بررسی گلکسی A57 سامسونگ؛ یک عقبگرد ناامیدکننده در کالبدی زیبا
در این مطلب به بررسی گلکسی A57 سامسونگ یعنی یکی از محبوبترین میانردههای بازار میپردازیم.
اولین لحظهای که گوشی جدید سامسونگ گلکسی A57 را در دست گرفتم، فوراً یک ویژگی خاص توجه من را به خود جلب کرد و مرا تحت تاثیر قرار داد. این میانرده جدید سامسونگ برای سال ۲۰۲۶، به شکلی کاملاً غافلگیرکننده برای یک گوشی با صفحه نمایش بزرگ، بسیار باریک و سبکوزن طراحی شده است. در دنیای تکنولوژی امروز که رقبای مستقیم و قدرتمند این دستگاه در بازار میانردهها، یعنی اپل آیفون 17e و گوگل پیکسل 10a، تنها در یک اندازه کوچک و جمعوجور روانه بازار میشوند، بهرهمندی از یک نمایشگر بزرگ به تنهایی میتواند یک مزیت رقابتی بسیار مهم و کلیدی برای نماینده سامسونگ محسوب شود. با توجه به وابستگی روزافزون و اجتنابناپذیر ما به گوشیهای هوشمند برای انجام امور روزمره، تماشای محتوا و مدیریت کارها، داشتن یک صفحه نمایش بزرگتر بدون شک از نظر کاربردی منطقیتر و مفیدتر است.
فهرست مطالب

ویدیوی مقایسه گلکسی A57 و A37
تماشا در یوتوب:
تماشا در آپارات:
اما وقتی از طراحی ظاهری عبور میکنیم، وضعیت سایر بخشهای سختافزاری و نرمافزاری این دستگاه چگونه است؟ در کمال تاسف باید گفت که پردازنده مرکزی تعبیه شده در گلکسی A57 به شکل کاملاً ملموس و آزاردهندهای از پردازندههای به کار رفته در رقبای همقیمت خود کندتر و ضعیفتر است و لیست سایر ارتقاها و بهبودهای سختافزاری این نسل نیز به شدت کوتاه، ناچیز و ناامیدکننده بهنظر میرسد. هر چه زمان بیشتری را صرف استفاده روزمره و تست این گوشی کردم، یک کلمه و یک توصیف خاص بیشتر و بیشتر در ذهن من تداعی شد که در ادامه به تفصیل به آن خواهم پرداخت.
قیمت خردهفروشی تعیین شده برای مدل پایه این گوشی با ۱۲۸ گیگابایت حافظه داخلی، معادل ۵۵۰ دلار است که نشاندهنده یک افزایش قیمت ۵۰ دلاری نسبت به نسل پیشین است. با این حال، ما به شدت توصیه میکنیم که با پرداخت مبلغی اندک بیشتر، مدل ۲۵۶ گیگابایتی را با قیمت ۶۱۰ دلار تهیه کنید تا در آینده با مشکل کمبود فضای ذخیرهسازی مواجه نشوید. اما دیدگاه تحلیلی و انتقادی من در مورد این برچسبهای قیمتی چیست؟
حقیقت این است که پرداخت چنین مبالغی برای دستگاهی با این سطح از محدودیتهای سختافزاری و امکانات، بیش از حد گران و کاملاً غیرمنطقی است.
طراحی و کیفیت ساخت
در بخش طراحی و نمایشگر، باید اعتراف کنم که زبان طراحی گوشیهای سامسونگ در سال ۲۰۲۶ واقعاً چشمنواز و جذاب است و گلکسی A57 نیز از این قاعده مستثنی نیست. این گوشی به شکل محسوسی از اکثر دستگاههای رقیب در کلاس قیمتی خود باریکتر است و در دست گرفتن آن حس سبکی، راحتی و یک تجربه کاربری کاملاً لذتبخش را به شما منتقل میکند. فریم دور دستگاه به جای پلاستیک ارزانقیمت، از آلومینیوم باکیفیت ساخته شده است که دیدن این متریال در یک گوشی میانرده جای خوشحالی دارد. کیفیت ساخت و مونتاژ قطعات نیز در سطح بالایی قرار دارد و با وجود اینکه سامسونگ از جدیدترین و مقاومترین نسل شیشههای محافظ در این مدل استفاده نکرده است، اما در طول چند روزی که دستگاه را به صورت فشرده مورد تست و بررسی قرار دادم، هیچگونه خط و خشی روی بدنه یا نمایشگر آن ایجاد نشد.

صفحهنمایش
نمایشگر ۶.۷ اینچی این گوشی اکنون با حاشیههایی بسیار باریکتر نسبت به نسلهای گذشته همراه شده است و این کاهش حاشیه، قطعاً به خلق یک ظاهر مدرنتر، لوکستر و همگام با استانداردهای روز کمک شایانی کرده است. البته هنوز هم یک حاشیه ضخیمتر یا به اصطلاح «چانه» در قسمت پایینی نمایشگر به چشم میخورد، اما وقتی این طراحی را با حاشیههای قطور، زمخت و قدیمی پیکسل 10a و آیفون 17e مقایسه میکنیم، گلکسی A57 به معنای واقعی کلمه شبیه به یک گوشی پیشرفته و متعلق به آینده بهنظر میرسد. پنل استفاده شده در این دستگاه، همانطور که انتظار میرفت، از نوع OLED با نرخ نوسازی تصویر ۱۲۰ هرتز است که تجربهای بسیار روان، نرم و بدون لگ را در هنگام گشتوگذار در رابط کاربری و اسکرول کردن صفحات وب به ارمغان میآورد.

میزان روشنایی این صفحه نمایش برای استفاده راحت و بدون دردسر در محیطهای باز و زیر نور خورشید کاملاً کافی و مناسب است، اما این نمایشگر فاقد پوشش ضد انعکاس فوقالعاده و پیشرفتهای است که در پرچمدار گرانقیمتی مانند گلکسی S26 Ultra به کار رفته است. البته من شخصاً انتظار حضور چنین ویژگی ردهبالا و گرانقیمتی را در این بازه قیمتی نداشتم، اما ذکر این تفاوت برای درک بهتر جایگاه دستگاه ضروری است. با نگاهی به اعداد ثبت شده در تست حداکثر روشنایی، متوجه میشویم که روشنایی نمایشگر این گوشی بیش از دو برابر نمایشگر آیفون 17e است که این امر یک برتری مطلق و یک مزیت فوقالعاده مهم برای استفاده از گوشی در روزهای آفتابی محسوب میشود.
اما در کنار این نقاط قوت، یک مشکل کوچک اما روی اعصاب در بخش نمایشگر وجود دارد. در محیطهای کاملاً تاریک و هنگام شب، حداقل میزان روشنایی صفحه نمایش گلکسی A57 به اندازهای که در سری پرچمداران گلکسی S26 میبینیم، پایین نمیآید و تاریک نمیشود.

حسگر اثر انگشت
اکنون به سراغ یکی از فاجعهبارترین بخشهای این گوشی میرویم. بدون شک یکی از بزرگترین، اصلیترین و غیرقابل تحملترین نقاط ضعف گلکسی A57، عملکرد حسگر اثر انگشت اپتیکال زیر نمایشگر آن است. این سنسور به طرز غیرقابل باوری کند، تنبل و بیدقت است و برای باز کردن قفل دستگاه، شما را مجبور میکند که هر بار انگشت خود را برای یک مدت زمان طولانی و کلافهکننده روی صفحه نمایش نگه دارید. من شخصاً این سطح از تاخیر را در یک گوشی سال ۲۰۲۶ به شدت آزاردهنده، غیرقابل قبول و کاملاً عجیب میدانم. در کمال تعجب، هیچیک از گوشیهای دیگری که در طول سال گذشته مورد تست و بررسی قرار دادهام، حتی دستگاههایی با قیمتهای بسیار پایینتر و اقتصادیتر، از چنین مشکل پیشپاافتاده و اعصابخردکنی رنج نمیبرند.
علاوه بر این، سامسونگ یک سیستم تشخیص چهره مبتنی بر تصاویر دو بعدی را نیز برای این گوشی در نظر گرفته است. باید صراحتاً اعلام کنم که این سیستم تشخیص چهره دو بعدی به هیچ وجه امنیت سیستمهای پیشرفته و سه بعدی تشخیص چهره در گوشیهای آیفون را ندارد و حتی خود رابط کاربری سامسونگ نیز در هنگام ثبت چهره به شما اخطار میدهد که ممکن است شخصی با در دست داشتن یک عکس ساده از شما، بتواند این سیستم امنیتی را فریب داده و قفل گوشی را باز کند. با این حال، وجود همین گزینه ناامن نیز برای مواقعی که دستتان بند است، بهتر از هیچی است.
دوربین
در بخش دوربین، بهنظر میرسد مهندسان سامسونگ تصمیم گرفتهاند به ترکیب برنده دست نزنند و از نظر سختافزاری تغییرات چندانی در ماژول دوربین گلکسی A57 ایجاد نکردهاند. دوربین اصلی همچنان از یک سنسور ۵۰ مگاپیکسلی استفاده میکند که اندازه آن تنها اندکی از سنسورهای به کار رفته در گوشیهای پرچمدار کوچکتر است (سنسور ۱/۱.۵۶ اینچی در A57 در برابر سنسور ۱/۱.۳ اینچی در پرچمداران). در کنار این سنسور، یک دوربین ۱۳ مگاپیکسلی اولتراواید (فوقعریض) با سنسوری بسیار کوچکتر تعبیه شده است که ابعاد آن تقریباً نصف سنسور اصلی است؛ بنابراین، از همین ابتدا و روی کاغذ کاملاً مشخص است که کیفیت تصاویر ثبت شده با این لنز به مراتب پایینتر و ضعیفتر از دوربین اصلی خواهد بود. همچنین، بنا به دلایلی که برای من کاملاً نامشخص و غیرمنطقی است، سامسونگ همچنان اصرار دارد از یک دوربین ماکرو ۵ مگاپیکسلی بیمصرف در این ماژول استفاده کند. من شخصاً هیچ کاربرد مفیدی برای این سنسور پیدا نکردم، زیرا در اکثر مواقع شما میتوانید با استفاده از کراپ دوربین اصلی باکیفیتتر، به نتایج بسیار بهتری برای عکاسی از فواصل نزدیک دست پیدا کنید و حضور این سنسور صرفاً جنبه تبلیغاتی برای افزایش تعداد لنزها دارد.

نمونه تصاویر دوربین اصلی
بیایید نگاهی دقیقتر به نمونه تصاویر ثبت شده در دنیای واقعی بیندازیم تا درک بهتری از کیفیت خروجی این دوربینها داشته باشیم. در محیطهایی با شرایط نوری چالشبرانگیز و پسزمینههای بسیار روشن، دوربین اصلی A57 قادر است عکسهای قابل قبول و مناسبی ثبت کند. اما انتقاد اصلی و جدی من در این بخش، مربوط به کنترل محدوده دینامیکی است. در تصاویر ثبت شده با این گوشی، بخشهای روشن تصویر (هایلایتها) معمولاً به صورت جزئی یا حتی شدید میسوزند و اطلاعات بافت آنها از دست میرود؛ مشکلی که متاسفانه در بسیاری از گوشیهای اقتصادی و میانرده به یک اپیدمی تبدیل شده است.
نمونه تصاویر 2X
با این حال، وقتی صحبت از علم رنگ (Color Science) به میان میآید، من شخصاً پردازش رنگ سامسونگ را ترجیح میدهم. رنگ سبز چمنها در تصاویر ثبت شده با A57 بسیار طبیعیتر و نزدیکتر به واقعیت بهنظر میرسد، در حالی که آیفون تمایل دارد به تمام تصاویر یک هاله گرم و زرد رنگ اضافه کند. این تفاوت در رویکرد پردازش رنگ میان A57 و آیفون 17e میتواند در سناریوهای مختلف بسیار چشمگیر باشد؛ زیرا آیفون به طور مداوم رنگهای گرمتری را ترجیح میدهد که معمولاً چندان واقعگرایانه نیستند. اما روی دیگر سکه این است که گاهی اوقات الگوریتم پردازش تصویر سامسونگ کاملاً از کنترل خارج میشود و در پردازش رنگ آسمان زیادهروی میکند. به عنوان مثال، در تصاویر ثبت شده در شب، دوربین آیفون تصویری بسیار نزدیکتر به واقعیت ثبت میکند، در حالی که گلکسی A57 آسمان را با یک رنگ آبی تیره، غلیظ و کاملاً مصنوعی و جوهری به تصویر میکشد.
در بخش عکاسی پرتره، گلکسی از ثبت تصاویر پرتره در دو حالت زوم 1x و 2x پشتیبانی میکند. کیفیت کلی عکسهای پرتره مناسب ارزیابی میشود، اما وقتی این تصاویر را در کنار خروجی آیفون 17e قرار میدهیم، به وضوح میبینیم که عکسهای آیفون دارای جزئیات بیشتر، بافت دقیقتر و کنتراست بسیار دلپذیرتری هستند، در حالی که تصاویر ثبت شده با گلکسی کمی نرم، تار و فاقد شارپنس لازم به نظر میرسند. البته در حالت زوم 1x، تفاوت در میزان جزئیات چندان فاحش نیست و همچنان تفاوت در علم رنگشناسی شرکتها، اصلیترین وجه تمایز میان این دو رقیب محسوب میشود.
در بحث کیفیت زوم و بزرگنمایی تصویر، باید به این نکته مهم اشاره کنم که گلکسی A57 فاقد هرگونه لنز تلهفوتو اختصاصی و سختافزاری است و با اولین نگاه به خروجی تصاویر متوجه خواهید شد که این دستگاه به هیچ وجه در زمینه عکاسی زوم، حرفی برای گفتن در برابر بزرگان بازار ندارد. البته آیفون 17e نیز فاقد این لنز است و عملکرد آن در زوم دیجیتال تنها با اختلاف بسیار ناچیزی بهتر از نماینده سامسونگ است. بنابراین، اگر کیفیت زوم در این بازه قیمتی برای شما یک اولویت اساسی محسوب میشود، بهترین و منطقیترین انتخابهای شما خرید یک گلکسی S25 FE با تخفیف یا یک پیکسل 10 خواهد بود؛ چرا که هر دوی این دستگاهها به لنزهای تلهفوتو سختافزاری و بومی مجهز هستند که میتوانند جزئیات به مراتب بیشتر و باکیفیتتری را در هنگام بزرگنمایی ثبت کنند.
دوربین اولتراواید
در مورد دوربین اولتراواید (فوقعریض)، گلکسی A57 عملکردی کاملاً معمولی و متوسط از خود نشان میدهد. عکسهای ثبت شده با این لنز حتی در محیطهای کمنور نیز تا حدودی قابل استفاده هستند. در اینجا میتوان مشاهده کرد که سامسونگ چگونه علم رنگ خود را در A57 نسبت به نسل قبلی یعنی A56 اندکی تغییر داده و به سمت نوردهی تیرهتر اما واقعیتر و طبیعیتر حرکت کرده است که من شخصاً از این تغییر رویه استقبال میکنم. با این وجود، در بسیاری از سناریوهای دیگر عکاسی، کیفیت تصاویر اولتراواید این گوشی تفاوت معناداری با نسل گذشته ندارد و تقریباً یکسان است. یک جزئیات کوچک اما جذاب و مثبت این است که هالههای نوری مزاحم در اطراف منابع نوری هنگام عکاسی در شب اکنون به شکل محسوسی کاهش یافتهاند که این موضوع یک پیشرفت خوشایند محسوب میشود.
دوربین سلفی
دوربین سلفی A57 توانایی ثبت تصاویر قابل قبول و مناسبی را برای شبکههای اجتماعی دارد، اما باید اعتراف کنم که خروجی این دوربین کمی نرم است و بافت پوست و جزئیات چهره را به خوبی ثبت نمیکند.
در بخش کیفیت فیلمبرداری، گلکسی A57 میتواند ویدیوهایی با حداکثر رزولوشن 4K و نرخ ۳۰ فریم بر ثانیه ضبط کند. متاسفانه در این گوشی هیچ خبری از پشتیبانی از فیلمبرداری 4K با نرخ ۶۰ فریم بر ثانیه نیست که برای تولیدکنندگان محتوا یک نقطه ضعف بزرگ محسوب میشود. با این حال، برخلاف بسیاری از گوشیهای میانرده دیگر که در هنگام فیلمبرداری به شما اجازه سوئیچ کردن بین لنزها را نمیدهند، در A57 شما میتوانید به صورت آزادانه و بدون قطع کردن ویدیو، بین دوربین اصلی و اولتراواید جابجا شوید. شاید این قابلیت برای دارندگان گوشیهای پرچمدار کاملاً پیشپاافتاده و بدیهی بهنظر برسد، اما در دنیای گوشیهای میانرده، این محدودیت همچنان یک معضل جدی است که سامسونگ آن را حل کرده است.
دوربین اصلی ویدیوهایی با کیفیت مناسب و قابل قبول تولید میکند، اما من به هیچ وجه از تعادل رنگها در فیلمبرداری شبانه رضایت نداشتم؛ تمایل شدید رنگها به سمت طیف قرمز و گرم باعث میشود ویدیوهای ثبت شده در شب هیچ شباهتی به واقعیت نداشته باشند و کاملاً مصنوعی به نظر برسند. در مورد دوربین اولتراواید نیز باید گفت که کیفیت خروجی آن تنها و تنها در شرایط نوری ایدهآل و زیر نور خورشید قابل استفاده است. به محض اینکه هوا تاریک میشود و نور محیط کاهش مییابد، ویدیوهای دوربین اولتراواید به قدری تاریک، نویزدار و بیکیفیت میشوند که حتی تمایلی به تماشای آنها نخواهید داشت، چه برسد به اشتراکگذاری در شبکههای اجتماعی. اما در میان تمام این موارد، بزرگترین، عجیبترین و غیرقابل توجیهترین شکایت و انتقاد من به این گوشی، مربوط به میکروفون به شدت حساس و دردسرساز آن است.
در حین انجام تستهای مقایسهای یک به یک دوربینها، من معمولاً در هر یک از دستانم یک گوشی نگه میدارم و اقدام به فیلمبرداری میکنم. در نتیجه این نوع در دست گرفتن، گاهی اوقات به طور تصادفی دستم روی میکروفون قرار میگیرد یا گوشیها در حین ضبط ویدیو با یکدیگر برخورد میکنند. با وجود تجربه کار با صدها گوشی مختلف، من تاکنون هرگز میکروفونی را ندیده بودم که کوچکترین، ظریفترین و بیاهمیتترین لمسها و تماسهای فیزیکی را با این شدت و وضوح ثبت کند و به تبع آن، صدای اصلی ویدیو را به شکل فاجعهباری خفه، مبهم و خراب کند؛ دقیقاً همان اتفاقی که در گلکسی A57 رخ میدهد.
شاید با خود بگویید این مشکل تنها مختص به یک بررسیکننده سختافزار است که دو گوشی را همزمان در دست میگیرد، اما واقعیت این است که کاربران عادی نیز در حین فیلمبرداری دائماً نحوه در دست گرفتن گوشی خود را تغییر میدهند و زاویه دستشان را جابجا میکنند. وقتی تنظیمات ظریف و جابجاییهای ساده دست میتواند صدای کل یک ویدیو را به طور کامل خفه کند و از بین ببرد، ما با یک نقص طراحی و مهندسی کاملاً جدی، غیرقابل چشمپوشی و نابخشودنی روبرو هستیم.
سختافزار و بنچمارک

بخش عملکرد و بنچمارکهای سختافزاری، جایی است که ناامیدیها به اوج خود میرسد. قلب تپنده گلکسی A57، پردازنده اگزینوس ۱۶۸۰ ساخت خود سامسونگ است که در تمام پیکربندیهای حافظه با ۸ گیگابایت حافظه رم همراهی میشود. این چیپست بدون هیچ شک و شبههای، یک پردازنده کاملاً میانرده و ضعیف است و احتمالاً باید آن را بزرگترین نقطه ضعف، پاشنه آشیل و دلیل اصلی عدم ارزش خرید گلکسی A57 دانست. این ضعف زمانی بیشتر به چشم میآید که میبینیم رقبای سرسختی مانند پیکسل 10a و آیفون 17e، هر دو به پردازندههایی به مراتب سریعتر، قدرتمندتر و در سطح کلاس پرچمداران مجهز شدهاند. بررسی دقیق بنچمارکهای پردازنده مرکزی (CPU) یک حقیقت تلخ را برملا میکند: در زمینه قدرت پردازشی، شاهد توقف کامل و پیشرفت صفر درصدی گلکسی A57 نسبت به مدل سال گذشته یعنی گلکسی A56 5G هستیم. برای درک بهتر عمق فاجعه، باید بدانید که پردازنده مرکزی مدل پرچمدار گلکسی S26 پلاس بیش از دو برابر سریعتر از پردازنده این گوشی عمل میکند که این اختلاف فاحش، به وضوح نشاندهنده یک دره عمیق عملکردی میان این دو کلاس کاری است.
| بنچمارک | امتیاز Galaxy A57 | امتیاز Galaxy A37 | اختلاف |
| PCMark Work 3.1 Performance | 14,135 | 13,483 | +652 |
| Geekbench 6 Single-Core | 1,379 | 1,146 | +233 |
| Geekbench 6 Multi-Core | 4,528 | 3,473 | +1,055 |
| Geekbench 6 GPU OpenCL | 6,697 | 4,014 | +2,683 |

عملکرد هوش مصنوعی
در بخش عملکرد هوش مصنوعی (AI)، در نگاه اول ممکن است از نتایج شگفتزده شوید. گوشی پرچمدار و گرانقیمت S26 پلاس در این تستها تنها با اختلاف ناچیز ۶ درصدی توانسته بر مدل "اقتصادیتر A57 غلبه کند. اما دلیل این اختلاف اندک چیست؟ پاسخ در سیاستهای جدید سامسونگ نهفته است. سامسونگ به تازگی شروع به قرار دادن واحدهای پردازش عصبی (NPU) با عملکرد بسیار بالا در گوشیهای ارزانقیمتتر خود کرده است؛ چرا که ویژگیهای نرمافزاری موسوم به "Galaxy AI" اکنون به بخش جداییناپذیری از تجربه کاربری گوشیهای این برند تبدیل شدهاند و برای اجرای روان، نیازمند سختافزار اختصاصی هستند. اگر شما یک کاربر عادی هستید، به احتمال بسیار زیاد در استفادههای روزمره به هیچ وجه متوجه تفاوت سرعت پردازش هوش مصنوعی بین این دو گوشی نخواهید شد. امتیاز کسب شده توسط هر دو دستگاه به قدری بالا هست که بتوانند وظایفی مانند ابزار پاککن جادویی، ویرایش زایشی تصاویر، ترجمه همزمان و تبدیل صدا به متن را بدون هیچ مشکلی پردازش و اجرا کنند.
در زمینه عملکرد پردازنده گرافیکی (GPU) و اجرای بازیها، اعداد و ارقام ثبت شده توسط گلکسی A57 داستان یک دستگاه کاملاً معمولی و متوسط را روایت میکنند که اگرچه نسبت به مدل سال قبل بهبود یافته است، اما هنوز فرسنگها تا ورود به لیگ حرفهای و قدرتمند پرچمداران فاصله دارد. خبر خوب در این بخش این است که واحد گرافیکی A57 حدود ۲۳ درصد سریعتر از نسل قبلی خود عمل میکند.
این میزان از ارتقا برای یک بهروزرسانی سالانه، جهش قابل قبول و مناسبی محسوب میشود و به این معناست که شما در هنگام اجرای عناوین گرافیکی سنگین، گیمپلی روانتر و نرخ فریم پایدارتری را نسبت به مدل قدیمیتر تجربه خواهید کرد. اما خبر بد و مایوسکننده این است که آیفون پایه اپل در زمینه قدرت گرافیکی، تقریباً دو برابر قدرتمندتر از نماینده سامسونگ عمل میکند. در یک مقایسه مستقیم و رودررو با پرچمداری نظیر گلکسی S26 پلاس نیز، به وضوح مشاهده میکنید که پرچمدار سامسونگ امتیازی بیش از دو برابر A57 را به دست میآورد که نشاندهنده ضعف مفرط این گوشی میانرده در پردازشهای سنگین سهبعدی است.
در بخش سرعت حافظه و فضای ذخیرهسازی، گلکسی A57 با دو گزینه ۱۲۸ یا ۲۵۶ گیگابایت حافظه داخلی به بازار عرضه میشود و متاسفانه در این گوشی هیچ خبری از درگاه پشتیبانی از کارت حافظه جانبی microSD برای ارتقای فضای ذخیرهسازی نیست. اما فاجعه اصلی در بخش درگاه ارتباطی رخ داده است؛ سامسونگ در اقدامی کاملاً ناامیدکننده و غیرقابل توجیه در سال ۲۰۲۶، پورت ارتباطی این گوشی را به سرعتهای قدیمی و منسوخ شده USB 2.0 محدود کرده است. این یعنی اگر بخواهید فایلهای ویدئویی حجیم خود را به یک SSD منتقل کنید، باید زمان بسیار طولانیتری را نسبت به انتقال فایل با یک گوشی پرچمدار منتظر بمانید. در مورد نوع حافظه داخلی، سامسونگ از تکنولوژی UFS 3.1 استفاده کرده است که نسبت به حافظههای فوقسریع UFS 4.0 که به طور استاندارد در گوشیهای پرچمدار استفاده میشوند، کندتر است.
من برای درک بهتر این تفاوت، یک تست تخصصی سنجش سرعت حافظه اجرا کردم. نتایج نشان داد که گلکسی S26 پلاس در زمینه سرعت نوشتن تصادفی، گلکسی A57 را به معنای واقعی کلمه نابود میکند. این شاخص، مهمترین معیار برای تجربه کاربری روان است؛ به این معنا که وقتی در حال نصب برنامههای جدید هستید، S26 پلاس به شکل خیرهکنندهای سریعتر عمل خواهد کرد. در بخش سرعت نوشتن ترتیبی نیز تفاوت قیمت بین یک میانرده و یک پرچمدار کاملاً توجیه میشود؛ اگر یک فایل بسیار بزرگ را جابجا کنید، S26 پلاس این وظیفه را چهار برابر سریعتر از A57 به پایان خواهد رساند.
نرمافزار و رابط کاربری
در بخش نرمافزار، گلکسی A57 با جدیدترین نسخه رابط کاربری سامسونگ یعنی One UI 8.5 که بر پایه اندروید ۱۶ توسعه یافته، از جعبه خارج میشود. یکی از تحسینبرانگیزترین نقاط قوت این دستگاه این است که گوشی به مدت ۶ سال متوالی آپدیتهای سیستم عامل را دریافت خواهد کرد. این خبر فوقالعادهای است، به خصوص با در نظر گرفتن این موضوع که بسیاری از گوشیهای میانرده تنها به ۳ یا ۴ سال پشتیبانی محدود هستند.
اما محدودیتهای نرمافزاری مهمی نیز وجود دارد. یکی از کاربردیترین قابلیتهای سامسونگ در گوشیهای پرچمدار، یعنی پلتفرم DeX که به شما اجازه میدهد گوشی خود را به محیط دسکتاپ تبدیل کنید به طور کامل از گلکسی A57 حذف شده است. وجه تمایز دیگر این است که سری A از پکیج کامل، پیشرفته و یکپارچه قابلیتهای هوش مصنوعی سامسونگ به طور کامل بهرهمند نیست. به عنوان مثال، در مرورگر اختصاصی سامسونگ، گزینه ایجاد خلاصه مقالات کاملاً حذف شده است و خبری از سیستم ترجمه هوشمند مرورگر نیز نیست؛ شما تنها به قابلیت ساده روخوانی متن محدود شدهاید.
البته همچنان به امکانات نرمافزاری بیشتری نسبت به نسلهای قبلی دسترسی دارید. قابلیت کشیدن دایره برای جستجو پشتیبانی میشود و ابزار انتخاب هوشمند نیز در دسترس است. در اپلیکیشن تماس تلفنی، A57 میتواند به جای شما به تماسها پاسخ دهد و یک رونوشت متنی زنده را نشان دهد. همچنین میتوانید زیرنویس تماس را فعال کنید (اما این زیرنویسها برای استفاده و ارجاع در آینده در قالب فایل متنی ذخیره نمیشوند). ابزار ویرایش زایشی در گالری نیز در دسترس است. با این حال، یکی از جذابترین قابلیتهای خانواده گلکسی S26 از این گوشی حذف شده است: ویرایش تصویر با زبان طبیعی. در پرچمداران شما میتوانید تغییرات را با تایپ کردن اعمال کنید، اما A57 تنها به حذف دستی و ابتدایی اشیاء محدود شده است.

باتری
در بخش تامین انرژی، گلکسی A57 با باتری ۵۰۰۰ میلیآمپر ساعتی همراه شده است. هیچ چیز شگفتانگیز یا هیجانانگیزی در مورد یک باتری ۵۰۰۰ میلیآمپری در سال ۲۰۲۶ وجود ندارد؛ این عدد صرفاً حداقل استاندارد است. نتایج تستهای دقیق باتری ما نیز به صراحت تایید میکنند که گلکسی A57 قهرمان شارژدهی نیست. در تست استاندارد وبگردی، این گوشی با ثبت رکورد بسیار معمولی ۱۳.۵ ساعت، عملکردی ناامیدکننده به جای گذاشت، در حالی که آیفون 17e توانست دو ساعت بیشتر دوام بیاورد. البته این گوشی در استریم ویدیوی یوتیوب عملکرد نسبتاً بهتری داشت، اما در نهایت، برآورد کلی ما از عمر باتری، آن را در جایگاهی پایینتر از رقبا قرار میدهد.
با وجود این ضعفها، تکنولوژی شارژ سریع ۴۵ واتی در این گوشی یک مزیت فوقالعاده است که رقبای مستقیم را شرمسار میکند؛ چرا که آیفون 17e تنها به سرعت ۲۰ وات محدود است و پیکسل 10a از ۳۰ وات فراتر نمیرود. اما عدم پشتیبانی گلکسی A57 از فناوری شارژ بیسیم، یک نقطه ضعف بزرگ، آزاردهنده و غیرقابل توجیه است؛ به خصوص زمانی که میبینیم هم پیکسل 10a و هم آیفون 17e این قابلیت را ارائه میدهند.
صدا
در بخش کیفیت صدا، بسیار غافلگیر شدم وقتی متوجه شدم بلندگوهای تعبیه شده در گلکسی A57 با یک پیشرفت عظیم همراه بودهاند. صدا به شکل قابل توجهی شفافتر، تفکیکشدهتر و تمیزتر به گوش میرسد، در حالی که بلندگوهای مدل قدیمیتر صدایی توخالی تولید میکردند. البته همانطور که انتظار میرفت، هیچ اثری از جک ۳.۵ میلیمتری هدفون در این دستگاه دیده نمیشود. موتور بازخورد لمسی (هپتیک) نیز عملکردی کاملاً متوسط، معمولی و فاقد هیجان دارد؛ لرزشها به هیچ وجه به اندازه بازخوردهای کوبنده پرچمداران شارپ نیستند.
جمعبندی
آیا باید این گوشی را بخرید؟ در تمام طول مدتی که در حال بررسی گلکسی A57 بودم، یک کلمه مشخص دائماً در ذهن من اکو میشد؛ و آن کلمه چیزی نبود جز... معمولی
وضعیت عملکرد پردازشی چگونه است؟ کاملاً معمولی. کیفیت دوربینها چطور؟ خب، معمولی! و شارژدهی باتری؟ یک عملکرد کاملاً معمولی.

اگر بخواهیم منصفانه قضاوت کنیم، کلمه «معمولی» همان توصیفی است که باید از یک گوشی میانرده انتظار داشت. البته ویژگیهای خاصی مانند طراحی مینیمال و باریک، شارژ سریع ۴۵ واتی و کیفیت اسپیکرها نیز در این دستگاه میدرخشند. اما از سوی دیگر، بزرگترین مشکل من در کار با این گوشی، مربوط به عملکرد به شدت کند، بیدقت و آزاردهنده حسگر اثر انگشت آن است.
جایگزینهای شما چه هستند؟ در این محدوده قیمتی، شما میتوانید به سراغ آیفون 17e و پیکسل 10a بروید که هر دوی آنها در زمینه قدرت پردازنده مرکزی و کیفیت خروجی دوربین، برنده قاطع رقابت هستند. علاوه بر این، قیمت گلکسی A57 بیش از حد به گلکسی S25 FE نزدیک است؛ دستگاهی که چیپست سریعتر و پکیج دوربینهای بسیار باکیفیتتری را به کاربر ارائه میدهد.
در یک کلام، من متقاعد نشدهام که خرید گلکسی A57 5G با قیمت کامل و اصلی آن هیچگونه منطق و توجیه عقلانی داشته باشد. پیشنهاد نهایی من این است که نسل قبلی این گوشی با توجه به اختلاف قیمت و تغییرات کم، ارزش خرید بالاتری دارد.

برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.