زندگی 11 فرد فوق العاده موفق که شکست های سختی را تجربه کردند
موفقیت آسان به دست نمی آید. برای اینکه در زندگی موفق باشید، باید یاد بگیرید که بعد از هر شکست دوباره بلند شوید و تلاش خود را از سر گیرید. اینکه چند بار شکست می خورد ...
موفقیت آسان به دست نمی آید. برای اینکه در زندگی موفق باشید، باید یاد بگیرید که بعد از هر شکست دوباره بلند شوید و تلاش خود را از سر گیرید. اینکه چند بار شکست می خورد اهمیتی ندارد، مهم آن است که هر بار بپاخیزید و نگذارید شکست جلودار شما باشد.
فهرست مطالب
شکست طعم تلخی دارد و می تواند بسیار نا امید کننده باشد، اما باید بدانید که هر بار زمین خوردن پایان دنیا نیست و زندگی می تواند همچنان ادامه داشته باشد. پس خود را آماده یک جنگ واقعی با نابرابری های زندگی کنید، چرا که سرانجام شیرینی پیروزی انتظارتان را می کشد.
حرف هایی که در بالا مطرح کردیم شاید شعار مانند به نظر برسند، اما واقعیت دارند. در ادامه مطلب نگاهی خواهیم انداخت به برخی از افراد فوق العاده موفق که در مسیر خود شکست های بسیاری را تجربه کرده اند.
با دیجیاتو همراه باشید.
1. زندگی افراد موفق ؛ اپرا وینفری

اپرا هم اکنون یکی از شناخته شده ترین مجری های تلویزیونی در سطح جهان است، اما اوضاع همیشه به این اندازه برای او دلپذیر نبوده است. او در سنین نوجوانی مرتبا توسط عمو و پسرعمو هایش مورد تجاوز قرار می گرفت و روزگاری سختی را سپری می کرد. اپرا حتی در سن ۱۴ سالگی بچه ای را به دنیا آورد که البته مدتی پس از تولد، درگذشت.
اولین تجربه اپرا در تلویزیون نیز چندان خوشایند نبود. بانوی بی رقیب قاب جادویی، از اولین برنامه تلویزیونی خود اخراج شد؛ در آن زمان مدیرانش به وی گفتند که بیش از حد احساساتی است و نمی تواند خود را در جلوی دوربین کنترل کند. اپرا بعدا از همین ویژگی استفاده کرد و توانست با ۳ میلیارد دلار سرمایه، عنوان پولدار ترین زن دنیا را به خود اختصاص دهد.
او یکبار در دانشگاه هاروارد و در زمانی که مشغول انتقال تجربیاتش بود، اینچنین گفت: «مفهومی به اسم شکست وجود ندارد. شکست یکی از روش های زندگی است برای اینکه ما را به راه درست هدایت کند.»
۲. توماس ادیسون
ادیسون یک مثال عالی برای فردی است که به حرف دیگران گوش نکرد و اسیر شکست نشد. جالب است بدانید که معلمان توماس به وی می گفتند که او احمق تر از آن است که بتواند چیزی را یاد بگیرد. ادیسون اما هیچگاه دست از تلاش بر نداشت و سرانجام پس از هزاران بار شکست، توانست نام خود را در تاریخ جاودانه کند.
ادیسون هنگامی که درباره شکست هایش از او سؤال کردند، چنین گفت: «من شکست نخوردم. من فقط هزار راه پیدا کردم که به موفقیت ختم نمی شدند.»
۳. زندگی افراد موفق ؛ آلبرت آینشتین
آینشتین تا سن چهار سالگی در ارتباط برقرار کردن با دیگران مشکل داشت. او حتی تا سن ۷ سالگی نمی توانست خواندن را یاد بگیرد. اما همین فرد در نهایت موفق شد نام خود را به عنوان پدر فیزیک دنیا مطرح نماید و جایزه نوبل را به دست آورد.
۴. Jay-Z
شان کارتر که اکنون با نام مستعار Jay-Z در میان رپر ها شناخته می شود، یکی از تاثیرگذارترین و پولدارترین افراد این حوزه به شمار می رود. Jay-Z اما همیشه اینچین موفق نبوده است.
Jay-Z در ابتدا فعالیتش نتوانست توجه کسی را به کار خود جلب نماید. اولین CD او فروش نرفت و هیچ شرکتی حاضر نشد بر روی موسیقی وی سرمایه گذاری نماید.
Jay-Z اکنون ۲۱ جایزه Grammy را از آن خود کرده و به گفته Forbes سرمایه ای ۵۵۰ میلیون دلاری را در اختیار دارد.
۵. زندگی افراد موفق ؛ هنری فرد
اکنون در صنعت اتوموبیل Ford یکی از پیشتازان به شمار می رود و کمتر کسی است که نام این برند را نشنیده باشد. اما بد نیست بدانید که آقای فورد به عنوان مؤسس این شرکت، شکست های بسیاری را تجربه کرد تا سرانجام توانست مجموعه موفق کنونی را شکل دهد. او در اولین کسب و کاری که راه اندازی کرد شکست خورد و پس از آن نیز ۵ بار طعم ورشکستگی را چشید تا در نهایت برند Ford را خلق نمود.
۶. مایکل جردن
یکی از ماندگارترین نام های دنیای بسکتبال، قبل از رسیدن به موفقیت هایش، بارها شکست را تجربه کرده است. او زمانی که در دبیرستان بود به بسکتبال علاقه بسیاری داشت، اما هرگز نمی توانست به تیم اصلی مدرسه راه پیدا کند.
جردن در اظهار نظری معروف در رابطه با موفقیت هایش چنین می گوید: «من در طول مدت ورزشم بیش از ۹ هزار شوت را به بیرون زده ام. نزدیک به ۳۰۰ بازی را باخته ام. در ۲۶ بازی زمانی که می توانسته ام با شوت خود تیمم را برنده کنم، ضربه را هدر دادم. من در زندگیم بارها و بارها و بارها شکست خورده ام و این همان دلیل موفقیت من است.»
۷. زندگی افراد موفق ؛ بیل گیتس
بیل گیتس سال های سال است که عنوان ثروتمند ترین مرد جهان را به خود اختصاص می دهد. اما حتی او هم در یک چشم بهم زدن نتوانسته به موفقیت کنونیش دست پیدا کند. اولین شرکت گیتس Traf-O-Data نام داشت. این شرکت دستگاهی را ساخته بود که می توانست اطلاعات ترافیکی را مورد تحلیل قرار دهد. گیتس و رفیقش پاؤل آلن، در اولین اقدام برای فروش محصولشان متوجه شدند که دستگاه کار نمیکند. در نهایت Traf-O-Data شکست سختی خورد و تمام زحمات گیتس به هدر رفت.
او سپس مایکروسافت را راه اندازی کرد و بقیه داستان نیز برای همه ما روشن است.
۸. چارلز داروین
داروین در زمان کودکی از سمت معلمان و حتی پدرش با کم لطفی های بسیاری مواجه بود. او در این رابطه می گوید: «معلمان و پدرم معتقد بودند که من یک پسر کاملا معمولی هستم که هوشم پایین تر از سطح استاندارد است.»
نیاز به توضیح نیست که داروین اکنون یکی از شناخته شده ترین دانشمندان دنیا است.
۹. زندگی افراد موفق ؛ ونسان ون گوگ

ونگوگ در زمانی که در قید حیات بود تنها موفق شد تا یک تابلوی نقاشی را به فروش رساند. آثار ون گوگ هرچند در زمان خود مورد استقبال قرار نمی گرفتند اما این موضوع باعث نشد تا او دست از کار بکشد. ونسان ون گوگ تا زمانی که زنده بود ۹۰۰ اثر نقاشی را خلق کرد که هر یک از آن ها اکنون میلیون ها دلار قیمت دارند.
۱۰. استیون اسپیلبرگ
اگر بخواهیم نام ۵ کارگردان مطرح دنیا را لیست کنیم، قطعا استیون اسپیلبرگ را باید در میان آن ها جای دهیم. جالب است بدانید که در سال های دور، دانشگاه هنرهای سینمایی کالیفرنیا، دو بار درخواست تحصیل این کارگردان بزرگ را رد کرده است.
اسپیلبرگ بعد ها موفق شد ۳ بار جایزه اسکار را به دست آورد. دانشگاه هنرهای سینمایی کالیفرنیا نیز در سال ۱۹۹۴ از او به خاطر فیلم هایش تقدیر به عمل آورد.
۱۱. زندگی افراد موفق ؛ آبراهام لینکلن
یکی از بهترین رئیس جمهور های آمریکا راه بسیار سختی را برای رسیدن به کاخ سفید طی کرده است. لینکلن شکست را زمانی که در ارتش بود تجربه کرد و بعد ها نیز در کسب و کار خود به زمین خورد. او حتی در زمان رقابت های انتخاباتی نیز شکست های بسیاری را تحمل کرد تا اینکه سرانجام توانست عنوان ریاست جمهوری آمریکا را به خود اختصاص دهد.
•••
شما تا کنون چند بار شکست خورده اید؟ تجربیات خود را با ما در میان بگذارید.
سوالات متداول کاربران درباره موفق ترین افراد جهان
نام موفق ترین افرادی که زندگی سختی را سپری کردهاند چیست؟
هنری فرد، مایکل جردن، جی زد، توماس ادیسون، اپرا وینفری و خیلی دیگر از افراد هستند که با دست خالی دنیای خود را به بهترین نحو ساختهاند.
از زندگی نامه انسان های موفق میتوان چه درسی گرفت؟
هر گوشه از زندگی مردم میتواند با زندگی ما نیز اشتراکاتی داشته باشد. افراد موفق نیز مثل ما در شرایط سخت و دشوار، موقعیتها حساس و... بودهاند که باید از نحوه برخورد آنها با شرایط الهام گرفت.
نام موفق ترین افراد ایرانی که زندگی سختی داشتهاند چیست؟
دکتر محمود حسابی، مریم میرزاخانی، استاد محمود فرشچیان، محمد رضا شجریان و... جزو مشاهیر ایران هستند که زندگی سختی را پشت سرگذاشته و در اوج موفقیت بوده و هستند.
دیدگاهها و نظرات خود را بنویسید
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.










سلام امیررضا هستم و الان ۱۷سالمه و همیشه توی مدرسه تو سری خور بودم و هروز بچه ها منو الکی میزدند وضع درسی خوبی توی بعضی از سال های تحصیلی در دبستان نداشتم
هیچ رفیقی هم توی مدرسه نداشتم
شایدم بخواتره این بوده که
مادرم همیشه من رو بخواتره بازی هایم توی مهمونی ها در سن کم سرزنش میکرد و همیشه میگفت که تو دیگه بزرگ شده ی
اما الان توی دبیرستان رفیق های خوبی دارم و بعداز ظهر ها سرکار میرم و دهم معدن هستم و خداروشکر میکنم که رشته انسانی نرفتم چون به رشته معدن علاقه بیشتری دارم
و ارزو دارم که صاحب معدن شم واز ادامه زندگیم لذت ببرم
من از ۹۴ شروع کردم دنبال کار گشتن و کلی دوره رفتم ولی نه کار گیرم اومد و نه حرفه ای که میرفتم دوس داشتم روش تدریس رفتم ولی مدرکش معتبر نبود آرایشگری رفتم بعد ۵ سال دوسش ندارم و محیطش مناسب من نیست من متعلق به اون حیطه شغلی نیستم همیشه دنبال هدف بودم ولی نمیدونستم هدفم چیه الان من هدفم شناختم و دیدم من ۳ تا هدف دارم ۳ تا علاقه دارم که همیشه سرکوبشون میکردم تقصیر رو نمیدارم گردن خانوادم اونا مقصرن هستن ولی مقصر اصلی خودمم که چرا من پیشقدم نشدم چرا وقتی گفتن نه گفتم چشم الان توی مسیر طولانی قرار گرفتم و سخته ولی دوسش دارم درآمد ندارم و باید کلی خرج کنم همه چی گرون ولی میخوام به همشون برسم میخوام روحم آزاد باشه دیگ بسه ۳۰ سال توی قفس بودم الان میخوام آزاد باشم کتاب میخونم و خودمو پیدا میکنم و انشالله یه روزی میرسم البته من توی مسیرم و میرسم حتما برام دعا کنید میخوام برسم من لیلا ایزدیان هستم اسمم یادتون باشه یه روزی اسم منم میشنوید امیدوارم هم من زنده باشم هم شما که اینو مطلب رو خوندین😊 😍 😍
اینم بگم که من نقاش و نویسنده و نوازنده میشم هرچی مرتبطه به هنره دوس دارم تجربش کنم و موفق باشم😊 😊 😍 😍
سلام من 25 سالمه الان که دارم این متن رو مینویسم گرفتار شکست مالی سنگینی شدم(دو ساله مشغول ترید در فارکس هستم) منی ک خیلی ادم با صبری بودم و تو خونواده خیلی خون گرم هستم بخاطر این موضوع چندین ماهه اصن نه حرفی میزنم و سریع عصبی میشم هرچی دم دستم باشه میشکنم...برای اینکارم خیلی زحمت کشیدم و دارم هم تلاشمو ادامه میدم چون بش علاقه دارم ولی ولی ولی این ضررهایی ک کردم کلا ذهنمو و روانمو بهم ریخته درحالیکه این کار باید بتونی خودتو کنترل کنی...ب این کار مسلطم ولی رو خودم نه...واقعا دیگه از دست خودم کلافه شدم شبا هم نمیتونم راحت بخابم از بس ذهنم درگیره فقط از خدا میخام کمکم کنه بتونم خودمو از این منجلاب نجات بدم...
برا کسایی هم ک میخان وارد فارکس و این حرفه بش یا تازه شروع کردن میخام بگم بهشون اول و اخر چیزی که شما رو ب موفقیت میرسونه کنترل ذهن و مدیریت خودتونه و بعد تکنیکا شاید پنچ درصد هم نباشه!!ولی من همون اول رفتم سراغ تکنیکال و توجهی نداشتم به مدیریت سرمایه حالا که فهمیدم چی ب چیه ک تمام سرمایمو از دست دادم و الان که دارم این متنو مینویسم صفر صفرم...خیلی لحظه سختیه
اگر کسی یک هدفی را تعیین کرده و واقعا از ته دل بخواهد هیچ مانعی نمیتواند سد راه او شود پس باید از شکست هایمان درس بگیریم و بیشتر تلاش کنیم.تسلیم شدن آسان است اما یک عمر حسرت را در پی دارد.من که از شاگردان متوسط کلاس بودم با تلاش بیشتر تونستم به آرزوم دست پیدا کنم و رشته پزشکی رو قبول شم در حالی هیچکس جز خودم منو باور نداشت
چه خوب ک تونستین به هدفتون برسین
من خودمم این آرزو رو دارم با همه اینمه هیچکس باور اینو نداره بتونم موفق بشم
ولی خودم خودمو باور دارم اما یه مدتیه
کارم فقط شده خواب
هرکاری میکنم نمیتونم زودتر بیدار شم یا حتی وقتایی هم ک بیدار میشم همش به عقب میندازم خیلی عصبانی ام از این کارم دارم دیونه میشم شما راهکاری داری ک کمکم کنه تو این مدت کم بتونم پزشکی قبول بشم؟
باسلام خواهشمندم اگر روزی من هم معروف شدم این شکست بد منم بنویسید من امروز تاریخ ۹۷/۹/۱۵ فیزیکم را ۸.۵ شدم و من میخواهم جراح مغز و اعصاب بشوم و میخواهم یک شخصی برتر از پروفسور سمیعی شوم میخواهم این شکست من را وقتی معروف شدم پخش کنید
این دوستمون فک کنم نفسش از جای گرم بلند میشه !!! ب نظرم هیچکس در دنیا ب غیر از ایرانیا نمیتونه شرایط ما رو حتی 20 روز دوام بیاره . مطمعنم همین بیل گیتس اگر توی ایران بود الان ی کافی نت داشت فیلم های زبان اصلی برای مردم میرخت . هیچکاری نمیشه توی ایران کرد اگرم بگیم درس بخونیم نمیدونم زبان یاد بگیریم و غیره انقدر شرایط روحی روانی خراب هست ک نمیشه تمرکز کرد مشکلات ب کنار. واقعیت اینه اوضاع خیلی خرابه باید ب فکر زندهه بودن باشیم چ برسه ذهن برای موفقیت تلاش کنه!!!!!!!
و یچیزی اینکه تو کامنتها دیدم بیشتر دوستان دنبال مقصر میگردن و اینکه میگن تو ایران نمیشه پیشرفت کرد!این یه حرف خنده داده چون آب همیشه راهشو پیدا میکنه مثل نور شاید جنس ما جنس بدیه که نمیتونیم راه رو پیدا کنیم.اگه شکست خوردید فقط خودتونو مقصر بدونید فقط خودتون.ازش درس بگیرید ولی بهش تو ادامه فکر نکنیدو خودتونو بخاطرش سرزنش نکنید چون از موفقیت های آینده نگهتون میداره.خلاصه که هرکسی بانی مشکلاتشو یه فرد دیگه یا محیط یا جامعه بدونه هیچوقت نمیتونه طعم واقعی پیروزی رو بچشه.
سلام :) من تا حالا دو بار شکست مالی سنگین خوردم با تمام سرمایم و این دو مین سال پیاپی شکست مالیمه.از اول از صفره صفر شروع کردم سایت های مختلفی زدم و ده ها بار تو سایت های مختلف شکست خوردم آخر سر با یه سایت سرمایه ای جمع کردم حدود 100 میلیون 60 میلیونشو دادم به دادشم که تو مشکل مالی بود و الان بعد 3-4 سال با اینکه مشکلش حل شده پولمو پس نمیده!خلاصه باقی پولمو نگه داشتم تا اینکه پارسال سرمایه گذاری کردم پر ریسک بود و شکست خوردم بدهی هم بالا آوردم تازه علاوه بر 40 میلیون خودم 60 میلیون هم بدهکار شدم!تو زمانی که هزینه دفتر و سرور و سایت ها ماهی دو میلیون میشد کلا 3 میلیون داشتم و 60 میلیون بدهی شرایط خیلی بدی بود ولی به خدا ایمان داشتم و ایمانم و تلاشم بعد یکسال جواب داد بدهیم رو دادم و 40-50 میلیون هم برا خودم موند با همون از سال جدید کار کردم و سرمایه گذاری کردم مثل سابق تا اینکه شد 104 میلیون باور نمیکنید اینبار هم گرفتار سرمایه گذاری پرریسک شدم و همهش از بین رفت تو سه روز!بارها تو کسب و کارم شکست خوردم و دو شکست مالی نسبتا بزرگ برای خودم دارم:) 27 سالمه و واقعا از صفره صفر شروع کردم و دست خالی دور نمیبینم زمانی رو که موسم خراب شده بود 5 تومن نداشتم موس بخرم و یکهفته با کیبورد کار کرد!الآنم باز به خدای خودم ایمان دارم و از نو پامیشم و با کمک خودش دوباره اوضاع رو سر رو سامون میدم.فقط به خدا تکیه کنید که بقیه افراد دوست روزهای خوشی هستند!انشالله مشکل همه شما عزیزان و عزیزان شما حل بشه.من رو هم پیش خدا دعا کنید تا شاید ببخشتم دوباره:)
سلام :)
مگر ما ازین نابغه ها در ایران کم دیدیم، اما اینو مطمئنم اگر این افراد در ایران بودن هیچ آینده ای نداشتن، یا بیکار بودن، یا معتاد یا نهایتا راننده تاکسی،
واقعا خیلی اراده دارن اینا.
مثلا به جز اینا ایلان ماسک.
خیلی اراده میخواد دو تا شرکت تاسیس کنی یه شرکتت باتری ماشیناش آتیش بگیره و یه شرکت دیگت سه موشک اولش هر سه شکست بخوره و بازم ادامه بدی.
ولی یه استادی داشتیم که فوق العاده بود. بسیار با سواد و جوون. حدودا 25 سالش بود و در حال خوندن برای گرفتن دکتری زبان بود اما درس هم میداد. میگفت ترم اول که رفته دانشگاه، اینقدر انگلیسیش افتضاح بوده که استادش هم مسخرش میکرده. در عرض حدودا 3 تا 5 سال اگه اشتباه نکنم نه تنها در انگلیسی فوق العاده پیشرفت کرد و به اینجا رسید بلکه فرانسوی رو هم کاملا یاد گرفت و الآن به سه زبان فارسی،انگلیسی و فرانسوی مسلطه.
من واقعا نمیدونم چطور ملت اینطورین. به نظر من یه چند تا مقاله هم درباره انگیزه به دست آوردن بعد از شکست قرار بدید.
سلام دوستان
من رضا 22 سالمه
هر عزیزی اینجا یه کامنت گذاشته بعضیا ناامید از زندگی و برخی هم امیدوار به زندگی بودن .
دوست دارم داستان شکست های زندگیم رو براتون نقل کنم شاید با این کار بتونم بارقه ی امیدی در دل شما روشن کنم البته من در حدی نیستم که بخوام راهگشای زندگی شما باشم ولی خوندن این سرگذشت خالی از لطف نیست.
من در خانواده ای تقریبا پایبند به مذهب متولد شدم و وضعیت مالی متوسطی داریم . از زمانی که خودم رو به یاد میارم (15سالگی)در انزوا و گوشه گیری از جمع به سر میبردم .با هیچ گره نمیخوردم و کم کم به حالت افسردگی دچار شدم .نه هدفی برای زندگی و نه هویتی در اجتماع ، غیر از سرکوفت و تحقیر هم در کودکی نشنیده بودم . این حالت پوچی تا سن 18 سالگی برای من ادامه داشت و به طور ناگهانی موجب بروز امراض روانی و جسمی من شد (افسردگی،بی هویتی،انزوا،کاهش وزن شدید،بی میلی به غذا، درد های مکرر و طولانی در ناحیه معده و...) در همین زمان بود که مسیر زندگی من به آنی عوض شد در زندگی برای اولین بار نسبت به دختری احساس علاقه پیدا کردم(عاشق شدم? ? ) .اون دختر یه سال از من بزرگتر بود و تو یه دانشگاه دولتی قبول شده بود(عاشقی منم داستانیه برای خودش که اینجا جای نقلش نیست ).از اون زمان بود که تصمیم خودم مبنی بر این که منم باید همون دانشگاهی که اون دختر قبول شده قبول بشم رو گرفتم(یه چیزی میگم یه چیزی میشنوید تو اون دوره بغالی سر کوچه هم منو شاگردش نمیکرد..من ..دانشگاه...اونم دولتی و با درجه تکاوری در مدرسه....محالهههههه...)
دوستان باور بفرمایید در اون زمان من حتی نمیدونستم کتاب چی هست و به چه دردی میخوره .به هر حال عاشق شده بودم و چاره ای نبود باید از یه جایی شروع میکردم? .با تمام سختی هایی که داشتم درس خوندن رو برای کنکور شروع کردم و جزوه رتبه های برتر کنکور هم شدم البته از آخر?
سال اول که رتبه ای نیاوووردم
ولی ناامید نشدم (عاشق نشدی وگرنه میفهمیدی..? )و با خودم عهد بستم سال بعد برای کنکور قبول بشم
سال دوم اوضاعم بهتر شده بود تازه متوجه شده بودم که کتاب چه فاییده ای داره اما چه سود با چالش جدیدی به اسم "هر چی میخونم نمیفهمم "مواجه شده بودم(حکایت حسنی به مکتب نمیرفته) ..به هر شکلی بود خودم رو بالا کشیدم و برای دوومین بار کنکور دادم و قبول شدم اما نه دانشگاه دولتی بلکه غیرانتفاعی(لازم به ذکره که من هنوز از مشکلات روانی وجسمیم رنج میبردم و تنها تفاوتم با گذشته این بود که علاقم به اون دختر فروکش کرده بود)
و این سال ، سال اوج گیری مشکلات من بود..
بعد از گذشت دوسال من خودم رو در وضعیتی دیدم که دیگه راه برگشتی ازش نداشتم چون برای خودم هدف داشتم و دوسال از عمرم بهای داشته هام بود بنابراین تصمیم گرفتم برای سومین بار کنکور بدم
حالا شما حساب کن مسیر دانشگاه ،حجم دروس دانشگاهی و دروس کنکور و مشغله های بسیار در خانواده و بیماری هایی که داشتم یه طرف اوج گیری بیماری معده و بیمارستان و بستری شدن در بیمارستان که تابم رو بی تاب کرده بود از طرفی دیگر...
با این وجود تمام تلاشم رو کردم و با "توکل به خدا "تونستم دانشگاه تهران قبول بشم و همین الان هم دانشجو هستم و درحال تلاش و در کنار همسر عزیزم با خوشی مسیر زندگی رو طی میکنیم(البته در شرف ازدواجیم? ? ? ) و تمام مشکلات گذشته برای من تمام شد(البته همون طور که خدا فرموده انسان در سختی و مشکلات آفریده شده و نباید در زمان سختی ها جزع و فزع کرد بلکه باید صبر کرد)
بچه ها الان که فکر میکنم تمام این صغری و کبری هایی که خدا برای من چید به خاطر این بود که به من بفهمونه ،من خیر تو رو میخوام ...من اگه بخوام میتونم خیلی چیزها رو بی هیچ حسابی و خیلی راحت به تو بدم اما من میخوام تو به من ایمان بیاری و بنده ی من باشی ...این همین چیزیه که ما نمیخوایم قبول کنیم که خدا ما رو دوست داره و خیر خواه ماست
دوستان به همون کسی که جانم در دست اوست قسم که چیزی غیر از حقیقت نگفتم
من کوچیک تر از اینم که بخوام شما رو نصیحت کنم و طرف صحبتم با اون بشر بی درد و مرض و بی خدا که خدا هم فراموشش کرده نیست بلکه با اون انسانیه که ذره ای بصیرت و روشن بینی در قلب داره هست که اگر بندگی کنی بردگی نخواهی کردپس بندگی کن تا بردگی نکنی
یا حق
خب شما پیشرفت کردی و به جای فوق العاده ای رسیدی اما عشق قدرت تغییر همه چیزو داره.
میدونی وقتی زندگیت یه آسیبی بهش وارد میشه، و ذهنت کاملا درگیر آسیب میشه، بقیه کارها هم خراب میشه. شما عاشق شدی و تونستی جرقه رو اونجا بزنی، اما من عاشق شدم و خوب درک کردم که عشق واقعا زندگی رو تغییر میده. ایمانوئل کانت بیخودی نگفته یکی از سه قانون خوشبختی کسی برای عاشقش بودنه. وقتی عاشق میشی زندگیت از این رو به اون رو میشه. پیشرفت میکنی، به خودت میرسی، به مراتب بالا میرسی و... . یکی از دلایلش اینه دلت میخواد طرف بهت افتخار کنه. از دیگر دلایلش هم قطعا انگیزه بالاست که موقعی که عاشقی بهت دست میده.
ولی من عاشق شدم و داشتم از زندگیم لذت میبردم. حقیقتا معنی واقعی لذت بردن رو اینجا میچشیدم. همه چی عالی بود و کوچکترین دغدغه ای نداشتم، تا اینکه خیلی سریع و در عرض چند ماه کلی اتفاق افتاد و الآن مجبورم که نه تنها اون رو ترک کنم بلکه کلا شهرمون رو ترک کنم و کلا به جای دیگه ای برم. چون از دو سه ماه پیش میدونستم، تمام وجه های زندگیم آسیب جدی وارد شد و الآن دو ماهه که مدام دارم شکست تجربه میکنم. شکست و شکست و شکست. در کنارش به یه پوچی هم رسیدم و افسردگی گرفتم و الآن به فکر خودکشی هستم. آشناها بهم میگن برو پیش روانشناس ولی واقعا علاقه ای به این کار هم ندارم.
کسی توصیه ای نداره؟?
خدایا یک لطفی کن و یک شکست با حال برام تدارک ببین، آخه موفق شدن بدون شکست کلاس نداره، می خندن به ادم یک راست که نمی شه موفق شد..
یخورده جای استیو جابز خالی نیست ؟
از بیل گیتس که بیشتر شکست خورده از شرکت خودش اخراجش کردن 6 ماه افسرده بود .
سلام این متنی که مینوسیم باچشمی گریون چون توی شکست مالی هستم من 26 سالمه تو این شرایط یه چیزی یاد گرفتم که همیشه بهار نیست وقی که شکست میخوری اعتماد همه نسبت به تو کم میشه وکسی شرایط قبلنتو بیاد نمیاره اما ادم نباید خودشو ببازه باید پاشه از اول شروع کنه
سلام .میگین چرازندگینامه یه ادم موفق ایرانی رونذاشتین!!درسته اینجااسمی ازیه ایرانی نبردن ولی خیلی زیادن یکیش دکترحسابی.ازتون میخوام حتماکتاب استادعشق که زندگینامه دکترحسابیه روبخونیدشک نکنیدهمه متحول میشید.ان شاالله راه تغییروتحولتون روپیداکنیدوبه خواسته تون برسید.حقتونوازین زندگی بریداین سهم شماس.مثل دیگران عادی زندگی نکنیدخودتونوپیداکنیدوفوق العاده باشید.
یاعلی
ناپلئون می گوید : جناح چپ من در هم شکسته ، جناح راستم مضمحل شده ، قلب سپاه فرو پاشیده و در حال عقب نشینی است . اوضاع بسیار خوب، بنابراین حمله میکنم .
و ... حمله کرد و پیروز شد .
بزرگی میگه:« اغلب آنهایی موفق می شوند که کمتر تمجید شده اند»
این جمله برا من که خیلی دلگرم کننده بود. شما هم ازش الهام بگیرید و سعی کنید نتیجه ی کارِتون فقط برای خودتون مهم باشه نه دیگران...(منظورم اینه که نگران حرف مردم نباشین!)
«زمین خوردن محصول راه رفتن است نه نشستن...شکست نتیجه فعالیت است نه انفعال...و یادت باشد که دیکته ی نانوشته غلط هم ندارد»
موفق باشید
میشه یه لیست بلندبالا از ژاپنیهای موفق رو هم اضافه کرد که بارها زمین خوردن! وضعیت لینکلن هم خیلی اسفبار تر از اونی بوده که اینجا نوشته شده! راجع به تجربهگرایی این مطلب هم جذابه: http://shjalali.com/2thelife
هیج ایرانی اندازه تفکر یه اروپای نیست خییلی حرفه 999 بار تلاش کنی بازم دس بردار نباشی