میلیاردری که ماینکرفت را ساخت حالا در خانه 70 میلیون دلاری اش تنها و ناراحت است
Markus Persson، خالق ماینکرفت و میلیاردری که استودیو اش با تمام متعلقات آن را با قیمت 2.5 میلیارد دلار به مایکروسافت فروخت، چندی بعد با خرید گران ترین خانه ی بورلی هیلز به قیمت 70 ...
Markus Persson، خالق ماینکرفت و میلیاردری که استودیو اش با تمام متعلقات آن را با قیمت 2.5 میلیارد دلار به مایکروسافت فروخت، چندی بعد با خرید گران ترین خانه ی بورلی هیلز به قیمت 70 میلیون دلار، سوژه ی شماره یک اخبار هالیوود شد؛ بالاخره کسی پیدا شده بود که بتواند خانه ای گران تر از عمارت Jay-Z و بیانسه بخرد و او یک بازی ساز جامعه گریز است.
پس از خرید بزرگ مایکروسافت و مانور فراوان نادلا و اسپنسر روی ماینکرفت، Markus Persson ترجیح داد راه خود را ادامه دهد و وارد بازی های سازمانی نشود. او حقیقتا از این جنس نبود و نمی خواست که نقشی در پیشبرد یک شرکت داشته باشد. مدیریت از توان اش خارج بود و با ثروتی که داشت، صرفا به دنبال یک زندگی نو می گشت؛ اما مگر زندگی بهتری هم برای یک بازی ساز 37 ساله ای وجود دارد که در آن به موفقیتی جهانی رسیده؟
چند ماهی از این اتفاق می گذرد و در حالی که همه فکر می کردند این میلیاردر سوئدی در کاخ خود مشغول عیش و تفریح است، خلاف آن ثابت شد. Persson در توییتر خود احساسات اش را نسبت به زندگی بیان نمود و از افسرده حال بودن اش خبر داد. او یک مثال بارز از «پول خوشبختی نمی آورد» را به ما نشان داد و می توان مالیخولیا را در اعماق صحبت های وی حس کرد.
در ادامه با دیجیاتو همراه باشید.
وی اینگونه شروع می کند: «مشکل به دست آوردن همه چیز این است که دلیل برای تلاش کردن کم می آورید و ارتباطات انسانی به علت از بین رفتن بالانس غیرممکن می شود.»
از نگاه بسیاری، Persson می تواند هر چه که می خواهد به دست آورد. او که حالا یک مرد بالغ 37 ساله است، بهترین ها را می تواند با ثروت اش فراهم کند. کمتر خواسته ی خریدنی است که وی نتواند به سراغ آن رود اما انسان ها با ارتباط برقرار کردن است که زنده می مانند.
پرسون ادامه می دهد: «با دوستان ام در ایبیزا گشت و گذار می کنیم، با آدم های مشهور مهمانی می گیریم، هر کاری که بخواهم انجام می دهد و با این وجود هیچگاه تا این حد منزوی نبوده ام.»
توضیحات بیشتر وی قانع کننده است: «در سوئد، من به کارم مشغولم و منتظر فرصت مناسب می مانم تا کار و خانواده فرصت دهند با دوستانم خوش بگذرانیم.»
وی به یک علت Mojang را فروخت و آن هم درگیر نشدن با تصمیم ها و مشکلات سخت بود. وی می گوید علاقه ای به انجام کارهای بزرگ ندارد. :«من باید [ایلان] ماسک می شدم تا دنیا را نجات دهم اما دقیقا همین تضاد دلیل آن بود که ماینکرفت را فروختم.»
آینده آنقدرها هم برای پرسون تلخ نیست و آنقدرها ناامید نیست: «آدم هایی که من را به این موفقیت رساندند می گویند طبیعی است و می گذرد. خوبه که اینطوره! فکر کنم اون موقع یک دوش بگیرم!»
24 ساعت پس از ارسال این توییت ها، پرسون علت نشر افکارش را این بیان کرد که دوست نداشته احساسات اش را پنهان کند. ثروت ناگهانی در سنین جوانی می تواند برای بعضی ها خطرات بسیاری در پی داشته باشد.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
عجیبه! بعضیا به دنبال پولن بعضیا اونقدرا هم راضی نیستن. بعضیا به دنبال سبک زندگی سنتی هستن و بعضیا که سنتی زندگی میکنن دوس دارن مدرن زندگی کنن.یه عده هم چاقن دوس دارن لاغر کنن. یه عده هم لاغرن میخوان چاق شن. و اِلی ماشاءا...
کلا همون اولی که گفتم :-|
:-)
آدم ها مثل هم نیستن. بعضی دنبال چالش و مشکل و حلش می گردن و همین باعث می شه انگیزه داشته باشن. این انگیزه خیلی مهمه. ولی فرض کن یه آدمی مثل ایشون که دنبال مشکل نیست به خاطر نبوغش ناگهان پولدار می شه. بعدش چی؟ به خاطر اینکه دردسر نداشته باشه همه چی رو می فروشه و میلیونر می شه و می زنه تو زندگی و آسایش. این وقته که از خودت می پرسی «حالا که چی؟» یا «خوب بعدش چی؟». من و تویی که هنوز خیلی آرزوها داریم و براش پول لازم داریم همین برامون انگیزه است که دنبالش بریم. با خرید هر گجتی که آرزوش رو داشتیم احساس خوبی بهمون دست می ده و همینطور این انگیزه باعث می شه بریم جلو. اما اگه ناگهان محدودیت مالی مون از بین بره چی؟ اینجاست که می شه فهمید چرا آدمایی مثل بیل گیتس توی آفریقا اون همه پروژه افتتاح می کنه یا ایلان ماسک چرا اینقدر ناآرامه و تلاش می کنه. زندگی فقط لمیدن و فیلم نگاه کردن نیست.
چه آدمایی پیدا میشن ! من یه سال درگیر گرفتن یه پرایدم بعد این آقا ....
خب پولاشو بده به ما والله.....
من ازش تقاضا میکنم پول هارو بیاره بده به من، من دوست دارم بدبخت شم، من خوشبختی نمیخام
من دعوت کنه خونش نشون بدم چطور با پولاش باید خر کیف شد
البته قرار نیست با اون پولا فقط مهمونی بگیری باید بزنی تو کاری چیزی مثلا انرژی های پاک یه سرمایه گذاری بلند مدت خیلی سود آوره
دلیل جالبی برای ترک کارش نداشت.در هر حال ولی خب دیگه این اتفاقات افتاد.میتونستم نیفته!میتونست راهش رو ادامه بده اما خب....کنار زد و تسلیم شد و بدش موجانگ رو هم فروخت.بازی سازای واقعی باید در هر موقیعت کارشون رو ادامه بدن.وقتی یه راهی رو میری بهتره تا آخرش بری.الان اگر شرکت هنوز دستش بود اتفاقات خیلی بزرگی میفتاد.
خوشه زده زیر دلت ... والا
ترجیح می دم پولدار و افسرده باشم تا بی پول و افسرده
خب زن بگیره
اونوقت تازه میفهمه چه خریتی کرده =-)
خيلي باحالي :)))))))