامد ها در مقایسه با هزینه ها رسما منفیه این خودش نشون دهنده وضعیت نامناسب و افتضاح کشوره ...
من 20 سالمه ارزو ها و هدف های خیلی خیلی زیادی داشتم تلاش های زیادی برای رسیدن بهشون داشتم من دقیقا در سن 19 سالگی شوک از دست دادن پدرم رو تجربه کردم دقیقا پشت سرش تجربه جنگ رو کشیدم تو جنگ دوازده روزه بعد از دست دادن پدرم و حتی قبلش چون پدرم توانایی کار کردن نداشت من با طراحی وب داشتم هزینه های زندگی رو در میاوردم و پشتش هم اینترنت ها رفت رو هوا پشتشم که الان تو جنگ از 9 اسفند درامد ها صفر شده من دو ماهه اجاره خونه ندادم با اینکه چسبیدم به کارگری که بلکه بتونم مقداری از هزینه ها رو پوشش بدم ولی هیچ کاری نمیشه کرد بخاطر هزینه های بالا تو خونه مجبورا نشستم به نون و پنیر حتی نمیتونیم مواد غذایی مورد نیاز رو تامین کنیم ...
لطفا یکی یه راه حلی بده ...
وقتی اینترنت بود میشد از طریق کسب و کار های اینترنتی یه کارایی کرد و در اورد وی الان همون تنها راه پول در اوردن رو هم تو این وضعیت تورم ازمون گرفتن ...
یکی یه راه حلی پیشنهاد بده ...
لطفا ...
نوش دارو پس از مرگ سهراب میشه این اینترنت !
" این کامنت بمونه به یادگار "
بنظرم بعد از رسانه که از دست رفت ، اینترنت دومین چیزیه که برای همیشه از کنترل خارج خواهد شد ...
گوگل باید تحریم بشه از طرف ایران
دادش نمیشه که اخه
و به قول enrix تو گوشیتو بزار کنار خودتو راحت کن
گوشی اندرویدی خودتو بزار کنار و دیگه ازاش استفاده نکن . اینطوری گوگلم تحریم کردی . بعدا وقت کردی تحقیق کن این سیستم عامل اندروید چیه و چطوری ساخته شده و صاحب اثر کیه
سیمکارت سفید داری؟ نه؟
ما مشکلی با انتقادات و حمایت مردم نداریم لطفا کامنت ها رو تایید کن
دوستانی که حرف از آزادی میزنید الان اینترنت آلمان و خارج بومی شده
عرزشی عالیه
بهتره مودب باشی و به همه ای قشر های جامعه احترام بگذاری.
اموجی خنده بسیار
دسترسی کامل به شبکه اینترنت دارن دروغ نگو . هیچ وقت تو آلمان اینترنت رو قطع نکردن . اون تویی که قطع کردی
🤐 واقعا چی میزنی؟
چرا همش در انتظار بررسی ام؟
چون نزدیک قله ایم اینترنت ضعیفه
الان ببنید ذره بین هم دقیق تر شده هم سرعت آن رفته بالا
بله من خودم تلسکوپ هستم تایید میکنم ✅
مشکل جغرافیا نیست مشکل ادمایین که بجای مغز ،توهم پرورش میدن همیشه پیروزند
نه به اینترنت آزاد دشمن
نه شرقی نه غربی همبرگر خرچنگی ✊❌
وقتی میبینم یکی داره از قطعی اینترنت حمایت میکنه واقعا دلم میخواد جیغ بزنم
خوش به حال هرکسی که به هر طریقی ازین مملکت رفت. قدر بدونید که حسرت تمام روز های من همینه
اونا وطن فروش هستن که با پول ملی درس خوندن و رفتن اونور
اونام برای ازاد کردن مدرکشون پول کمی ندادن! شما نگران اون دوستانی باش که اینجا از جیب ما مردم می دزدن و می ریزن به حساب بچه هاشون اون ور آب تو کشور شیاطین بزرگ و کوچیک!
وطن فروش شمایی ... که از این ذلت و خفت حمایت می کنید!
من برنامه نویسم و توی یه شرکت تک کار میکنم. از وقتی اینترنت قطع شده توسعه و کدنویسی ماهم متوقف شده و چون الان 2 ماه این داستان ادامه داشته شرکتمون داره تعدیلمون میکنه. امیدوارم اندازه یه بند انگشت وجدان برای دوستان مونده باشه و درک کنن مارو از نون خوردن انداختن و حق طبیعی مونو به ما بدن.
من یه دانشجو مهندسی کامپیوترم، و مثل خیلی از بچه هایی که تو راهنمایی و دبستان با زور و شلاق و کنترل والدین نمره میاورد و خودش درس خوندن دستش نیومد، ترم های اول دانشگاه خوب نبودم.
تا وقتی تونستم خودم رو از گل و لای تراما هام یکم بیرون بکشم و دستم بیاد چجوری درس بخونم و دانشجو بودن چجوریه دو تا مشروطی و یه حذف ترم بهم خورده بود.
من یه شهر دیگه دانشجو شدم که یکم به عنوان دختر پدر مادری متعصب بالاخره نفس بکشم و زندگی کنم.
ترم 4 جنگ شد ولی امتحانا حضوری بود و از پسش بر اومدم.
ترم 5 عزمم رو جزم کرده بودم و ترم رو به نهو واقعا خوبی پشت سر میگذاشتم که امتحانای آنلاین هرچی ریسیدیم پنبه کرد. واقعا وقاحت داره جوری که از بچه های علوم پایه و فنی امتحان گرفتن. اگه متقلب ماهر یا خرخون محض نبودی واقعا قمار بود. عقب و جلو بین سوالا نمیتونستی بری.
خود سایت هم که خراب میشد از بس زیرساخت هاشون عالیه.
آخر به فجیع ترین نحو کمیسیونی شدم
حالا هیچکی باور نمیکنه که من خوندم، تمرین کردم، خون دل خوردم و نشد.
میخوان تباهم کنن.
همه دلخوشی من دوستای آنلاینم و آموزش آنلاین ها بود که اونم ندارم. دارم با کتاب درسی های قدیمی مامانم روزگار میگذرونم، آسون ترین درسارو نتونستم پاس کنم. حق دانشجوی ایرانی این نیست.
چه بچه های خرخون چه اونایی مثل من که دارن سعی میکنن زیر پاشون رو سفت کنن.
اینجا از افغانستان داریم ؟ اگر اینترنت دارید من سفر کنم کابل مهاجرت کنم چون پول کابل هم ارزشمندتر است هم طالبان رفتار دموکرات تر دارند و جنگ هم نیست . یا پاکستان
ابتدایی ترین امکانات رو حتی در حد یه موتور جستجویی که بتونه حداقل سایت های داخلی رو باز کنه ندارن، تمام سخت افزارهایی که دست مردمه یا گوگل یا اپل یا لینوکسِ که همشون هم ساخت آمریکاست و هیچ جایگزین مناسبی هم براش ندارن، بعد اینترنت قطع میکنند!!!
فکر کنم بالاخره دولوپر ها کانفیگ بهشون رسید که تغییرات رو اعمال کنن.
خوبه خداروشکر ..
کانفیگ لازم ندارن.
خدا می دونه چقدر هزینه کردن
خدایی داریم به کجاها می ریم
کاش مسئولین بدونن که ما داریم چقدر هزینه می کنیم برای کافینگ
من از جایی خریدم اصلا راحت نمی تونم استفاده کنم همش می ترسم قراره تموم بشه 😭
راه درست نخریدن کانفیگ و زیر بار حرف زور نرفته، لطفا نخر
نخریدم برام روز دختر کادو کانفینگ گرفتن فکر نمی کردم روزی برا روز دختر کانفینگ هدیه بگیرم:/
خیلی جالبه حسرت همون اینترنتیو میخوریم که واسه همچی باید به وی پی ان وصل میشدیم…