این مرد می خواهد استیو جابز بعدی باشد

الگو برداری های شیائومی از اپل، اعم از نحوه برگزاری مراسم معرفی محصولات تا چیز های ریز دیگری همانند کپی برداری ظاهر MIUI 6،  نام "استیو جایز چین" را برای رئیس این شرکت به ارمغان آورده است. حتی بعضی ها او را "LEI BU SI" -ادغامی از کلمه چینی JOBS و LIE- می نامند. البته این نام ها شاید یک معنی دیگر هم داشته باشد و آن به تمسخر گرفتن سیاست های تهاجمی بازاریابی شیائومی است. شاید به همین دلیل باشد که خود آقای LEI چندان هم از این مقایسه ها خوشش نمی آید. البته آقای LEI کمی خوش شانسی آورده، زیرا شخص دیگری نیز به دنبال این القاب است. او کسی نیست جز LUO YONGHAO، معلم زبان انگلیسی که بنیانگذار و رئیس استارت آپ موبایل Smartisan است و قصد دارد تا "ایده پرداز بزرگ" بعدی باشد.

اولین تجربه من از لو بر می گردد به اواخر مارس گذشته. او در حال پرده برداری از اسماتیسان در مقابل 3000 نفر از مردم پکن بود؛ یک رام اندروید با یک رابط کاربری شبکه ای خاص. خود معرفی محصول به مدت 3 ساعت به طول انجامید، اما جذبه و کاریزمایی که لو از خود نشان داد بسیار تاثیر گذار بود. از پرداختن به جزئی ترین بخش ها تا عدم توجه و نادیده گرفتن بخش هایی که سیستم عامل در آنها کمبود داشت، همه و همه کاری فراتر از انتظار حضار بود. شما باید سری به لیست دیوانه وار خصوصیت های محصولات اسمارتیسان بزنید تا وسواس لو را درک کنید.

برخلاف بسیاری از مدیران، لو همیشه حرف دلش را می زند. چه روی صحنه مراسم معرفی باشد، چه در یک جمع خصوصی.

سبک روایی خاص لو و همچنین انتقادات شدید و بی رحمانه اش از رقبا (مانند استفاده از کلماتی همچون احمق، کودن و ابله برای توصیف آنها) فضای معرفی محصول را به کلی از بقیه مراسم ها مجزا کرده بود. کسانی که برای شرکت در آن مراسم پول پرداخت کرده بودند، بیشتر برای خوشمزگی ها و شوخ طبعی های لو آنجا بودند تا محصولات اسمارتیسان. تماشاچیان رفتار لو را وقتی با آن شوخ طبعی خاص خود از مکدونالد بخاطر تامین غذای شبانه کارکنانش تشکر می کرد، بسیار دوست داشتند. لو حتی تا آنجایی پیش رفت که در یکی از اسلاید ها همکاران مجردش را معرفی کرد تا شاید بختشان بگشاید و به خانه بخت بروند.

اگر به آشنایی بیشتر با استیو جابز چین علاقه مند شده اید، ادامه مطلب را از دست ندهید. این مطلب از زبان "ریچارد لی" خبرنگار انگجت نقل می شود.

2

من رئیس تپل 42 ساله اسمارتیسان را اولین بار، چند هفته بعد از آن مراسم دیدم. اولین چیزی که تعجب مرا بر انگیخت این بود که او فکر می کرد اجرایش افتضاح بوده است: چرا که وقت کمی برای آماده سازی مطالب داشته، مراسم را دیر شروع کرده، زیادی روی صحنه بالا و پایین پریده و از 2 ساعت زمان پیش بینی شده بیشتر صحبت کرده بود. او همچنین اعتراف کرد که سیستم عامل و حتی سخت افزار هم هنوز آماده نبودند. اما او معتقد بود باید همه آنها را به دنیا نشان می داد تا تیم 23 نفره اش دلگرم و ثابت قدم شوند. اگر فکر می کنید که او در حال شکسته نفسی بود، سخت در اشتباه هستید.

لو و همتایش در شیائومی گذشته کاملا متفاوتی دارند. زمانی که LEI (رئیس شیائومی) درسش را تمام کرده بود و در حال حرکت به سمت راه اندازی یک کمپانی جهانی پیش می رفت، لو از ادامه تحصیل در دبیرستان انصراف داد (بسیار شبیه به کاری که استیو جابز در کناره گیری از ادامه تحصیل در دانشگاه انجام داد). لو اوایل شغل های عجیبی داشت، کار در یک مغازه کبابی، فروش قطعات کامپیوتر و خرید و فروش خودرو های تصادفی از جمله شغل های گذشته اوست. صد البته این شغل ها زندگی چندان راحتی را برای لو به ارمغان نیاورد. او سپس اقدام به یادگیری زبان انگلیسی در خانه کرد و بعد از مدتی معلم زبان انگلیسی در یکی از معروف ترین موسسات آموزش زبان پکن، New Oriental شد. آنجا بود که او اندکی مزه ی شهرت را چشید. دانش آموزان کلاس های او آنقدر از حس قوی شوخ طبعی وی و همچنین از داستان هایی که او خارج از برنامه ی کلاسی برای آنها تعریف می کرد به وجد می آمدند که مخفیانه صدای او را ضبط و در اینترنت منتشر می کردند. لو آنجا تبدیل به یک محرک اینترنتی شد تا حدی که موتور جستجوگر چین، بایدو، او را یکی از 10 شخصیت برتر سال های 2005 و 2006 معرفی کرد.

بعد از این که او از موسسه آموزش زبان استعفا داد، به مشاغل دیگری مشغول شد. او که از نادیده گرفته شدن توانایی هایش در زمینه های دیگر (مخصوصا ارگان ها و بخش های وابسته به قدرت در چین) ناراحت بود، اقدام به تاسیس وبلاگی با عنوان BULLOG کرد و به وسیله آن توجه افراد زیادی را به خود جلب کرد. عمدتا هم توسط کسانی که دلهره ای از صحبت کردن بی پروا و انتقاد های شدید نداشتند. در نتیجه BULLOG به سرعت به یکی از وبلاگ های تاثیر گذار چینی تبدیل شد. در نهایت دولت چین این وبلاگ را بعد از 3 سال فعالیت تعطیل کرد. اما لو دست از تلاش نکشید، چون همانطور که خودش می گوید: "من باید شکم خانواده ام را سیر کنم."

حدود یک سال قبل از مسدود شدن BULLOG، لو یک مدرسه زبان انگلیسی تاسیس کرده بود و بیشتر توجه اش متوجه آنجا شد. تا این که در سال 2012 اسمارتیسان را تاسیس کرد. در آن سال ها او خیلی از پروژه های جانبی را کنار گذاشت. چندی بعد او تجربیات خود را قلم زد و در نهایت زندگی نامه خود را نیز منتشر کرد. این زندگی نامه از چند قسمت تشکیل شده بود: صحبت هایش در مورد کار آفرینی های وی، اعتراضات و فعالیت هایش در زمینه های مختلف و همچنین اقداماتش به عنوان یک طرفدار حق کپی رایت. حتی او در این مابین چند فیلم کوتاه هم ساخت.

من همین چند ماه گذشته، دوباره با لو مواجه شدم، یعنی 2 ماه قبل از معرفی تلفن هوشمند Smartisan T1 جدیدترین محصول شرکت اش. در آن زمان اسمارتیسان توانسته بود بخشی از ساختمان ها و قرارگاه های موتورولا را در پکن تصاحب کند. اتاق ملاقات شرکت، مملو از سر و صدا و همهمه بود. لو از اتاق جلسات بیرون آمد تا از من قدردانی کند، او قبل از این که مرا به محلی آرام تر و به مکان فعالی دفترها و میزهای کار هدایت کند، با ظرافت تمام قدری فضا را آرام تر کرد.

او سرخوشانه می گفت: "همین که محصول را معرفی کنیم، استخدام و تکمیل نیروی انسانی خیلی آسان تر خواهد شد."

در حال حاضر اسماتیسان 350 کارمند دارد که اکثر آنها از کارمندان سابق موتورولا محسوب می شوند.

3

اما او پشت آن چهره ی خندان، حیله گری خود را پنهان می کند. چند روز قبل از این که دوباره او را ببینم، Meizu، رئیس شرکت Li Nan، به قصد خرید اسمارتیسان به ملاقات وی رفته بود. بحث در مورد تقابل این دو کمپانی می تواند جالب باشد، اما بر خلاف رقابتی که در تجارت بین این دو شرکت وجود دارد، لو استادانه و با مهربانی تمام پیشنهاد رقیب را رد کرد.

لو بعدا در مورد ملاقات عجیبش با مایزو برایم تعریف کرد. نکته جالب قضیه این بود که او قبلا آن را در یک سایت شبکه اجتماعی چینی منتشر کرده بود. وب سایتی که در آن او با طرفداران و دوستان و همچنین دشمنانش در ارتباط است. او در آن دیدار لحظاتی حس دوستانه خود را از دست داده بود و به تندی مایزو را یک "کارگر معمولی" خطاب کرده بود، تا او را در مورد عدم حضور 10 ساله اش در شرکتی که خود تاسیس کرده مسخره کند. می توان گفت لو آنجا رقیبش را تحت تاثیر قرار داد، البته نه از روش همیشگی.

در ماه مه من و 5000 نفر تماشاگر (و 2.74 میلیون نفر تماشاچی آنلاین) به مراسم معرفی اولین گوشی هوشمند شرکت اسمارتیسان پیوستم؛ گوشی 480 دلاری T1. برای مقایسه باید گفت گوشی ارزان تر شیائومی Mi4 توانست 4000 نفر را در همان محل جمع کند. این بار لو برنامه ریزی کرده بود تا زمان معرفی محصول همان 2 ساعت باقی بماند و همچنین تعداد زیادی سورپرایز برای حاضرین در نظر گرفته بود. شاید بتوان گفت که تاثیر گذارترین سورپرایز او استخدام رابرت برونر بود. اگر او را نمی شناسید باید بگویم که برونر مغز متفکر طراحی محصولات و برند Beats بود. اسمارتیسان او را به خدمت گرفته بود تا سخت افزار و بسته بندی محصول را بهبود بخشد.

4

در همان حال که سیستم عامل اسمارتیسان در حال بارگذاری بود، لو با متانت به تشریح جزئیات طراحی T1 می پرداخت: از نظم قرارگیری سنسور های قسمت جلوی دستگاه گرفته تا هماهنگی در چینش دکمه ها. بعد از آن او در مورد پیشنهاد 30 دلاری اش صحبت کرد: یعنی گارانتی دستگاه به علاوه یک عدد قاب هوشمند. مشتریان با این گارانتی می توانند 2 عدد پنل شیشه ای جهت استفاده در پشت یا جلوی موبایل در طول سال اول خرید را به رایگان دریافت کنند. او حتی یک آدرس اینترنتی با عنوان T.tt را با هزینه گزاف ۳۲۵هزار دلار خریداری کرده بود تا مشکل تلفظ "Smartisan.com" برای مشتریان (بیشتر چینی ها) را حل کند.

بعد از مراسم معرفی محصول به پشت صحنه رفتم تا او را ببینم. لو مشغول صحبت با همکاران اش بود و به نظر می رسید از عدم تمرکز کافی به روی سخت افزار ناراحت بود. لو خسته به نظر می رسید، اما آنقدر رئوف بود که با من یک مکالمه دوستانه داشته باشد. او تاکید می کرد که قصد دارد در طول یک یا دو سال آینده وارد بازار جهانی شود. اما از طرفی او معتقد بود قبل از آن، به مقداری طراحی، تکنیک و پتنت برای دفاع از خود در بازار جهانی نیاز دارد. همچنین باید تعدادی اصطلاح عامیانه در زبان انگلیسی، برای ارائه های قوی تر و جذاب تر یاد بگیرد.

"وقتی عمیقا به اپل نگاه می کنم، می بینم که شیوه ی موفقیت این شرکت به راحتی قابل تکرار شدن است. خیلی ها فکر می کنند که شاهکار استیو جابز فقط یک بار بود و بس. اما من اینطور فکر نمی کنم. قضیه این است: آیا شما می توانید کسی را پیدا کنید که هسته ی اتم را بشکافد؟ اگر می توانید پس من فکر نمی کنم مشکلی در کار باشد."

5

با توجه با خصوصیت های لو، او تمام شرایط "استیو جابز بعدی" شدن را دارا است. او سال ها به مطالعه صنعت پرداخته و انسانی سر راست است که علاقه ی چندانی به روابط پیچیده ندارد. او شرکتی را می گرداند که در طول 3 سال فعالیت توانسته درآمد سالیانه خود را به 2.76 میلیون دلار برساند و همینطور او علاقه ی خاصی به ابزار های دیجیتال و هنر دارد، بخصوص به موسیقی و اشیای چوبی.

لو درباره چگونگی شکل گیری ایده هایش می گوید: "ایده این کار 3 سال پیش اولین بار زمانی به سراغم آمد که با یک از دوستانم شام می خوردم. من به او گفتم که واقعا دلم می خواهد یک موبایل بسازم و در جواب شنیدم: چرا که نه؟ تنها فرد باهوش در این صنعت استیو جابز است و او حالا مرده است! بقیه کمپانی ها فقط یک سری کارهای بی سر و ته انجام می دهند. بنابراین، چرا تو این کار را انجام ندهی؟ من تحت تاثیر قرار گرفتم و بعد از آن بود که نگاه جدی تری به اجرایی شدن این ایده انداختم."

هنوز برای قضاوت زود است و نمی توان گفت او در این مسیر موفق بوده. رئیس شیائومی، آقای لی، شاید خصوصیات استیو جابز را نداشته باشد، اما ارقام و اعداد او را دارد. او فقط در نیمه اول سال، 26.11 میلیون موبایل را به فروش رسانده است و توانست یک درآمد رویایی 5.32 میلیارد دلاری را در همین مدت داشته باشد. در مقابل، لو مشکلات زیادی در زنجیره ی تامین و کنترل تولیدات فاکسکان دارد. او تخمین می زند هفته ها طول خواهد کشید تا به آمار تولید 1800 واحد محصول در روز برسد. همه ی این دلایل با در نظر گرفتن 180000 سفارش دهنده منتظر محصول، به عنوان مشکلات بزرگی محسوب می شوند.

با در نظر گرفتن این مسائل، بیایید فعلا تاج " استیو جابز چین" را از سر او برداریم. شاید بهتر باشد او را همان Lou Yonghao، یک مدیر آینده دار چینی بنامیم.

نظرات ۲۶

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟