چطور از تابستانِ بدون بازی جان سالم به در ببریم؟ [تابستان 96]

چطور از تابستانِ بدون بازی جان سالم به در ببریم؟ [تابستان 96]

اگر گیمر باشید، چیزی که عموم مردم از آن به عنوان «بهترین سه ماه سال» یاد می کنند، احتمالاً همواره برای شما بیشتر شبیه به «عذاب آورترین سه ماه سال» بوده است. بازه سه ماهه تابستان، اگرچه فرصتی مناسب است تا به دور از تمام دغدغه های زندگی دانش آموزی و دانشجویی به استراحت بپردازیم، اما در عین حال کمبود بازی های ویدیویی درست و حسابی باعث می شود خیلی از ما آنطور که باید و شاید از این ۹۰ روز لذت نبریم.

همانطور که در مطلب مورد انتظارترین بازی های تابستان امسال نوشتیم، خوشبختانه تابستان پیش رو، اندکی از سال های قبل پربارتر است و می توانیم منتظر مجموعه ای از بازی های مستقل و کلان بودجه باشیم که روی تمام پلتفرم های فعلی عرضه می شوند؛ یک اسپین آف از آنچارتد به پلی استیشن ۴ می آید، نینتندو سوییچ اسپلتون ۲ را دارد و اغلب بازی های باقی مانده به صورت مولتی پلتفرم روی پی سی و اکس باکس وان هم عرضه می شود تا هیچ کس از بازی های ویدیویی بی نصیب نماند.

با این همه، خودمان را کُشتیم و نتوانستیم لیستی بیشتر از ۲۰ بازی تهیه کنیم که بتوانند شما را در اوقات فراغت تابستانی تان سرگرم کنند؛ بنابراین هنوز هم باید با دو ماه عذاب آور سر و کله بزنیم و در حسرت و انتظار بازی هایی بنشینیم که یکی پس از دیگری در پاییز از راه می رسند و احتمالاً پول خرید همه شان را هم نداشته باشیم. اما راه حل چیست؟ باید یک گوشه نشست و زانوی غم به بغل گرفت یا باید بلند شد و از این تابستان هرطور که شده لذت برد؟

اگر با گزینه اول موافق هستید، می توانید همین حالا این مطلب را ببندید و به کنج اتاقتان بروید، اما اگر می خواهید یک تابستان هیجان انگیز برای خودتان رقم بزنید، در ادامه این مطلب با ما همراه باشید تا مثل تابستان ۹۵ و تابستان ۹۴ چند راهکار عملی برای اینکه به دور از بازی های ویدیویی، از دنیای بازی های ویدیویی لذت ببرید در اختیارتان بگذاریم.

بُرد گیم؛ دنیایی پر از شگفتی های ناشناخته

بسیار خب، قبول داریم که بُرد گیم، آنقدرها به بازی های ویدیویی و آن دنیای دیجیتالی که می شناسیم ارتباطی ندارد، اما اگر یک چیز باشد که پس از یک عمر فعالیت مداوم گیمری یاد گرفته ایم، آن است که نباید چشم مان را به روی تجربیات تازه و سرگرم کننده ببندیم. برد گیم یا بازی های تخته ای، یک قلمروی گسترده و کاملاً ناشناخته در میان گیمرهای ایرانی است که اگر به سمتش نرویم، تنها خودمان را از تجربیات بسیار سرگرم کننده محروم کرده ایم و لاغیر.

دوران کودکی و نوجوانی را به یاد دارید؟ همان موقع که برای اولین بار با بازی های ویدیویی، یا سریال های آمریکایی و یا مجموعه کتاب های هیجان انگیزی مثل دارن شاون و ارباب حلقه ها آشنا شدیم و چنان با این جهان ها ارتباط برقرار کردیم که بدون شک در شکل گیری شخصیت امروزمان بی تاثیر نبوده اند. برد گیم هم دقیقاً چنین دنیایی است؛ دنیایی پر از تجربیات کاملاً تازه به همراه ژانرهای گوناگون که هر کسی، با هر سنی و هر سلیقه ای را جذب خود می کنند.

نبردهای فضایی، مدیریت کازینوهای شهری، کشمکش میان خانواده های قرون وسطایی، اکتشاف عجایب هفتگانه، پرده برداشتن از اسرار یک قتل و بقا در دنیایی پر از زامبی های خون آشام، تنها قطره ای در دریای بزرگ ژانرها و موضوعات مختلف بازی های تخته ای هستند. اگر از یکی خوشتان نیامد، قطعاً از آن یکی لذت می برید؛ فقط باید در ابتدا آزمون و خطا کنید تا ژانری که دوست می دارید را بیابید.

اما این تنوع تنها به پس زمینه های داستانی و اتمسفری در نظر گرفته شده برای هر بازی محدود نمی شود. هر برد گیم، سبک خاص خود را دارد؛ برخی نیازمند مهارت هستند و برخی با شانس پیش می روند، و برخی دیگر که شاید جالب ترین ها باشند، ترکیبی از هر دو این ها هستند. از طرف دیگر، برخی بازی ها دو نفره هستند و برخی را می توانید در یک جمع ۱۰ نفره هم تجربه کنید. برخی نیم ساعته به پایان می رسند و برخی بیش از ۴ ساعت طول می شکند.

گستردگی دنیای بازی های تخته ای، اگر بیشتر از بازی های ویدیویی امروزی نباشد قطعاً کمتر نیست؛ با این همه تنها یک مشکل وجود دارد و آن چیزی نیست جز دسترسی بسیار کم به این بازی ها. در واقع تا جایی که می دانیم تنها چند کافه در تهران وجود دارند که این بازی ها را تهیه کرده اند و در شهرهای دیگر هم کمابیش کافه های مشابهی تاسیس شده اند؛ اما باید شناسایی شوند.

البته یک جستجوی ساده در سطح اینترنت، شما را به فروشگاه هایی می رساند که برخی از این بازی های تخته ای را می فروشند، ولی باید در نظر داشته باشید که قیمت آنها بعضاً از بازی های ویدیویی گران تر است اما با توجه به میزان سرگرم کنندگی و تکرار پذیری شان، قطعاً ارزش پرداخت این هزینه بیشتر را دارند. ضمناً اگر اهل کافه رفتن نیستید، متاسفانه خبرهای بدی برایتان داریم و احتمالاً مجبور می شوید بعضی از بازی ها را به کمک واسطه ها از طریق فروشگاه هایی مانند آمازون تهیه کنید.

اگر مونوپلی را قلم بگیریم که قطعاً همه ما با آن آشنایی داریم و احتمالاً چند دوست را به خاطرش از دست داده ایم، بازی های زیر پیشنهادات خوبی هستند:

  • Cosmic Encounter
  • Russian Railway
  • Seven Wonders
  • Dungeons and Dragons: Lord of the Waterdeep
  • Lords of Vegas
  • Dead of Winter
  • Game of Thrones
  • Sid Meier's Civilization: The Board Game

با بازی های ژاپنی قهر نباشید

بازی های ژاپنی متاسفانه در ایران طرفداران آن چنانی ندارند و مخاطبان ایرانی بیشتر به بازی های غربی متمایل هستند؛ این در حالی است که خود غربی ها احترام فراوانی برای همتایان شرقی خود قائل هستند و البته بسیاری از فرنچایزهای برتر ژاپنی، مثل سری زلدا، فاینال فانتزی، پوکمون، پرسونا و حتی یاکوزا خیلی راحت به فروش میلیونی در آمریکا و اروپا می رسند و تنها به بازار خود این کشور محدود نیستند.

قهر با بازی های ژاپنی از یک طرف و عدم شناخت کافی از نینتندو از طرف دیگر، سبب شده تا گیمرهای ایرانی تنها به کنسول ها و بازی های معینی محدود شوند و خودشان را از هنر ژاپنی محروم کنند. فراموش نکنیم که بازار بازی های ویدیویی، از اساس برای سرگرم کردن مخاطبان شکل گرفته و اگر به صورت عامدانه یا غیرعامدانه از برخی شرکت ها، فرنچایزها و ژانرها فاصله بگیریم، تنها به خود ظلم کرده ایم.

سونی طی چندسال اخیر میزبان بازی های ژاپنی ارزشمندی بوده و نینتندو هم که اصلاً به ساخت بازی های ژاپنی همه پسند شهرت دارد؛ بازی هایی که فارغ از سن و سال، هرکسی را برای مدت ها به خود مشغول می کنند. یک نکته جالب، می دانستید که آمارها نشان می دهد گیمرهای مسن تر علاقه بیشتری به بازی های نینتندو نشان می دهند و گیمرهای جوان تر عقیده دارند این بازی ها برای کودکان ساخته شده است؟ شاید بد نباشد اندکی به این موضوع فکر کنیم.

گذشته از این مسئله، بخش عمده ای از برترین بازی های امسال، همگی ژاپنی بوده اند و غالباً میانگین نمرات بالای ۹۰ را در وب سایت متاکریتیک دریافت کرده اند؛ خصوصاً Zelda: Breath of the Wild که در واقع با کنار زدن نسخه ای دیگر از سری زلدا تحت عنوان Ocarina of Time، حالا بالاترین میانگین نمره را در میان همه بازی های تمام دوران دریافت کرده است.

بنابراین اگر با نینتندو آشتی نکنیم، تفکرات پوسیده خود را کنار نگذاریم و پا را از دنیای بازی های سونی و مایکروسافت فراتر نبریم، تنها اثبات کرده ایم که یک گیمر حقیقی نیستیم و صرفاً همان چیزهایی را می پسندیم که شرکت های بازی سازی (بخوانید اکتیویژن، یوبیسافت، الکترونیک آرتز و غیره) می خواهند بپسندیم.

نینتندو را که کنار بگذاریم، باید به سراغ دیگر شاهکارهای امسال برویم؛ بازی هایی مثل NieR: Automata، پرسونا ۵ و یاکوزا ۰، همه و همه عملکردی عالی طی امسال داشته اند و تابستان امسال فرصتی است تا حسابی از آن ها لذت ببرید. ضمناً بازی پرسونا ۵، گیم پلی خالص ۱۵۰ الی ۲۰۰ ساعته دارد که می تواند شما را تا پایان تابستان سرگرم نگه دارد. دیگر چه از این بهتر؟

Final Fantasy XV هم که سال گذشته به بازار آمد، فرصتی عالی برای آشنایی با این فرنچایز محبوب است. بسیاری از ما هیچوقت به سراغ فاینال فانتزی نرفتیم چون احساس می کردیم که مدت زیادی از عمر فرنچایز می گذرد و اگر حالا به سراغش برویم، دیگر به هیچ وجه از داستان و سبک گیم پلی سر در نمی آوریم. اما حقیقت آن است که من هم تا پیش FFXV هیچ نسخه ای از این سری را تجربه نکرده بودم و به شما تضمین می دهم نسخه پانزدهم فاینال فانتزی، فرصتی عالی برای شیرجه زدن در دنیای حیرت انگیز آن است.

در نهایت، باید گفت که استودیوی Platinum Games طی یکی دو ماه اخیر، دو بازی قدیمی اما بسیار مهم را بالاخره روی پی سی پورت کرده که به هیچ وجه دلتان نمی خواهد از دستشان بدهید. اولین بازی، نسخه ابتدایی سری Bayonetta است که بدون شک یکی از برترین هک اند اسلش های تمام دوران به حساب می آید و بازی دوم، شوتر سوم شخص و پر زد خورد Vanquish است که شاید چندان بازی فوق العاده ای نباشد، اما تا حدودی توانسته ابداعات جدیدی به ژانر خود بیاورد و حداقل ۷-۸ ساعت سرگرم تان می کند. هردو بازی در حال حاضر روی استیم قرار گرفته اند.

بنابراین، بازی های پایین را به هیچ وجه از یاد نبرید و طی این تابستان به سراغشان بروید:

  • The Legend of Zelda: Breath of the Wild
  • NieR: Automata
  • Final Fantasy XV
  • Final Fantasy XII: The Zodiac Age
  • Persona 5
  • Yakuza 0
  • Bayonetta
  • Vanquish

نینتندو سوییچ بخرید؛ محض رضای خدا

این بخش از مطلب در واقع دنباله ای است برای پاراگراف های بالاتر که درباره نینتندو صحبت کردیم. نمی خواهیم هرآنچه گفتیم را تکرار کنیم، اما صرفاً باید به این نکته اشاره کرد سوییچ، کنسولی است که به گفته خود نینتندو، ژن تمام کنسول های قبلی این شرکت را به ارث برده و در قالب پلتفرمی واحد با تمام آن ویژگی ها ظاهر می شود؛ کنسولی که هم در خانه و هم در هر جای دیگری می توانید بازی کنید، کنسولی که امکان تجربه کوآپ را در هر زمان به ارمغان می آورد، و در نهایت کنسولی که از قابلیت های حرکتی هم پشتیبانی می کند.

درباره بازی های نینتندو هم دیگر حتی نیازی به صحبت نیست. خودتان دیده اید که «زلدا»، «ماریو کارت» و «آرمز» تا به این لحظه چه امتیازان درخشانی دریافت کرده اند و انتظار داریم همین روند با عرضه «اسپلتون ۲» و «سوپر ماریو ادیسه» ادامه پیدا کند.

نینتندو زمان بندی بسیار تحسین انگیزی برای بازی های انحصاری سوییچ در نظرگرفته و تقویم گیمرها را پر کرده از انحصاری هایی که در فواصل کوتاه، یکی پس از دیگری از راه می رسند و دل شما را می ربایند؛ آن هم در حالی که برای یک انحصاری درست و حسابی از سوی مایکروسافت یا سونی، معمولاً باید چند ماه منتظر بمانیم و البته چندین تاخیر پیش بینی نشده را هم تحمل کنیم.

حتی همین حالا که تنها ۴-۵ ماه از عرضه سوییچ می گذرد، کنسول هیبریدی نینتندو بازی های انحصاری و شخص ثالث بسیار ارزشمندی دارد که شما را در هر زمان و هر مکان سرگرم می کنند. اگر اهل ماجراجویی باشید، Zelda: Breath of the Wild بزرگ ترین جهان را در میان تمام بازی های جهان-باز مقابل چشمان شما قرار می دهد که برای کشف کامل آن حداقل به ۲۰۰ ساعت نیاز دارید؛ این را به داستان زیبا، گیم پلی حقیقتاً مجذوب کننده و گرافیک چشم نواز بازی اضافه کنید تا متوجه شوید واقعاً با شاهکاری تکرارنشدنی طرف هستید.

از طرف دیگر، ماریو کارت یک دنیای کاملاً متفاوت است. دنیایی که در آن بهترین دوست هایتان، تبدیل به دشمنان دیرینه شما می شوند و ساعت ها و ساعت ها به رقابت با آنها می پردازید. دنیای ماریو کارت در اوج لطافت و زیبایی اش، نوعی عطش برای رقابت در شما بر می انگیزد که تنها با شکست دادن رقبایتان مهار می شود. ضمناً همانطور که می دانید، کنترلرهای جوی کان سوییچ، به صورت پیش فرض امکان رقابت دو نفره را به ارمغان می آورند، اما می توانید دو جوی کان دیگر هم بخرید و رقابت را به یک مرحله بالاتر ببرید.

و اما آرمز؛ فرنچایز کاملاً جدیدی که اثبات می کند نینتندو فقط ماریو نمی سازد و تقریباً در هر ژانری حرف های بسیار برای گفتن دارد. آرمز یک بازی مبارزه ای و رقابتی است که کنترل شخصیت هایی با دستان بسیار بلند را در اختیارتان قرار می دهد و باید وارد مسابقه بوکسی با حریف شوید که به کمک قابلیت های حرکتی جوی-کان ها صورت می پذیرد.

علاوه بر همه این ها، تا به این لحظه بازی های شخص ثالث جالبی هم برای نینتندو سوییچ عرضه شده اند که از جمله آنها می توان به بازی تحسین شده The Binding of Isaac، بازی پازلی و سرگرم کننده Snipperclips - Cut it Out, Together و البته ماینکرفت اشاره کرد. بنابراین حالا که قیمت نینتندو سوییچ به سطح معقول تری در بازار رسیده، حتماً این کنسول را خریداری کنید تا از این پس گیمینگ تنها به خانه محدود نباشد و هیچ موقع و هیچ جایی از بازی های محبوب تان جدا نشوید.

اگر به توصیه ما عمل کردید، بازی های پیشنهادی دیجیاتو برای کنسول نینتندو سوییچ را از دست ندهید:

  • The Legend of Zelda: Breath of the Wild
  • Mario Kart 8 Deluxe
  • Arms
  • Splatoon 2
  • Snipperclips - Cut it Out, Together
  • The Binding of Isaac: Afterbirth Plus
  • Super Bomberman R
  • Shovel Knight
  • Minecraft

رمان های بازی بخوانید

قلمرو بازی های ویدیویی، برای مدت های طولانی است که فراتر از مرزهای دنیای دیجیتال رفته و بسیاری از فرنچایزهای مطرح این صنعت، یا براساس سری رمان هایی ساخته شده اند یا پس از عرضه شان، از رمان ها و کمیک بوک های متنوعی بهره مند شده اند. شاید یکی از مهم ترین مسائلی که سبب شده گیمرهای ایرانی از این کتاب ها به دور باشند، عدم ترجمه آنها به زبان فارسی است.

به عنوان مثال علی رغم تمایل بسیاری از گیمرها به ترجمه سری کتاب های ویچر، نوشته آندره سپکوسکی تقریباً هیچ مترجمی دست به کار نشده و باید به نسخه های انگلیسی زبان آن بسنده کرد. اما از طرف دیگر، نسخه فارسی کتاب «مترو ۲۰۳۳» نوشته دمیتری گلوخوفسکی که منبع اقتباس سری بازی اول شخص و تحسین شده «مترو» بوده، همین حالا به راحتی در بازار یافته می شود.

کتاب هایی با محوریت مس افکت، رزیدنت اویل، اسکایریم، مکس پین و گیرز آو وار هم سال ها پیش به فارسی برگردان شدند که با یک جستجوی ساده در سطح اینترنت، به راحتی قابل خریداری هستند. اما اگر زبان انگلیسی تان در سطح مناسبی قرار دارد، خودتان را تنها به این کتاب ها محدود نکنید و به سراغ کتاب های دیگری که براساس اساسینز کرید یا هیلو نوشته شده اند هم بروید؛ مثلاً سری اساسینز کرید، تا به امروز از هفت کتاب نسبتاً قطور بهره مند شده که داستان های هیجان انگیزی از نبرد میان اساسین ها و تمپلارها را روایت می کند.

حالا که بحث از محدود نکردن خودتان به میان آمد، بد نیست که در کنار رمان های داستانی، نیم نگاهی به کتاب های آموزش مفاهیم بازی سازی هم بیندازید. به عنوان مثال کتاب «یک نظریه سرگرمی در طراحی بازی - A Theory of Fun for Game Design» نوشته راف کاستر، یکی از مهم ترین مراجع برای آشنایی مبانی ساخت بازی های سرگرم کننده به شمار می رود و می تواند دانش فنی شما را عمیقاً افزایش دهد.

از طرف دیگر، می توانید کتاب Level Up اسکات راجرز را هم تهیه کنید و با جنبه های مختلف ساخت یک بازی آشنا شوید؛ مهم نیست اگر متوجه بخش های فنی کتاب که برای بازیسازان نوشته شده اند نشدید، در هر صورت شما هم به عنوان مخاطب بازی های ویدیویی می توانید درس های مهمی از این کتاب بگیرید و سپس تشخیص دهید که آیا فلان بازی، به قواعدی که باید رعایت می کرده پایبند بوده یا خیر.

فیلم های مرتبط با بازی های ویدیویی را تماشا کنید

اگرچه از سال های دور، بازی های ویدیویی و فیلم های سینمایی منبعی برای الهام گیری و اقتباس از یکدیگر بوده اند، اما چند سالی است که صنعت هالیوود تمایل بیشتری به ساخت فیلم هایی براساس فرنچایزهای محبوب صنعت بازی نشان می دهد. البته تضمینی نیست که همه این فیلم ها واقعاً جذاب باشند، اما گهگاهی در میان آنها می توان الماس های ارزشمندی را یافت که علاقه شما به فرنچایز محبوب تان (یا به طور کلی تر، بازی های ویدیویی) را دوبرابر می کنند.

قبل از هر چیزی بیایید درباره سریالی صحبت کنیم که در سال ۲۰۱۶ و از سوی کانال HBO (سازنده سریال هایی مانند بازی تاج و تخت و کارآگاه حقیقی) به نمایش درآمد. این سریال ارزشمند که Westworld نامیده می شود، به صورت خاص ارتباطی به هیچ فرنچایز مطرح صنعت بازی ندارد بلکه به طور کلی، بسیاری از تئوری های بازی های ویدیویی را در دنیای واقعی مورد بررسی قرار داده است.

آنتونی هاپکینز، خالق نوعی پارک تفریحی به نام Westworld است که مردم می توانند واردش شده و به اشکال گوناگون، با شخصیت های آن (که هر یک داستان خاص خود را دارند و البته انسان هایی واقعی نیستند) تعامل داشته باشند.

در ادامه سریال مباحثی به میان می آید که از اسپویل آنها می پرهیزیم اما سوالاتی درباره قدرت هوش مصنوعی، خط داستانی باز در برابر روایت اسکریپ شده داستان، ماهیت قدرت های فانتزی، گیمینگ در جهان باز و زندگی مخفیانه کاراکترهای غیرقابل بازی (NPC ها) مطرح می کنند. بد نیست بدانید که برخی اپیزودهای این سریال توسط جاناتان نولان، برادر کریستوفر نولان کارگردانی شده و در مجموع با اثری قدرتمند طرف هستیم؛ درست مثل بقیه سریال های شبکه HBO.

از وست ورلد که بگذریم، نوبت به انیمیشن Castlevania می رسد که مدت زیادی از انتشار آن روی وب سایت نت فلیکس (سازنده سریال خانه پوشالی) نمی گذرد. فصل نخست سریال Castlevania، با اقتباس کامل از نسخه ابتدایی همین سری بازی ساخته شده و داستان شکارچی شیاطینی به نام ترور بلمونت را روایت می کند که پس از حکمرانی کنت دراکولا بر منطقه والاچیا، در صدد شکست او و زیردستانش برآمده است.

پس از این ها هم نوبت به فیلم های سینمایی متعددی می رسد که طی یکی دو سال اخیر روانه بازار شده اند. فیلم Assassin's Creed از یک سو بالاخره روی پرده نقره ای اکران شد و اگرچه دقیقاً همان چیزی نیست که انتظارش را داشتیم، اما بازی مایکل فسبندر در نقش یک اساسین و سکانس های پارکور و پریدن از روی ساختمان های بلند به روی تپه های کاهی، قطعاً تمام عاشقان این فرنچایز را به ذوق می آورد.

Warcraft: The Beginning هم فیلم دیگری بود که سال گذشته میلادی دل عاشقان سری وارکرفت را ربود و البته رامین جوادی، در آهنگسازی آن سنگ تمام گذاشته است. فیلم وارکرفت حمله ارک ها به سیاره آزروث را تصویر می کند و چند انسان قهرمانی که روی این سیاره باقی مانده اند، باید در صدد مقابله با نیروی شیطانی پشت این حمله بزرگ برآیند.

اگر از دوست داران انیمیشن های سینمایی نیز باشید، سال گذشته سال بسیار خوبی برای شما بوده است. دو انیمیشن Angry Birds و Ratchet and Clank بسیار موفق ظاهر شدند و انصافاً انیمیشن های بسیار خوش ساختی هم بودند. پیشنهاد شخصی من هم به علاقه مندان فرنچایز سایلنت هیل و در مجموع فیلم های ترسناک، فیلم Silent Hill سال ۲۰۰۶ با بازی شان بین است که گرچه ساختار و پایان بندی بسیار ضعیفی دارد، اما در بازسازی اتمسفر تاریک این سری بازی بسیار موفق عمل کرده.

اگر قصد دارید به توصیه ما عمل کنید، این فیلم ها و سریال ها را از دست ندهید:

  • Westworld
  • Castlevania
  • سری فیلم های Resident Evil
  • Warcraft: The Beginning
  • Assassin's Creed
  • Ratchet and Clank
  • سری فیلم های Silent Hill
  • Need For Speed

برای دنباله ها آماده شوید

امسال هم مثل هر سال، قرار است نسخه دنباله برخی از بازی های محبوب روانه بازار شود و تابستان جاری، بهترین فرصت است تا پیش از عرضه عناوین جدید، نسخه های قبلی را به پایان برسانید تا هم از داستان بازی ها با خبر باشید هم اینکه تا دیر نشده، از آن ها لذت ببرید. طی یک سال پیش رو و فراتر از آن، دنباله های ارزشمندی قرار است روانه بازار شود، از Red Dead Redemption 2 بگیرید تا The Last of Us: Part II. بنابراین اگر نسخه های قبلی را بازی نکرده اید، حتما به سراغ شان بروید یا اینکه بعد از سال ها، مروری بر آنها داشته باشید.

God of War به جرئت یکی از مورد انتظارترین بازی های سال ۲۰۱۸ است که اگر همه چیز به خوبی پیش برود، طی سه ماهه ابتدایی همان سال به دست مشتریان می رسد؛ بنابراین هنوز وقت زیادی دارید تا به سراغ نسخه های قدیمی بروید یا اگر کنسول پلی استیشن ۲ و پلی استیشن ۳ ندارید، حداقل نسخه ریمستر God of War 3 را روی پلی استیشن ۴ تجربه کنید.

از طرف دیگر، کمپانی مایکروسافت بازی Crackdown 3 را برای کنسول نسل هشتمی خود تدارک دیده که تا پیش از عرضه آن، می توانید نسخه های اول و دوم را روی پلتفرم اکس باکس ۳۶۰ تجربه کنید. اصلاً نیازی به اشاره به Red Dead Redemption هم نیست که خوشبختانه به لطف قابلیت Backward Compatibility اکس باکس وان، مجدداً می توانید به سراغش بروید و یکبار دیگر از ماجراجویی های تکرارنشدنی و البته خونبار جان مارستون لذت ببرید.

کمپانی بتسدا، دو دنباله بسیار مهم Wolfenstein II: The New Colossus و The Evil Within 2 را در دستور کار خود دارد که با فاصله ای دو هفته ای در ماه اکتبر عرضه می شوند. نسخه ابتدایی ریبوت Wolfenstein تحت عنوان The New Order و بسته گسترش دهنده مستقل آن یعنی The Old Blood، به جرئت یکی از بهترین شوترهای اول شخص چند سال اخیر بودند و راه را برای تکامل هرچه بیشتر دووم هموار کردند.

از طرف دیگر، شینجی میکامی، خالق سری رزیدنت اویل چند سال پیش در صدد تکرار شاهکار خود با رزیدنت اویل ۴ برآمد و نتیجه نهایی، اگرچه آنقدرها درخشان نبود اما باز هم The Evil Within ارزش حداقل یک بار تجربه را دارد. ساخته جدید میکامی با انتقادهای فراوان در گیم پلی مواجه شد و حالا به نظر می رسد که این انتقادها شنیده شده اند و دنباله بازی، به مراتب تکامل یافته تر از نسخه ابتدایی ظاهر می شود.

علاوه بر این ها، بازی Destiny 2 را هم نباید فراموش کرد که تنها دو ماه تا عرضه آن باقی مانده؛ اولین نسخه از Destiny عملاً یک بازی ناقص بود که البته بعد از دریافت هزینه های فراوان بابت بسته های الحاقی از گیمرها، بالاخره کامل شد و انصافاً تجربه ای خارق العاده به ارمغان آورد. نسخه کامل این بازی به همراه تمام بسته های الحاقی، در حال حاضر با قیمت مقرون به صرفه ای فروخته می شود و می توانید بالاخره ببینید که این همه تعریف به خاطر چه بوده است.

اگر به دنیای دیزنی و فاینال فانتزی علاقه مند باشید، قطعاً Kingdom Hearts را برای شما ساخته اند که نسخه سوم آن بعد از صبری تقریباً ۱۲ ساله، بالاخره به انتشار نزدیک شده است. Kingdom Hearts III هنوز تاریخ عرضه دقیقی ندارد و قرار است سال ۲۰۱۸ روانه بازار شود، اما تا زمان می توانید به سراغ Kingdom Hearts HD 1.5 + 2.5 Remix و Kingdom Hearts HD 2.8 Final Chapter بروید و از این نقش آفرینی های خوش رنگ و لعاب لذت فراوان ببرید.

در حالی که متاسفانه بسیاری از بازی های بالا، برای کنسول های سونی و مایکروسافت ساخته شده اند، پی سی گیمرها این فرصت را دارند تا به سراغ بازی استراتژیک Total War: Warhammer بروند که در واقع جهان Warhammer را با سبک و سیاق گیم پلی Total War ادغام می کند. نسخه دوم این سری بازی قرار است ماه سپتامبر روی استیم عرضه شود و تا آن موقع، فرصت برای تجربه نسخه ابتدایی فراوان است.

در نهایت هم جا دارد اشاره ای به بازی اپیزودی Life is Strange داشته باشیم که انصافاً یکی از بهترین بازی های اپیزودی چند سال اخیر بود و داستانی بسیار عاطفی از ارتباط میان دو دوست را تصویر می کرد. نسخه پیش درآمد این بازی هم تا چند ماه دیگر به بازار می آید تا این بار وقایع پیش از نسخه نخست را دنبال کنیم و با روابط میان مکس و کلویی بیشتر آشنا شویم.

پس این بازی ها را به هیچ وجه از یاد نبرید و هرطور شده تجربه شان کنید:

  • The Evil Within
  • Wolfenstein: The New Order & The Old Blood
  • Destiny
  • Red Dead Redemption
  • The Last of Us
  • سری Crackdown
  • سری God of War
  • Life is Strange
  • سری Kingdom Hearts
  • سری Assassin's Creed
  • South Park: Stick of Truth

استریم تماشا کنید

همانطور که نیازی نیست حتما پا به توپ باشید تا از یک مسابقه فوتبال لذت ببرید، نیازی نیست حتماً خودتان کنترلر به دست گرفته باشید تا از یک بازی ویدیویی لذت ببرید. امروزه وب سایت های استریم بازی ها مثل توییچ، بیم یا یوتوب گیمینگ محبوبیت بسیار زیادی دارند و دلیل این مسئله هم چیزی نبوده جز علاقه گیمرها به دنبال کردن فعالیت های گیمرهای حرفه ای محبوب شان.

کافی است سری به وب سایت توییچ بزنید تا گزینه های متعددی در مقابل تان قرار بگیرد؛ PlayerUnknown's Battleground، اوورواچ، دوتا ۲ و کانتر استرایک تنها برخی از بازی هایی هستند که دائماً استریم می شوند و حقیقتاً تماشای اینکه بازیکنان حرفه ای چطور به جان یکدیگر می افتند بسیار هیجان انگیز است.

تماشای استریم ها نه تنها به خودی خود سرگرم کننده است، بلکه می تواند به شما در خرید برخی بازی ها کمک کند. مثلاً اگر نمی دانید که چرا اوورواچ بهترین بازی سال ۲۰۱۶ از نگاه دیجیاتو نام گرفت، می توانید به سراغ استریم های آن بروید و متوجه شوید که این بازی تا چه حد سرگرم کننده است. یا اگر نسبت به خرید PlayerUnknown's Battleground که فعلاً در فاز «دسترسی زودهنگام» به سر می برد دو به شک هستید، باز هم استریم ها می توانند کمک تان کنند.

مسابقات جهانی بازی های ویدیویی یا همان ورزش های الکترونیکی هم یکی دیگر از حوزه های صنعت بازی امروزی هستند که به شدت برای برگزارکنندگان چنین رویدادهایی سودآور تلقی می شوند. این رویدادها به قدری محبوبیت یافته اند که امروز یک کانال تلویزیونی تاسیس شده که به صورت انحصاری، مسابقات e-Sports را به صورت زنده پخش می کند. بنابراین اگر برای یک بار هم که شده به سراغ استریم مسابقات دوتا ۲ یا هر بازی دیگری بروید، قطعاً باز هم به سراغ شان خواهید رفت.

یک کنسول قدیمی بخرید

هرچه کنسول های جدید از راه می رسند، کنسول های قدیمی تر ارزان تر می شوند. بنابراین اگر یک کنسول نسل هشتمی تهیه کرده اید اما دلتان برای بازی های سالخورده تر لک زده، شاید ایده بدی نباشد که به سراغ پلتفرم های قدیمی بروید. مثلاً پلی استیشن ۲ دورانی طلایی برای بسیاری از فرنچایزهای مطرح سونی بود یا کنسول Wii نینتندو، با وجود عمری که از تکنولوژی های آن می گذرد، هنوز هم یکی از سرگرم کننده ترین پلتفرم هایی است که می توانید در بازار بیابید.

اکس باکس ۳۶۰ و پلی استیشن ۳ حالا با افت قیمت فراوان مواجه شده اند و قطعاً ارزش تهیه را دارند. اگر نسل هفتم را با هر یک از این دو کنسول سپری کرده اند، حالا فرصت دارید تا به سراغ کنسول دیگر بروید و انحصاری های آن را تجربه کنید. به عنوان مثال، بالاخره وقت آن رسیده تا دارندگان پلی استیشن ۳ به سراغ اکس باکس ۳۶۰ بروند و بازی هایی مانند هیلو: ریچ، گیرز آو وار ۳ و فیبل ۲ را تجربه کنند.

اگر هم اکس باکس ۳۶۰ داشته باشید، باور کنید که دلتان نمی خواهد بازی هایی مثل The Last of Us، آنچارتد و هوی رین را از دست بدهید. در این اقتصاد و این زمان که هرکسی از پس خرید هر دو کنسول نسل هشتمی بر نمی آید، ایده آل ترین گزینه خرید کنسول های قدیمی تر است که کاتالوگی کامل از بازی های مختلف دارند و هزینه کمتری هم روی دست تان می گذارند.

بخش کنسول و بازی دیجیاتو را دنبال کنید

طی دو سالی که از آغاز به کار تیم بازی دیجیاتو می گذرد، تلاش ما همواره بر این بوده که بهترین و تخصصی ترین محتویات مربوط به بازی های ویدیویی را به دست شما برسانیم تا نه تنها احترام و اشتیاق خود نسبت به صنعت بازی را نشان دهیم، بلکه نقشی مهم در افزایش شناخت از بازی های ویدیویی و تاریخچه آنها داشته باشیم؛ اهدافی بلندپروازانه که تنها به کمک شما خوانندگان وفادار و نکته سنج محقق شده اند.

همانطور که طی یک سال گذشته دیده اید، دیجیاتو بسیاری از فعالیت های خود در زمینه بازی را گسترش داده و با استخدام نیروی جوان و مشتاق مشغول آماده سازی محتویات گوناگونی از گوشه و کنار صنعت بازی، چه در ایران و چه در دیگر نقاط جهان است. این روند بدون شک در آینده نیز ادامه پیدا خواهد کرد و بنابراین از شما دعوت می کنیم مثل همیشه، هر روز با بخش کنسول و بازی دیجیاتو همراه باشید تا با مقالات آخر شب مان، شما را به دنیای جادویی بازی های ویدیویی ببریم.

ویجیاتو

نظرات ۳۲

وارد شوید

برای گفتگو با کاربران، وارد حساب کاربری خود شوید.

ورود

Digiato

رمزتان را گم کرده‌اید؟

Digiato