ثبت بازخورد

لطفا میزان رضایت خود را از دیجیاتو انتخاب کنید.

Very satisfied Satisfied Neutral Dissatisfied Very dissatisfied
واقعا راضی‌ام
اصلا راضی نیستم
چطور میتوانیم تجربه بهتری برای شما بسازیم؟

نظر شما با موفقیت ثبت شد.

از اینکه ما را در توسعه بهتر و هدفمند‌تر دیجیاتو همراهی می‌کنید
از شما سپاسگزاریم.

کامپیوتر و سخت افزار

سقوط تایتان‌های سیلیکونی: چرا کارت گرافیک پرمصرف و رویای SLI برای همیشه نابود شدند؟

بررسی تاریخچه ظهور و سقوط تکنولوژی‌های SLI و CrossFire؛ از هیولاهای پرمصرفی مانند GTX 690 تا دلایل فنی مرگ اتصال چند کارت گرافیک در گیمینگ.

مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور منتشر شده در 10 مرداد 1405  |  22:13

مقدمه: جنون قدرت در عصر طلایی سخت‌افزار

در تاریخ تکامل کامپیوترهای شخصی، دورانی وجود داشت که منطق، جای خود را به جنون قدرت خالص داده بود. اگر امروز یک کارت گرافیک پرچمدار مانند RTX 4090 با ابعاد غول‌پیکر و مصرف انرژی سرسام‌آورش شما را متعجب می‌کند، احتمالاً روزهای باشکوه و در عین حال ترسناک دهه ۲۰۱۰ را به یاد نمی‌آورید. روزهایی که شرکت‌های انویدیا (Nvidia) و ای‌ام‌دی (AMD) در یک مسابقه تسلیحاتی بی‌رحمانه، هیولاهایی را روانه بازار می‌کردند که برای روشن شدن، به چیزی شبیه به یک نیروگاه برق هسته‌ای خانگی نیاز داشتند!

در مرکز این مسابقه تسلیحاتی، یک رویای به ظاهر بی‌نقص وجود داشت: «اگر یک کارت گرافیک می‌تواند بازی‌ها را زیبا اجرا کند، چرا دو تا، سه تا یا حتی چهار کارت گرافیک را به هم متصل نکنیم تا به قدرت بی‌نهایت دست یابیم؟» این رویای شیرین که با نام‌های SLI در اردوگاه انویدیا و CrossFire در جبهه AMD شناخته می‌شد، برای بیش از یک دهه قلب تپنده سیستم‌های گیمینگ فوق‌حرفه‌ای (Enthusiast) بود. اما چه شد که این تکنولوژی جذاب، پس از خلق کارت‌های افسانه‌ای و پرمصرفی مانند GTX 690، به تدریج به یک کابوس فنی تبدیل شد و در نهایت به زباله‌دان تاریخ پیوست؟ این داستان صعود و سقوط باشکوه پردازش چندگانه در دنیای گرافیک است.

فصل اول: تولد یک رویا؛ از 3dfx تا ظهور SLI و CrossFire

برای درک این سقوط، باید به نقطه شروع بازگردیم. ایده اتصال دو کارت گرافیک برای اولین بار توسط شرکت افسانه‌ای 3dfx در سال 1998 با تکنولوژی Scan-Line Interleave (SLI) معرفی شد. در آن زمان، کارت‌های Voodoo 2 با استفاده از یک کابل به هم متصل می‌شدند و هر کدام نیمی از خطوط تصویر را پردازش می‌کردند. وقتی انویدیا در سال 2000 شرکت 3dfx را خرید، این تکنولوژی را نیز تصاحب کرد.

چند سال بعد، در سال 2004، انویدیا مفهوم SLI را با نام جدید Scalable Link Interface احیا کرد و AMD نیز در سال 2005 با تکنولوژی CrossFire به میدان آمد. ایده تجاری بسیار وسوسه‌انگیز بود: گیمرها می‌توانستند امروز یک کارت میان‌رده بخرند و سال آینده، وقتی قیمت آن افت کرد، کارت دوم را بخرند و با اتصال آن‌ها، عملکردی در حد یک پرچمدار گران‌قیمت داشته باشند. مجلات سخت‌افزاری پر شده بودند از عکس مادربردهایی که دو یا سه کارت گرافیک غول‌پیکر روی آن‌ها نصب شده بود و با پل‌های اتصال (SLI Bridge) به هم گره خورده بودند. این ترکیب، نماد نهایی ثروت و تخصص در دنیای PC بود.

READ  فهرست گوشی‌های مجاز برای ورود به کشور توسط گمرک منتشر شد

فصل دوم: عصر هیولاها؛ کالبدشکافی GTX 690 و R9 295X2

رقابت بر سر فریم‌ریت بالاتر، مهندسان را به جنون کشاند. اگر گیمرها نمی‌خواستند دو کارت گرافیک مجزا بخرند، چرا دو پردازنده گرافیکی (GPU) را روی یک برد مدار چاپی (PCB) لحیم نکنیم؟ اینجا بود که عصر کارت‌های گرافیک «دو هسته‌ای» (Dual-GPU) آغاز شد.

در می سال 2012، انویدیا از شاهکار مهندسی خود رونمایی کرد: GeForce GTX 690. این کارت صرفاً یک قطعه سخت‌افزاری نبود، بلکه یک بیانیه هنری و صنعتی بود. انویدیا دو تراشه کامل GK104 (همان تراشه‌های استفاده شده در GTX 680) را روی یک برد قرار داد. طراحی ظاهری این کارت هوش از سر منتقدان پراند. محفظه خنک‌کننده از آلومینیوم با روکش کروم سه‌ظرفیتی و آلیاژ منیزیم قالب‌گیری شده ساخته شده بود (موادی که معمولاً در صنایع هوافضا استفاده می‌شوند). دو محفظه بخار (Vapor Chamber) اختصاصی و یک فن مرکزی وظیفه خنک کردن این کوره کوچک را بر عهده داشتند.

اما این هیولای 999 دلاری، مصرف برق وحشتناکی داشت. توان حرارتی (TDP) آن 300 وات اعلام شده بود، اما در عمل و زیر فشار، کل سیستم به منبع تغذیه‌هایی (پاور) با توان 800 تا 1000 وات نیاز داشت.

AMD نیز بی‌کار ننشست. آن‌ها در سال 2014 با معرفی Radeon R9 295X2 مرزهای دیوانگی را جابه‌جا کردند. این کارت چنان داغ و پرمصرف بود (با TDP خیره‌کننده 500 وات!) که خنک‌کننده بادی برای آن جوابگو نبود و AMD مجبور شد آن را به صورت پیش‌فرض با یک سیستم خنک‌کننده مایع (واترکولر) یکپارچه روانه بازار کند. این کارت‌ها شبیه به موتورهای V12 در دنیای ماشین‌ها بودند: پرمصرف، داغ، پر سروصدا، اما به شدت جذاب.

فصل سوم: ترک‌های روی دیوار؛ چرا فیزیک و نرم‌افزار با هم درگیر شدند؟

در حالی که روی کاغذ همه چیز عالی به‌نظر می‌رسید، در دنیای واقعی، استفاده از دو GPU همزمان، یک کابوس تکنیکال بود. برای اینکه بفهمیم چرا این سیستم شکست خورد، باید تکنولوژی پشت آن را به زبان ساده کالبدشکافی کنیم.

در سیستم‌های مدرن SLI و CrossFire، از روشی به نام AFR (Alternate Frame Rendering) استفاده می‌شد. یعنی کارت گرافیک شماره 1، فریم‌های فرد (فریم 1، 3، 5) را رندر می‌کرد و کارت گرافیک شماره 2، وظیفه رندر فریم‌های زوج (فریم 2، 4، 6) را بر عهده داشت. این روش در تئوری باید نرخ فریم را دقیقاً دو برابر (یعنی 100% افزایش) می‌کرد. اما واقعیت چیز دیگری بود.

۱. دروغی به نام حافظه دو برابر (VRAM Illusion):

وقتی شما دو کارت گرافیک با 2 گیگابایت حافظه (VRAM) را به هم متصل می‌کردید، برخلاف تصور عموم، 4 گیگابایت حافظه نداشتید! در روش AFR، هر کارت باید یک کپی دقیق از تمام اطلاعات صحنه (تکسچرها، مدل‌ها و…) را در حافظه خود داشته باشد تا بتواند فریم خود را رندر کند. بنابراین حافظه‌ها با هم جمع نمی‌شدند، بلکه «آینه» (Mirror) یکدیگر بودند. شما همان 2 گیگابایت را داشتید، فقط دو بار! این موضوع در بازی‌های جدیدتر که به حافظه گرافیکی عظیمی نیاز داشتند، به شدت گلوگاه (Bottleneck) ایجاد می‌کرد.

READ  نگاهی به برخی از عجیب ترین گجت های سال 2015

۲. لکنت مایکرو (Micro-Stuttering)؛ وقتی فریم‌ریت بالا هم فایده ندارد:

این مرگبارترین ضربه به پیکر SLI بود. فرض کنید نرم‌افزار نشان می‌دهد بازی با 60 فریم بر ثانیه اجرا می‌شود، اما بازی روی مانیتور به طرز عجیبی پرش دارد و روان نیست. چرا؟ به‌دلیل پدیده‌ای به نام Micro-Stuttering (لکنت ریز).

در روش AFR، قرار است کارت اول فریم 1 را بدهد و بلافاصله کارت دوم فریم 2 را تحویل دهد. اما گاهی فریم کارت دوم کمی پیچیده‌تر بود و پردازش آن چند میلی‌ثانیه بیشتر طول می‌کشید. در نتیجه، فریم 1 نمایش داده می‌شد، سپس یک مکث بسیار ریز اتفاق می‌افتاد، و بعد فریم 2 و 3 پشت سر هم روی صفحه پرتاب می‌شدند. این عدم هماهنگی در زمان‌بندی فریم‌ها (Frame Pacing) باعث می‌شد که تجربه بصری کاربر، با وجود فریم‌ریت بالا در نرم‌افزارهای بنچمارک، بسیار آزاردهنده و غیرروان باشد.

۳. قانون بازده نزولی (Diminishing Returns):

کارت دوم هرگز 100% افزایش کارایی نمی‌داد. در بهترین حالت این رقم بین 40% تا 70% بود. اضافه کردن کارت سوم این افزایش را به 15% و کارت چهارم گاهی عملکرد را کاهش می‌داد، زیرا پردازنده مرکزی (CPU) نمی‌توانست اطلاعات را با سرعت کافی بین چهار هیولای تشنه تقسیم کند و گلوگاه ایجاد می‌شد.

فصل چهارم: کابوس توسعه‌دهندگان بازی و تغییر معماری رندرینگ

مشکلات سخت‌افزاری تنها نیمی از داستان بود. قاتل اصلی SLI و CrossFire، موتورهای بازی‌سازی مدرن بودند.

در گذشته، رندر کردن یک فریم، فرآیندی مستقل بود. اما با پیشرفت گرافیک، توسعه‌دهندگان به تکنیک‌های جدیدی مانند TAA (Anti-Aliasing موقت) روی آوردند. در این تکنیک‌ها، برای محاسبه نور یا لبه‌های تصویر در فریم فعلی (مثلاً فریم 2)، کارت گرافیک باید بداند که در فریم قبلی (فریم 1) چه اتفاقی افتاده است.

اما به یاد بیاورید که در AFR، فریم 1 دست کارت اول و فریم 2 دست کارت دوم است! این دو کارت برای تبادل این اطلاعات سنگین از طریق پل SLI یا مادربرد، به زمان نیاز داشتند. این تاخیر، کل فلسفه سرعت را زیر سوال می‌برد. بهینه‌سازی بازی‌ها برای SLI به قدری سخت، پرهزینه و زمان‌بر بود که استودیوهای بازی‌سازی یکی پس از دیگری اعلام کردند: «ما دیگر از این تکنولوژی پشتیبانی نمی‌کنیم.»

فصل پنجم: میخ آخر بر تابوت؛ DirectX 12 و تسلیم انویدیا

در سال‌های 2015 به بعد، با معرفی رابط‌های برنامه‌نویسی جدید مانند DirectX 12 و Vulkan، تغییر بنیادی دیگری رخ داد. در گذشته، انویدیا و AMD از طریق آپدیت درایورهای خود، بازی‌ها را به زور با SLI سازگار می‌کردند. اما در DirectX 12، این مسئولیت به‌طور کامل به گردن توسعه‌دهنده بازی (Game Developer) افتاد (تکنیکی به نام Explicit Multi-Adapter).

READ  بزرگ‌ترین سینمای زنجیره‌ای دنیا پذیرش دوج کوین و شیبا اینو را آغاز کرد

همان‌طور که قابل پیش‌بینی بود، استودیوها که دیدند تنها کمتر از 1% گیمرها از سیستم‌های چند کارته استفاده می‌کنند، هیچ بودجه‌ای برای کدنویسی آن اختصاص ندادند. بازی‌ها یکی پس از دیگری بدون پشتیبانی از SLI و CrossFire منتشر شدند.

انویدیا ابتدا پشتیبانی از سه و چهار کارت را متوقف کرد. سپس پل‌های پهن‌تر و گران‌تری (مانند NVLink) معرفی کرد تا شاید مشکل تاخیر را حل کند، اما دیگر دیر شده بود. سرانجام در سری RTX 3000، انویدیا رسماً اعلام کرد که پشتیبانی از SLI را به پایان رسانده است. در نسل RTX 4000، حتی پین‌های اتصال NVLink نیز از روی کارت‌های گیمینگ حذف شدند. ای‌ام‌دی نیز در سکوت کامل، برند CrossFire را به خاک سپرد. تایتان‌ها سقوط کرده بودند.

جمع‌بندی: مرثیه‌ای برای هیولاهای پرمصرف

مرگ SLI و CrossFire یک تراژدی نبود، بلکه یک تکامل ضروری بود. در حالی که ما رویای ترکیب کارت‌ها را در سر می‌پروراندیم، قانون مور و پیشرفت‌های معماری سیلیکون کار خود را می‌کردند. مهندسان متوجه شدند که به جای درگیر شدن با مشکلات هماهنگی دو تراشه، بهتر است یک تراشه واحد بسیار بزرگ و قدرتمند بسازند.

کارت‌هایی مانند GTX 690 امروزه به‌عنوان اشیای کلکسیونی و نمادهای دوره «غرب وحشی» در سخت‌افزار کامپیوتر شناخته می‌شوند؛ دوره‌ای که شرکت‌ها برای کسب تاج پادشاهی، حاضر بودند قوانین فیزیک، مصرف انرژی و جیب مصرف‌کننده را به چالش بکشند.

امروزه، پردازش چندگانه گرافیکی فقط در دیتاسنترها و برای هوش مصنوعی (AI) استفاده می‌شود، جایی که هزاران کارت گرافیک بدون نیاز به رندر کردن تصویر برای مانیتور، اعداد را پردازش می‌کنند. رویای گیمینگ با چند کارت گرافیک مرده است، اما میراث آن دوران یعنی عطش سیری‌ناپذیر برای گرافیک واقع‌گرایانه‌تر هنوز هم در قلب هیولاهای تک‌هسته‌ای و مدرن امروزی می‌تپد. دفعه بعد که کارت گرافیک جدید و ضخیم خود را درون کیس نصب می‌کنید، به یاد داشته باشید که این هیولای یکپارچه، روی استخوان‌های اجداد دوگانه‌اش ایستاده است.

مهرانا عیسی‌پور
مهرانا عیسی‌پور

از سال ۱۳۹۶ به‌صورت حرفه‌ای در حوزه فناوری می‌نویسم و تمرکز اصلی‌ام بر سخت‌افزار، بازار دیجیتال و تحلیل محصولات مصرفی است. طی این سال‌ها تلاش کرده‌ام فراتر از معرفی صرف محصولات حرکت کنم و با رویکردی تحلیلی، روندهای بازار، استراتژی برندها و ارزش واقعی هر محصول برای کاربر ایرانی را بررسی کنم. علاقه‌م به تکنولوژی فقط به مشخصات فنی محدود نمی‌شود؛ برای من هر محصول، داستانی از تصمیم‌های مهندسی، رقابت تجاری و تجربه کاربری است. از پوشش اخبار و تحولات صنعت گرفته تا تدوین راهنمای خرید و تحلیل قیمت‌های روز بازار، سعی می‌کنم اطلاعات دقیق، به‌روز و کاربردی ارائه دهم تا مخاطب بتواند آگاهانه‌تر تصمیم بگیرد. باور دارم خبرنگاری تکنولوژی فقط انتقال خبر نیست؛ بلکه ترجمه دنیای پیچیده فناوری به زبانی شفاف، قابل فهم و قابل اعتماد برای مخاطب است.

دیدگاه‌ها و نظرات خود را بنویسید
مطالب پیشنهادی