چگونه استراتژی الیزابت هولمز او را میلیاردر کرد
در هر نسل، کار آفرینانی هستند که موفقیتشان سر به فلک می کشد. موفقیت را از ابعاد مختلف می توان بررسی کرد؛ بعضی جنبه مالی آن را مهم تر می دانند، بعضی کاربردی بودن و ...
در هر نسل، کار آفرینانی هستند که موفقیتشان سر به فلک می کشد. موفقیت را از ابعاد مختلف می توان بررسی کرد؛ بعضی جنبه مالی آن را مهم تر می دانند، بعضی کاربردی بودن و بعضی خدمت کردن به بشر را.
از میان این افراد، یک گروه استثنایی وجود دارد: آن هایی که موفقیت کسب و کارشان جامعه را به گونه ای متأثر می کند که برای همیشه در ذهن مردم باقی مانند. وارن بافت، اپرا وینفری، استیو جابز، بیل گیتس و مارک زاکربرگ تعدادی از انسان های موفق این گروه برتر هستند. این میلیاردرهای خود ساخته، اگر چه به موفقیت رسیدند اما کار را رها نکردند و آن قدر ادامه دادند تا با نیروی نبوغ و خلاقیت خود توانستند جایگاهشان را در تاریخ تثبیت کنند.
الیزابت هولمز جوان نیز این مسیر را در پیش گرفته و استارت آپی که راه اندازه کرده بود، اکنون هدف والای خدمت به بشر را دنبال می کند و به همراه آوردن میلیاردها دلار پول، تنها بخشی از پاداش نیت، نبوغ و پشتکار اوست.
در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.
اکثر کار آفرینان عجول هستند و دوست دارند هر چه زودتر استارت آپشان خبرساز شود در حالی که باید چند مرحله دشوار را پشت سر بگذارند: مشتریان باید ایده شما را بخواهند و بخرند، باید جدی گرفته شوید و صنعت به شما توجه کند و در نهایت، برای رشد و پیشرفت به سرمایه گذاران نیاز دارید.
هولمز مانند بسیاری از میلیاردرها یک نابغه است و البته مثل خیلی از آن ها، درس و دانشگاه ها را فدای رسیدن به رویاهایش کرد. زمانی که دبیرستانی بود، خودش زبان ماندارین (چینی) را یاد گرفت و به دانشگاه های چینی، کامپایلرهای ++C را می فروخت. سپس برای تحصیل در رشته مهندسی شیمی به دانشگاه استنفورد رفت. همانجا بود که اولین پتنتش را ثبت کرد و برای تحقیق روی ویروس SARS به سنگاپور رفت.
الیزابت درست پیش از اتمام سال دوم دانشگاه، ترک تحصیل کرد و تصمیم گرفت به دنبال رویاییش یعنی گسترش صنعت بهداشت شخصی برود. تلاش او منجر به ایجاد شرکت ترانوس (Theranos) شد که طی مصاحبه ای با San Jose Mercury News گفت این کمپانی حاصل اشتیاق فراوانش برای ایجاد تحولی بزرگ در دنیا بود.
او 11 سال گذشته را صرف توسعه یک فناوری انقلابی آزمایش خون برای تشخیص بیماری ها تنها با گرفتن یک قطره از نوک انگشت کرد. تصور کنید، می توانید تنها با یک قطره خون در هر کجا که باشید، خودتان هزاران آزمایش را طی یک آزمایش تهیه کنید و البته با بهایی بسیار کم.
آزمایش خون از دهه 60 میلادی دست خوش تغییرات آنچنانی نشده بود و هولمز توانست راهی برای دگرگون کردن این صنعت بیابد ضمن این که به انسان ها نیز خدمت کند.
هولمز سیاست داشت و صدایش را در نیاورد. بر خلاف اکثر استارت آپ های فعلی، او نیامد در کوچه و خیابان ایده اش را جار بزند. او از تیم روابط عمومی بی بهره بود و تحت پوشش رسانه ای نیز قرار نداشت به طوری که تا زمانی که جزو لیست 40 شخصیت برتر زیر 40 سال فوربس قرار نگرفت، تقریباً کسی او را نمی شناخت.
او در سال 2006 نیز جزو لیست 30 شخصیت برتر زیر 30 سال Inc.com قرار گرفت اما خودش شرایط را به گونه ای مدیریت کرد که نامش چندان مطرح نشود. وی دید گسترده ای داشت و چشم اندازه آینده را برای خود ترسیم نموده بود. هولمز با جلوگیری از مطرح شدن نامش، می کوشید از رسیدن رقبایش پیش از ایجاد این بازار جدید و راه اندازی کامل شرکت خودش، جلوگیری کند.
رقیبان الیزابت هولمز شرکت های بزرگی همچون think Quest، LabCorp و دیگر بازیگران صنعت 70 میلیارد دلاری آزمایش خون آمریکا هستند. با این وجود، او از همان ابتدا سر و صدای زیادی ایجاد نکرد؛ به مدت 10 سال پیش از حضور در مقابل عموم، بی سر و صدا و به دور از حاشیه به سازندگی استارت آپ خود پرداخت. هولمز در این مدت توانست تجارتی را خلق کند که اکنون حدود 500 کارمند دارد و لری الیسون (Larry Ellison)، مدیر عامل اوراکل و Draper Fisher در میان سرمایه گذاران آن قرار دارند.
در عصری که سلفی و یوتیوب و بازاریابی اینترنتی و جمع کردن لایک و فالوور در اینترنت بسیار رایج شده، وقتی می بینیم یک کار آفرین جوان به جای این که درگیر این گونه حاشیه ها شود، بیشتر تمرکزش را روی کسب و کارش گذاشته، خرسند می شویم. او در 30 سالگی، مالک 50 درصد سهام شرکت 9 میلیارد دلاری اش است و به نظر می رسد حالا دارد با برنامه وارد فضای عمومی تجارت می شود.
کار کردن با این همه تلاش آن هم به دور از فضای عمومی تجارت، استراتژی عجیبی است اما الیزابت هولمز، جوان ترین میلیاردر خانم دنیا، به خوبی از پس آن برآمده است.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.





یه سوال داشتم از آقای ساعدی.
شما و دوستانتون در تیم دیجیاتو به هر حال زحمت می کشید مطالب رو جمع آوری می کنید و برای ما راه های موفقیت رو نشون می دید. ما هم بسته به سلیقه و توانایی هامون راهمون رو ممکنه تغییر بدیم. حال از شما خواستم بپرسم تا حالا تحقیق کردید که این کارآفرینان موفق که قراره الگوی ما باشن، کجایین؟ چطور حمایت شدن؟ چطور تبلیغات براشون انجام میگیره؟ و ....
تا حالا پرسیدید اگر من در ایران شبکه اجتماعی راه می انداختم و یا حتی در نیویورک این کار رو می کردم، کسی از من حمایت می کرد؟ یادتون باشه این راهی نیست که ما رو به موفقیت می رسونه، بلکه راه خودمون هست که باید پیداش کنیم...
عاقبت از خامی خود سوخته
رهروی کبک نیاموخته
ممنون از لطفتون.
جواب اصلی رو خودتون دادید، این خودمونیم که باید راهمون رو پیدا کنیم.
اما در مورد استراتژی های تبلیغات و حامیان این افراد و ... کلاً مطالب این چنینی، سعی می کنیم بیشتر بنویسم.
ای کاش در مورد کار شرکتش و ایدش یه خورده اطلاعات می دادید
ممنون. حتما بررسی کن. چون مطمئنم که ته اون به این میرسی که یا یهودیه و یا یهودی زادس. به این میگن چرخه ی ثروت. ثروت نباید از درون شبکه خارج بشه. بلکه باید بیشتر و بیشتر بشه. اینم مطمئنم که قبل از فیسبوک شبکه های اجتماعی زیادی اومدن. ولی چرا فیسبوک؟؟!!! و بقیه مثال های این چنینی.
بهرحال خوشحال میشم در مورد این جور چیزها هم از این ثروتمندان و به اصطلاح کار آفرینان (من میگم دزدان کارآفرینی) تحقیق کنید. حتماً چیزهای جالبی از پشت پرده دستگیرتون میشه و انشاالله به ما نتقال میدید. به نظرم دوستان دیگه هم حمایت می کنن. ممنون
خخخخخ بازم از این دیوانه هایی که توهم توطئه دارن پیدا شد!!!
اخه به تو صد برابر اون پولم بدن که ایده ای جز خرج کردنشون نداری.
حرف مفت نزن!
سیاست!!!
مطلب خوبی بود به قول معروف داره چراغ خاموش راهش رو ادامه میده ... ممنون
آقا کسی خبر نداره که ایم خانم مجرده یا نه؟ :-)
خخخخخخخخخخخ
منتظر خبر موثق از خودش هستم. لطفا خبر دروغی بهم ندید... با احساساتم بازی نکنید...
حالا گیریم مجرد باشه ... یعنی احتمال اینکه تو بتونی بگیریش به اندازه احتمال پیدا کردن عینک شنایی هست که کف اقیانوس افتاده .. !
مگه در جستجوی نمو رو ندیدی؟
یه عینک ته اقینوس .پیداش کرد.
.
داداش برو جلو من پشتتم..
زنا سلیقشون خیلی بده. تو شانست زیاده :))
این ها باید آموزش خیلی خوبی تو دبیرستان ببیند که با ول کردن دانشگاه هم باز از نظر علمی جلو برن یه مقاله در مورد دبیرستان ها باید بگذارید حال هوای جوانانوش را درک کنیم:)
خیلی موفقه این خانم...چون تعصب الکی نداره..مصرف کننده نیست.تولید کننده هست :)
عه دخدرم الیزابت :D
تا اونجایی که من میدونم اکثر افراد فوق موفق یه سر رشته ای از برنامه نویسی دارن یا داشته اند و در ضمن بازم دست رد به سینه دانشگاه زده اند.
---------------------------------------
خدا بیامرزه دنیس ریچی رو.
مطلب خیلی عالی بود
خیلی دوست داشتم پزشک میشدم و از در اتاق عمل میومدم بیرون و میگفتم متاسفم
و اون اهنگ جالبی که اون لحظه پخش میشه رو بشنوم :-D
یه موردی رو بگم که در کشور هایی مثله امریکا یا سوئیس شما بخوای یه استارت اپی رو راه اندازی کنی فقط کافیه 10 درصد پولی رو که لازمه کارتو شروع کنی رو داشته باشی تا بهت وام بدن و با بهره 3 درصد بدون ضامن کارتو شروع کنی
اما تو ایران بهره 26 درصد باقی قرو فرهای ضامن هم بماند
من عاشق شدم
واقعا آفرین به اینهمه تلاش ! و به جای اینکه بشینه تو فیسبوک عکس از دماغش بندازه پاشد رفت به بشریت خدمت کنه !
بازم یاد جمله جابز افتادم : بیاید دنیا رو جای بهتری برای زندگی کنیم ! روحش شاد