حیوانات عجیب: موش کوری که برای رسیدن به تاج و تخت تا سر حد مرگ می جنگند

حیوانات عجیب: موش کوری که برای رسیدن به تاج و تخت تا سر حد مرگ می جنگند

حیوانات عجیب: موش کوری که برای رسیدن به تاج و تخت تا سر حد مرگ می جنگند

دفتر تاریخ پر است از سرگذشت فرمانروایان و حاکمانی که به خاطر شورش اطرافیان خود از تخت به پایین کشیده شده اند و به بهای جان خود، مُلک پادشاهی شان را به گروه دیگری واگذار کرده اند.

اما این اندازه سبوعیت و حیله گری برای تسلط بر سرزمین ها و رسیدن به تاج و تخت صرفا در ذات انسان نهفته نشده و بعضا حیوانات هم چنین خصایصی دارند.

در ادامه این مطلب قصد داریم شما را با جانوری آشنا کنیم که از گروه جوندگان است اما یک موش به حساب نمی آید و یکی از دو پستاندار ساکن خشکی به شمار می رود، همچون زنبورها و مورچه ها در جوامعی زندگی می کند و تحت فرمان یک ملکه است.

در ادامه این مطلب با دیجیاتو همراه باشید.

در این جوامع ملکه صرفا به خاندان سلطنتی تعلق ندارد و موش های ماده برای رسیدن به این جایگاه تا سر حد مرگ با یکدیگر می جنگند و دندان های تیز و برنده خود را به اندام های حیاتی دشمن فرو می کنند تا حتی با مرگ آن هم که شده، رقیبی برای رسیدن به تاج و تخت نداشته باشند.

زمانی که یکی از این موش ها به سلطنت می رسد و ملکه خوانده می شود، زندگی مملو از خطر برایش آغاز می گردد. این جوندگان کل زندگی خود را زیر زمین سپری می کنند تا دست هیچ درنده ای به آنها نرسد. به همین خاطر چرخه عمر آنها به طرز مضحکی طولانی است؛ موش های کور گاهی اوقات تا ۳۰ سال زندگی می کنند. اگر این رقم چندان هم زیاد به نظرتان نمی رسد، در نظر داشته باشید که انسان در قرون وسطی همین چرخه عمر را داشته اند.

اما نکته جالب در مورد این جانداران آن است که هیچگاه به سرطان دچار نمی شوند و به همین خاطر است که دانشمندان سخت تلاش دارند با مطالعه بدن این موش ها راز سلامتی و طول عمر آنها را دریابند.

ورا گوربانوا زیست شناسی است که در دانشگاه روچستر، به مطالعه پیرامون موش های بدون مو می پردازد. او می گوید جوامع موش های کور بی مو که گاهی اوقات شمار اعضای آن به ۳۰۰ عدد می رسد بیشتر شبیه به جوامع دیکتاتوری است تا پادشاهی چراکه در آنها هر جانوری که هوش بیشتری داشته باشد می تواند پادشاه را سرنگون کند و فرقی هم ندارد که از اعضای خانواده سلطنتی باشد یا خیر.

طبق گفته او، هر جانور ماده ای می تواند ملکه را عزل کرده و به جای آن بنشیند. تمامی موش های نر جامعه نیز می توانند برای تولید مثل با ملکه با یکدیگر بجنگند و در نهایت دو یا سه عدد از آنها به این جایگاه می رسند. در مواردی که ملکه به خاطر ضعف از زایمان قبلی اش یا ابتلا به بیماری توانایی بارداری مجدد را ندارد، سایر موش های ماده در جامعه وظیفه او را بر عهده گرفته و بارور می شوند.

Portrait of a Naked Mole Rate with long teeth

گاهی اوقات اما موشی که وظیفه بارور شدن را بر عهده گرفته به همراه یک موش نر علیه ملکه کودتا می کند تا او را به قتل رسانده و خود بر تخت سلطنت تکیه بزند. زمانی که موش قدرت را در دست دارد فاصله مهره های او شروع به زیاد شدن می کند و بدن آن بلندتر و کشیده تر می شوند و او از همین جثه بزرگ خود برای حفظ نظم در جامعه استفاده می کند.

در جامعه این موش ها دیکتاتوری به حدی شدید است که آرامش همواره در محل زندگی شان حکم فرماست و اغلب اوقات صدایی از آن به گوش نمی رسد اما زمانی که ناآرامی های مدنی و آشوب در آن رخ می دهد، درگیری آغاز می شود و آن وقت است که موش ها برای بقاع خود وارد نزاعی سخت می شوند.

گوربانوا می گوید: این موش های کور زمانی که به محیط آزمایشگاه انتقال داده می شوند برخوردی دوستانه از خود نشان می دهند و برخلاف موش های آزمایشگاهی که گهگاه محققین را گاز می گیرند هیچ خطری برای انسان ندارند.

در مقابل زمانی که جانوران دیگر قصد ورود به قلمرو آنها را داشته باشند روی دیگر خود را به آن نشان می دهند. درست مانند جوامع مورچه ها، این موش ها نیز برای خود سربازانی دارند که با خشونت هرچه تمام از خانه و کاشانه شان دفاع می کنند و با دندان های تیز خود دشمن را به عقب می رانند.

اما گاهی اوقات هم این جوندگان در مورد جانورانی که قصد ورود به قلمروشان را دارند استثنا قائل می شوند: این میهمانان پذیرفته هم همان نرهای خانه به دوش هستند. این اتفاق به ندرت رخ می دهد اما بعضا پیش می آید که یکی از گونه های نر شروع به چاق شدن می کند و سپس از محل زندگی خود خارج شده و سرگردان در دالان های زیر زمین به دنبال قلمرو دیگری برای زندگی می گردد.

اگر این موجود نر، قلمرویی را پیدا کند که برای زندگی کردن او را مورد پذیرش قرار دهند، معمولا صرفا برای تولید مثل به خدمت گرفته می شود. دانشمندان هنوز هم متوجه نشده اند که کدام تغییرات هورمونی یک گونه نر را به ترک خانه و زندگی اش وادار می کند یا اینکه این اقدام چه نقشی در روند تکاملی جانور دارد.

در هر صورت احتمال زنده ماندن این موش های تقریبا کور که هیچگونه مو یا پوششی برای محافظت از بدنشان ندارند، در روی زمین بسیار پایین است و همین مساله آنها را به شکاری لذیذ برای دشمنانشان تبدیل می کند.

اما این موش ها در اغلب اوقات رضایت کافی را از جامعه خود دارند و کمتر اقدام به ترک خانه و زندگی شان می کنند و مرتبا با دندان هایی که رشد زیادی داشته و از دهانشان به بیرون می زند (تا دهان آنها از خاک پر نشود) به حفاری در خاک می پردازند.

آنها همچنین با این دندان ها به غذای مورد علاقه شان از جمله لارو حشرات حمله می کنند یا در صورت نیاز دشمنان خود را از پای در می آورند. این جوندگان همدیگر را با استفاده از حس بویایی خود تشخیص می دهند و اصلا از چشمانشان برای این منظور استفاده نمی کنند.

در واقع بر اثر تکامل، چشم های این جانوران کاملا بلا استفاده شده و تنها می تواند نور را از تاریکی تشخیص داده و درکی از جزئیات ندارند و در مقابل برای آنکه اطراف خود را حس کنند از موهای نازک و پراکنده ای استفاده می کنند که در سرتاسر بدنشان پخش شده است.

معجره پزشکی

GTY_naked_mole_rat_jt_140503_16x9_992

این موش ها از دو جهت تعجب دانشمندان را برانگیخته اند و نگاه های کنجکاو آنها را به سمت خود جلب نموده اند؛ نخست زندگی اجتماعی شان که در میان پستانداران مساله ای بسیار نادر و عجیب محسوب می شود و دیگری عدم ابتلایشان به سرطان. جالب است بدانید که حتی با تزریق مواد سرطان زا به بدن این جوندگان باز هم اتفاقی برایشان رخ نمی دهد.

اما راز  این ایمنی بدنی بالا آنطور که گوربانوا کشف کرده وجود نوعی نشاسته به نام هیالورونان است. اگر دانشمندان بتوانند با دستکاری سلول های بدن این موش ها مانع از تولید این نشاسته در بدن آنها شوند آنگاه بدن موجودی که در برابر سرطان کاملا ایمن بوده به یکباره آسیب پذیر شده و شروع به رشد تومور می کند.

ما نیز همین ماده را در بدن خود داریم؛ این ماده در بدن انسان نوعی ماتریکس یا داربست فراسلولی می سازد که سلول ها را در خود جای می دهد و تفاوتش با بدن موش های کور این است که مولکولهای هیالورونان موجود در بدن این جوندگان بلندتر و کشیده تر هستند.

و جالب است بدانید که همین اختلاف اندازه میان مولکول های این نشاسته باعث شده که ماده مذکور در بدن انسان و موش، رفتارهای متفاوتی را از خود نشان دهد. مولکول های کوتاه این نشاسته به سلول ها فرمان می دهند که تقسیم شوند و در عین حال باعث تورم آنها می شوند، اما انواع بلند تر این مولکول ها که در بدن موش های کور وجود دارد دارای خاصیت ضد تورمی است و در تحقیقات ویژه سرطان مشخص شده که از تقسیم شدن بیش از اندازه سلول ها جلوگیری می کنند.

اما سرطان، به طور کلی نوعی فرار سلولی است که به محض متوقف شدن رابطه کامل سلول ها با سلول های مجاور به خود روی می دهد و به شکل تقسیم شدن بیش از اندازه خودش را نشان می دهد.

حال سوالی که مطرح می شود این است که مولکول های یاد شده چگونه چنین خاصیتی را در بدن موش پیدا می کنند. در کل قلمرو حیوانات این مساله امری غیرعادی محسوب می شود، پس چه چیزی باعث تمایز موش های کور طاس از سایر حیوانات شده؟

این ماده باعث می شود که پوست موش ها شکلی کشسان پیدا کند و به همین خاطر موش های کور راحت تر می توانند از دالان های تنگ و تاریک زیر زمین عبور کنند. در واقع آنطور که دانشمندان تصور می کنند، این ماده در وهله نخست در بدن این موش ایجادشده تا خاصیت کشسانی به پوست آنها بدهد و از بدن جونده در برابر سایش هایی که ممکن است با فضای پیرامونی اش داشته باشد محافظت نماید و در نهایت به ایجاد خواص دیگری در بدن آن منجر گردیده که مهم ترینشان خاصیت ضد سرطانی است.

اما این خاصیت ضد سرطانی از اهمیت ویژگی نزد محققات برخوردار است و همین امر باعث شده تا تحقیقات گسترده ای روی بدنه موش های کور صورت بگیرد. با این همه هنوز هم لازم است که کارهای بیشتری برای درک ماهیت هیالورونان و البته ساخت داروهای درمان سرطان بر مبنای آن صورت بگیرد.

گوربانوا می گوید: من معتقدم که پتانسیل های خوبی برای ساخت دارو با استفاده از این نشاسته وجود دارد چراکه اگر بتوانیم راهکارهایی را برای افزایش سطح این ماده در بدن انسان پیدا کنیم ممکن است موفق شویم رشد سرطان را متوقف نماییم.

خانواده هایی را در نظر بگیرید که سرطان در آنها شکلی ارثی پیدا کرده و احتمال ابتلای نسل های مختلف آنها به تومورهای سرطانی بسیار بالاست، حال اگر دانشمندان بتوانند با استفاده از این ماده از رشد اولیه بیماری در بدن آنها جلوگیری نمایند دیگر با چنین پدیده ای روبرو نخواهیم بود.

به گفته گوربانوا: انسان چون چنین ماده ای را [به این شکل] در بدن خود ندارد، در زیر زمین زندگی نمی کند و از دیدگاه تکاملی نیز هیچگاه نیازی به آن نداشته است.

امید که روزی دانشمندان بتوانند از این جانور که [ در اغلب موارد] نامش به عاملی برای تمسخر و دست انداختن افراد دیگر تبدیل شده، برای درمان مهم ترین علت مرگ و میر بشر کمک بگیرند.

نظرات ۹

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

Digiato

رمزتان را گم کرده‌اید؟ ورود با گوگل

Digiato

ورود با گوگل