مدیر آزمایشگاه های «اکس» گوگل از اقتصاد اشتراکی و پهپادهای تحویل کالا می گوید

مدیر آزمایشگاه های «اکس» گوگل از اقتصاد اشتراکی و پهپادهای تحویل کالا می گوید

مریم موسوی دوشنبه، ۰۴ بهمن ۱۳۹۵

شمار معدودی از شرکت های تابعه آلفابت هستند که مانند گوگل اکس (حالا اکس) حس کنجکاوی انسان را بر می انگیزند. اکس در واقع آزمایشگاه نوآوری های آلفابت است که در آن ایده های جاه طلبانه آن ارائه و تست می شوند و دست آخر یا رنگ واقعیت می گیرند یا اینکه به کل محو می شوند.

این آزمایشگاه را می توان محل تولد طرح مفهومی ماشین بدون راننده گوگل، بالون های عظیم اینترنتی آن و لنزهای چشمی پایشگر سطح گلوکز خونش خطاب کرد که اخیرا نیز پروژه جدیدی تحت عنوان تحویل بوریتو (نوعی غذای مکزیکی) از طریق پهپاد را در دست تست دارد و قرار است در صورت موفقیت، کالاهای بزرگتری از طریق هواپیماهای بدون راننده آن به دست مشتریان برسند.

و اگرچه این پروژه ها و صدها مورد دیگر حاصل دسترنج بیش از ۲۵۰ نیروی انسانی گوگل است اما در پنج سال اخیر چهره سرشناس این واحد کسی نبوده جز استرو تلر (Astro Teller) که با نام «استاد آپولو هوا کردن» هم شناخته می شود.

رزومه کاری تلر بیشتر شبیه به دانشمندی دیوانه است: او در رشته های مختلفی نظیر علوم رایانه، محاسبات سمبلیک و اکتشافی تحصیل کرده و مدرک دکترای هوش مصنوعی اش را هم از دانشگاه کارنگی ملون دریافت کرده. بعد از آنکه تلر دوران تحصیلات را به پایان رساند شرکتی به نام Body Media را تاسیس کرد که در زمینه دنبال نمودن علائم مربوط به سلامتی کاربران فعالیت می کرد و پیش از ملحق شدنش به گوگل اکس آن را به Jawbone فروخت.

حالا دیگر همه کارکنان گوگل اکس تلر را با ریش خاص و موهای دم اسبی اش می شناسند. جالب است بدانید که این دانشمند تجربه تالیف کتاب های تخیلی و غیرداستانی را هم در کارنامه اش دارد و از سخنگویان در برنامه تد است.

عجیب اینکه تلر با این حجم سابقه فعالیت در پروژه های جاه طلبانه گوگل اکس همواره از پیش بینی آینده خودداری میکند. از نظر وی اکس جایی نیست که تکنولوژی های ارائه شده اش به سرعت عملیاتی شوند و بتوان آنها را به بازار عرضه کرد، در مقابل اما این آزمایشگاه جایی است که نوآوری در آن به شکلی نظام مند در می آید. برای درک بهتر این گفته کافیست خط مونتاژ هنری فورد را در نظر بگیرید منتها به جای قطعات ماشین ایده ها را کالای اصلی در آن متصور شوید.

او به جای آنکه با راهکارهایش به دنبال تشخیص مشکلات بگردد تمایل دارد در مورد مشکلاتی که باید در آینده رفع شوند از جمله «مشکل عظیم» گرمایش زمین، تهدیدات و فرصت های هوش مصنوعی و مواردی از این دست صحبت کند و به درک درستی در مورد پذیرش تکنولوژی های نوین از سوی جامعه و سرعت بالای نوآوری برسد.

در ادامه این مطلب نگاهی خواهیم داشت به مصاحبه ای که وبسایت ورج اخیرا با تلر انجام داده است.

به نظر شما در ۵ یا ۱۰ سال آینده زندگی چگونه خواهد بود؟

پاسخ حقیقی این است که نمی دانم و مهم تر از آن تصور نمی کنم که کسی جوابی برای این سوال داشته باشد. سعی کردن برای پیش بینی آینده کار بسیار خطرناکی است. البته این کار از سوی مردمی که حرف ها را دهان به دهان می کنند خوب است اما مشخص نیست که آیا همه این کار را خوب انجام می دهند یا خیر.

ترجیح می دهم به جای مطرح کردن این قبیل سوالات در مورد آینده، از من در مورد روشی که دوست دارم کار کنم یا اغلب ما در اکس می پسندیم از من سوال کنید. اینکه چقدر طول می کشد تا تشخیص دهیم راه را اشتباه رفته ایم، از ایده های اشتباهمان خلاص شویم یا اینکه آنها را از نقطه ای که هم اکنون هستند به ایده هایی بهتر تعمیم دهیم؟

از زبان شما نقل شده که گفته اید تیم تان علاقه ای به راهکار ندارد و خودتان هم عاشق مشکلات و مسائل هستید. در ۵ یا ۱۰ سال آینده بزرگ ترین مشکلات بشر کدام خواهند بود؟

من به شدت باور دارم که باید عاشق مشکلات شد نه تکنولوژی ها. اما در نظر داشته باشید صرف علاقه داشتن به مشکلات نمی تواند راه حل را پیش رویتان قرار دهد.

برای نمونه با نگاهی به گذشته در خواهید یافت که حدودا از ده هزار سال پیش بشر شکار به سبک اولیه برای تهیه گوشت را کنار گذاشت و در مقابل به اهلی کردن حیوانات روی آورد. با این همه بالغ بر نیمی از ماهی مصرفی انسان در سرتاسر دنیا از طریق شکار به دست می آید. عجیب است! یقین دارم که وضعیت در آینده اینطور نخواهد بود. در آینده قطعا از دریا برداشت خواهیم کرد اما قطعا نه به شیوه مرسوم امروزی اش.

گرم شدن زمین هم مشکل بسیار بزرگی است و تقریبا می توانیم آن را عظیم بخوانیم. در واقع مجموعه ای از مسائل در آن مستتر هستند. اما همینکه ما مشکلی را شناسایی کرده ایم یعنی در محدوده راداری مان قرار گرفته. البته منظور این نیست که راهکاری برایش پیدا کرده ایم یا حتی برای یافتن راهکار آن حتی قدمی برداشته ایم.

اجازه دهید اندکی به مقوله ترس از تغییر بپردازیم. چطور می خواهید جامعه را برای تکنولوژی های اساسا نوین آماده کنید؟

به لحاظ تاریخی، تغییراتی که در جامعه وجود دارند و به طور مشخص مواردی که از تکنولوژی نشات می گیرند نیازمند مدت زمانی طولانی برای پذیرش هستند. هزار سال پیش، وقتی فردی تکنولوژی جدیدی را ارائه می کرد فاصله زمانی میان اختراع آن تا زمان همه گیر شدنش بسیار طولانی بود.

به بیان دیگر چندین نسل طول کشید تا جامعه خود را با تغییر ناشی از آن فناوری وفق داد. حدوده صد سال پیش بود که ماشین بخار، تلگراف و تلفن اختراع شدند و کمی بعد هم البته تلویزیون از راه رسید که البته این موارد با سرعت بیشتری در دل انسان جا باز کردند و اگر بخواهم با عدد و رقم بگویم با ترتیب های زمانی ده تا بیست ساله توانستند به جایگاه امروزشان برسند.

مدت زمان مورد نیاز از معرفی یک تکنولوژی تا اثرگذاری کامل بر دنیا به میزان قابل توجهی کم شده.

با دنبال شدن این روند، این روزها دیگر مدت زمان مورد نیاز از معرفی یک تکنولوژی تا اثرگذاری کامل بر دنیا به میزان قابل توجهی کم شده. در حال حاضر به تنها پنج تا هفت سال زمان نیاز است تا یک تکنولوژی جدید معرفی شده و بتواند به شیوه ای بنیادین بر کل جامعه اثر بگذارد. اگر سرعت تغییر دنیا بیشتر از میزانی باشد که بشر بتواند خود را با آن همراه نماید آنگاه جامعه به طرزی گسترده دچار بی نظمی می شود و این چالشی است که پیش رویمان قرار دارد.

برای جلوگیری از بروز این اتفاق چه کاری می توان انجام داد؟ می توانیم بخش های مشخصی از جامعه را که می دانیم می شود بهترش نمود هدف فعالیت هایمان قرار دهیم. سیستم ثبت اختراع یا همان پتنت حدودا ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال قبل حول این ایده راه اندازی شد که نوعی انحصار موقتی برای ایده ها ایجاد گردد و برای مدت ۲۰ سال صاحب اختراع بتواند از ارزش ایجاد شده به واسطه آن اختراع نهایت بهره را ببرد. از آن مرحله به بعد تکنولوژی ارائه شده باید برای همه رایگان باشد.

البته امروز هم این امر به قوت خود باقیست. هنوز هم لایسنس ارائه شده به صاحبان ایده ۲۰ ساله است اما حالا سرعت تغییر تکنولوژی آنقدر بالاست که در زمان دریافت پتنت ارزشی که قبلا برایش متصور بودید به خاطر قدیمی شدنش دیگر وجود ندارد.

قانونگذاری در مورد تکنولوژی و اساسا شیوه این قانونگذاری نیز مثال دیگری است دال بر آنکه سرعت درک یک فناوری و سپس قانونگذاری درمورد آن به مراتب کندتر از ابداع خود فناوری است.

ما باید این مشکل را رفع کنیم و در این حوزه ها سریع تر عمل نماییم.

به نظر شما وظیفه چه کسی است که این بی نظمی حول فناوری را کم کند؟ فردی که آن را ابداع کرده؟ قانون گذاران؟ یا اینکه جامعه باید خود را سریع تر با آن وفق دهد؟

به عقیده من این بار که چطور می خواهیم جامعه را برای وفق یافتن با تکنولوژیهای جدید آماده نماییم بر دوش همه مان قرار دارد. می خواهید بدانید صاحبان ایده نیز در این امر نقشی دارند؟ قطعا همینطور است. آنها هستند که تکنولوژی ها را ارائه می کنند و باید سخت کار کنند تا جهان را در مورد انشعابات این تکنولوژی ها آموزش بدهند. البته این بدان معنا نیست که دیگران وظیفه ای ندارند.

سرعت انطباق یافتن جامعه با تکنولوژی های جدید و انشعابات آن برای جامعه تا حدودی به آن بر می گردد که چطور جوانان و بزرگسالان کشور را در این حوزه ها آموزش می دهیم. اگر قرار باشد که تکنولوژی سریع تر و سریع تر تغییر کند و نوع آموزش هایی که ما برای انطباق یافتن با آن به فرزندانمان می دهیم بهبود نیابد آنگاه بخش دولتی و نظام آموزشی در حق کودکان اجحاف کرده است.

البته منظورم این نیست که خود تکنولوژی نقشی در نحوه انطباق پذیری جامعه با فناوری های جدید ندارد اما روشن است که دیگر جنبه های جامعه باید خود را به گونه ای تغییر دهند که جامعه به بهترین نحو ممکن با تغییرات تکنولوژیکی در حال وقوع همگام شود.

شما از اعضای گروهی به نام AI100 هستید که مطالعاتی طولانی و گسترده روی تاثیرات هوش مصنوعی انجام داده است. پژوهشگران دست اندرکار این تحقیق اعلام کرده اند تصور نمی کنند هوش مصنوعی در آینده نزدیک به صورت خودکار تصمیم بگیرد که به انسان ضرر برساند. با این همه، آنها اشاره کرده اند که احتمال می رود مردم از سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی در جهت زیان یا حتی بهره رساندن به بشر استفاده نمایند. به اعتقاد شما هوش مصنوعی چگونه بر جامعه اثر می گذارد؟

پیش بینی ام این است که هوش مصنوعی به بار خواهد نشست. البته همانطور که پیشتر گفتم تلاش برای پیش بینی آینده کار خطرناکی است با این همه باور دارم که این فناوری می تواند دنیا را به کلی متحول نماید. این تکنولوژی همان جایگاهی را در نظرمان می یابد که الکتریسیته دارد و در هرچیزی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. اما آنطور که از اهمیت الکتریسیته نردمان کاسته شد به نظر نمی رسد که هوش مصنوعی و اثراتش بر زندگی بشر کمرنگ گردد.

مطئنم در آینده به طریقی از هوش مصنوعی سوء استفاده خواهد شد

البته مطمئن هستم که به طریقی از این تکنولوژی سوء استفاده هم می شود و از سوی دیگر مطمئنم که به طور متوسط هوش مصنوعی نیز درست مانند الکتریسیته می تواند به پرورش ذهن انسان منتهی شود و به جایگاهی می رسد که کلیه اشیاء پیرامون مان باعث بهبود زندگی ما خواهند شد. در حال حاضر شواهد اندکی وجود دارد که ثابت می کند آینده از آن هوش مصنوعی نیست.

امنیت سایبری از جمله بزرگ ترین مشکلات پیش روی بشر امروز است. قطعا در این فضا هستند موجودیت هایی که با بهره گیری از روش های جالب و هوشمندانه یا همان هوش مصنوعی دست به اعمال نامطلوبی می زنند. در این صورت جامعه احتمالا دو انتخاب دارد. یا می توانیم دست بالاتر را به این قشر بدهیم یا از هوش مصنوعی برای حفاظت از خود در آن بهره بگیریم و معتقدم که خود انسان بهترین راهکار برای انتخاب مناسب ترین گزینه است. درهر حال هکرها چنین کاری خواهند کرد. آیا ما می خواهیم سیستم های نرم افزاری مان برای حفاظت از ما هوشمند و هوشمندتر شوند؟

خیلی از مردم تصور می کنند در آینده که از خواب بیدار شدند سر دستیار مجازی شان داد می زنند تا اموری را برایشان انجام دهند، کما اینکه همین حالا هم این کار را انجام می دهیم. در مرحله بعد رباتی آنها را به سر کار می برد و شب ها که میشود لباس های شسته شده را برایشان تا می کند. اما نکته اینجاست که برای تحقق چنین آینده ای باید حجم انبوهی از اطلاعات را در اختیار این سیستم ها قرار دهیم که بسیاری از افراد از انجامش هراس دارند. آیا تصور می کنید در آینده نیز نگرانی از این کار وجود خواهد داشت؟

معتقدم که مردم استفاده های زیادی از اطلاعات اشتراک گذاری شده شان با دستیارهای مجازی خواهند برد اما بهتر است اینطور بگوییم که حتی ثروتمندترین افرادی که توانایی در اختیار گرفتن دستیارهای انسانی را دارند می توانند استفاده های گسترده ای از اطلاعات اشتراک گذاری شده شان با این دستیارها ببرند. برخی افراد همه چیز را به دستیارهایشان خواهند گفت و با ارائه دستورالعمل های لازم، انجام امور بانکی شان را به آنها می سپارند در حالی که تا پیش از این از محول نمودن چنین اموری به دستیارهای انسانی شان واهمه داشتند.

چنانچه تمایلی به اشتراک گذاری داده هایتان با این دستیارها ندارید، نباید چنین کاری کنید. در عین حال نیز تصور نمی کنم افراد از اشتراک گذاری اطلاعات خود و بهره برداری از مزایایی که در عوض این کار نصیب شان خواهد شد احساس بدی پیدا کنند.

البته روشن است که برخورداری از تمامی این مزایا منوط به آن است که دستیار دیجیتالی شما دیتای کافی برای این منظور را در اختیار داشته باشد. من تردیدی ندارم که در آینده به هر دوی این چشم اندازها جامه عمل پوشانده خواهد شد و هر دو گروه از افرادی که به آنها اشاره نمودیم نیز آنچه در طلبش هستند را خواهند یافت.

بعد از آنکه هوش مصنوعی انجام برخی از امور انسانی را بر عهده گرفت چه برسر بازار کار می آید؟

از آن زمان که تکنولوژی پدیدار شد، به تدریج جای انسان را در بخش های مختلف گرفت. اهرم یکی از نخستین تکنولوژی هایی است که بشر ابداع کرده و به افراد کمک می کند تا اجسام سنگین را بدون کمک دیگران جابجا نماید. با این تفاسیر اختراع اهرم نیز باید به از دست رفتن مشاغل زیادی منجر شده باشد.

اما در واقعیت نتنها اختراع اهرم به ضرر نیروهای کار تمام نشد بلکه باعث شد بسیاری از افراد زمان خود را صرف ساخت این ابزار نمایند و چون قبلا برای حرکت دادن یک تخته سنگ به ده نفر نیاز بود، با این اختراع هر فرد میتوانست یک تخته سنگ را جابجا کند و در واقع قدرت انسان ده برابر شد.

هوش مصنوعی قطعا به حذف برخی مشاغل می انجامد

به بیان دیگر، هوش مصنوعی گرچه ممکن است باعث از دست رفتن برخی مشاغل شود اما قطعا به ایجاد فرصت های جدیدی کمک خواهد کرد. برای آنکه باور کنیم همه مشاغل دنیا به واسطه هوش مصنوعی از بین می روند (که این البته دیدگاه تندی است اما بسیاری از مردم آن را باور دارند) باید باور داشته باشیم که مشکلات جهان تمامی دارند و بالاخره همه آنها از بین می روند. باید به این باور برسیم که هوش مصنوعی آنقدر خوب ظاهر می شود که همه مشکلات را از میان بر می دارد که من تصور نمی کنم چنین باشد.

این در واقع ایراد تخیل جمعی ماست که نمی توانیم ببینیم ربات ها چگونه و دقیقا از کی کنترل کاری که هم اکنون انجام می دهیم را در دست می گیرند.

پروژه وینگ که در واقع همان طرح آزمایشگاه اکس در مورد پهپادهاست اخیرا به مرحله تست تحویل غذا رسیده است. آیا خود شما تا بحال تحویل بوریتو از طریق پهپاد را تجربه کرده اید؟

بله.

این تجربه چه حسی داشت؟

فوق العاده بود و حتی می توانم بگویم کمی سحرآمیز. البته معتقدم جذابیت این مساله برای مردم بیشتر کنار هم دیدن پهپاد و بوریتو است اما من جور دیگری به آن نگاه می کنم.

هر زمان که ما به عنوان یک جامعه یا موجود زنده بخش بزرگی از سایش موجود در نحوه نقل و انتقال اجسام فیزیکی در دنیای فیزیکی را حدف کردیم (منظور قایق ها، هواپیماها، قطارها، اسب ها و سیستم های پستی است) آنگاه جامعه را به میزان قابل توجهی تغییر داده ایم. بشر به مشکلات و سایش هایی که پیشتر از سر راهش برداشته عادت ندارد و به همین خاطر نگاه کردن به گذشته و دیدن آن مشکلات برایش ساده است. البته که انسان هیچگاه به گذشته باز نمی گردد اما به مشکلاتی که در زمان حال با آنها دست و پنجه نرم می کند و البته نحوه نقل و انتقال کالاها در دنیای فیزیکی عادت دارد.

آینده ای را تصور کنید که در آن با یک بشکن کالای مورد نیازتان به صورت بی درنگ، سحرآمیز و بدون هیچ هزینه ای مقابل دیدگان تان قرار می گرفت. احتمالا در منزلتان دریل دارید و چه بسا سالی یک بار هم از آن استفاده نکنید. حال تصور کنید که اگر این ابزار در یک موقعیت مرکزی قرار داشت آنگاه هزاران نفر می توانستند از آن استفاده نمایند و این امر قطعا به میزان زیادی در هزینه هایشان صرفه جویی می کرد زیرا دیگر نیازی نبود که بابت آن پولی پرداخت کنند و هر زمان که لازم داشتند هم به آن دسترسی پیدا می کردند.

مطمئنم همه شما در منزلتان تعدادی باتری دارید که به تدریج شارژشان در حال خالی شدن است. در هر حال تعداد زیادی از آنها را خریداری کرده اید چون نمی دانید دقیقا چه زمانی و به شکلی به آنها نیاز پیدا خواهید کرد.

چون این را نمی دانید و از طرفی شکل جالبی ندارد که صرفا برای یک باتری به فروشگاه مراجعه نمایید، تعداد زیادی از آن را خریداری کرده و در منزل نگه می دارید، در حالی که همه آنها به کُندی در حال خالی کردن شارژ هستند و اغلب شان بی آنکه بدانید به شارژ صفر می رسند. شما در واقع در حال هدر دادن منابع این سیاره هستید صرفا به این خاطر که نمی توانید با یک اشاره دست کالای مورد نیازتان را در اختیار بگیرید.

اگر می توانستیم از جامعه ای مالکیت محور به جامعه ای که دسترسی برایش اهمیت دارد تغییر وضعیت دهیم (منظور جامعه ای است که در آن مالکیت بر یک شی در زمان حال اهمیت ندارد و در عوض دسترسی به آن در زمان نیاز مهم است) آنگاه جهان به طرز سحرآمیزی تغییر می کرد.

بنابراین در آینده شاهد پرواز پهپادها در آسمان بالای سرمان خواهیم بود. در آن دوران ما مالکیت اشیاء زیادی را در اختیار نخواهیم داشت چون آنها را با هم به اشتراک می گذاریم و این اقتصاد اشتراکی به واسطه وسایل حمل و نقل هوایی بدون سرنشین است که رنگ واقعیت به خود می گیرد. در این صورت تصاعدات کربنی نیز به حداقل میزان ممکن می رسند. همه این موارد فوق العاده اند. اما بزرگ ترین چالش برای دستیابی به چنین آینده ای چیست؟

قصدم این نیست که چالش های پیش روی پروژه وینگ را کوچک جلوه بدهم. ما باید وسایلی بسازیم که قادرند با موفقیت و به صورت کاملا خودکار فواصل مکانی دور را بپیمایند و در این حین بالاترین سطح ایمنی و کمترین هزینه را در بر داشته باشند. این همان مشکل حل نشده است.

در زمان ساخت این محصول هم باید مطمئن شویم که حین حرکت با خطوط برق برخورد نخواهند کرد و اگر یکی از موتورهایشان دچار مشکل شود بدون آنکه دچار سانحه شوند به آرامی روی زمین فرود می آیند. اینکه پهپاد بعد از رسیدنش به مقصد بتواند تصمیم بگیرد بسته را کجا قرار دهد و احتمالا در عوض آن بسته دیگری را برای تحویل دریافت کند همه از مسائل حل نشده هستند.

در حال حاضر مشکلات حل نشده زیادی وجود دارند.

امکان دارد که سکوی پرواز و فرود پهپاد در مناطق مسکونی آینده در نظر گرفته شود؟ آیا این مساله تاثیری در طراحی خانه های ما و نحوه زندگی مان دارد؟
من پیشتر طرح مربوط به آسمان خراش هایی را دیده ام که هلیکوپترهای کوچکی در کنار پنجره هایشان قرار دارد

من پیشتر طرح مربوط به آسمان خراش هایی را دیده ام که هلیکوپترهای کوچکی در کنار پنجره هایشان قرار دارد و می توانند در ارتفاعات بالا بسته هایی را درون پنجره منازل داخل این ساختمان ها انداخته یا صرفا در خارج از پنجره هایشان قرار دهند یا حتی در مجاورت پنجره واحد مورد نظر فرود آمده و بسته را به فرد مورد نظرشان تحویل دهند. من این طرح ها را دیده ام و باید بگویم مدتی است که ارائه چنین طرح هایی آغاز شده. البته باور دارم هنوز برای احداث چنین ساختمان هایی کمی دیر است اما خوشا به حال آنهایی که تصویر سازی و ایده پردازی در این باره را آغاز کرده اند.

لابراتوار اکس با کلید زدن پروژه لون تلاش دارد مشکلات دسترسی به اینترنت را هم برای افراد ساکن در مناطق محروم و هم برای آنهایی که در کشورهای توسعه یافته زندگی می کنند و به اینترنت دسترسی دارند اما خواهان به کمال رساندن آن هستند، حل کند. به نظرتان ارتباط مستمر با فضای آنلاین می تواند ایرادی داشته باشد؟

گاهی اوقات آرزو می کنم بچه هایم موبایل هایشان را کنار بگذارند اما هیچگاه تصورم این نبوده که جامعه به خاطر ارتباط مستمر و همیشگی به اینترنت آسیب می بیند. شخصا به شبکه های اجتماعی اعتیاد ندارم. البته شاید چون این نوع وابستگی را ندارم به نظرم اتصال همیشگی به اینترنت فاقد ایراد است اما معتقدم این نخستین باری نیست که مردم از آسیب های احتمالی تکنولوژی و دیگر اقسام آن روی جامعه نگران هستند.

فعالیت یا پروژه خاصی که هم اکنون آزمایشگاه اکس روی آن کار می کند و به باورتان بیشترین اثر را در ۵ تا ۱۰ سال آینده روی جامعه می گذارد کدام است؟

قصد ندارم رویاهای فرزندانم را دنبال کنم اما صادقانه ترین پاسخی که برای این سوال می توانم ارائه دهم چنین است.

امیدوارم در آینده وقتی به آزمایشگاه اکس نگاه می کنیم (۱۰ یا ۲۰ سال دیگر) فرایند یکسان سازی نوآوری که برای شما توصیفش کردم به سطح خوبی از موازنه رسیده باشد.

اگر به چنین نقطه ای برسیم آنگاه قطعا بیشترین تاثیر را روی جامعه خواهیم داشت و این توازن است که موثر واقع می شود نه تک تک پروژه های لابراتوار اکس.

بنابراین مهم فرایندهای کاری اکس است نه یک پروژه خاص؟

حرفم این است: به نظرتان چه چیزی بالاترین  تاثیر را روی دنیا گذاشته است؟ دیدگاه هنری فورد در مورد نحوه ساختن کالاها یا خودروی فورد مدل تی؟ به باور من که بیشترین تاثیر هنری فورد روی دنیا نظام مند سازی قطعات یدکی در محیط کارخانه بود . این امر حتی از برخی ماشین های تولیدی در کارخانجات این شرکت نیز مهم تر بود.

در عین حال، به همان مقدار که به برخی تولیدات اکس می بالم (از جمله ماشین های خودران، پروژه های علوم زیستی، پروژه یادگیری عمیق گوگل برین) به همان اندازه به چیزهایی که هم اکنون در این آزمایشگاه ساخته می شوند نیز افتخار می کنم و امیدوارم که در آینده بالاترین ارزش آفرینی را داشته باشیم.

آیا در ۵ تا ۱۰ سال آینده واحد اکس به فعالیتش ادامه خواهد داد؟

نمی دانم اما از همین حالا از شما دعوت می کنم که در آن بازه زمانی به ما سر بزنید.

آیا عمر اکس به اندازه فورد خواهد بود؟

اکس قطعا در تلاش است تا قدم به آینده بگذارد. اینکه چنین اتفاقی رخ خواهد داد یا خیر مساله ایست که صرفا با گذشت زمان روشن می شود.

مطالب مرتبط

مطالب مرتبط

ویجیاتو

نظرات ۰

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

رمزتان را گم کرده‌اید؟