ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

جدیدترین اخبار و روندهای دنیای فناوری را با نگاهی دقیق و حرفه‌ای، در کانال تلگرام دیجیاتو دنبال کنید.

ورود به کانال تلگرام دیجیاتو
ناسا ماه
نجوم و فضا

چرا بیش از نیم قرن طول کشید تا انسان دوباره به سمت ماه برود؟

پس از پایان برنامه آپولو، حالا برنامه آرتمیس دوباره امیدها را برای بازگرداندن انسان به سطح ماه زنده کرده است.

ایمان صاحبی
نوشته شده توسط ایمان صاحبی تاریخ انتشار: ۱۵ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۴:۳۲

در دیجیاتو ثبت‌نام کنید

جهت بهره‌مندی و دسترسی به امکانات ویژه و بخش‌های مختلف در دیجیاتو عضو ویژه دیجیاتو شوید.

عضویت در دیجیاتو

در تاریخ ۱۹ دسامبر ۱۹۷۲، ماژول فرمان آپولو ۱۷ در اقیانوس آرام درون آب فرود آمد و به آخرین مأموریت انسان به ماه پایان داد. اما حدود ۵۴ سال طول کشید تا انسان دوباره راهی قمر زمین شود. فضانوردان مأموریت آرتمیس ۲ چند روز دیگر دور ماه گردش می‌کنند. اما چرا اینقدر طول کشید تا بشر دوباره به‌سوی ماه برود؟

پایان مأموریت آپولو ۱۷ نه‌تنها خاتمه‌ای برای یک مأموریت بود، بلکه یک عصر را به انتها رساند. در میان سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۷۲، ۱۲ فضانورد از طریق شش فرود جداگانه روی ماه قدم گذاشتند. حالا حدود نیم قرن بعد، ناسا با مأموریت‌های آرتمیس به‌دنبال بازگشت به ماه است.

مأموریت آرتمیس ۲ که اخیراً پرتاب شد، چهار فضانورد را به دور قمر زمین می‌برد، اما روی آن فرود نمی‌آید. منتها پاسخ به این سؤال که چرا ۵۰ سال طول کشید تا آمریکایی‌ها دوباره به ماه بروند، ساده نیست. این قضیه بیشتر از آنکه مربوط به فناوری باشد، مرتبط با سیاست‌های ایالات متحده، پول و پشتیبانی جهانی است. برای شروع می‌توان به وضعیت خود آپولو اشاره کرد: این برنامه به‌شکلی طراحی نشده بود که ادامه‌دار باشد.

«جان اف. کندی»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، در تاریخ ۲۵ مه ۱۹۶۱ در نشستی مشترک در کنگره متعهد شد تا پیش از پایان دهه پای انسان را به ماه برساند. پس از ترور او در سال ۱۹۶۳، رئیس‌جمهور بعدی قول داد که به عهد کندی وفا کند. اما افزایش هزینه‌های جنگ ویتنام و اصلاحات داخلی تمایل او را برای تکمیل برنامه‌اش کاهش داد.

بودجه ناسا در سال ۱۹۶۶ به اوج خود رسید و پیش از به موفقیت رسیدن برنامه آپولو نزولی شد. تلاش‌ها برای افزایش بودجه سازمان نیز به در بسته خورد و برخی از مأموریت‌ها را لغو کرد. درنهایت برنامه آپولو در سال ۱۹۷۲ به پایان رسید، نه چون شکست خورده بود، بلکه به‌دلیل اینکه کارش را انجام داده بود.

اکتشافات در ماه نیازمند هماهنگی مالی و سیاسی است

اکتشاف پایدار نیازمند تعهد سیاسی باثبات، تخصیص بودجه قابل‌پیش‌بینی و هدفی روشن و درازمدت است. با پایان برنامه آپولو، ایالات متحده نتوانست این سه مؤلفه را حفظ کند. سیاست‌گذاران از ناسا پرسیدند که هدف بعدی کجاست. در سال ۱۹۷۲، «ریچارد نیکسون»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، از این سازمان فضایی خواست شاتل فضایی را بسازد. این پروژه تمرکز ناسا را از اکتشافات در اعماق فضا به سمت مدار زمین معطوف کرد.

شاتل فضایی که به‌عنوان یک «وانت فضایی» با قابلیت استفاده مجدد شناخته می‌شد، قرار بود دسترسی به مدار را روتین و ارزان کند. اما معلوم شد که این فضاپیما پیچیدگی‌های زیادی دارد و حادثه‌های بسیاری داشت. در یکی از این حادثه‌ها ۱۴ فضانورد جان باختند.

هشت سال پس از آغاز برنامه شاتل فضایی، برخی از فعالان صنعت فضایی به این باور رسیده بودند که زمان بازگشت آمریکا به ماه فرارسیده و حتی می‌توان به سفر به مریخ فکر کرد. در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۸۹، «جورج اچ.دبلیو. بوش»، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، برنامه اکتشافات فضایی (SEI) را اعلام کرد.

هدف این برنامه تعهدی بلندمدت برای ساخت «ایستگاه فضایی آزادی»، بازگرداندن فضانوردان به ماه برای ماندن در آنجا و ارسال انسان به سیاره سرخ بود. اما برآورد هزینه‌ها برای SEI به صدها میلیارد دلار می‌رسید و در آخر منجر به شکست این برنامه شد. عدم حمایت کنگره از این طرح، در کنار برخی عوامل دیگر، باعث شد دولت «بیل کلینتون» SEI را لغو کند.

در دهه ۱۹۹۰، پروژه ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) اولویت اکتشافات را بر حضور در مدار پایینی زمین قرار داد. شاتل فضایی به وسیله‌ای برای ساخت این ایستگاه بدل گشت و فضانوردان را به این پایگاه مداری می‌بُرد.

در سال ۲۰۰۳، فاجعه کلمبیا – که طی آن یک شاتل فضایی در تگزاس سقوط کرد و منجر به مرگ سرنشینانش شد – دوباره تغییراتی در سیاست‌گذاری‌های فضایی آمریکا ایجاد کرد. رئیس‌جمهور «جورج دبلیو. بوش» برنامه «چشم‌انداز اکتشافات فضایی» را اعلام کرد.

هدف این برنامه بازسازی توانایی ناسا برای رسیدن به ماه بود و نیم‌نگاهی به مریخ برای مأموریت‌های آینده داشت. اما ارزیابی‌های مستقل نشان داد که هزینه‌ها و زمان‌بندی‌های این برنامه غیرواقع‌بینانه بوده است. کنگره هرگز از این طرح به‌طور کامل حمایت مالی نکرد و دولت اوباما در سال ۲۰۱۰ آن را لغو نمود.

این چرخه تکراری از پروژه‌هایی که لغو شدند، نشان می‌دهد که چه محدودیت‌هایی برای تأمین بودجه اکتشافات ماه وجود داشته است. برنامه پایدار برای سفر به ماه نیازمند تعهدی مستحکم میان بخش‌های مختلف دولت است. اما تأمین بودجه به رقابت سالانه با سایر بخش‌ها مثل حوزه دفاعی، سلامت و اجتماعی نیاز دارد تا بتواند آینده خود را تضمین کند. تغییرات قدرت و رهبری بخش‌های مختلف کنگره و دولت هم بیش از پیش کار را برای ادامه این برنامه‌ها سخت می‌کند.

از سوی دیگر، برخی می‌پرسند که اصلاً چرا باید به ماه بازگشت؟ هدف برنامه آپولو عمدتاً ژئوپولیتیک بود و پس از جنگ سرد دیگر توجیه قانع‌کننده‌ای در این زمینه وجود نداشت. به‌علاوه، آنچه از مأموریت‌های انسانی به فضا برای جامعه علمی به‌دست می‌آید، نسبت به مأموریت‌های رباتیک کمتر است و پرستیژ پروژه‌ها نتوانسته بود بودجه لازم را تأمین کند.

چرا برنامه آرتمیس موفق شد چرخه تکراری قبلی را بشکند؟

شاید سؤال بهتر این باشد که چرا برنامه آرتمیس توانسته از این الگوی شکست فرار کند؟ ناسا می‌گوید ارسال فضانورد به ماه و حضور پایدار در آنجا به محققان کمک می‌کند تا شیوه زندگی و کار روی یک کره دیگر را بیاموزند و برای مأموریت به مریخ آماده شوند.

ناسا همچنین تأکید دارد که برنامه آرتمیس از طریق همکاری‌های تجاری با بخش خصوصی و شرکای بین‌المللی ساخته می‌شود. «پیمان آرتمیس» بخشی از همین همکاری‌هاست که می‌خواهد مجموعه‌ای از اصول استفاده از ماه و سایر اهداف فضای بیرونی را مشخص کند.

برنامه آرتمیس همچنان پرهزینه است و در برابر ریسک‌های مختلفی ازجمله در حوزه بودجه و اولویت‌ها قرار دارد، اما حداقل روی کاغذ توانسته این ریسک‌ها را در قسمت‌های گوناگون بخش عمومی، خصوصی و حتی کشورهای دیگر توزیع کند و پایگاه گسترده‌ای از حامیان سیاسی داشته باشد.

اگر برنامه آرتمیس موفق شود، دلیلش این است که همه مشوق‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و علمی به‌شکلی پایدار با یکدیگر همسو شده‌اند. اما فعلاً باید صبر کنیم و ببینیم چه زمانی می‌توانیم شاهد قدم‌گذاشتن دوباره انسان بر سطح تک قمر زمین باشیم.

ایمان صاحبی
ایمان صاحبی
دبیر بخش تکنولوژی

فناوری مخصوصاً بخشی که روی لبه حرکت می‌کنه، جذاب‌ترین قسمت این دنیا برام محسوب می‌شه، اما همه حوزه‌ها حتی نقاط تلاقی علم و فناوری می‌تونن خیلی جذاب باشن. در کنار این‌ها دنیای فیلم، سریال و بازی‌های ویدیویی رو هم دوست دارم.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مجموع نظرات ثبت شده (17 مورد)
  • geeksforgeeks
    geeksforgeeks | ۲۳ فروردین ۱۴۰۵

    عنوان مناسب تر :‌چرا بیش از نیم قرن طول کشید تا بعد از شوروی یک قدرت نظامی دیگر جلوی آمریکا بایسته تا آمریکا برای عرض اندام جهانی و فخر فروشی دوباره سمت ماه بره ؟‌ نیل آرم استرانگ و داستان های تخیلیش رسید به آرتیمیس ۲ ... طنز جالبی بود

  • MAminVz
    MAminVz | ۲۱ فروردین ۱۴۰۵

    اینترنت وصل بود می تونست خبرهاش ها دنبال کنم همیشه پرتاب های space X رو می دیدم یادش بخیر

  • 1badbakhtMeseTo
    1badbakhtMeseTo | ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

    عه اینم نیم قرن طول کشید

  • Mehran_mel
    Mehran_mel | ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

    یه فکت : میدونستید آرتمیس اسم ایرانیه :)

    • 1badbakhtMeseTo
      1badbakhtMeseTo | ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

      یه فکت‌جالب تر میدونستی که اسم یک الهه‌ از افسانه‌های یونان باستانه؟ آپولو هم همینطور
      البته که ما اینترنت نداریم حقیقتو بفهمیم پس فعلا مجبوریم هر حرفی بیشتر به دلمون میشینه رو باور کنیم

      • hussein_bakhtiary
        hussein_bakhtiary | ۱۶ فروردین ۱۴۰۵

        درسته الهه یونانی که از اسم یه سردار ایرانی برش داشتن

        • geeksforgeeks
          geeksforgeeks | ۲۳ فروردین ۱۴۰۵

          سرداری که اسمش در شاهنامه نبوده ولی شما ۱۰۰۰ سال بعد از فردوسی کشفش کردی؟ خیلی طنزید

  • Aminali34
    Aminali34 | ۱۵ فروردین ۱۴۰۵

    بازگشت به ماه
    بازگشت به عصر حجر
    این کجا و آن کجا

  • 1badbakhtMeseTo
    1badbakhtMeseTo | ۱۶ فروردین ۱۴۰۵

    به نظرم جواب خوبی ندادی
    من اگه موبایل تورو بدزدم در نتیجه تو موبایلتو از دست میدی، مجبور میشی یه موبایل دیگه تهیه کنی
    اما اگه اسمتو بدزدم بی نام و نشون نمیشی، مثلا اگه اسم تو رها باشه اولین نفری نیستی که اسمش رهاست، درسته بگیم اسمتو از یه رها نامی که قبل از تو وجود داشته دزدیدی؟
    حالا جدا از اینکه هیچ آرتمیس نامی توی فرهنگ ایرانی وجود نداشته، اگر هم کسی اسم بچه‌ش رو گذاشته آرتمیس با الهام و احترام به اون الهه‌ی مقدس فرهنگشون بوده که بعد ها بخاطر قشنگ بودن اسمش به فرهنگ های دیگه هم سرایت کرده.
    مثل تو ایران که مثلا اسم بچه رو میزارن حسین که از باورهای مذهبی و احترام و ارادت نشات میگیره، درسته بگی ایرانیا از عراق این اسمو دزدیدن؟
    خیلی اسم های قشنگ ایرانی هم وجود داره ولی اینجا اسم تجهیزات و سامانه های جنگی رو میزارن جاسم و ابابیل و شاهد و کوثر و زلزال!

  • Burgiwacker
    Burgiwacker | ۱۶ فروردین ۱۴۰۵

    هیچ سندی وجود نداره که پرسئوس از ایرانیا «دزدیده» شده باشه. افسانه‌های یونانی قرنها قبل از نوشته شدن اولین کلمه از پارسی باستان وجود داشتن. اشتباهه که با عینک ناسیونالیسم شرقشناسانۀ رمانتیک به تمدن غرب نگاه کنیم.

  • notabadguy
    notabadguy | ۱۶ فروردین ۱۴۰۵

    صادقانه اصرار روی اینکه فلان چیز ریش اش ایرانی بوده رو نمیفهمم همین الان یه اتفاق میفتته هر کی یه نظر کاملا متفاوت داره چه برسه به چند هزار سال پیش که معلوم نیست کی به کی بوده
    و درک نمیکنم چه اهمیتی داره
    اقا 3000 سال پیش نصف دنیا مال ما بوده اصلا
    الان مهمه که عین یه چرک شدیم رو زخم خاورمیانه و همه کشور ها میخوان سر به تنمون نباشه
    وضع داخلم که بر همه عیانه
    گور بابای تاریخ و تمدن که الان نتیجش شده این
    گور بابای کوروش بزرگ اگه فکر میکنیم از نژاد اریایی هستیم پس خیلی خفن و باهوش و توانمندیم که لیاقتمون با همین طرز فکر نژادپرستانه همینه که هست

  • Burgiwacker
    Burgiwacker | ۱۶ فروردین ۱۴۰۵

    گرامین من چرا میزنی! ولی درست گفتی.

    نام قوم ایرانی پارس که مذکر مفردش پارسا/pārsa بوده و به معنای پارسا و دیندار هست، با Perseus/Περσευς یا پرسئوس یونانی یکی نیست. یونانیا پارس مارو پِرس تلفظ کردن و Persis/Περσις اسم یونانی پارس هست. هرودوت بر اساس این کلمات گفت که پارسها از نسل پرسئوس هستن، و مادها از نسل زن یونانی بنام مدئا (یونانیا به ماد میگن Μεδης/Medēs) و فینیقیان از نسل فوینیکس. این یه عادت بود که یونانیا مردم نژاد قفقازی از مصر و لیبی تا گرجستان رو به اجداد خود ربط بدن و خدایان اونارو همدست خدایان خود بدونن. این تصور که یونان و روم و غرب امروز و دیروز از ما چیزی دزدیدن و این باعث پیشرفتشون شده فقط برای تسکین دردهای روانی ماست، وگرنه کل مردم آسیا، اروپا و آفریقای شمالی ضمن خلوص فرهنگی و نژادی زیاد به هم نون قرض دادن. غرب از برادر شرقیش الگوهایی گرفت و پیشرفت کرد، اما ما شرقیا نه در الهام‌گیری و نه در تقلید الگوشناسانه بدلیل استبداد سیاسی نکوشیدیم و نوآوری نکردیم.

    اما با ذات حرفت موافق هستم.‌ هر ملتی نامهای زیبا و کلمات پرمعنی داره که یا مثل بهرام و هرمز و خورشید و ناهید و شمس و مهر به خدایان مربوطن، یا مثل رستم و یوتاب و ارمناک و خسرو از تاریخ و قهرمانان میان. این اشتباهه که متاسفانه نامگذاریها در کشور ما ریشه‌های لاشگوشتی و نادرست داره.

    به امید روزهای بهتر ...

  • Burgiwacker
    Burgiwacker | ۱۶ فروردین ۱۴۰۵

    بزرگوار حلالم کن تازه بعد از نوشتن یه طومار فهمیدم مخاطب شما من نبودم. شما گویا به کاربر رها پاسخ داده بودید و نه به من.

  • Mahdyarh
    Mahdyarh | ۱۸ فروردین ۱۴۰۵

    در خود مقصد اسمبل شد

  • ImCyrus
    ImCyrus | ۲۲ فروردین ۱۴۰۵

    برو خداوشکر کن که افریقا که انسان ها اول بودن توش الان وضعش اینه باز ایران بهتره یا افغانستان اوون ها هم تمدن دارن باز ولی الان داغونن

مطالب پیشنهادی