
از فلاپی تا سیدی: سفری در زمان با رسانههای ذخیرهسازی که جهان را دگرگون کردند
یادگاران دیروز: داستان فلاپی دیسکها، نوارهای کاست و CD، قهرمانان گمنام عصر داده.
روزی روزگاری، نه چندان دور، دنیای دیجیتال ما به کابلهای ابری یا حافظههای نامرئی گره نخورده بود. در آن دوران، دادهها، موسیقی و رویاهای ما در قالبهایی فیزیکی و ملموس ذخیره میشدند که برای انتقالشان باید آنها را در دست میگرفتیم، درون دستگاهی قرار میدادیم و با صدای خشخش، چرخش یا کلیکشان، منتظر میماندیم تا دنیای دیجیتال در برابر چشمانمان گشوده شود. فلاپی دیسکها، نوارهای کاست و CDها، تنها رسانههای ذخیرهسازی نبودند؛ آنها دروازههایی به سوی اطلاعات، سرگرمی و نوآوری بودند که شکل زندگی و تعامل ما با تکنولوژی را برای دههها تعریف کردند. این مقاله، سفری است به گذشتهای نه چندان دور، به دوران طلایی این قهرمانان گمنام، تا داستان طلوع، اوج و غروب آنها را روایت کنیم؛ داستان رسانههایی که روزی تمام دنیای ما بودند.
فهرست مطالب

۱. فلاپی دیسکها: صدای «کلیک» انقلاب کامپیوترهای شخصی
داستان فلاپی دیسکها با یک «کلیک» آشنا شروع میشود؛ صدایی که نمادی از ذخیرهسازی، انتقال داده و آغاز عصر کامپیوترهای شخصی بود. قبل از اینکه فضای ابری و USBها به ذهن کسی برسد، فلاپیها حاکمان بیچون و چرای دنیای داده بودند.
از غولهای ۸ اینچی تا قهرمانان جیبی
ماجرای فلاپی دیسکها در اواخر دهه ۱۹۶۰ میلادی و در آزمایشگاههای شرکت IBM آغاز شد. هدف IBM ساخت رسانهای ارزان و قابل حمل برای بارگذاری سیستمعامل در کامپیوترهای بزرگ خود بود. نتیجه این تلاش، فلاپی دیسک ۸ اینچی بود که در سال ۱۹۷۱ معرفی شد و ابتدا ظرفیتی معادل 80 کیلوبایت داشت. این دیسکهای انعطافپذیر، انقلابی در ذخیرهسازی ایجاد کردند؛ چرا که برخلاف کارتهای پانچ قدیمی، قابل بازنویسی بودند.
اما دوران درخشش واقعی فلاپیها با ظهور کامپیوترهای شخصی در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰ فرا رسید. فلاپیهای 5.25 اینچی، کوچکتر و کاربردیتر، به سرعت استاندارد جدیدی برای Apple II، Commodore 64 و IBM PC شدند. کاربران با شور و شوق، سیستمعامل داس (DOS)، برنامههای واژهپرداز مثل WordStar و بازیهای سادهای مانند Pac-Man را روی این دیسکهای نرم و انعطافپذیر ذخیره میکردند. این دیسکها که معمولاً ظرفیتی بین 160 کیلوبایت تا 1.2 مگابایت داشتند، وسیلهای حیاتی برای نصب نرمافزار، پشتیبانگیری از فایلها و انتقال اسناد بین کامپیوترها بودند.

قهرمان بلامنازع عصر خود: فلاپی 3.5 اینچی
اما ستاره اصلی این نمایش، بدون شک، فلاپی دیسک 3.5 اینچی بود. سونی در سال ۱۹۸۲ این فرمت را معرفی کرد و با پوشش پلاستیکی سخت خود، مقاومت بهتری در برابر آسیبهای فیزیکی ارائه داد. ظرفیت استاندارد آن 1.44 مگابایت بود که در آن زمان، فضایی بسیار بزرگ به شمار میآمد. با ظهور ویندوز و نرمافزارهای گرافیکی اولیه، نیاز به فضای بیشتر حس میشد و فلاپی 3.5 اینچی به خوبی این نیاز را برآورده کرد.
تصور کنید که در دوران پیش از اینترنت پرسرعت، چگونه یک بازی کامپیوتری جدید یا یک نرمافزار آموزشی را تهیه میکردید؟ در بیشتر موارد، مجموعهای از ۱۰ یا ۱۵ فلاپی دیسک را از فروشگاه میخریدید و با حوصله، یکی یکی آنها را وارد درایو میکردید، منتظر میماندید تا دادهها کپی شوند و سپس دیسک بعدی را جا میانداختید. این فرآیند، هرچند زمانبر بود، اما بخشی از جادوی آن دوران به حساب میآمد. فلاپیها به کاربران اجازه دادند تا برای اولین بار، مالک دادههای خود باشند، آنها را با خود حمل کنند و به اشتراک بگذارند. آنها سنگ بنای عصر کامپیوترهای شخصی بودند که راه را برای پدیدههای دیجیتالی که امروز عادی میدانیم، هموار کردند.

غروب یک ستاره: محدودیتها و جایگزینها
با این حال، فلاپی دیسکها محدودیتهای جدی نیز داشتند. ظرفیت پایین 1.44 مگابایت، در برابر نیاز روزافزون به فضای بیشتر برای نرمافزارهای پیچیدهتر، گرافیکهای سنگینتر و فایلهای صوتی و تصویری، به سرعت ناکافی شد. سرعت انتقال داده آنها بسیار پایین بود و دیسکها در برابر میدانهای مغناطیسی، گرد و غبار و حتی لمس نادرست بسیار آسیبپذیر بودند. پیامهای خطایی مانند «Sector not found» یا «Data error» کابوس کاربران آن دوران بود.
با ورود CD-ROMها، درایوهای Zip و سپس فلشدرایوها و اینترنت، دوران سلطه فلاپیها به پایان رسید. سازندگان کامپیوتر به تدریج درایو فلاپی را از محصولات خود حذف کردند و تا اوایل دهه ۲۰۰۰، این قهرمان دیروز به آرامی از صحنه خارج شد، اما خاطره “کلیک-وِرِر” و نقش بیبدیلش در شکلگیری دنیای دیجیتال، برای همیشه در تاریخ تکنولوژی باقی ماند.

۲. نوارهای کاست: قلب تپنده موسیقی و دادههای اولیه
پیش از آنکه فلاپیها در کامپیوترها حکمرانی کنند، نوارهای کاست به عنوان یک انقلاب کوچک در دنیای صدا و سپس دادهها، قلب تپنده بسیاری از خانهها و علاقهمندان به تکنولوژی بودند.
از موسیقی تا کد: تولد یک پدیده جهانی
در سال ۱۹۶۳، شرکت هلندی فیلیپس (Philips) یک اختراع ساده اما انقلابی را معرفی کرد: Compact Cassette. این نوار مغناطیسی کوچک که درون یک قاب پلاستیکی محافظت میشد، قرار بود جایگزینی برای ریلهای نواری بزرگ و دستوپاگیر باشد. هدف اصلی، ضبط و پخش آسان موسیقی و صدا بود. کاستها به سرعت به پدیدهای جهانی تبدیل شدند و دموکراتیزه کردن موسیقی را آغاز کردند. ضبط موسیقی از رادیو، کپی کردن آلبومها و ساختن “میکستیپ” (مجموعه آهنگهای مورد علاقه) برای دوستان، به یک فرهنگ تبدیل شد. واکمن سونی (Sony Walkman) در سال ۱۹۷۹، با قرار دادن موسیقی در جیب هر کس، اوج محبوبیت کاستها را رقم زد.
اما کاستها تنها به دنیای موسیقی محدود نماندند. در دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰، زمانی که کامپیوترهای خانگی مانند ZX Spectrum، Commodore 64 و Atari 400/800 وارد بازار شدند، نوارهای کاست به ارزانترین و رایجترین روش برای ذخیره و بارگذاری برنامهها و بازیها تبدیل شدند. درایوهای فلاپی در آن زمان بسیار گران بودند و اکثر مردم نمیتوانستند آنها را تهیه کنند.
صدای مودم و بارگذاری بازیها: چالشهای یک راه حل ارزان
برای بارگذاری یک برنامه از روی کاست، کاربر باید دستور «LOAD» را تایپ میکرد، کلید پخش ضبط صوت را فشار میداد و سپس به نالههای عجیب و غریب مودممانند گوش میداد که نشاندهنده خوانده شدن دادهها از روی نوار بود. این فرآیند میتوانست از چند دقیقه تا گاهی نیم ساعت به طول انجامد! تماشای خطوط رنگی در حال حرکت روی صفحه نمایش و شنیدن آن صداهای خاص، بخشی از تجربه نوستالژیک بازی کردن در آن دوران بود.
ظرفیت ذخیرهسازی کاستها بسته به طول نوار متغیر بود، اما معمولاً برای کامپیوترها، هر سمت نوار ۶۰ دقیقهای میتوانست حدود 100−200 کیلوبایت داده را در خود جای دهد. اگرچه این رقم در مقایسه با فلاپیها ناچیز به نظر میرسد، اما برای بازیهای ساده و برنامههای آن دوران کافی بود.

خداحافظی با tape error و rewind
محدودیتهای نوارهای کاست برای ذخیرهسازی داده بسیار زیاد بود. دسترسی به دادهها «ترتیبی» بود؛ به این معنی که برای رسیدن به یک فایل خاص، باید کل نوار را جلو یا عقب میبردید تا به آن نقطه برسید. این کار بسیار کند و خستهکننده بود. نوارهای کاست به شدت مستعد آسیب بودند: گره خوردن نوار، از بین رفتن اطلاعات با میدانهای مغناطیسی، کپک زدن و کیفیت پایین ضبط و پخش، همگی چالشهایی بودند که کاربران با آنها دست و پنجه نرم میکردند. عبارت «Tape Error» (خطای نوار) کابوس تمام گیمرهای آن دوره بود.
با پیشرفت تکنولوژی و کاهش قیمت فلاپی دیسکها، سیدیرامها و بعدها فلشدرایوها، نوارهای کاست به تدریج از صحنه ذخیرهسازی داده کنار رفتند. در دنیای موسیقی نیز، با ظهور CDها، کیفیت صدای بینظیر آنها، کاستها را به حاشیه راند. اما نوار کاست با نقش مهم خود در دموکراتیک کردن موسیقی و فراهم آوردن امکان دسترسی به کامپیوترهای شخصی برای میلیونها نفر، میراثی فراموشنشدنی از خود بر جای گذاشت.

۳. CD: انقلاب نوری و ورود به عصر چندرسانهای
در حالی که فلاپیها و کاستها دنیای آنالوگ و دیجیتال را به هم پیوند میدادند، ظهور CD (Compact Disc) یک جهش کوانتومی بود؛ جهشی که دنیای صدا، داده و سرگرمی را برای همیشه تغییر داد.
تولد یک استاندارد طلایی: از موسیقی تا دایرهالمعارف
داستان CD در اوایل دهه ۱۹۷۰ آغاز شد، زمانی که فیلیپس و سونی به طور مستقل در حال تحقیق بر روی فناوری ذخیرهسازی نوری بودند. این دو غول الکترونیک در نهایت با یکدیگر همکاری کرده و در سال ۱۹۸۲، استاندارد «ردی بوک» (Red Book) را برای CD صوتی معرفی کردند. کیفیت صدای دیجیتال CDها در مقایسه با کاستها و حتی صفحات وینیل، بینظیر بود: شفاف، بدون نویز و با قابلیت دسترسی مستقیم به هر آهنگ. «The Visitors» از گروه ABBA و 52nd Street از Billy Joel از اولین آلبومهایی بودند که به فرمت CD منتشر شدند و به سرعت به نمادی از پیشرفت و کیفیت برتر تبدیل شدند.
با موفقیت خیرهکننده CD صوتی، مهندسان به فکر استفاده از این فناوری برای ذخیرهسازی داده افتادند. نتیجه، CD-ROM (Compact Disc Read-Only Memory) بود که در سال ۱۹۸۵ معرفی شد. یک CD-ROM میتوانست حدود 650 تا 700 مگابایت داده را در خود جای دهد؛ فضایی عظیم که معادل صدها فلاپی دیسک بود! این ظرفیت بالا، CD-ROM را به ابزاری بینظیر برای انتشار نرمافزار، بازیهای حجیم، دایرهالمعارفهای چندرسانهای (مانند Microsoft Encarta) و مجموعههای عظیم اطلاعات تبدیل کرد.

دروازهای به دنیای چندرسانهای
CD-ROMها نقش محوری در رونق انقلاب چندرسانهای در دهه ۱۹۹۰ ایفا کردند. برای اولین بار، کاربران میتوانستند بازیهایی با گرافیک پیشرفته، ویدئوهای کوتاه و صداهای با کیفیت بالا را تجربه کنند. نصب سیستمعاملهای پیچیدهای مانند ویندوز ۹۵ یا نرمافزارهای گرافیکی سنگین، که پیشتر نیازمند دههها فلاپی دیسک بود، حالا با یک یا دو CD به راحتی انجام میشد.
علاوه بر CD-ROMهایی که فقط کارش خواندن بود، نوآوریهای دیگری نیز شکل گرفت. CD-R (Compact Disc-Recordable) در اوایل دهه ۱۹۹۰ به بازار آمد و به کاربران امکان داد تا یک بار بر روی CD داده بنویسند. سپس CD-RW (Compact Disc-ReWritable) معرفی شد که میتوانست چندین بار بازنویسی شود. این فناوریها به افراد عادی اجازه داد تا فایلها، عکسها و موسیقیهای خود را بر روی CDها کپی کرده و به اشتراک بگذارند. صدای چرخش درایو CD و نور لیزر قرمز رنگ آن هنگام خواندن دادهها، به بخشی از تجربه کاربری کامپیوتر در آن دوره تبدیل شده بود.
پایان عصر دیسکهای نوری: از خش تا دانلود
اما مانند پیشینیان خود، CDها نیز با محدودیتهایی روبرو بودند. هرچند بسیار مقاومتر از فلاپیها بودند، اما خشهای کوچک روی سطح دیسک میتوانستند به راحتی دادهها را غیرقابل دسترس کنند. سرعت خواندن و نوشتن آنها نیز در مقایسه با استانداردهای امروزی کند بود. مهمتر از همه، با ظهور فناوریهای جدیدتر مانند DVDها و Blu-rayها که ظرفیت بسیار بیشتری داشتند، و سپس با گسترش اینترنت پرسرعت و حافظههای فلش USB، نیاز به CDها به تدریج کاهش یافت.
امروزه، بیشتر نرمافزارها و محتواهای چندرسانهای به صورت دیجیتالی از طریق اینترنت دانلود میشوند و موسیقی و فیلم از سرویسهای استریمینگ پخش میگردند. درایوهای CD/DVD از اکثر کامپیوترهای مدرن حذف شدهاند. با این حال، CD به عنوان رسانهای که کیفیت صدا را متحول کرد، دروازههای عصر چندرسانهای را گشود و راه را برای ذخیرهسازی نوری دادهها هموار ساخت، جایگاهی بیبدیل در تاریخ تکنولوژی دارد.

۴. میراثی در تار و پود دیجیتال: قهرمانانی که هرگز فراموش نمیشوند
داستان فلاپی دیسکها، نوارهای کاست و CD، تنها حکایت از پیشرفتهای تکنولوژیک نیست؛ این داستان، روایت چگونگی تغییر شیوه تعامل ما با دادهها، سرگرمی و یکدیگر است. آنها هرچند اکنون عمدتاً به موزههای تکنولوژی یا صندوقچههای خاطرات پیوستهاند، اما تأثیرشان بر دنیای امروز ما غیرقابل انکار است.
این رسانههای ذخیرهسازی، هر یک در دوران خود، مفاهیم «قابلیت حمل» و «اشتراکگذاری» را دموکراتیک کردند. فلاپی دیسکها امکان حمل اسناد و برنامهها را در جیب ما فراهم کردند، نوارهای کاست موسیقی را از استودیوها به خانهها آوردند و CDها، با ظرفیت بینظیر خود، پایهگذار عصر چندرسانهای شدند. آنها به ما آموختند که دادهها میتوانند خارج از کامپیوتر یا دستگاه پخش وجود داشته باشند، کپی شوند و به دست دیگران برسند.
علاوه بر این، طراحی و نمادهای بصری آنها همچنان در دنیای دیجیتال ما زنده است. آیکون «ذخیره» در بسیاری از نرمافزارها، هنوز هم یک فلاپی دیسک کوچک است؛ نمادی که یادآور روزهایی است که ذخیره کردن یک فایل، به معنای شنیدن صدای چرخش و کلیک دیسک بود. نوار کاست با حس نوستالژیک خود، الهامبخش بسیاری از طرحهای گرافیکی و رابطهای کاربری است و حتی برخی از هنرمندان هنوز آلبومهای خود را به صورت کاست منتشر میکنند. CDها با درخشش خاص خود و کیفیت صدای انقلابی، استاندارد طلایی کیفیت صدا را برای سالها تعیین کردند.

این رسانهها ما را برای آینده آماده کردند. آنها چالشها و فرصتهای ذخیرهسازی داده در مقیاسهای مختلف را به ما آموختند. ضعفهایشان (مانند ظرفیت پایین، سرعت کم و آسیبپذیری) مهندسان را به سمت ابداع راهحلهای بهتر سوق داد و منجر به توسعه فناوریهایی مانند درایوهای فلش، هارد دیسکهای پرسرعت، DVD و Blu-ray و در نهایت، سرویسهای ابری شد.
نتیجهگیری: نگاهی به آینده از دریچه گذشته
داستان فلاپی دیسکها، نوارهای کاست و CD، داستانی از نوآوری، محدودیت و تکامل بیپایان تکنولوژی است. آنها یادآور این واقعیت هستند که هیچ فناوریای جاودانه نیست و هر ابزاری، هر چقدر هم که در زمان خود انقلابی باشد، روزی جای خود را به ابزاری قدرتمندتر و کارآمدتر خواهد داد. با این حال، این قهرمانان گمنام عصر خود، تنها پارهای از گذشته نیستند؛ آنها ستونهای نامرئی زیرساخت دیجیتالی هستند که امروز ما بر روی آن ایستادهایم. آنها به ما آموختند که دادهها ارزشمندند و اهمیت ذخیرهسازی و دسترسی به اطلاعات، نیروی محرکه اصلی پیشرفت بشر در دنیای تکنولوژی بوده و خواهد بود. از غبار زمان که بگذریم، میراث این رسانههای ذخیرهسازی، در هر بایت دادهای که امروز رد و بدل میکنیم، در هر موسیقی که گوش میدهیم و در هر تصویری که میبینیم، همچنان میدرخشد و به ما یادآوری میکند که برای رسیدن به امروز، مسیری طولانی و پرفراز و نشیب را پیمودهایم.
برای گفتگو با کاربران ثبت نام کنید یا وارد حساب کاربری خود شوید.
اصلا مهرانا تو فقط بنویس ما عشقشو ببریم.❤️
من دهه هشتادیم، فلاپی رو ندیدم حقیقتا. ولی با کیس مثلا ۲۰ سال پیش و ویندوز ایکس پی و تجهیزات اونطوری کار کردم تا 13 سالگیم😂 سیدی، دیویدی و هرچی بعدش اومد که خب مال نسل ماست، ولی من با کاست مثلا کار کردم، هندیکم نواری کار کردم و حتی این اواخر صفحه Vinyl هم خریدم😂 دارم مثل بنجامین باتن برعکس میرم
کیس قدیمیمو باز کردم به عنوان تفریح، مثلا دستگاه فلاپی داشت که واقعا تعجب کردم، در آوردم از کیس و گرد و خاکشو گرفتم و مثل یه تروفی عتیقه گذاشتم بالای کتابخونم.
خود سیستم هم البته باید میرفت اون بالا، رم ۴ تایی ddr2 با حجم مجموعا ۲ گیگابایتی همدم من بود و از اون مانیتور های گنده بک سامسونگ😂ماینکرفت میزدم رو اینا یادش به خیر
تعمیرکار رادیو ضبطهای کاستی بودم و الکترونیک کار و سازنده دستگاههای بیسیم و عاشق الکترونیک . بعد که فلاپی اومد و من هم کم کم کامپیوتری شدم از برنامه DOS و NC و برنامه ایرانی زرنگار خیلی خاطرات دارم و بعد که ویندوز از راه رسید . یک ویندوز قبل از ویندوز 95 هم بود که اسمش دقیق یادم نیست و بعد ویندوز 95 و ..... تا زمانی که اولین فلش درایو 12 مگابایتی رو خریدم . یادش به خیر
با این سرعتی که داریم پسرفت و عقب عقب میریم بعید نیست تا ی مدت دیگه دوباره از اینا استفاده کنیم
ما که هنوز VHS استفاده میکنیم متاسفانه. پول DvD خوان نداریم
مهرانا خسته نباشی عالی بود
💙💙💙💙
به عنوان یه دهه هشتادی فقط سی دی رو یادمه و احساس میکنم این مقاله بهم ناکافی بودن داده اگه امریکا بود حتما از دیجیاتو شکایت میکردم و غرامت میگرفتم
من که ۸۳ ایم فقط VHS و floppy داشتیم با ویندوز XP. حالا ۹۸ هم به ندرت میدیدم. تو بچه ی کدوم پولداری؟
😂😂😂
درود بهت
یادش بخیر. CD که پخش نمیشد رو میبردیم با مایع دستشویی میشستیم و وقتی دوباره میذاشتیم توی DVD player کلی دعا میکردیم که پخش کنه و وقتی پخش میشد انگار دنیا رو بهمون داده بودن :)
وای دقیقاااا
سلام خسته نباشی
من اولین تجربه با PC به این شکل بود که از طرف مدرسه سال چهارم ابتدایی سال 80 رفتیم یه کانون اسمشو یادم نیست
اولین بار با کامپیوتر اونجا آشنا شدم و فلاپی رو دیدم
کارشناس اونجا توضیح میداد قطعات مختلف کامپیوتر و فلاپی هم نشونمون داد
خیلی سال گذشته ولی الان که فکر می کنم
می تونستیم چه کشوری داشته باشیم با این همه استعداد و چی هستیم الان
افسوس
تنها کشوری که تونست با سر به دوران اول تکنولوژی برگرده ایران بود
البته ج.ا بگیم بهتره
شاهد بارش نوستالژی های روح انگیز می باشیم ❤️💿❤️💾❤️📼❤️
راستی با تشکر از مهرانا توروم
به شخصه حس پیری بهم دس میده که میبینم سدی بازی ۱٠ ۱۲ هزار تومنی که تو بچگی داشتم الان قیمتس۲٠٠یا۳٠٠ تومنه بعدشم منی که با خودکار بیک مدرسه می رفتم الان خیلی وقته دیگه ندیدمش و به شخصه دلم برای سی دی گیم هایps1 تنگ شده😮💨
با شرایط فعلی شاید برگردیم به دوران CD
من کل خاطرات کودکیم با cd و dvd بود. بابام حساس بود روی اینا همش غر میزد بهم که تو مراقب نیستی اینا پر خش شدن فلان. یعنی هربار cd ای رو میخواستم استفاده کنم دو ساعت دعا میکردم که وسطش مشکلی پیش نیاد بابام غر نزنه بهم.
البته مامانم و بابام کلییی نوار کاست های مختلف داشتن برای همین با اونم اشنایی داشتم، همش میگفتن بهم وای تو خوش بحالته که سی دی داری و مجبور نیستی با این نوار کاست ها ور بری.
الان که بزرگ شدم و دیگه حتی استفاده از فلش هم خیلی رایج نیست، خیلی این فرهنگ ها برام جذابه و دوست دارم استفاده کنم ازشون، بنظرم خیلی باحاله که تو میکس تیپ درست بکنی برای ی نفر دیگه. واقعا برام جذابه.
خیلی ممنون از مقالهتون.
یاد دورانی که با 6 تا فلاپی DOS نصب میکردیم روی i386 بخیر!
با این وضعیت مملکت تلاش برای انقراض اولویته، ولی اگه دختر داشتم اسمشو میذاشتم مهرانا یا میترا :))
میترا اسم مرد هست. همون میترا خدای دین میترائیسم. متاسفانه به اشتباه این اسم دخترونه شده.
نمیشه بهش گفت اشتباهه، مثل خیلی اسامی دیگه کاربرد برای هر دو جنس داره، مثل فرخ.
ولی اشارهی من به هر دو اسم با ریشهی "مهر" و "میترا" به همون آیین هندوایرانی باستانی میترائیسم یا مهرپرستی بود، مرسی که اشاره کردی :)
با این قیمت فلشها مگه دوباره ضبط سی دی خورم بندازم رو ماشین
نسل جدید عمرا رابطه کاست و خودکار بیک رو بدونه. یا حتی فلاپی از نزدیک دیده باشه
خب عادیه دیگه همینطور که بچه های جدیدتر حتی سی دی رو هم نمیبینن
نسل شما هم برگه های پاپیروس مصر باستان رو هیچوقت نمیفهمن!
😂😂🤝لذت بردم
اونقدرا چیز پیچیده ای نیست اگر کسی تاحالا باهاش کار هم نکرده باشه قابل درکه رابطشون
من به شخصه به عنوان یه دهه نودی بلدم
نوار که توی دستگاه پیچ میخورد ، خودکار بیک رو میگرفتن و باهاش نوار رو میچرخوندن تا اون پیچش برطرف بشه
به شخصه الانم به سیدی و دیویدی علاقه زیادی دارم.
اخرش نفهمیدم شستن سی دی با خمیر دندون واقعا تاثیر داشت
موقع نوشتن مقاله بارها بهش فکر کردم :))) فک کنم جز چیزاییه که هیچووقت نمیفهمیم :)))
مسعول و دستگاههای مربوطه در ایران: دود و کفتر امنیت و عفاف می آورد.
سیستم نظارت حجاب کفتر ها دارن، کفتر رو با پیام میفرستی با جریمه برمیگرده